۲۳ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
مواد خاکی نادر؛ میدان نبرد ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم و فرصتی که ایران نباید از دست بدهد

مواد خاکی نادر؛ میدان نبرد ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم و فرصتی که ایران نباید از دست بدهد

در جهانی که قدرت از لوله تفنگ به قلب زنجیره تأمین منتقل شده، مواد خاکی نادر به سلاح راهبردی دولت‌ها تبدیل شده‌اند.

بازار؛ گروه صنعت: اگر نفت، شاهرگ اقتصاد قرن بیستم بود، مواد خاکی نادر شریان حیاتی قرن بیست‌ویکم‌اند. از خودروهای برقی و توربین‌های بادی گرفته تا سامانه‌های موشکی، رادارها، تلفن‌های هوشمند و هوش مصنوعی، هیچ صنعتی بدون این عناصر حیاتی قادر به ادامه حیات نیست. اما مسئله فقط «فناوری» نیست؛ مواد خاکی نادر به قلب ژئوپلیتیک جهانی تبدیل شده‌اند.

تمرکز تولید در چین، وابستگی غرب، تلاش برای بازآرایی زنجیره تأمین و ورود کشورها به رقابت معدنی–صنعتی، شرایطی کم‌سابقه ساخته است. در این میان، ایران با وجود ذخایر قابل‌توجه بالقوه، هنوز در حاشیه این بازی بزرگ ایستاده است؛ حاشیه‌ای که می‌تواند به نقطه ضعف یا به سکوی جهش راهبردی تبدیل شود.

تمرکز تولید در چین، وابستگی غرب، تلاش برای بازآرایی زنجیره تأمین و ورود کشورها به رقابت معدنی–صنعتی، شرایطی کم‌سابقه ساخته است. در این میان، ایران با وجود ذخایر قابل‌توجه بالقوه، هنوز در حاشیه این بازی بزرگ ایستاده است.

مواد خاکی نادر چیست و چرا به مسئله امنیت ملی تبدیل شده‌اند؟

مواد خاکی نادر شامل ۱۷ عنصر فلزی هستند که اگرچه «نادر» به معنای کمیاب بودن مطلق نیستند، اما استخراج، جداسازی و فرآوری آن‌ها پیچیده، پرهزینه و آلاینده است. همین ویژگی‌ها باعث شده کنترل آن‌ها به ابزار قدرت بدل شود.

امروزه بیش از ۹۰ درصد فناوری‌های پیشرفته نظامی—از موشک‌های هدایت‌پذیر و پهپادها گرفته تا سامانه‌های جنگ الکترونیک—وابسته به عناصر نئودیمیوم، دیسپروزیم، تربیوم و ساماریوم هستند. در بخش غیرنظامی، تولید هر خودروی برقی به‌طور متوسط به ۲ تا ۳ کیلوگرم مواد خاکی نادر نیاز دارد.

بر اساس داده‌های ۲۰۲۴، بازار جهانی مواد خاکی نادر ارزشی در حدود ۱۲ تا ۱۵ میلیارد دلار داشت، اما پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۵ با رشد صنایع سبز و دیجیتال به بیش از ۴۵ میلیارد دلار برسد. این رشد سریع، مواد خاکی نادر را از یک موضوع معدنی، به یک چالش ژئوپلیتیک و امنیتی تبدیل کرده است.

امروزه بیش از ۹۰ درصد فناوری‌های پیشرفته نظامی—از موشک‌های هدایت‌پذیر و پهپادها گرفته تا سامانه‌های جنگ الکترونیک—وابسته به عناصر نئودیمیوم، دیسپروزیم، تربیوم و ساماریوم هستند.

سلطه چین بر زنجیره جهانی؛ نقطه شکننده قدرت غرب

چین در حال حاضر بازیگر بی‌رقیب میدان است. بر اساس گزارش‌های رسمی، این کشور در سال ۲۰۲۴ حدود ۶۸ تا ۷۰ درصد تولید جهانی استخراج و بیش از ۸۵ درصد ظرفیت فرآوری و پالایش مواد خاکی نادر جهان را در اختیار داشته است.

برتری واقعی چین نه در معادن، بلکه در فناوری جداسازی، پالایش و تولید محصولات با ارزش افزوده بالا است؛ بخشی که غرب طی دهه‌ها به دلیل هزینه بالا و حساسیت زیست‌محیطی، به چین واگذار کرده بود.

ایالات متحده در سال ۲۰۲۴ تنها حدود ۱۵ درصد استخراج جهانی را انجام داده، اما همچنان برای فرآوری، به چین وابسته است. اروپا وضعیتی شکننده‌تر دارد و بیش از ۹۸ درصد نیاز خود را وارد می‌کند.

این عدم توازن، مواد خاکی نادر را به ابزار فشار ژئوپلیتیک تبدیل کرده است؛ چنان‌که محدودسازی صادرات چین در مقاطع مختلف، مستقیماً نگرانی امنیتی در واشنگتن و بروکسل ایجاد کرده است.

برتری واقعی چین نه در معادن، بلکه در فناوری جداسازی، پالایش و تولید محصولات با ارزش افزوده بالا است؛ بخشی که غرب طی دهه‌ها به دلیل هزینه بالا و حساسیت زیست‌محیطی، به چین واگذار کرده بود.

رقابت بلوک‌ها؛ مواد معدنی به‌جای ناوهای جنگی

پاسخ غرب به سلطه چین، آغاز یک «جنگ سرد معدنی» بوده است. آمریکا با تصویب «قانون کاهش تورم» (IRA) و بسته‌های حمایتی، بیش از ۳۵ میلیارد دلار به توسعه معادن و زنجیره تأمین مواد حیاتی اختصاص داده است. اتحادیه اروپا نیز در قالب «قانون مواد خام حیاتی» هدف‌گذاری کرده تا تا سال ۲۰۳۰، حداقل ۴۰ درصد فرآوری مواد حیاتی در داخل این اتحادیه انجام شود.

در طرف مقابل، چین به‌جای افزایش صرف استخراج، بر کنترل صادرات فناوری فرآوری و آلیاژهای پیشرفته تمرکز کرده و عملاً بازی را به سطح بالاتری برده است.

در این رقابت، کشورهایی که دارای ذخایر بالقوه هستند اما هنوز وارد زنجیره ارزش نشده‌اند—مانند ایران—به میدان رقابت ژئوپلیتیک دعوت نشده‌اند، بلکه موضوع رقابت دیگران شده‌اند؛ وضعیتی که بدون سیاست فعال، به حاشیه‌نشینی راهبردی منجر می‌شود.

تولید تجاری ایران در این حوزه عملاً نزدیک به صفر است. نبود فناوری فرآوری، ضعف سرمایه‌گذاری، نبود سیاست صنعتی مشخص و تحریم‌ها، باعث شده ایران صرفاً در سطح اکتشاف باقی بماند.

جایگاه ایران؛ ذخایر بالقوه، حضور حداقلی

بر اساس اطلاعات منتشرشده از سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی ایران، نشانه‌های قابل‌توجهی از عناصر نادر خاکی در استان‌هایی مانند خراسان جنوبی، یزد، کرمان، آذربایجان شرقی و سمنان شناسایی شده است. برخی برآوردهای غیررسمی از وجود ده‌ها میلیون تن ذخایر همراه با عناصر نادر در باطله‌های معدنی و معادن فسفات و آهن خبر می‌دهد.

با این حال، تولید تجاری ایران در این حوزه عملاً نزدیک به صفر است. نبود فناوری فرآوری، ضعف سرمایه‌گذاری، نبود سیاست صنعتی مشخص و تحریم‌ها، باعث شده ایران صرفاً در سطح اکتشاف باقی بماند.

این درحالی است که کشورهایی با ذخایر کمتر از ایران، با ورود به حلقه فرآوری و همکاری‌های فناورانه، جایگاهی مهم در نقشه مواد حیاتی جهان به دست آورده‌اند. مسئله ایران، نه فقدان منبع، بلکه فقدان استراتژی است.

نقطه کلیدی برای ایران، تغییر نگاه از «اکتشاف معدنی» به زنجیره ارزش صنعتی است. بدون سرمایه‌گذاری در پالایش، آلیاژسازی و کاربردهای صنعتی، مواد خاکی نادر صرفاً یک دارایی خام باقی می‌مانند.

تحریم، فناوری و پنجره‌های فرصت پنهان

تحریم‌ها اگرچه دسترسی ایران به فناوری غربی را محدود کرده‌اند، اما در حوزه مواد خاکی نادر، یک فرصت متناقض نیز ایجاد کرده‌اند. قدرت‌های نوظهوری چون چین، روسیه و برخی اعضای بریکس به‌دنبال تنوع‌بخشی به منابع تأمین و کاهش ریسک تمرکز هستند.

ایران می‌تواند با ورود هوشمندانه به همکاری‌های معدنی–صنعتی، به‌ویژه در مراحل بالادستی و نیمه‌پایین‌دستی، خود را به‌عنوان تأمین‌کننده قابل اتکا مطرح کند. مزیت ایران در انرژی ارزان، نیروی انسانی متخصص و موقعیت ژئوپلیتیک، در صورت تکمیل با فناوری فرآوری، می‌تواند مزیت رقابتی ایجاد کند.

برآوردها نشان می‌دهد ورود ایران به تنها ۵ درصد بازار جهانی فرآوری مواد خاکی نادر می‌تواند سالانه ۲ تا ۳ میلیارد دلار ارزش افزوده ایجاد کند؛ رقمی فراتر از بسیاری از صادرات سنتی.

مسیر راهبردی ایران؛ از معدن‌محوری به قدرت صنعتی

نقطه کلیدی برای ایران، تغییر نگاه از «اکتشاف معدنی» به زنجیره ارزش صنعتی است. بدون سرمایه‌گذاری در پالایش، آلیاژسازی و کاربردهای صنعتی، مواد خاکی نادر صرفاً یک دارایی خام باقی می‌مانند.

ایجاد کنسرسیوم‌های معدنی–دانشگاهی، جذب سرمایه هدفمند خارجی، تمرکز بر فرآوری عناصر منتخب با کاربرد نظامی و انرژی‌های نو، و تدوین سیاست ملی مواد حیاتی، می‌تواند ایران را از بازیگر خاموش به بازیگر مؤثر تبدیل کند.

در جهانی که جنگ‌ها کمتر با تانک و بیشتر با محدودسازی زنجیره تأمین رقم می‌خورند، مواد خاکی نادر نه یک گزینه، که ضرورت امنیت ملی‌اند. ایران اگر این میدان را جدی نگیرد، در آینده نه‌چندان دور، هزینه غفلت امروز را با وابستگی صنعتی و فناورانه خواهد پرداخت.

***

ژئوپلیتیک مواد خاکی نادر، نقشه تازه قدرت جهانی را ترسیم کرده است. در این نقشه، کشورها یا تأمین‌کننده‌اند، یا وابسته. جایگاه سومی وجود ندارد. ایران هنوز فرصت انتخاب دارد؛ فرصتی که با هر سال تأخیر، کوچک‌تر و پرهزینه‌تر می‌شود. انتخاب امروز، جایگاه صنعتی و امنیتی فردای کشور را رقم خواهد زد.

کد خبر: ۳۸۵٬۴۸۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha