روان شناسی معاملات و نقش آن در هیجان‌های بورسی چیست؟

احساسات در معاملات نقش به‌سزایی داشته و احساسات یک معامله‌گر است که به وی در بسیاری از لحظه‌ها دستور خرید یا فروش را صادر می کند.

وحید بلالی؛ بازار:  «خرید و فروش هیجانی تازه واردان بورس»، این جمله را در بسیاری از تحلیل های بورسی شنیده ایم، اصلی ترین عاملی که باعث می شود معاملات وارد فاز هیجانی شود، ورود احساس معامله گران در بورس است، به عبارت دیگر معامله گران وقتی به یک نماد احساس مثبت دارند آن را خریداری کرده و زمانی که احساس مثبت خود را نسبت آن از دست می دهند آن را می فروشند.


کار با پول
برای اینکه بتوانیم تعریف دقیقی از احساس در معامله نام ببریم ابتدا باید تعریف دقیقی از پول ارائه کنیم، پول چیست؟ به عنوان نمونه یک میلیون تومان چیست؟ جواب اول شما این است پولی که قدرت خرید معادل یک میلیون تومان سهم را به ما می دهد، اسکناس از آن جهت اعتبار دارد که ما به آن اعتقاد و اطمینان داریم و معتقدیم ممکن است با تورم ارزش آن کاسته شود ولی هنوز اعتبار خرید دارد و به جای اجناس یا کالاها و یا سهام بیشتر بتوانیم اجناس، کالاها و سهام کمتری بخریم.

پول کجا چاپ می شود و اعتبار خود را از کجا به دست می آورد؟
پول کجا چاپ می شود و در کجا به پول هوشمند اعتبار داده می شود؟ درست است در بانک مرکزی. اما پول فقط در بانک مرکزی تولید می شود و قدرت خرید و احساس درگیر در پول را جامعه و تقاضا تعیین می کند. این عوامل مقدماتی بود تا احساس در معاملات را توضیح دهیم، در معاملات بورس شما  بیشتر از هر چیزی از ذهن خود استفاده می کنید، به این معنی که هر چند ما در بازارها با پول معامله می کنیم اما این معامله بر سر ارزش واقعی شرکت ها یا امثال آن ها نیست، بلکه ما احساسات خود را داد و ستد می کنیم و صرفا به این دلیل در بازار وارد معامله ای می شویم که انتظارات خاصی را به این کار خود مرتبط کرده ایم.

هر چند در بورس به ظاهر دارایی ها معامله می شوند، اما در واقع ما تنها احساسات خود را معامله می کنیم و همین دلیلی است بر این که چرا برانگیختگی خلقی و احساسی روزانه معامله گران قیمت ها را مرتبا دچار نوسان می کند، بنابر این وقتی از سرمایه گذاری در بورس صحبت می کنیم می توانیم از وسط گذاشتن احساساتمان در بورس بگوییم به این نگاه ناگهان بسیاری از از موضوعات برایمان روشن می شود.

ترس و طمع چیست؟
حتما این جمله را شنیده اید که ترس و طمع محرک قیمت همه چیز است، خواه سهام باشد یا ارز یا طلا و یا نفت. در مورد طلا این موضوع به وضوح قابل مشاهده است، عده ای از مردم با تحریک طمع خود سکه را از بازار آزاد تهیه کرده و در بورس کالا به فروش می رسانند و می توانند قیمت سکه را به راحتی بالا ببرند، قیمت طلا در چند سال گذشته به این دلیل رشدی انفجاری داشته است، با از بین رفتن اعتماد مردم به سیستم های اقتصادی تعداد بیشتری از مردم به سمت تبدیل پول های خود به طلا روی آورده اند و این پدیده تنها مختص ایران نیست و درسرتاسر جهان نیز اتفاق افتاده است، البته به علت تورم بالای ۴۰ درصد و ایجاد ترس و طمع بیشتر در دل مردم ایران شدت شیب افزایش قیمت طلا در ایران چند برابر کشورهای توسعه یافته و حتی در حال توسعه دیگر است.

خب حالا ترس چیست؟ طمع چیست؟ اگر از بورس بازان بپرسید جواب های بسیاری را خواهید شنید، برخی نیز اصلا جوابی ندارند، طمع نیز نوعی ترس است، طمع وقتی به وجود می آید که انسان احساس کند از به دست آوردن چیز ارزشمندی جا مانده است، طمع انسان را کور می کند، ارزیابی بی طرفانه را غیر ممکن می سازد و به راحتی می تواند توهم را جایگزین واقعیت کند دقیقا همان چیزی که امروز در بورس ایران در ذهن تازه واردان بورسی شکل گرفته است.

اکنون می توان فهمید که چرا قیمت سهم بعد از ارائه یک گزارش سه ماه خوب با کاهش ۱۰ درصدی باز می شود، زیرا صرفا در روزی بازگشایی شده است که تمام بازار منفی است، یعنی معامله گران تازه وارد درک درستی از هیچ سهمی نداشته و فقط با احساس خود معامله می کنند.

احساسات انسان ها و عصبی شدن متعاقب آن دلیل افزایش یا کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی قیمت سهم ها تنها در یک ساعت هستند، درست مشابه همان رفتاری که این روزها در بورس تهران رخ می دهد، البته این پدیده تنها به ایران مربوط نبوده و در بازار جهانی نیز بسیار دیده شده است، مانند آن چیزی که در بازار نفت فیوچرز در یک ماه اخیر رخ داد، اما تمام فعالان بازار احساسی فکر نکرده و تصمیم نمی گیرند و این افراد هستند که می توانند سال های سال در بورس مانده و درآمدزایی کنند.

اعتماد سیستم اصلی در بورس 

اگر سیستم سرمایه داری را به عنوان یک کلیت واحد نگاه کنیم می بینیم این سیستم بر پایه یک چیز استوار است و آن اعتماد است. به همین علت است که سیاست گذاران اقتصادی وظیفه دارند نگذارند حتی یک بانک نیز ورشکسته شود و به همین علت در سال ۲۰۱۱ سعی کردند با چنگ و دندان نگذارند ایتالیا و یونان ورشکسته شوند، در ایران نیز ورشکستگی یک بانک  مهم دولتی به منزله از بین رفتن اعتماد به سیستم اقتصادی دولت می تواند قلمداد شود و باعث هرج و مرج اقتصادی شود، پس شما توانستید بفهمید که چرا عده ای از مردم ایران وارد فعالیت های سفته بازی شده اند؟، به همین علت که آن عده اعتماد خود را به سیستم اقتصادی کشور از دست داده زیرا می بینند روز به روز قدرت خرید کمتر شده و تورم از درآمد بیشتر افراد ایرانی پیشی گرفته است. اگر این اعتماد در کل بدنه جامعه از دست برود کار تمام است، پول ها بی ارزش می شوند و تنها به تکه کاغذهایی تبدیل خواهند شد.

در نتیجه پول چیزی نیست جز اعتماد قابل لمس و بورس هم جایی است  برای معامله بر اساس احساس. ترکیب این دو با هم معجونی می شود که برای کسی که طرز تهیه آن را نمی داند بسیار خطرناک خواهد بود. هر فردی خود را سزاوار نوشیدن این معجون بداند باید بداند که چه ریسک هایی را به جان می خرد. اما یک تازه وارد بورسی این نکات را می داند؟ جواب خیر است. تازه کاران بورسی در ایران تنها به دنبال گرفتن سیگنال های خرید و فروش بوده و حتی زحمت یادگیری تحلیل های ابتدایی در بورس را نیز به خود نمی دهند، اگر شما تحلیگر حرفه ای بنیادی و تکنیکال هم باشید باید کار با پول را بلد بوده و مغلوب احساسات در معامله نشوید حال اینکه فعالان تازه وارد بورسی در ایران اساسا هیچ کدام از این سه مهارت را ندارند و چقدر خطرناک هستند این فعالان تازه وارد.

برگرفته  از بخش هایی از کتاب ذهن زیبا در بورس نوشته آندریاس فیچر و توماس وینتر 

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۱:۴۳
کد خبر: ۲۰٬۲۸۶

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 9 + 7 =