۳۰ تیر ۱۴۰۰ - ۱۴:۳۱
کد خبر: . ۹۹٬۳۸۲
نگاه جنگ سردی به روابط تجاری جهانی نباید داشت| «کمربند-جاده» با وجود موانع پیش خواهد رفت

«جفری کارلینر» معتقد است هرچه اقتصاد چین بزرگتر و پیچیده تر می شود، قدرت اقتصادی و نفوذ آن رشد می کند و در تعیین قواعد تجارت جهانی نقش بزرگتری خواهد داشت.

بازار؛ گروه بین الملل: چین به لطف توسعه سریع اقتصادی خود موفق شده است در سال های اخیر خود را به عنوان یک ابرقدرت نوظهور در جهان معرفی کند و در استراتژی چین برای تبدیل شدن به برترین کشور جهان، اقتصاد جایگاه بسیار مهمی خواهد داشت. بسیاری از نهادهاو موسسات و شرکت های خارجی در سال های اخیر حضور خود را در چین گسترش داده اند و حتی این احتمال وجود دارد که شهرهای پکن و شانگهای به قطب های مالی و اقتصادی جدید جهان تبدیل شوند.

آمریکا در سال های آینده نفوذ اقتصادی و مالی خود را روی اروپا حفظ خواهد کرد اما در برخی دیگر مناطق نظیر شرق آسیا و آفریقا، شاهد سنگین شدن کفه به نفع چین خواهیم بود. چین در حال حاضر شریک نخست تجاری بسیاری از این کشورهاست و این مساله در آینده هم ادامه خواهد داشت. با این حال سطح استاندارد زندگی در آمریکا حتی در آینده هم بهتر از چین خواهد بود و انتظار می رود کیفیت زندگی شهروندان آمریکایی در سال ۲۰۵۰ حدود ۳۰ درصد بهتر از شهروندان چینی باشد.

در این راستا خبرنگار بازار گفتگویی با پروفسور «جفری کارلینر» استاد دانشگاه بوستون آمریکا تنظیم نموده که در ادامه می آید.

*چین در سیاست خارجی متمرکز بر توسعه اقتصادی است. این در حالی است که امریکا در تلاش است تا این کشور را وارد منازعات ژئوپلیتیک کند. به نظر شما امریکا قادر به این کار خواهد بود؟
چین طی ۴۰ سال گذشته بر توسعه اقتصادی متمرکز بوده است و در گسترش اقتصاد خود، ایجاد صنایع مدرن، بیرون راندن صدها میلیون نفر از فقر و گسترش چشمگیر جریان تجارت و سرمایه گذاری با سایر کشورها به طرز چشمگیری موفق بوده است.

اخیراً در دوره شی جین پینگ، سیاست خارجی چین به موضوعات غیر اقتصادی روی آورده است. این موضوعات شامل اختلافات مرزی با هند در هیمالیا، اختلافات بر سر آبهای ساحلی با ویتنام، فیلیپین، برونئی و مالزی در دریای چین جنوبی و اختلافات با ژاپن و کره جنوبی در دریای چین شرقی است.

وضعیت تایوان به طور بالقوه بسیار خطرناک تر است. اینکه آیا باید به طور مستقل اداره شود یا به عنوان یک کشور مستقل؟ یا باید مستقیماً از طریق پکن اداره شود؟ این اختلافات توسط ایالات متحده آمریکا ایجاد نشده است گرچه ایالات متحده آمریکا در همسایگان چین نفوذ دارد.

*بحث مهم درباره توسعه اقتصادی چین این است که این کشور بر خلاف مدل لیبرالی به توسعه اقتصادی دست یافته است بدون اینکه مسیر توسعه سیاسی را بپیماید. برخی معتقد هستند که چین در آینده از موضوع عدم توسعه سیاسی با مشکلات حادی مواجه خواهد شد و مطالبات مردم چین وارد فاز توسعه سیاسی هم خواهد شد. پیش بینی شما چیست؟
شصت سال پیش، تایوان و کره جنوبی هر دو دارای سیستم دیکتاتوری بودند که توسط یک حزب سیاسی اداره می شدند. سپس پس از ۲۵ یا ۳۰ سال توسعه سریع اقتصادی، هر دو به دموکراسی تبدیل شدند، جایی که احزاب سیاسی می توانستند در انتخابات پیروز شوند یا شکست بخورند و روسای جمهور توسط رای دهندگان از سمت خود برکنارمی شوند.

بسیاری از کارشناسان تصور می کردند با توسعه چین این اتفاق در چین نیز رخ خواهد داد. این اتفاق دیگر محتمل به نظر نمی رسد. به نظر می رسد حزب کمونیست چین کاملاً کنترل اوضاع را در دست دارد. تاکنون نشانه های کمی در روند توسعه چین وجود دارد که نشان می دهد مردم چین با ثروتمندتر شدن و تحصیلات بیشتر خواهان دموکراسی بیشتر هستند.

*در نشست اخیر گروه ۷ سران کشورهای غربی بودجه ای به منظور ترغیب کشورهای در حال توسعه برای مراودات تجاری با غرب و دور کردن آنها از چین تصویب کردند. آیا این راهکار می تواند مانع پروژه «یک کمربند-یک جاده» چین شود؟
پیشنهاد G۷ برای ارائه وام بیشتر به کشورهای در حال توسعه در زمینه زیرساخت بعید است آنها را از گرفتن وام از چین منصرف کند. به احتمال زیاد تلاش برای جلوگیری از پروژه «یک کمربند-یک جاده» چین بی نتیجه خواهد بود.

*در دکترین جدید امنیتی روسیه نقش مهمی برای روابط با چین لحاظ شده است. با توجه به همکاری های دو کشور به نظر می رسد روسیه و چین به رغم برخی اختلاف نظرها ولی در حال تعمیق مناسبات با یکدیگر به ویژه در خصوص پروژه «یک کمربند-یک جاده» هستند. توافق در خصوص گذر برخی کریدورهای مهم این پروژه از مسیر شمالی(روسیه) در این راستا ارزیابی می شود. آیا شاهد قطبی شدن جهان بر اساس مناطق تجاری و اقتصادی خواهیم بود؟ به این معنا که در یک طرف روسیه و چین و متحدان آنها و در طرف دیگر غرب و متحدان آن؟
بسیار بعید است که جهان به دو منطقه تجاری و اقتصادی تحت سلطه ایالات متحده آمریکا و متحدانش و چین و روسیه تقسیم شود. اکنون جهان بیش از حد یکپارچه شده است و نمی تواند به جدایی که در دهه ۱۹۷۰ وجود داشت برگردد.

عربستان سعودی نه تنها به ژاپن و اروپا نفت می فروشد بلکه به چین نیز نفت می فروشد. آمریکای جنوبی و آفریقا فروش مس، سنگ آهن و لوبیای سویا به چین را متوقف نخواهند کرد و همچنین خرید لباس چینی و لوازم الکترونیکی مصرفی را متوقف نخواهند کرد.

حتی ایالات متحده و اروپا بسیار بعید است که فروش هواپیما، ماشین آلات، ذرت و گوشت خوک را به چین متوقف کنند و یا خرید تلفن های همراه و سایر کالاهای مصرفی از چین را متوقف کنند.

اگرچه ممکن است رشد تجارت بین چین و روسیه و سایر کشورهای جهان کند شود، اما به طور چشمگیری کاهش نخواهد یافت. به نظر من مناطق تجاری و اقتصادی جداگانه ای وجود نخواهد داشت.

*مراودات تجاری و اقتصادی چین با حدود ۱۳۰ کشور است و امریکا با حدود ۸۰ کشور. و چین در حال عملیاتی کردن پروژه «یک کمربند-یک جاده» است. وابستگی این کشورها آیا باعث نخواهد شد ما شاهد شکل گیری نوعی نظم چینی باشیم؟

ایالات متحده آمریکا و چین تقریباً با تمام کشورهای دیگر جهان روابط تجاری دارند. هرچه اقتصاد چین بزرگتر و پیچیده تر می شود، قدرت اقتصادی و نفوذ آن رشد می کند و در تعیین قواعد تجارت جهانی نقش بزرگتری خواهد داشت. چگونگی تغییر این قوانین مشخص نیست، اما مسلم است که چین در تنظیم آنها اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.

۳۰ تیر ۱۴۰۰ - ۱۴:۳۱
کد خبر: ۹۹٬۳۸۲

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 5 =