۱۰ فروردین ۱۴۰۰ - ۱۳:۴۲
کد خبر: . ۸۰٬۵۲۰
روابط اقتصادی تهران_بغداد زیر سایه مسائل امنیتی!/ اولویت سیاست خارجی ایران اقتصاد نیست؛ قبضه بازار بکر عراق در دست رقبا

«اردشیر پشنگ» می گوید: اگر ما در وهله اول بتوانیم یک تفاهم امنیتی_سیاسی با قدرتهای بزرگ منطقه ایجاد کرده و پیش از آن یک تنش زدایی جدی با قدرتهای فرامنطقه ای داشته باشیم، اقتصاد اولویت سیاست خارجه خواهد شد.

تهمینه غمخوار؛ بازار: پیوند میان جمهوری اسلامی ایران و عراق با موقعیت ژئوپلیتیکی و ظرفیت های بالقوه­ اقتصادی هر دو کشور، مبتنی بر حسن نیت و تلاش در جهت افزایش همکاریهای دو جانبه و همچنین وجود اشتراکات زیاد تاریخی، فرهنگی و اجتماعی در طول سالهای گذشته به خصوص پس از سقوط صدام بسیار عمیق تر شده است.

مواضع دو کشور علیه تروریسم و گروههای تکفیری با هدفی مشترک موجب شده تا هر کدام در گذر از چالش‌های گوناگون از جمله مشکلات اقتصادی برای دیگری یاری رسان باشند و با نگاهی راهبردی برای گسترش همکاری های اقتصادی تلاش خود را به کار گیرند و برای افزایش بیشتر آن برنامه ریزی نمایند، هر چند که در این اثنا، گاهی عراق برای تامین منابع انرژی خود از جمله برق که سالها جمهوری اسلامی ایران آن را تامین کرده، به سراغ کشورهای عربی رفته است.

بر اساس آمارهای سازمان توسعه تجارت در دو سال گذشته، کشور عراق از حدود ۱۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار صادرات ایران به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، معادل ۹ میلیارد دلار را به خود اختصاص داده و رتبه اول و سهم ۰، ۷۲ درصدی را از آن خود کرده است. در سال ۲۰۲۰ نیز، با وجودی که بحران کرونا مشکلاتی را در گذرگاه های مرزی ایجاد کرد و روابط تجاری را تحت تاثیر قرار داد، باز هم بیشترین حجم صادرات ایران همچنان به عراق گزارش شده است.

بنابراین، حتی کرونا نیز موجب نشد تا طرح توسعه مناسبات دو جانبه، شتاب خود را از دست بدهد و اگرچه چشم انداز پسا کرونا در تبادلات تجاری میان دو کشور به میزان ۲۰ میلیارد دلار برآورد شده است،  اما مقامات دو کشور امیدوارند که این رقم بسیار بیشتر باشد؛ زیرا عراق از بازاری مستعد و مناسب در صادرات کالا و صدور خدمات فنی سرمایه گذاری کشوری برخوردار است که همکاری های اقتصادی تاثیر راهبردی زیادی در حوزه امنیت و منافع ملی دو کشور دارد.  

در همین راستا و با توجه به اهمیت گسترش روابط دو جانبه به خصوص مناسبات اقتصادی میان ایران و عراق، خبرنگار بازار گفتگویی با دکتر «اردشیر پشنگ»، کارشناس روابط بین الملل و امور سیاسی، پژوهشگر ارشد مسائل خاورمیانه و مدیر گروه رسانه ای فراتاب ترتیب داده که مشروح این مصاحبه را در ادامه می خوانید:

* با توجه به مسائلی از جمله حضور نیروهای داعش در عراق، موضوع تحریم ها و حضور کشورهای رقیب ایران در بازار عراق و این مسئله که عراق به عنوان یکی از درهای ورود کالاهای ایرانی به بازارهای جهانی است، چه چشم اندازی برای روابط اقتصادی دو جانبه میان ایران و عراق پیش بینی می‌کنید؟

 عراق به خصوص از سال ۲۰۰۳ به بعد که حزب بعث و نظام پیشین سقوط کرد و نظم تازه و ساختار جدیدی در کشور روی کار آمد، گسترش روابط اقتصادی خود را با دیگر کشورها من جمله ایران آغاز کرد، هر چند که پیشتر در دهه ۹۰ میلادی، روابط اقتصادی به صورت محدودتری میان ایران و منطقه نیمه خود مختار در شمال این کشور یعنی کردستان عراق وجود داشت. اما از ۱۸ سال گذشته، فضای حاکم تغییر پیدا کرد و روابط اقتصادی دوران تازه ای را شروع نمود. در ابتدای امر، عراق در قبال ایران عمدتا یک اهمیت اولی تری در حوزه امنیتی و سیاسی داشت و آن میزانی که شاید باید اهتمام در حوزه اقتصاد گذاشته می شد و اولویت در گسترش مناسبات اقتصادی قرار داده می شد، به دلیل شرایط موجود و نگاههای استراتژیک ایران به حضور امریکا در عراق و نگرانی از تکرار تجربه عراق و افغانستان علیه ایران توسط امریکاییها در دولت جورج بوش و همچنین ناامنی و تحولات داخلی عراق، در امور سیاسی_امنیتی گذاشته شد و کمک به ایجاد ساختاری جدید و عمدتا متشکل از نیروهای دوست و هم پیمان سابق در مقایسه با دوران بعث مورد نظر قرار گرفت. اما با این حال ما شاهد هستیم که رشد اقتصادی مبادلات بین طرفین از سالهای گذشته افزایش پیدا کرده است.

تحولاتی که عراق در دهه هشتاد میلادی با جنگ ایران، جنگ علیه ایران در دهه ۹۰ میلادی و جنگ با کویت و تحریم های فلج کننده سازمان ملل شاهد بود و در دهه ابتدایی هزاره ۲۰۰۰ به دلیل حملات امریکا و درگیری های داخلی که ایجاد گردید، موجب شد تا زیرساختهای اقتصادی و صنعتی عراق به شدت آسیب دیدند و این موضوع وابستگی عراق را به بسیاری از کالاها، خدمات و صنایع خارج از مرزهای خود دو چندان کرد.

داشتن ذخایر قابل توجه نفت با توجه به برخورداری این کشور از بیشترین ذخایر نفتی، به این معنا بود که عراقی ها به طور بالقوه توان پرداخت برای خرید و واردات کالا و خدمات را داشتند. این مسائل موجب شد تا کم کم بازار عراق رونق بگیرد و حضور ایرانی ها در بازار آن ها پررنگ شود. لذا، بخش عمده ای از صادرات ایران و روابط اقتصادی آن در طی سالهای گذشته به عراق و با این کشور بوده و اعداد مختلفی از شش میلیارد دلار در چند سال گذشته تا حدود ۱۲ تا ۱۳ میلیارد دلار فعلی، بین طرفین رد و بدل شده است.

گفته شده که ۶۰ درصد این تبادلات بین ایران و اقلیم کردستان عراق است که از نظر امنیت و ثبات، وضعیت به مراتب بهتری نسبت به دیگر مناطق عراق دارد. به هر حال تمامی این مسائل دست به دست هم داده و عراق را تبدیل به یک بازار بکر کرده است.

نزدیکی فرهنگی_اجتماعی مردم عراق با ایرانیها نیز موجب شده تا خدمات و کالاهای ایرانی با طرفداران خاصی در عراق مواجه شود، اما از سوی دیگر عدم نگاه حرفه ای ایران به مسئله اقتصاد و به خصوص سیاست خارجی خود در مقایسه با کشورهایی نظیر ترکیه و حتی اردن و عربستان، موجب شده تا انتقادهایی از برخی از شرکتهای خدماتی و کیفی ایرانی که عمدتا شرکتهای دولتی و خصولتی هم بوده و از رانتهایی برخوردار بوده اند، مطرح شود.  

* مهمترین ابزار حفاظت از استمرار روابط اقتصادی میان ایران و عراق چیست؟   

بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر مرز مشترک، داشتن تاریخ طولانی همکاری، در هم تنیدگی قومی، زبانی، مذهبی بین مناطق مختلف ایران و عراق و وابستگی ایجاد شده بین دو کشور در بازار عراق نسبت به توانمندی ایرانی ها همگی دست به دست هم داده تا استمرار حضور ایران در بازار وجود داشته باشد. اما در این بین مشکلات جدی هم وجود دارد. یکی از مهمترین این مشکلات به مسائل بین المللی ایران  و ارتباطات آن با قدرتهای فرا منطقه ای نظیر ایالات متحده و اروپای غربی مربوط می شود. عدم حل مسائل بین ایران و امریکا و تداوم دشمنی و تنش میان این دو کشور، موجب شده که در دوره های مختلف، اقتصاد، صنعت، بخشهای بازرگانی و بانکی ایران مورد تحریم و فشار بین المللی قرار گیرد که همین موضوع از حجم مبادلات بازرگانی ایران به خصوص در بخش صادرات در قبال عراق کاسته است.

یکی از مهمترین مشکلات پیش روی روابط اقتصادی ایران و عراق به مسائل بین المللی ایران و ارتباطات آن با قدرتهای فرا منطقه ای نظیر ایالات متحده و اروپای غربی مربوط می شود 

به خصوص طی چهار سال گذشته دولت امریکا و در زمان ترامپ تحریم های شدیدی علیه نظام اقتصادی، اداری، مالی و بانکی ایران به نحوی که ایران قادر به بازگرداندن بخش عمده ای از مطالبات خود از کشورهای مختلف از جمله کره جنوبی، عراق و برزیل نبود. این مطالبات شامل صادرات ایران در حوزه کالا و انرژی از جمله برق بوده است. بنابراین، این مشکلات موجب شده تا بازار عراق در حد زیادی برای ما مطلوب نباشد و ما نتوانیم استفاده و بهره مندی کافی را از این بازار داشته باشیم.

* ایالات متحده در تلاش است که روابط اقتصادی عراق با ایران را قطع کند تا وابستگی بغداد به تهران را کاهش دهد. آیا با روی کار آمدن بایدن تحقق این امر بیشتر می شود؟  نظر شما در مورد این احتمال چیست؟

 رقبای سرسختی وارد میدان شده اند که با دیدی اقتصادی، حرفه ای تر و نگاهی سیاسی_استراتژیک به رقبای جدی در بازار عراق تبدیل شده اند. اما به نظر می رسد که در زمان دولت بایدن روند کلی به سمت تنش زدایی ایران و امریکا خواهد بود. بنابراین اگر چنین روندی شکل گیرد که از شدت تحریم ها و ایجاد موانع در مبادلات بانکی ایران کاسته شود، طبیعتا گشایش خیلی جدی را در بازار عراق خواهیم داشت و این گشایش موجب می شود که محدودیتهای پیشین برداشته شود و ظرفیت بالا رود. اما باید حضور جدی رقبای ایران در بازار عراق را نیز مد نظر قراردهیم که در طی سالهای گذشته تمام تلاش خود را برای در دست گرفتن این بازار به کار گرفته اند زیرا در طی این سالها، ظرفیت بخشهای صنعتی و بازرگانی ما از حال بالقوه به بالفعل تغییر پیدا نکرده است.

به نظر می رسد که در زمان دولت بایدن روند کلی به سمت تنش زدایی ایران و امریکا خواهد بود و اگر چنین روندی شکل گیرد که از شدت تحریم ها و ایجاد موانع در مبادلات بانکی ایران کاسته شود، طبیعتا گشایش خیلی جدی را در بازار عراق خواهیم داشت و این گشایش موجب می شود که محدودیتهای پیشین برداشته شود و ظرفیت بالا رود

اما، گستردگی مرزی و شباهتهای اجتماعی و فرهنگی و روابط نسبتا خوب سیاسی ایران و عراق موجب می شود که اگر نگاه استراتژیک و واقع بینانه به بازار عراق داشته باشیم، این بازار یک همکاری متقابل و گسترده ای را بین طرفین ایجاد خواهد کرد به خصوص در زمانی که به خاطر مسائل تحریمی، ما با بحران اشتغال مواجه هستیم و از سوی  دیگر در عراق هم برای بازسازی مناطقی که داعش در آن ها حضور داشته اند از جمله موصل و مناطق سنی_عربی نشین به حضور نیروی کار ساده و زبده و تخصصی نیاز است. بنابراین، اگر مقامات ارشد دو کشور بتوانند اولویت بندی کرده و بر توسعه ارتباطات خود اهتمام و تاکید بورزند، در آن صورت روابط بسیار بیشتر و بهتر خواهد شد.

*چند ماه پیش، منابع خبری عربی گزارش دادند که شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در حال گفتگو با مقامات عراقی برای ایجاد اتصال برق با استان بصره در جنوب عراق است که به دلیل شبکه عراق به شبکه های کشورهای عربی، وابستگی عراق به واردات برق از ایران کاهش یافته است و این موضوع ایران را منزوی خواهد کرد. از طرف دیگر، با توجه به روابط دیرپا و مستحکم جمهوری اسلامی ایران و عراق و اینکه سالهاست برق ایران به عراق صادر می شود و ایران بخش عمده ای از گاز رسانی کشور را تأمین می کند. در صورتی که هر بار عراق تصمیم می گیرد تا وارد توافق با کشورهای عربی شود،  آیا این امر عراق را از برق ایران محروم می کند و کشورهای دیگر جایگزین ایران می شوند؟  

طبیعی است که از یک سو عراق نخواهد وابستگی تامی به یک یا دو کشور داشته باشد و از سوی دیگر کشورهای منطقه مانند کشورهای حوزه خلیج فارس یا ترکیه به دنبال آن باشند که در بازارهای جدید عراق همه بازار در دست ایران یا دیگر رقبا نباشد. ایجاد موازنه اقتصادی یکی از اهداف دولت عراق و دیگر بازیگران است.

طبیعی است که در حوزه های مختلف بازیگرانی که مثلا توانایی تولید الکتریسیته، صنایع غذایی و پتروشیمی دارند، بخواهند جا پای ایران بگذارند. ترکیه یکی ار این کشورها است که سعی در حضور بیشتر در بازار عراق دارد. بنابراین این رقابتها وجود داشته و دارد و زین پس که شرایط عادی تر شود، کیفیت کالا از یک سو و روابط بین المللی متقابل در منطقه وجود خواهد داشت که سهم هر کشوری را در مبادلات بازرگانی، صنعتی و اقتصادی به خصوص در رابطه با عراق مشخص خواهد کرد.

* نظر شما در مورد تأخیر در اجرای پروژه بندر بزرگی مانند فاو به عنوان بزرگترین طرح اقتصادی عراق چیست؟

اقتصاد متاسفانه همچنان اولویت سیاست خارجی ما نیست، یعنی سیاست خارجی ایران عمدتا با توجه به ماهیتی که در منطقه خاورمیانه از یک سو وجود دارد و براساس قرائتها و برداشتهایی که مدیران و مسئولین ارشد ما دارند، نگاهی امنیتی_سیاسی حاکم است که خود را در روابط و سیاست خارجی بازنمایی می کند. هنگامی که اقتصاد در اولویت قرار نمی گیرد، طبعا موضوعات دیگری مطرح می شود و مورد توجه قرار می گیرد که هم به انرژی، سرمایه و تمرکز نیاز دارد و هم سطح اعتماد و همکاری ها تحت الشعاع قرار داده و کاهش می دهد.

اگر در وهله اول بتوانیم یک تفاهم امنیتی_سیاسی با قدرتهای بزرگ منطقه ایجاد کنیم و پیش از آن یک تنش زدایی جدی با قدرتهای فرامنطقه ای داشته باشیم، در آن صورت اقتصاد در سیاست خارجه در اولویت قرار خواهد گرفت و ما شاهد شکوفایی صنعتی و تجاری در روابط خارجی ایران و افزایش ظرفیت ها در داخل کشور خواهیم بود که با توجه به پتانسیلهای ایران می تواند ایجاد کننده یک جهش و رشد اقتصادی شود.

در آن صورت می شود امیدوار بود که در پروسه های بلند مدت مانند بندر چابهار، بندرعباس یا فاو تبدیل به رقبایی برای شهر بندرهای حوزه خلیج فارس مانند دبی یا شهرهایی که در دوحه یا عمان یا کویت هستند شود. با این نگاهی غیر از این، پروژه هایی مانند بندر فاو و چابهار به کندی پیش می رود و روند چیزی باشد که در حال جریان است.

۱۰ فروردین ۱۴۰۰ - ۱۳:۴۲
کد خبر: ۸۰٬۵۲۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 7 =