۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۱:۰۱
کد خبر: . ۷۶٬۰۳۱
گفتگوی اختصاصی بازار با برنده نوبل اقتصاد| لزوم توجه به نتایج اخلاقی؛ اقتصاد نباید صرفاً سودمحور باشد

«ادموند فلپس» معتقد است اقتصاد صرفاً نباید به سود به عنوان نتیجه توجه کند و آثار و پیامدهای اخلاقی نیز باید مورد توجه اقتصاددانان باشد.

بازار؛ گروه بین الملل: عدالت یکی از موضوعات محوری در نظریه اقتصادی به شمار می رود. در حالی که جریان چپ در اقتصاد به عدالت محوری مشهور است، جریان راست و لیبرال نیز تلاشهای نظری برای گنجاندن موضوع عدالت در لیبرالیسم را سالیان سال است که آغاز کرده است. یکی از معروفترین نظریه پردازان در این زمینه «جان رالز» متفکر آمریکایی است که کتاب «عدالت به مثابه انصاف» او تلاشی نظری در این خصوص بود.

در خصوص این موضوع خبرنگار بازار گفتگویی با پروفسور «ادموند فلپس» اقتصاددان امریکایی و استاد دانشگاه کلمبیا انجام داده که در ادامه می آید.

این اقتصاددان امریکایی در سال ۲۰۰۰ به عنوان عضو برجستهٔ انجمن اقتصاد آمریکا انتخاب شد و در سال ۲۰۰۶ به واسطهٔ کار بر روی بده بستان‌های بین دوره‌ای در اقتصاد کلان جایزه نوبل اقتصاد را دریافت نمود.

«ادموند فلپس» برنده جایزه نوبل اقتصاد در مورد ارتباط عدالت اقتصادی و روح نوآوری به خبرنگار بازار می گوید: هنگامی که کلمه اخلاق در ارتباط با اقتصاد مطرح می شود، مسئله توزیع درآمد و ثبات مالی برجسته می شوند.

وی افزود: این پرسشها مطرح است که آیا اخلاقی است که کشورهای ثروتمند از نسبت بالایی از منابع جهان استفاده کنند؟ آیا اخلاقی است که بازارهای مالی با عوامل بی ثبات کننده که احتمال وحشت را افزایش می دهند، آزمایش شوند؟ هرگونه بحث درمورد اقتصاد و اخلاق باید با انسانهای واقعی آغاز شود که نه تنها متصرف و خطرپذیر هستند بلکه کنجکاو و ماجراجو نیز بوده و گاهی اوقات نیاز به غوطه وری دارند تا به ناشناخته ها بپردازند.

وی یادآور شد: همه موافقند که تنظیم بهتر برای تقویت ثبات بازار مطلوب است اما در مورد توزیع درآمد باید گفت اختلاف نظر اندکی در مورد اقتصاد بین اقتصاددانان بازار و مداخلات اجتماعی وجود دارد. دیدگاه رایج جناح چپ، که از فلسفه انصاف جان راولز ناشی می شود می پذیرد که نابرابری در درآمد قابل تحمل است به شرطی که کارگران نیز در آن سهیم باشند. در جناح راست، اقتصاددانان بازار به سنت فردریش فون هایک استناد می کنند که فقیرترین افراد از یک سیستم بازار سود می برند و تحت تأثیر خفقان جمع گرایی متحمل رنج می شوند.

برنده جایزه نوبل اقتصاد در مورد دخالت سیاستمداران در موضوعات اقتصادی گفت: مطمئناً سیاستمداران پیش داوری های خود را در این بحث ها وارد می کنند. لیبرالها وزن کمتری نسبت به محافظه کاران دولت های کوچک دارند. هر طرف ممکن است خود را از نظر اخلاقی برتر بداند. اما این امر ما را به تعریف رابطه بین اخلاق و اقتصاد نزدیکتر نمی کند. بین به کار بردن اقتصاد به روشی اخلاقی با یکپارچگی فکری و در واقع درک بعد اخلاقی اقتصاد تفاوت وجود دارد.

استاد دانشگاه کلمبیا در ادامه تصریح کرد: در بحث در مورد توزیع درآمد، اقتصاد از نظر اخلاقی مانند کفش سازی یا جراحی چشم خنثی تلقی می شود. اهمیت این عملکرد نباید نادیده گرفته شود، زیرا می تواند توصیه های سازنده ای ارائه دهد که زندگی را برای بیشتر افراد بهتر می کند.

وی افزود: اقتصاد خوب، ارتباط بین انواع مختلف اقدامات را نشان می دهد. جنبش منع انرژی هسته ای مثال خوبی در این مورد است. من مطمئن هستم که این حرکت قصد خوبی داشته است، اما وابستگی ما را به سوخت های فسیلی طولانی مدت تشدید کرده و منجر به آلودگی بیشتر جو شده است. به نظر می رسد که نیروگاه های هسته ای به هر حال ایمن بوده و هیچ دلیلی برای تحمل هزینه های هنگفت انجام کار بدون آنها وجود ندارد.

پروفسور «ادموند فلپس» در ادامه تأکید کرد: در ساده ترین سطح، اقتصاد بهتر می تواند عواقب اقدامات ما را نشان دهد. گرم شدن کره زمین و تغییرات آب و هوایی نمونه هایی از آن است. به طور کلی، سیستم های انرژی جهانی بسیار پیچیده هستند که تداخل در آنها تقریباً به عواقب ناخواسته منجر می شود. در مورد سوخت های زیستی عواقب ناخواسته فاجعه بار است. در اینجا اوظیفه اخلاقی اقتصاد نیاز به مسئولیت پذیری و پاسخگویی از سیاست گذاران را دارد.

وی در ادامه تصریح کرد: با بررسی پیامدهای انتخاب سیاست ها، اقتصاد می تواند توصیه های احتیاطی را ارائه دهد که مانع از اشتباه ما در این باور استکباری می شود که ما قادر به دانستن نتایجی هستیم که فراتر از توانایی ما برای محاسبه است. یک اقتصاددان خوب با تولید یک محصول خوب - یعنی تحلیل اقتصادی - اخلاقی عمل می کند.

«ادموند فلپس» در ارتباط با موضوع اقتصاد گفت: مطمئناً فشارهای اخلاقی بر اقتصاددانان وجود دارد، همانطور که در سایر حرفه ها نیز این فشارها وجود دارد. موضوع اقتصاد، مطالعه فعالیت انسان در هر زمینه ای است و بنابراین باید شامل طبیعت انسانی، آرمان انسانی و ارزش های انسانی باشد. تعریفی از اقتصاد که بیشتر کتابهای درسی با آن شروع می شوند - مطالعه تخصیص منابع کمیاب - دقیق اما گمراه کننده است، زیرا جالبترین قسمت مسئله را کنار می گذارد.

وی افزود: در حقیقت، ما برای ابداع منابع خود برای همیشه نوآور هستیم. حمل و نقل یکی از کمیاب ترین کالاها در نیمه اول قرن نوزدهم آمریکا بود، اما در اواخر قرن، راه آهن آن را آنقدر فراوان کرده بود که چهره آمریکا به طور غیرقابل بازگشت تغییر کرد. امروز می توان درباره اطلاعات گفت. نوآوری کالاهای کمیاب را فراوان می کند.

مسئله اخلاق در اقتصاد نه انصاف در توزیع درآمد و نه ثبات سیستم های مالی است بلکه چگونگی شکل گیری نهادهای انسانی است که با طبیعت انسان مطابقت دارد

 این اقتصاددان آمریکایی در مورد نوآوری و ماهیت انسان گفت: اگر نوآوری را در مرکز اقتصاد قرار دهیم، در واقع یک ادعای گسترده در مورد ماهیت انسان ارائه می دهیم - زیرا در برخی از سطوح ادعا می کنیم که انسان نوآور است. من شخصاً اعتقاد دارم که روحیه کلاسیک چالش و کشف خود یک ویژگی اساسی انسان است. مسئله اخلاق در اقتصاد نه انصاف در توزیع درآمد و نه ثبات سیستم های مالی است بلکه چگونگی شکل گیری نهادهای انسانی است که با طبیعت انسان مطابقت دارد - با طبیعت انسان به عنوان یک مبتکر.

۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۱:۰۱
کد خبر: ۷۶٬۰۳۱

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 6 =