چرایی مورد هدف قرارگرفتن اقتصاد ملی توسط دشمنان

اردبیل- «نظریه پردازان کشورهای غربی اعتقاد دارند حوزه اقتصاد، چشمِ اسفندیارِ جمهوری اسلامیِ روئین تن است. بر اساس این راهبرد از اوایل دهه ۸۰ فعالیت های گسترده ای را برای شکست جمهوری اسلامی از جبهه اقتصاد آغاز کرده اند.» این بخشی از یادداشت قاسم محمدی نماینده اسبق مردم اردبیل در مجلس شورای اسلامی است که در بازار به رشته تحریر درآمده است.

قاسم محمدی؛ بازار: رویکردهای کشورهای معاند و متخاصم با ایران از اول انقلاب در عرصه های نظامی،  سیاسی، استخدام و به کارگیری عوامل تهدید امنیت ملی، فرهنگی و اقتصادی بوده است.

دراین بین به اذعان نظریه پردازان کشورهای غربی، عرصه های نظامی، سیاسی، تا حدودی تهدید امنیت ملی و فرهنگی با شکست مواجه شده و فعالیت گسترده در این حوزه نتوانسته است اراده قدرت‌های بزرگ را به کشور ما دیکته کند.

در این شرایط همه ی امید آنها به حوزه اقتصاد است. آنها اعتقاد دارند حوزه اقتصاد چشمِ اسفندیارِ جمهوری اسلامی روئین تن است.

بر اساس این راهبرد این کشورها از اوایل دهه ۸۰ فعالیت های گسترده ای را برای شکست جمهوری اسلامی از جبهه اقتصاد آغاز کردند.

 مهمترین رویکرد های این کشورها برای شکست اقتصادی ایران عبارت بودند از: 

الف: کاهش دسترسی ایران به منابع علمی و تکنولوژی توسعه 

ب: کاهش دسترسی ایران به ابزار ها و کالاهای مبنای تولیدی و واسطه ای 

ج: کاهش دسترسی ایران به نظام مبادلات مالی و افزایش هزینه های دسترسی 

د: تلاش برای منفی کردن تراز بازرگانی ایران 

ه: تصرف و ربایش فرصت های اقتصادی ایران در عرصه بین‌المللی 

ز: جذب استعدادهای توسعه و عوامل کارآفرین و خالی کردن کشور از حضور آنها 

ح: کاهش اعتماد مردم به اقتصاد ملی و دولتی 

ط: انجام عملیات خرابکارانه در کارکردهای حساس صنعتی از طریق عملیات اطلاعاتی 

ی: کاهش مستمر ارزش پول ملی 

ابزارها: 
کشورهای معاند برای اجرای رویکردهای فوق از ابزارهای گوناگونی بهره برده اند که مهمترین آنها عبارتند از: 

۱. بهره گیری از قدرت فراگیری رسانه ها به منظور فضاسازی روانی و بسترسازی اجرای تمامی رویکردهای موصوف 

۲. بهره گیری از تمامی ظرفیت های دیپلماسی(کشورهای غربی) برای دستیابی به این اهداف 

۳. بهره‌گیری از مکانیزم سامانه های نظارتی و کنترلی مالی واقتصادی که درآن نفوذ کافی دارند، اعم از نظام مبادلات بانکی، سامانه استاندارد جهانی، نظام مبادلات کالا، نظام خطوط هوایی، نظام صنعت بیمه جهانی و غیره.

۴. بهره‌گیری از تمامی ظرفیت های سرویس های اطلاعاتی خود به منظور انجام عملیات اطلاعاتی اعم از جمع آوری اطلاعات از ماهیت کارکرد اقتصاد ایران، شناسایی حفره ها و نقاط آسیب زای اقتصاد، طراحی و اجرای عملیات اطلاعاتی به منظور ربایش فرصت های اقتصادی ایران، اجرای برنامه های پیچیده برای جذب و سرقت استعدادها و عناصر کارآفرین، ایجاد موانع برای سرمایه‌گذاری بنگاههای بین‌المللی در ایران حتی دولت ها و طراحی و اجرای رویه های اخلالگری در نظام اقتصادی کشور با استفاده ظرفیت های گروههای ضدانقلاب و سایر عوامل.  

مهمترین ابزار:
برآورد اینکه کدام ابزارهای موصوف، بیشترین و تاثیرگذارترین نقش را ایفا کرده اند دشوار است زیرا همه ی این ابزارها کارکردهای اختصاصی خود را داشته و هرکدام مکمل دیگری بوده است.  

اما بنظر می رسد دراین میان کارکرد رسانه های بیگانه در اجرای بسیاری از رویکردهای بیگانگان به خصوص کاهش اعتماد عمومی به اقتصاد ملی، نقش مهم و کارآمدی داشته است.

دامنه عملیات رسانه ای بر علیه اقتصاد ملی:
مجموعه رسانه هایی که کارکردهایی برای تضعیف و یا تخریب اقتصاد ملی داشته و دارند را به سه گروه ذیل می توان تقسیم کرد؛ 

۱. رسانه بیگانه _ رسانههای وابسته به دولت های حریف همچون BBC انگلیس، VOA آمریکا، رادیو فردای آمریکا، DW دویچه وله آلمان و رادیوها و پایگاه‌های اینترنتی_.

۲. رسانه های ضد انقلاب و مخالف جمهوری اسلامی از جمله تلویزیون های ماهواره ای من و تو، پارس تی وی، اندیشه، کانال وان، شبکه منافقین موسوم به سیمای آزادی، شبکه تیشک، ایران آریایی و رادیوها و پایگاه‌های اینترنتی مربوطه.

۳. برخی از رسانه های داخلی که خواسته و یاناخواسته در راستای تضعیف اقتصاد ملی و کاهش اعتماد عمومی به اقتصاد حرکت کرده و منبع مهم استنادی رسانه های بیگانه و ضدانقلاب و بیگانه قرار میگیرند.

 کارکرد رسانههای بیگانه برعلیه اقتصاد ملی
به وضوح و راحتی می‌توان مشاهده کرد که رسانه های بیگانه برعلیه اقتصاد ملی راهبردهای عمومی مشترکی دارند و رویکردهای آنان متنوع و متفاوت است.

راهبردهای مشترک آنان عبارت است از: 

الف. القای اینکه اقتصاد جمهوری اسلامی برمبنای یک مدیریت بی ثبات، غیرتخصصی و احساسی، اداره می‌شود و مهم آنکه تعصبات سیاسی و مذهبی عامل مهم بی ثباتی مدیریت اقتصادی کشور است.

ب. القای اینکه اقتصاد جمهوری اسلامی درک درستی از اقتصاد آزاد و غیردولتی ندارد و دو مسیر اقتصادی در ایران دنبال می شود؛ یکی اقتصاد دولتی و دیگری اقتصاد بازار که در این فرآیند یک نبرد آشکار و پنهان بین اقتصاد دولتی و آزاد وجود دارد.  

تلاش می شود تصریح شود اقتصاد آزاد متضمن منافع عمومی مردم است ولی اقتصاد دولتی منافع همپیمانان جمهوری اسلامی در ابعاد داخلی و خارجی جمهوری اسلامی را در اولویت خود قرار می دهد.  

ج. القای اینکه تدبیر بدیهی اقتصادی برای شهروندان ایرانی آن است که برای حفظ ارزش سرمایههای خود باید به فوریت پول ملی، خود را به ارزهای خارجی و سایر کالاهای سرمایه ای تبدیل کند.

با لطایف الحیل تفسیر میشود که سفته بازی بازار ارز یک امر بدیهی و تنها راه حمایت از ارزش اندوخته است.  

د. تلاش می شود القا شود بازار سرمایه به خصوص بورس فاقد وجاهت و منطق اقتصادی بوده و مطابق با معیارهای آیین بازار سرمایه نمی باشد. نرم‌افزار های آن غیراستاندارد و ملاک محاسبه شاخصها و واحدها غیرفنی و هدایت شده میباشد.با تلاش زیاد سعی می شود القا شود که در ایران بازاری به نام بازار سرمایه و بورس واقعی وجود ندارد.

ه. القای اینکه فساد اقتصادی در ایران امر بدیهی، اجتنابناپذیر و از خصوصیات ذاتی آن می باشد. به عبارت دیگر اقتصاد جمهوری اسلامی، اقتصاد مبتنی بر رانتها و فرصتهای ناشی از همگراییهای سیاسی، مذهبی و پیوستگیهای فامیلی-طیفی میباشد.

و. القای اینکه تحریم ها اقتصاد ایران را زمین‌گیر و موجبات فروپاشی اجتماعی و سیاسی خواهد شد.

ز. القای اینکه فروپاشی اقتصاد برای مردم ایران به صرفهتر از آن است که غرب ناگزیر شود بوسیله جنگ، جمهوری اسلامی ایران را متقاعد به پذیرش خواستههای خود کند.

ح. القای اینکه در جمهوری اسلامی منابع انسانی و راندمان آن کمترین جایگاه را دارند و به نیروی کار توجه نمی شود، حقوق نیروی کار در اولویت های بایسته نیست و گسترش روزافزون بیکاری در همین راستا بیان می شود.  

ط. القای اینکه فرآیند خصوصیسازی در واقع فرآیند انتقال بحران از اقتصاد دولتی به اقتصاد بخش خصوصی می باشد.

۴ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۷:۱۸
کد خبر: ۷۴٬۸۵۰

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 4 + 5 =