۳ دلیل برای بی اعتمادی به سیگنال فروشان و توصیه‌های تحلیگران!

انسان ذاتا تنبل است و از این رو در بازار سهام به جای تلاش برای خرید و فروش بر پایه تحلیل و آگاهی به دنبال افرادی هستیم که فقط به ما بگوید چه بخریم؟ اما در این مقاله محمدرضا هادیلو، روزنامه نگار نشان می دهد که چرا سیگنال فروشان و حتی تحلیل گران همیشه درست نمی گویند و بعضا گرگی هستند در لباس بره!

محمدرضا هادیلو؛ بازار:  انسان ذاتاً تنبل است و کار نمی کند مگر تحت فشارنیاز، حتی اگر این نیاز، نیاز به عصیان در برابر تنبلی باشد که همیشه کنترل می شود و این بیشتر در مورد بسیاری از سرمایه گذاران بورس به ویژه کسانی که توصیه های تحلیلگران را ارزیابی می کنند، صادق است. آنها بر اساس این موضوع خریدو فروش سهام می کنند، زیرا آنها نمی خواهند از طریق تحقیق، تجزیه و تحلیل به تصمیم درست سرمایه گذاری برسند.

«خرید، فروش و نگهداری: .. این سه توصیه اصلی است که می توانید در گزارش های صادر شده توسط تحلیلگران و شرکت های کارگزاری در بورس اوراق بهادار پیدا کنید. به رغم محبوبیت این گزارش ها و علاقه زیادی که آنها دریافت می کنند، اکثر سرمایه گذاران نمی دانند که چگونه محتوای این گزارش ها را به درستی تفسیر کنند، بنابراین آنها روی بی ارزش ترین قسمت این گزارش ها که همان توصیه ها است، متمرکز شده اند. اما چرا؟

گرگی با لباس بره نرم!
در بازار مالی شرکت های کارگزاری زیادی وجود دارد، این شرکت ها تعداد زیادی از تحلیلگران را به کار می گیرند که کارهای زیادی را انجام می دهند از جمله اطلاع رسانی به مشتریان خود در مورد سهام خرید یا فروش(در ایران علاوه بر این افرادی هستند که در صفحات VIP نیز همین کار را می کنندو البته برخی نیز به سیگنال فروش معروف شده اند). این تحلیلگران به دو نوع مشتری خدمت می کنند. اولی سرمایه گذاران نهادی مانند صندوق های سرمایه گذاری مشترک و دوم سرمایه گذاران منفردی هستند که با میل شخصی و کسب سود وارد بازار شدند.

به این تحلیلگران هر ماه برای نوشتن گزارش های تحقیقاتی مبلغی پرداخت می شود که در آنها نظرات خود را در مورد گروه خاصی از سهام برای مشتریان شرکت توضیح می دهند، این گزارش های تحقیقاتی معمولاً حاوی مقدار زیادی داده و اطلاعات مفید است، اما از نظر سرمایه گذاران دو مولفه مهم این گزارش ها همیشه بیشترین توجه را دارند. آنها توصیه تحلیلگران و برآورد آنها از درآمد آینده را می بینند و دوست دارند.

گول نخورید! توصیه تحلیلگر برای خرید و فروش گرگ در لباس گوسفند است، اگرچه ساده، مستقیم و واضح است، اما همیشه درست، نیست

در بخش توصیه، تحلیلگر روشن می کند که آیا سرمایه گذار باید سهم خاصی را بفروشد یا خریداری کند یا خیر و در برآوردهای سود، تحلیلگر سعی می کند پیش بینی کند که شرکت و یا فرد در یک دوره زمانی (مثلا سه ماه آینده) چه میزان درآمد کسب خواهد کرد. در گذشته این گزارش ها فقط برای مشتریان شرکت های کارگزاری در دسترس بود، اما امروز بیشتر اطلاعات تولید شده توسط تحلیلگران از جمله توصیه ها، برآورد سود و حتی گزارش های کاملاً تحقیقاتی اکنون تقریباً در دسترس همه سرمایه گذاران است.

متأسفانه، بسیاری از سرمایه گذاران از گزارش های تحقیقاتی صادر شده توسط شرکت های کارگزاری به روش غلط استفاده می کنند، زیرا متوجه می شوید که آنها بر روی یک بخش بی ارزش و مغرضانه مانند توصیه ها و چشم پوشی از اطلاعات و تجزیه و تحلیل غنی موجود در گزارش تحقیق تمرکز کرده اند و نتیجه آن یک سبد سرمایه گذاری است که عملکرد ضعیف یا بدون سود خواهد بود، اگر! متحمل ضرر میانگین نشود.

دلیل اصلی تمرکز اغراق آمیز سرمایه گذاران در بخش توصیه ها در گزارش های تحقیقاتی صادر شده توسط شرکت های کارگزاری این است که این توصیه ها در چهره آنها کاملاً واضح، ساده و قابل فهم به نظر می رسد و از همه مهمتر، آنها پاسخ سئوالی را که مربوط به هر سرمایه گذار است در دست خود قرار می دهند. مثلا : «من در مورد سهام چه کار می کنم؟ » و در نتیجه پاسخ به همین سئوال برای وی کافی است تا جزئیات خسته کننده گزارش های تحقیق را که ممکن است بیش از ده صفحه باشد، بررسی نکند.

باید بدانید که اگرچه توصیه های تحلیلگران پرکاربردترین قسمت گزارش های تحقیقاتی است که توسط تحلیل گران و شرکت های کارگزاری صادر می شود، اما همچنین گمراه کننده ترین قسمت هم هست

اما گول نخورید! توصیه تحلیلگر برای خرید و فروش گرگ در لباس گوسفند است، اگرچه ساده، مستقیم و واضح است، اما همیشه درست، نیست، و اجازه دهید ما پیچیده ترین و پیشرفته ترین بازار ایالات متحده را به عنوان مثال در نظر بگیریم، اگر شما یکی از کسانی بودید که بر اساس توصیه تحلیلگران بین آوریل ۲۰۰۰ تا سپتامبر ۲۰۰۲، ۴۷٪ سرمایه خود را از دست دادید!

به عبارت دیگر، باید بدانید که اگرچه توصیه های تحلیلگران پرکاربردترین قسمت گزارش های تحقیقاتی است که توسط تحلیل گران و شرکت های کارگزاری صادر می شود، اما همچنین گمراه کننده ترین قسمت هم هست، زیرا پیروی کورکورانه از این توصیه ها منجر به نتیجه ای می شود که دوست ندارید حتی سر دشمن شما هم بیاید!

 شما توصیه هایی را بین خرید، نگهداری یا حتی بی طرفی پیدا خواهید کرد اما به ندرت یک شرکت کارگزاری پیدا می کنید که مستقیماً به شما برای فروش یک سهم توصیه کند (به خصوص اگر آن سهام یکی از سهام های بزرگ بازار باشد)

چرا توصیه های فروش کم هستند؟
در توصیه های تحلیلگران و شرکت های کارگزاری پدیده ای وجود دارد که از نظر کارشناس اشتباه نمی کند، یعنی کمبود توصیه برای فروش یا کاهش موقعیت ها، تقریباً در ۹۹٪ از این گزارش هامشهود است. شما توصیه هایی را بین خرید، نگهداری یا حتی بی طرفی پیدا خواهید کرد اما به ندرت یک شرکت کارگزاری پیدا می کنید که مستقیماً به شما برای فروش یک سهم توصیه کند (به خصوص اگر آن سهام یکی از سهام های بزرگ بازار باشد).

(توضیح مترجم: این رفتار را شما می توانید در صفحات VIP و توصیه های  سیگنال فروشان وطنی به راحتی دریابید)  

عدم تمایل تحلیل گر یا عدم تمایل وی برای صدور توصیه برای فروش موضوع جدید یا پدیده ای جدید نیست، بلکه موضوعی است که در دهه های اخیر در بازار سهام وجود داشه و یکی از دلایل اصلی حباب اینترنت که در سال ۲۰۰۰ ترکید، عدم تمایل تحلیلگران برای ارائه هر گونه توصیه برای فروش و تقریبا کنترل توصیه برای خرید در اکثر گزارش های تحقیقاتی بود.

دلیل واقعی عدم توصیه های فروش، کمبود سهام ارزش فروش نیست، بلکه این واقعیت است که تحلیل گرانی که در شرکت های کارگزاری و بانک های سرمایه گذاری کار می کنند، تحت فشار نهادی قرار دارند

تضاد منافع چه می کند؟  
اما چرا تحلیل گران این کار را کردند؟ یا علاقه آنها به صدور توصیه برای خرید سهام شرکتهایی که آنها مالک آنها نیستند چیست؟ این سئوال در کانون توجه تحقیقی  به سرپرستی دادستان کل سابق نیویورک "الوتسپیتزر" بود که در دسامبر ۲۰۰۲ نتیجه گرفت: عدم تمایل تحلیل گران برای توصیه به فروش یکی از دلایل از دست دادن سرمایه های هنگفت است و نشان می دهد تحلیلگران به دلیل تضاد منافع  آنها به نوعی این کار را انجام داده اند.

دلیل واقعی عدم توصیه های فروش، کمبود سهام ارزش فروش نیست، بلکه این واقعیت است که تحلیل گرانی که در شرکت های کارگزاری و بانک های سرمایه گذاری کار می کنند، تحت فشار نهادی قرار دارند. در نتیجه افراد بالا دستی  آنها تمایل به روابط با مشتریان خود از شرکت های بزرگ در بازار دارند و این در اکثر موارد مانع از آن می شود که تحلیلگران توصیه منفی نسبت به شرکت ها ارائه دهند.

 بورس اوراق بهادار در سراسر جهان به سادگی به شرح زیر عمل می کند: شرکت‌هایی در لیست وجود دارند و بانک ها و موسسات سرمایه گذاری وجود دارد که دارای دو بخش کارگزاری و بانکی جداگانه هستند، در چنین شرایطی  بدون شک  تحلیگر و یا  تحلیگران یک کارگزاری مجاز نیست توصیه منفی را برای یک شرکت در بازار صادر کنند زیرا در صورت انجام چنین کاری آنها ممکن است  از خدمات ویژه بانکی و یا همکاری با آن شرکت بزرگ بورسی محروم شوند.  

به طور خلاصه، تحلیلگر به احتمال زیاد تمایلی به ارائه توصیه منفی در مورد مشتریان بزرگ شرکت کارگزاری که در آن کار می کند، نخواهد داشت و این بدون شک بر آنچه که تحلیلگر می خواهد در گزارش تحقیقاتی خود در مورد شرکت مورد ارزیابی منتشر کند، تأثیر می گذارد.

 مشکل بزرگ این است که سرمایه گذار که از این روند اطلاع نداشته باشد، به توصیه ها عمل می کند.

 به عنوان مثال  این قابل درک نخواهد بود که توصیه ارایه شده اصل  بی طرفی را رعایت کرده باشد و از این رو در بسیاری از موارد توصیه به فروش ارایه نمی شود تنها به این دلیل که حاضر به از دست دادن مشتری بزرگ خود نیست و اگر توصیه ای به فروش هم بشود تنها به این دلیل است که مشتری از نگاه تحلیگر و یا کارگزاری خیلی مهم نیست.

از یاد نبریم که هر کارگزاری یا بانک سرمایه گذاری آخرین چیزی که می خواهد این است که یکی از تحلیلگران خود به عموم سرمایه گذاران اطلاع دهد که شرکت "X" که به لیست مشتریان او تعلق دارد، یک شرکت شکست خورده است.

 به عنوان مثال شما کمتر می بینید که کارگزاری در گزارش خود بر مسیر نزولی و ارزش سهامی اشاره واضح کند. این فقط یک تضاد منافع آشکاردر همه بازارهای سهام در سراسر جهان است، و این اساساً یک مشکل ساختاری است که تحلیلگران به تنهایی نمی توانند مقصر آن باشند.

 بورس برای اینها نیست
جدا از کمبود توصیه های فروش، مشکل بزرگ دیگر نیز در مورد انتظار تحلیل گران در بورس وجود دارد که اغلب نادرست  است. جیمز مونت در کتاب ۲۰۱۰ خود با عنوان «کتاب کوچک در مورد سرمایه گذاری رفتاری»، انتظارات تحلیلگران از فرم سود شرکتها بعد از دو سال معمولاً در ۹۴٪ موارد اشتباه است، حتی در افقهای زمانی کمتر، مثلاً در دوازده ماه آینده، مثلاً متوجه می شویم که تقریباً در ۴۵٪ موارد اشتباه است.

در مورد اقتصاددان برجسته دانشگاه پرینستون، "Bert Nmalkiel"، او یک بار با انتقاد از انتظارات تحلیلگران گفت: «یک میمون با چشم بند می تواند یک نمونه کار سرمایه گذاری تشکیل دهد که عملکرد مشابه تحلیلگران خبره را داشته باشد.»

 و قبل از اینکه برخی تصور کنند که کلمات قبلی با هدف یا نشانگر فقدان هرگونه اهمیتی در گزارش های تحقیقاتی صادر شده توسط تحلیلگران است باید تأکید کرد که اصلاً منظور مطالب گفته شده در بالا این نیست و برعکس، این گزارش ها حاوی تجزیه و تحلیل ها و اطلاعات بسیار مهم و مفیدی برای سرمایه گذار است، اما نه جمله توصیه های خرید و فروش  که معمولاً در بالای گزارش تحقیق قرار داردو (یا به شکل وی آی پی  به سرمایه گذاران) ارایه می شود.

نکته دیگری که بسیاری از افراد علاقه‌مند به ارائه گزارش های تحقیقاتی به آن توجه نمی کنند، این است که حتی اگر این توصیه ها صحیح باشد، آنها نمی توانند به طور کامل از آنها بهره مند شوند.

 هنگامی که شرکت تحقیقاتی یا شرکت کارگزاری توصیه ای برای خرید سهم صادر کرد، قیمت سهام بلافاصله افزایش می یابد تا این اطلاعات را منعکس کند و زمان آن در صورت تصمیم گیری به دنبال این توصیه شما باید سهام را با قیمت بالاتری خریداری کنید، همان معضلی که در پیشنهاد فروش به روش مخالف با آن روبرو خواهید شد، بنابراین وقتی می خواهید این سهم را برای خروج از آن بفروشید، متوجه می شوید که قیمت آن قبل از اقدام شما قبلاً کاهش یافته است.

به طور خلاصه: اگر وارد بورس شده‌اید و فکر می کنید کسی می تواند به شما صحیح بگوید چه چیزی و چه موقع بخرید یا بفروشید، این شخصی است که منتظر هستید تا به شما یک تحلیلگر، شرکت یا یکی از عموم مردم بگوید، پس به احتمال زیاد در بازار اشتباهی ورود کرده اید، زیرا اگر با این سهولت اطلاعات را به دست می آورید، همه مردم در بازار خواهند بود.

سرمایه گذاری در سهام حرفه ای است که افراد و هنرهای خود را دارد و برای موفقیت در آن باید تلاش ذهنی داشته باشید که کمتر از تلاش جسمی دیگران در مشاغلی که نیاز به تمرین جسمی دارند، نیست، همچنین باید بدانید که توصیه های تحلیلگران همیشه  در روش های پیچیده تر و عمیق تر اجرا و در عمل مورد تردید است.

 به هر حال، در کل جهان وظیفه ای ساده تر از پیش بینی آینده مسیر حرکت سهام  و توصیه به خرید و فروش آن بر این اساس نیست، زیرا این مهارت برای تسلط بر آن بیش از ۳۰ ثانیه  نیاز ندارد، پس  عبارت زیر را بخاطر بسپارید و آن را به هر کسی که از شما در مورد انتظار مسیر و یا جهت فلش خاصی رامی پرسد، بگویید بازار به طور کلی: «در حال صعود است، اما تحت شرایط خاص ممکن است متوقف و یا حتی کاهش یابد.

منابع: ارقام، نیویورکر، پیش بازار، کتاب کوچک سرمایه گذاری رفتاری

۲۰ دی ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۳
کد خبر: ۶۵٬۱۳۲

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 4 + 0 =