جدا کردن اقتصاد آمریکا و چین به طرفین آسیب می‌رساند/ اصول راهنمای استراتژی جدید ایالات متحده در آسیای شرقی

جهان دستخوش تغییرات دوره ای است و اکثر این تغییرات ناشی از تحولات در آسیای شرقی به ویژه ظهور چین به عنوان یک قدرت بزرگ نظامی، اقتصادی و فناوری است.

فاطمه محمدی پور؛ بازار: موسسه کوینسی اخیر مقاله ای با قلم «مایکل دی سوئین»، «جسیکا لی» و «راشل اسپلین اودل» با عنوان «اصول راهنمای استراتژی جدید ایالات متحده آمریکا در آسیای شرقی» منتشر نموده است. ترجمه متن مقاله در ادامه می آید.

جهان دستخوش تغییرات دوره ای است و اکثر این تغییرات ناشی از تحولات در آسیای شرقی، به ویژه ظهور چین به عنوان یک قدرت بزرگ نظامی، اقتصادی و فناوری است. بنابراین استراتژی آمریکا در آسیای شرقی باید تغییر کند. در سالهای اخیر، ایالات متحده آمریکا سلطه نظامی منطقه را دو برابر کرده و آتش رقابت ایدئولوژیک خصمانه را برافروخته است، در حالی که از تعاملات قوی دیپلماتیک و اقتصادی غافل شده است. چنین تلاشهایی خطرناک و ضد نتیجه است.

به جای این اقدامات ایالات متحده آمریکا باید نظم چند قطبی فراگیر و پایدار را در آسیای شرقی تقویت کند. آمریکا برای مقابله با چالش های مشترک مانند تغییر اقلیم و بیماری های همه گیر، ارتقا رفاه گسترده و حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات، باید بیش از آنکه علیه چین باشد، با آن و دیگر کشورها همکاری کند. در همان زمان، برای پاسخگویی به قدرت و نفوذ روزافزون چین، ایالات متحده باید در برخی از موضوعات نزدیک با کشورهای همفکر همکاری کند تا ارزش ها و استانداردهای مشترک را ارتقا دهد، از زورگویی و استفاده مستقیم از زور جلوگیری کند و از انعطاف پذیری اقتصادی و سیاسی اطمینان حاصل کند.

خطرات رویکرد کنونی آمریکا
استراتژی کنونی ایالات متحده در آسیای شرقی با التهاب تنش نظامی با چین که می تواند بحران ها را تحریک کرده و به جنگ تبدیل شود، منافع امنیت ملی ایالات متحده آمریکا را به خطر می اندازد. با منحرف ساختن منابع غیر نظامی در داخل و خارج از کشور، منابع را هدر می دهد. برخورد با چین به عنوان یک دشمن همچنین باعث می شود که پکن تمایل کمتری برای مصالحه در اختلافات داشته باشد و همکاری دو جانبه در مورد فوری ترین چالش های مشترک، از جمله تغییر اقلیم، بیماری همه گیر و برنامه های هسته ای و موشکی کره شمالی را به خطر بیندازد. رویکرد فعلی با قرار دادن کشورهای آسیایی در موقعیتی که مجبور به انتخاب طرف بین ایالات متحده و چین هستند، جایگاه آمریکا را در جهان تضعیف می کند و باعث می شود بسیاری از آنها با چین همکاری کنند.

در این مطلب ادعا شده است: باید گفت جنبه های مختلفی از رفتار چین، به ویژه در زمینه های حقوق بشر، حاکمیت اقتصادی و سیاسی، جاسوسی سایبری و برخی موارد استفاده از نیروی نظامی و شبه نظامی، منافع ایالات متحده و متحدان آن را با چالش مواجه می کند، اما رویکرد کنونی آمریکا یا نادیده گرفته می شود و یا باعث کم اهمیت شدن آن می شود. ابزاری که در مقابله با چین موثرتر خواهد بود مشارکت دیپلماتیک و نظامی با سرمایه مثبت و سرمایه گذاری اقتصادی است.

استراتژی جنگ سرد با چین، نفوذ سیاسی و اقتصادی ایالات متحده را ضعیف می کند.

 به همین ترتیب، تلاش های ایالات متحده برای جدا کردن اقتصاد آمریکا و چین و خاموش کردن مبادلات بین دانشجویان و دانشمندان در هر دو کشور موجب ضعف هر طرف در جهان شده و به دیدگاه های مردم چین درباره ایالات متحده آسیب می رساند. مردم آمریکا رقابت چین و آمریکا را به عنوان اصل سازماندهی سیاست خارجی ایالات متحده رد می کنند.

اگرچه اکثر امریکایی ها می خواهند ایالات متحده زمینه بازی اقتصادی با چین را فراهم کند، اما آنها جنگ سرد جدید را نمی خواهند. آنها در عوض ترجیح می دهند دولت ایالات متحده آمریکا با چین بر روی چالش های مهم حیاتی مانند تغییر آب و هوا و بیماری های همه گیر کار کند و در تجدید و اصلاحات داخلی تا مسابقات تسلیحاتی پرهزینه سرمایه گذاری کند.

بنابراین ایالات متحده آمریکا باید:
•بر گفتگوی واقع بینانه با چین سرمایه گذاری کند. با اولویت مدیریت بحران، با چین دنبال دیپلماسی قوی و نتیجه گرا باشد. دیپلماسی باید به بحث انگیزترین موضوعات در روابط بین دو کشور بپردازد، از جمله تجارت، مالکیت معنوی، دخالت های سیاسی، امنیت سایبری، فعالیت های نظامی در دریا، کره شمالی و تایوان.

• تقویت دیپلماسی منطقه ای فراگیر. ایالات متحده امریکا باید هم دیپلماسی مستقیم بین چین و سایر کشورهای آسیایی و هم چند جانبه گرایی فراگیر را به عنوان وسیله ای برای هماهنگی اقدامات در مورد منافع مشترک و حل اختلافات ارتقا دهد. از روابط نزدیک بین چین و همسایگانش و همچنین کره شمالی و کره جنوبی استقبال کند.

•سرمایه گذاری مجدد در زمینه دیپلماسی و کمک های غیرنظامی. امریکا باید کمک های غیرنظامی به کشورهای منطقه هند-اقیانوس آرام را افزایش داده و تعاملات دیپلماتیک خود را در منطقه گسترش دهد.

•انعقاد توافق نامه های تجاری با سرمایه گذاری های داخلی. واشنگتن باید توافق نامه های منطقه ای فراگیر را دنبال کند – توافق نامه هایی که تجارت و سرمایه گذاری را با سیاست هایی که صنعت ایالات متحده را ایجاد می کند و از امنیت ملی، حقوق کارگران و محیط زیست محافظت می کند، متعادل کند. به جای راه اندازی جنگ های تجاری که به اقتصاد آمریکا آسیب می رساند، سود حاصل از تجارت را در زیرساخت ها، آموزش و مراقبت های بهداشتی ایالات متحده سرمایه گذاری کند.

•ادغام فناوری هوشمند با چین. واشنگتن باید به جای جدا کردن اقتصاد امریکا از اقتصاد چین که دیواره ای بلند در اطراف فناوری هایی با کاربردهای بسیار حساس امنیت ملی ایجاد می کند، همکاری متقابل سودمند ایالات متحده و چین را در بسیاری از زمینه های فناوری ، به ویژه فناوری سبز، تشویق کند.

۱۹ مهر ۱۳۹۹ - ۰۹:۴۲
کد خبر: ۴۶٬۵۴۷

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 6 + 0 =