۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰
جنگ ایران و اسرائیل: تغییر زمین بازی از میدان نظامی به میدان ژئوپلیتیک
چگونه می‌توان بازی نتانیاهو و ترامپ را برهم زد؟

جنگ ایران و اسرائیل: تغییر زمین بازی از میدان نظامی به میدان ژئوپلیتیک

هدف این راهبرد ایجاد این درک است که ادامه سیاست فشار و جنگ فرسایشی، برای جهانی که با مساله انرژی و رکود دست‌وپنجه نرم می‌کند، غیرقابل‌تحمل است.

بازار؛ گروه بین الملل: در سیاست جهانی امروز، جنگ‌ها اغلب پیش از شلیک نخستین گلوله آغاز می‌شوند و گاهی بدون آن‌که اعلام رسمی داشته باشند، سال‌ها ادامه می‌یابند. ایران و رژیم صهیونیستی دقیقاً در چنین وضعیتی قرار دارند؛ وضعیتی که نه صلح است و نه جنگ، اما هزینه‌های هر دو را به‌طور هم‌زمان تحمیل می‌کند. رژیم صهیونیستی با اتکا به حمایت ضمنی آمریکا می‌کوشد زمین بازی را به‌گونه‌ای طراحی کند که ایران یا ناچار به واکنش نظامی پرهزینه شود یا در چارچوب فشار دائمی فرسوده گردد. در مقابل، ایران اگر بخواهد صرفاً واکنشی و امنیت‌محور حرکت کند، ناخواسته در همان زمینی بازی خواهد کرد که رقیب طراحی کرده است.

رژیم صهیونیستی و آمریکا در سیاست‌گذاری امنیتی خود فرضی مهم دارند: این‌که می‌توان با ترکیبی از ضربات محدود، فشار روانی و تهدیدات مستمر، ایران را یا به واکنش شتاب‌زده کشاند یا به عقب‌نشینی تدریجی وادار کرد.

بازدارندگی هوشمند؛ بازی در زمین ابهام و ترس

رژیم صهیونیستی و آمریکا در سیاست‌گذاری امنیتی خود فرضی مهم دارند: این‌که می‌توان با ترکیبی از ضربات محدود، فشار روانی و تهدیدات مستمر، ایران را یا به واکنش شتاب‌زده کشاند یا به عقب‌نشینی تدریجی وادار کرد. نقطه ضعف این فرض، درک نادرست از مفهوم «بازدارندگی هوشمند» است.

بازدارندگی در قرن بیست‌ویکم صرفاً به معنای انباشت قدرت نظامی یا نمایش علنی آن نیست؛ بلکه به معنای مدیریت انتظارات دشمن است. ایران زمانی دست بالا را دارد که طرف مقابل نداند واکنش واقعی چیست، کِی رخ می‌دهد و در کدام حوزه اتفاق می‌افتد. این ابهام، همان چیزی است که محاسبات امنیتی رژیم صهیونیستی را پرهزینه می‌کند.

در چنین چارچوبی، خودداری آگاهانه از واکنش فوری، نشانه ضعف نیست، بلکه بخشی از راهبرد است. پاسخ لزوماً نباید مستقیم، متقارن یا حتی فوری باشد. آنچه مهم است، انتقال این پیام است که هیچ اقدام خصمانه‌ای بی‌هزینه نخواهد ماند، اما شکل هزینه الزاماً نظامی و قابل پیش‌بینی نیست. رژیم صهیونیستی در فضایی احساس امنیت می‌کند که دامنه واکنش ایران را محدود، قابل پیش‌بینی و محصور در میدان نظامی بداند؛ شکستن این تصور، جوهره بازدارندگی هوشمند است.

یکی از خطاهای راهبردی در شرایط تنش، این است که دیپلماسی به کنش دفاعی تقلیل یابد؛ یعنی صرفاً ابزاری برای پاسخ‌گویی پس از وقوع بحران. ایران برای مقابله مؤثر با سیاست جنگی رژیم صهیونیستی و آمریکا، نیازمند دیپلماسی فعال بحران است؛ دیپلماسی‌ای که پیش از انفجار بحران، معادلات آن را تغییر دهد.

دیپلماسی بحران؛ خروج از دوگانه جنگ یا تسلیم

یکی از خطاهای راهبردی در شرایط تنش، این است که دیپلماسی به کنش دفاعی تقلیل یابد؛ یعنی صرفاً ابزاری برای پاسخ‌گویی پس از وقوع بحران. ایران برای مقابله مؤثر با سیاست جنگی رژیم صهیونیستی و آمریکا، نیازمند دیپلماسی فعال بحران است؛ دیپلماسی‌ای که پیش از انفجار بحران، معادلات آن را تغییر دهد.

این دیپلماسی باید چند ویژگی هم‌زمان داشته باشد: نخست، چندمسیره بودن؛ اتکا نکردن صرف به کانال‌های رسمی و استفاده از ظرفیت بازیگران میانی، قدرت‌های منطقه‌ای و حتی بازیگران اقتصادی. دوم، تمرکز بر تفکیک منافع؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی منافع کاملاً منطبق ندارند، حتی اگر در ظاهر هم‌پیمان باشند. برجسته‌سازی هزینه‌های درگیری برای آمریکا—از انرژی گرفته تا رقابت با چین—می‌تواند دامنه مانور رژیم صهیونیستی را محدود کند.

مهم‌تر از همه، این دیپلماسی باید به‌جای «دفاع از خود»، بر بازتعریف مسئله متمرکز باشد: ایران نه تهدید، بلکه یکی از ستون‌های ثبات منطقه‌ای است؛ و بی‌ثبات‌سازی آن، پیامدهای جهانی دارد. این تغییر چارچوب، اگرچه دشوار و زمان‌بر است، اما تنها راه خروج از دوگانه خطرناک «جنگ یا عقب‌نشینی» محسوب می‌شود.

یکی از نقاط قوت رژیم صهیونیستی، توانایی کشاندن بحران به میدان امنیت سخت است؛ جایی که کنش سریع، ضربه دقیق و تصویرسازی رسانه‌ای دست بالا را می‌دهد. پاسخ هوشمند ایران، امتناع از بازی در این زمین محدود و انتقال تقابل به حوزه‌هایی است که هزینه‌ها در آن تصاعدی می‌شود.

تغییر زمین بازی؛ از میدان نظامی به میدان ژئوپلیتیک جهانی

یکی از نقاط قوت رژیم صهیونیستی، توانایی کشاندن بحران به میدان امنیت سخت است؛ جایی که کنش سریع، ضربه دقیق و تصویرسازی رسانه‌ای دست بالا را می‌دهد. پاسخ هوشمند ایران، امتناع از بازی در این زمین محدود و انتقال تقابل به حوزه‌هایی است که هزینه‌ها در آن تصاعدی می‌شود.

حوزه انرژی، تجارت جهانی، کریدورهای دریایی و حتی ثبات بازارهای مالی، نقاطی هستند که هر تنش جدید در آن‌ها بازتابی فراتر از منطقه دارد. ایران زمانی می‌تواند سیاست جنگی رقیب را خنثی کند که تقابل از سطح «دوقطبی امنیتی» به سطح ریسک سیستماتیک جهانی ارتقا یابد.

در چنین وضعیتی، حتی کشورهایی که در سطح سیاسی با ایران اختلاف دارند، ناچار می‌شوند در برابر تشدید بحران موضع محتاطانه‌تری بگیرند. هدف این راهبرد، تهدید مستقیم نیست؛ بلکه ایجاد این درک است که ادامه سیاست فشار و جنگ فرسایشی، برای جهانی که با مساله انرژی و رکود دست‌وپنجه نرم می‌کند، غیرقابل‌تحمل است.

مدیریت جبهه‌های منطقه‌ای؛ قدرتی که باید مهار شود

نفوذ منطقه‌ای ایران در سال‌های اخیر به یکی از اصلی‌ترین عناصر بازدارندگی آن تبدیل شده است. اما همین مزیت، اگر بدون مدیریت سیاسی دقیق رها شود، می‌تواند به پاشنه آشیل راهبردی بدل گردد. رژیم صهیونیستی و آمریکا تلاش می‌کنند با تحریک جبهه‌های پیرامونی، ایران را به درگیری ناخواسته بکشانند؛ درگیری‌ای که آغازش با ایران نبوده اما هزینه‌اش مستقیماً متوجه تهران شود.

سیاست مؤثر در این حوزه، نه عقب‌نشینی است و نه رهاسازی. ایران زمانی سود می‌برد که کنش منطقه‌ای در خدمت هدف ملی مشخص باشد، نه واکنش احساسی یا فشار افکار عمومی. ابتکار عمل، زمانی حفظ می‌شود که تصمیم‌گیری مرکزی باقی بماند و هر اقدامی در نسبت با معادله کلان ارزیابی شود.

مدیریت جبهه‌های منطقه‌ای، به معنای محدود کردن ظرفیت‌ها نیست؛ به معنای هم‌ترازسازی زمان، مکان و شدت کنش‌ها با منافع راهبردی کشور است. هر اقدامی که این توازن را برهم بزند، حتی اگر از نظر نمادین جذاب باشد، در نهایت به نفع رقیب تمام خواهد شد.

افزایش هزینه زندگی، تضعیف امید اجتماعی و بزرگ‌نمایی بن‌بست‌ها، بخش مکمل جنگ است؛ جنگی که بی‌صدا اما مؤثر پیش می‌رود.

انسجام داخلی و جنگ روایت‌ها؛ میدان تعیین‌کننده پنهان

هیچ راهبرد خارجی بدون پشتوانه داخلی قدرت پایداری ندارد. فشار اقتصادی، نااطمینانی روانی و شکاف اجتماعی، دقیقاً همان نقاطی هستند که سیاست جنگ فرسایشی آمریکا و رژیم صهیونیستی بر آن‌ها متمرکز شده است. افزایش هزینه زندگی، تضعیف امید اجتماعی و بزرگ‌نمایی بن‌بست‌ها، بخش مکمل جنگ است؛ جنگی که بی‌صدا اما مؤثر پیش می‌رود.

در این میان، جنگ روایت‌ها نقشی کلیدی دارد. رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند هر بحران را به‌گونه‌ای روایت کند که ایران آغازگر یا عامل اصلی بی‌ثباتی جلوه کند. مقابله با این روایت، نیازمند دفاع منفعلانه نیست؛ بلکه مستلزم تهاجم گفتمانی هوشمندانه است. معرفی ایران به‌عنوان بازیگری عقلانی، هزینه‌گریز از جنگ و در عین حال مصمم به دفاع از منافعش، می‌تواند فضای بین‌المللی را دگرگون کند.

در سطح داخلی نیز، کاهش فشارهای اقتصادی و تقویت سرمایه اجتماعی، نه اقدامات جانبی، بلکه اجزای جدایی‌ناپذیر امنیت ملی‌اند. جامعه‌ای که احساس ثبات و چشم‌انداز دارد، کمتر در برابر جنگ روانی آسیب‌پذیر خواهد بود.

درپایان باید گفت مقابله مؤثر ایران با سیاست جنگی رژیم صهیونیستی و آمریکا، در میدان نبرد کلاسیک تعریف نمی‌شود. پیروزی در این معادله جلوگیری از تحمیل جنگ، مهار دامنه بحران و حفظ ابتکار عمل است. هر اندازه تصمیم‌گیری دشمن پیچیده‌تر، پرهزینه‌تر و مبهم‌تر شود، ایران به هدف راهبردی خود نزدیک‌تر شده است. آینده این تقابل، نه در شدت سلاح‌ها، بلکه در دقت سیاست‌گذاری رقم خواهد خورد؛ جایی که خونسردی، زمان‌خریدن و تغییر زمین بازی، مؤثرتر از هر واکنش شتاب‌زده‌ای عمل می‌کند.

کد خبر: ۳۸۵٬۴۰۹

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha