بازی دولت با بورس  پیش بینی را غیر ممکن کرد/ آینده بازارهای مهم چگونه خواهد شد؟

رادان، کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه، معتقد است که سودهای کلان ناشی از تورم افسار گسیخته در بازارهای مختلف، نهایتاً به زیان جامعه و کشور خواهد بود.

بازار؛ گروه بورس: در ماه های اخیر بازارهای کشورمان از جمله بازار خودرو، بازار طلا و سکه، بازار مسکن، بازار مالی ( سرمایه) و بازار پول، تحولاتی را پست سر گذاشتند. در این میان، دولت حسن روحانی، گاهی سهام شرکت های دولتی را به قیمت نسبتاً بالایی فروخت، گاهی هم از برنامه خودش برای گشایش اقتصادی خبر داد و گاهی اعلام کرد که مردم به جای نفرین کردن مقامات دولت ایران، مقامات دولت آمریکا را به عنوان عامل التهابات اقتصاد ایران نفرین کنند.

با توجه به این که در ماه های اخیر، بازارهای مختلف ایران دچار التهابات قیمتی شده است، در گفت و گوی «بازار» با مهدی رادان، کارشناس بازار سرمایه و فعال در حوزه مطالعات کلان، وضعیت بازارهای رقیب و موازی ایران بررسی شده است.

*****

*در سال ۱۳۹۷ شاخص کُل بورس تهران ۸۵ درصد رشد داشت و در سال ۱۳۹۸ هم در حد ۱۸۷ درصد رشد کرد. در اواسط اسفند ۱۳۹۸ بعد از رشد ۲۰۰ درصدی بورس در سال گذشته و تا آن مقطع زمانی، گفته بودید که بورس یک هفته متلاطم را پست سر گذاشت.آیا فکر می کردید که در چند ماهه اول سال ۱۳۹۹ شاخص بورس در حد ۳۰۰ درصد رشد داشته باشد و بازدهی ۳۰۰ درصدی در این بازار اتفاق بیفتد؟
منظور من از متلاطم، به معنای افزایش بازدهی بالای بازار نبوده و آن تلاطم مربوط به یک هفته بوده است. من به طور هفتگی درباره بورس یادداشت می نویسم و اشاره من به متلاطم، تلاطم در آن هفته خاص بوده است و نه این که به بازدهی سال ۱۳۹۸ اشاره کرده باشم. در مورد رشد شاخص در سال ۱۳۹۹ باید بگویم کسی فکر نمی کرد در این سال، بازار بخواهد بازدهی زیادی داشته باشد. البته من در همان یادداشت های هفتگی نوشتم در نیمه اول سال ۱۳۹۹ انتظار می رود که بازار روند مثبت خودش را ادامه بدهد و بشود در بازار فعالیت کرد.

برآورد ما این بود که به دلایل مختلف از جمله نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، رشد شاخص ها و مسائل مختلف، نیمه دوم سال شبیه نیمه اول سال ۱۳۹۹ نباشد و این وضع را همان موقع پیش بینی می کردیم.

البته در سال گذشته پیش بینی نمی کردیم که در سال ۱۳۹۹ شاخص بورس به این شدت رشد کند و عملاً هم قابل پیش بینی نبود. به خاطر این که بازار در سال ۱۳۹۹، در یک فضای منطقی رشد نکرد و یک بازی ای بود که به راه افتاد برای این که دولت، سهام شرکت های دولتی را بفروشد و کسری بودجه خودش را جبران کند. شاید روندهای منطقی را بشود تعمیم داد و تفسیر کرد ولی وقتی یک بازی به راه می افتد، غیر قابل پیش بینی است.

*برخی از اقتصاددانان و کسانی که بورس تهران را تحلیل می کنند می گویند ما انتظار داشتیم شاخص بورس حداکثر تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار واحد رشد کند. شما بعد از این که رشدهای شتابان بورس در ماه های فروردین و اردیبهشت اتفاق افتاد، فکر می کردید شاخص کل تا چه حد ظرفیت دارد یا امکان دارد که رشد کند؟
خوشبختانه من دیدگاه خودم را به صورت هفتگی نوشته ام و در اینترنت موجود است. در فروردین امسال شبکه یک سیما، با یک خانمی به عنوان کارشناس گفت و گو کرد. ایشان پیش بینی کرد که شاخص بورس به ۸ میلیون واحد می رسد.

من مطلبی نوشتم و توضیح دادم که بورس تهران در سال ۱۳۹۸ در حد ۱۸۷ درصد بازدهی داشته و شاخص رشد داشته و رشد ۴ برابری نرخ دلار، جا ماندگی بازار و تورم، در قیمت های سال ۱۳۹۸ منعکس شده است و همچنین در سال ۱۳۹۹ بازار می خواهد یک رشد خواهد داشت، ارزش جایگزینی را پیدا کند، شرکت ها تجدید ارزیابی دارایی را انجام بدهند  و افزایش سرمایه بدهند و هیجاناتی در بازار ایجاد شود، ایرادی ندارد اما شاخص به حدود یک میلیون و ۴۸۰ هزار واحد می رسد و بازدهی سال ۱۳۹۹ به اندازه بازدهی سال ۱۳۹۸ خواهد بود.

البته اگر ما دچار یک اَبَر تورم شویم که دیگر پول ما بی ارزش شود و شرایط ونزوئلا  برای ما پیش بیاید، می شود رشد بیش از این انتظار داشت اما واقعیت این است که در آن شرایط، ممکن است دیگر از جامعه و اقتصادی، چیزی نماند که کسی بخواهد از بورس بهره برداری کند. عطای آن بازدهی را باید به لقایش بخشید چون از اساس، زمین بازی را خراب می کند و کشور را نابود می کند.

اگر ما دچار یک اَبَر تورم شویم که دیگر پول ما بی ارزش شود و شرایط ونزوئلا  برای ما پیش بیاید، می شود رشد بیش از این انتظار داشت اما واقعیت این است که در آن شرایط، ممکن است دیگر از جامعه و اقتصادی، چیزی نماند

*در ماه های اول سال ۱۳۹۹، شاخص کل به دو میلیون و ۸۰ هزار واحد رسید که ۳۰۰ درصد رشد نسبت به آخرین روز کاری سال ۱۳۹۸ بود. از اواسط مرداد، ریزش بورس شروع شد و و در روز سه شنبه به یک میلیون و ۴۹۲ هزار واحد رسید که کمترین حد  از اواسط مرداد امسال به بعد است.الان حدود ۱۱۰ درصد از رشد شاخص کم شده. با توجه به افزایش نرخ دلار و وضعیت باازارهای موازی و رقیب،  آیا الان بورس در حال متعادل شدن است؟
ما باید امیدواریم که متعادل شود. حقیتاً در بازار، هیچ چیز به اندازه تعادل، منفعت بخش نیست. در سال های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶، بازار حالت رکودی داشته و بعد در سال های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸، جا ماندگی خودش را جبران کرده و سال ۱۳۹۹ هم بازده خوبی داشته است. در حال حاضر، بورس یک مقدار اصلاح کرده یا خیلی از سهم ها ریزش کرده اند. وقت آن است که بازار، متعادل شود و  بازیگران، مدیران و نهادهای مختلف، اجازه بدهند بازار، تعادل خودش را پیدا کند و نگاه بلند مدت به بازار داشته باشند.

بازار متعادل یعنی این که هر فردی که اضافه منابعی دارد و ریسک پذیری دارد، بیاید سرمایه گذاری کند و هر فردی هم که منابع خودش را لازم دارد، بازار به اندازه کافی عمق داشته باشد که بتواند بفروشد و به مصارف دیگری که دارد برسد. وقتی که بازار، متعادل هست وقتی اخباری می آید به تناسب آن رشد کند یا اگر نرخ دلار رشد کند، به تناسب آن بازار سرمایه رشد کند. متاسفانه در بازار ما، یا خریدار ضرر می کند یا فروشنده.

من امیدوارم بازار به سطح تعادلی برسد. نرخ دلار از حدود ۱۸ هزار تومان در اواخر مرداد امسال، به بالاتر از ۲۸ هزار تومان رسیده ولی از ان طرفف شاخص کُل کاهش پیدا کرده و خیلی از سهم ها، کاهش داشته اند و من فکر می کنم در خیلی از سهم ها، بازار توانسته نقطه تعادلی خودش را پیدا کند.

*دولت ورود مردم و سرمایه گذاران را به بورس تشویق کرد و در عین حال سهام شرکت های دولتی را به شکل خاصی در قالب صندوق سرمایه گذاری قابل معامله در بورس فروخت.دولت می خواست در قالب صندوق دارا یکم ۱۷ هزار میلیارد سهام بفروشد که فقط ۶ هزار میلیارد فروخت و در قالب دارا صندوق دوم یا پالایشی یکم می خواست ۶۴ هزار میلیارد تومان بفروشد که با دو بار تمدید فقط ۱۲ هزار میلیارد تومان فروخت. چرا دولت نتوانست درآمد زیادی را از طریق فروش سهام برای جبران کسری بودجه تامین کند و اِشکال و ایراد به کجا برمی گشت؟
در زمان دارا یکم (اردیبهشت ۱۳۹۹) هم، دولت نتوانست همه سهام را بفروشد. در حالی که در اردیبهشت امسال، بازار حالت ریزشی پیدا نکرده بود. واقعیت قضیه این است که بازار از یک هوشمندی برخوردار و در آن عقل و خِرد جمعی، حاکم است. همه بازار می بیند که سهام شرکت های پالایشی از اول سال رشد زیادی کرده اند.

دولت اعلام کرد که سهام پالایشی را با ۲۰ درصد تخفیف می فروشد. در حالی که اگر فرد سرمایه گذار بخواهد سهام بخرد از این ۲۰ درصد صرف نظر می کند و به طور مستقیم سهام پالایشی را می خرد و یا قیمت آن بالا می برد و اگر هم بالا نرود، پول او گرفتار نمی شود. در قالب صندوق، سهامدار نمی تواند به مدت دو ماه خرید و فروش کند.   مساله دیگر این است که از روش واگذاری کوپنی استفاده کردند و اعلام کردند که هر فرد می تواند حداکثر ۵ میلیون تومان سهام بخرد. این وضع برای سرمایه گذاران بزرگ، جذابیت ندارد که ۵ میلیون تومان سهام بخرد.

*دولت تصور می کرد جمعیت زیادی این سهام را می خرند ولی خرید سهام با استقبال مواجه نشد. اعلام شده که ۶۴ هزار میلیارد تومان سهام پالایشی قابل عرضه است ولی کمتر از ۲۰ درصد فروخته شده. از صندوق دارا یکم استقبال نشد و در مورد پالایشی یکم هم همان وضع تکرار شد.
این روش واگذاری سهام، روشی نیست که این حجم از سهام را فروخت. مخاطب این روش، محدوده متوسط درآمدی هستند. دهک های متوسط هم محاسبات ریسک انجام می دهند و به شرایط بازار نگاه می کنند. این نوع افراد فکر می کنند که اگر خودشان سهام را بخرند و خرید و فروش کنند بیش از این ۲۰ درصد تخفیف، سود می کنند و اگر بازار هم بد باشد، گرفتار می شوند و ضرر هم می کنند

دارا یکم، بازدهی خوبی در مدت ۳ ماه داشت و ۱۸۵ درصد بازدهی داشت و به همین دلیل استقبال نسبتا بهتری از دارا دوم شد. در زمان دارا یکم، یک مقدار فضا برای مردم مبهم بود ولی در مورد دارا دوم، دولت این فضا را ایجاد کرد که بازدهی خوبی دارد. چه بسا که دولت، بازی مجددی را شروع کند و دارا سومی هم در کار باشد. ممکن است با بازی های خاصی، برای دارا دوم بازدهی خوبی ایجاد کنند. بالاخره در انجام این بازی ها، استاد شده اند و برای این جذابیت صندوق های دارا جذابیت ایجاد کنند.

چه بسا که دولت، بازی مجددی را شروع کند و دارا سومی هم در کار باشد. ممکن است با بازی های خاصی، برای دارا دوم بازدهی خوبی ایجاد کنند. بالاخره در انجام این بازی ها، استاد شده اند

*سهام دارا یکم با قیمت ۲ میلیون به هر فرد فروخته شد و تا ۶.۵ میلیون اوج گرفت که ۲۲۸ درصد سود بود ولی الان سقوط کرده و به ۳.۷ میلیون تومان رسیده که ۸۹ درصد سود می شود یعنی ۱۴۰ درصد سود کم شده.

دارا یکم باز ۸۹ درصد سود دارد و سود قابل توجهی است. خیلی از این پول ها، با بازدهی ۱۵ درصد در بانک ها بوده و در ماه های اخیر وارد بورس شده. این ۸۹ درصد بازدهی، رقم قابل توجهی است. البته ممکن است فرد خریدار محاسبه کند که اگر دلار خریده بود یا خودروی خودش را نفروخته بود، همین بازدهی را می گرفت. به هر حال، در بازار سرمایه، بازدهی ۸۹ درصدی، قابل تامل است و کم نیست.

هر چند که این افراد می توانستند سهام دارا یکم خودشان را زودتر بفروشند. کسانی که سهام خود را نگه داشته اند به امید بازدهی بالاتر بوده که با شرایط خاص بازار مواجه شده اند. به هر حال، دارا دوم در دوره منفی بودن بازار عرضه شد و این موضوع، یکی از دلایل عدم استقبال است. مدتی هم نمادهای پالایشی بسته شدند که رفتار نابجایی بود که دولت و سازمان بورس مرتکب شدند و در شرایطی که سهام، در حال پذیره نویسی بود عدم شفافیت ایجاد کردند و مردم استقبال نمی کنند. با این حال، دولت از فروش این سهام، درآمد نسبتاً خوبی برای جبران کسری بودجه داشته است.

*در ماه های اول امسال حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان نقذدینگی وارد بورس تهران شد و در عین حال نسبت به رفتار توده وار سهام داران خُرد هم، انتقاد می شد. در وضعیت فعلی رکود در بورس حاکم شده و شاخص کل به زیر یک میلیون و ۵۰۰ هزار واحد آمده. آیا الان باز ورود سرمایه و پول به بورس وجود دارد یا این که الان دیگر بازارهای رقیب، پُررونق هستند؟
آن هجوم و استقبال که همه برای بازدهی بدون ریسک به بورس می آمدند، وجود ندارد. در این مدت با حقایقی مواجه شدند و الان شاهد ان نوع هجوم و رفتار نیستیم. در نهایت، بازارها در ارتباط با همدیگر هستند. مسلم بدانید که اگر نرخ ارز رونق بگیرد و نرخ دلار رو به افزایش باشد، تاثیر خودش را روی بورس می گذارد و تا به حال هم، همیشه تاثیر گذاشته است.

وقتی که نرخ دلار رشد غیر منطقی داشته باشد، در یک بازه معقولی، ممکن است بورس این رشد نرخ دلار را انعکاس ندهد چه ر سهم هایی که صادرات محور هستند و چه در ارزش جایگزینی و کُلیت ارزش بازار. وقتی که ارزش بازار دلاری بورس در زمان های مختلف مقایسه شود، بورس خودش را به ارزش دلاری معمول در بورس می رساند.

الان هم اگر فکر می کنیم نقدینگی به بازار دلار سرایت کرده است، این وضع در نهایت، خودش را در بورس منعکس می کند. سرمایه گذار باید رویکرد منطقی و مدیریت ریسک داشته باشد، ریسک را در یک بازار پیاده نکند، در بازارهای مختلف به تناسب سرمایه خودش، ریسک و نقدینگی خودش را مدیریت کند تا هم بتواند منتفع شود و هم از تلاطمات آسیب نبیند. اگر چنین اخباری صحت داشته باشد، امکان تامین ارز برای بانک مرکزی وجود داشته باشد و بتواند قیمت ارز را کنترل کند، آن وقت شاهد یک شکل گیری ثبات خواهیم بود و بازارها خودشان را با همدیگر تنظیم خواهند کرد.

اگر چنین اخباری صحت داشته باشد، امکان تامین ارز برای بانک مرکزی وجود داشته باشد و بتواند قیمت ارز را کنترل کند، آن وقت شاهد یک شکل گیری ثبات خواهیم بود و بازارها خودشان را با همدیگر تنظیم خواهند کرد

*بورس تهران رشدهای قابل توجهی در سه سال اخیر داشته و در مقابل، قیمت خودرو و سکه و مسکن هم بالا رفته است. به طور مقایسه ای فکر می کنید وضعیت بازارها در ماه های باقی مانده از سال ۱۳۹۹ و سال ۱۴۰۰ چگونه خواهد شد؟
اجازه بدهید از الان راجع به وضعیت بازارها در سال ۱۴۰۰ صحبت نکنیم ولی در مورد ماه های باقی مانده از سال ۱۳۹۹ باید بگویم که من امیدوارم بازار بتواند تعادل خودش را پیدا کند و از آن سطح تعادلی به بعد، هر سهمی بتواند مسیر خودش را دنبال کند یعنی لزوماً بازار به طور کلی مثبت یا منفی شود.

من امیدوارم هر سهمی متناسب با ارزش هایی که دارد، ارزش بنیادی ای که دارد و سود آوری ای که دارد، مسیر خاص خودش را برود.

*به نظر شما، شاخص از سطح فعلی یک میلیون و ۴۹۰ هزار تا پایان سال به چه سطحی خواهد رسید؟
من این هنر را ندارم که شاخص را پیش بینی کنم و معمولاً از روش تکنیال استفاده نمی کنم و به همین دلیل نمی توانم شاخص را پیش بینی کنم. من اعتقاد دارم که فرصت‌هایی از انواع مختلف در بازار وجود دارد و کسانی که به صورت حرفه ای و با صرف وقت سرمایه گذاری کنند، می توانند به تناسب ریسکی که می پذیرند بازدهی داشته باشند.

*بالاخره در ۶ ماه دوم سال ۱۳۹۹ شاخص کل بورس، کاهشی خواهد بود یا افزایشی؟
من فکر می کنم شاخص بورس، سطح تعادلی خودش را پیدا می کند یعنی اگر یک مقدار کاهش بیش تری را تجربه کند، مجدداً به سمت بالا بیاید و اگر افزایش بی رویّه ای داشته باشد مجدداً اصلاح کند. متاسفانه وضعیت ارزی کشور مناسب نیست و ما نمی توانیم توقع داشته باشیم که نرخ دلار، روی یک سطح خاص توقف می کند. گاهی اوقات، بانک مرکزی به اصطلاح نوسان گیری می کند.

ما ناراحت می شویم وقتی وضعیت نابسامانی را در کشور می بینیم اما ما به عنوان تحلیلگر باید جنبه های مختلف از جمله وضعیت ارزی کشور، صادرات کشور، تراز تجاری کشور و دسترسی به منابع ارزی را در نظر بگیریم ول هیچکدام از این موارد، وضعیت مناسبی ندارد و از طرفی هم، تقاضای سرمایه گذاری روی ارز زیاد است.

نظام اقتصادی و نظام بانکی ما، توان پاسخگویی به این تقاضای سرمایه گذاری روی ارز را ندارد. بنابراین، وقتی که شرایط ما، این طور است و اتفاق جدیدی رخ ندهد، نمی شود توقع ثبات دلار را داشت. وقتی هم نرخ دلار رشد کند، دیگر بالاخره با خودش قیمت مسکن و خودرو و همه را بالا می برد و بورس هم به تناسب بالا می رود.

با این حال، اگر اتفاقی بیفتد وضعیت می تواند تغییر کند. برای مثال، خبرگزاری رویترز گزارش داده بود که در ماه سپتامبر، فروش نفت ایران رشد قابل توجهی داشته است. اگر چنین اخباری صحت داشته باشد، امکان تامین ارز برای بانک مرکزی وجود داشته باشد و بتواند قیمت ارز را کنترل کند، آن وقت شاهد یک شکل گیری ثبات خواهیم بود و بازارها خودشان را با همدیگر تنظیم خواهند کرد.

۱۱ مهر ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۰
کد خبر: ۴۴٬۶۱۹

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 2 =