سمیه شوریابی؛ بازار: علی فراقی کارشناس و تحلیلگر ارشد بازار سرمایه، با ارزیابی شرایط کنونی بورس اظهار داشت: بازار سرمایه ایران در مقطع حساسی از منظر قیمتی و زمانی قرار گرفته است؛ شرایطی که در آن، برآیند متغیرهای تکنیکال، مؤلفههای بنیادی، تحولات اقتصادی و ابهامات سیاسی و بینالمللی، مسیر آتی بازار را تحت تأثیر قرار میدهد.
وی افزود: پس از تجربه یک دوره رشد قابلتوجه چندماهه و دستیابی شاخصهای اصلی به سطوح بالاتر، بازار سهام وارد فاز نوسانی و اصلاحی شده است. این چرخش را میتوان در چارچوب مجموعهای از عوامل، از جمله شناسایی سود توسط بخشی از سرمایهگذاران، افزایش حساسیت معاملهگران نسبت به سطوح قیمتی و تداوم ابهامات پیرامون چشمانداز اقتصاد و بازار سرمایه تحلیل کرد.
این تحلیلگر بازار سرمایه با تأکید بر ضرورت تفکیک اصلاح مقطعی از تغییر روند اصلی بازار تصریح کرد: عقبنشینی شاخصها پس از یک دوره صعودی، الزاماً به معنای خاتمه روند افزایشی نیست؛ همانطور که برخورداری برخی سهام از پشتوانه بنیادی و ارزش ذاتی مناسب نیز بهتنهایی تضمینی برای مصونماندن آنها از فشار فروش در کوتاهمدت نخواهد بود.
فراقی ادامه داد: در شرایط فعلی، دو پرسش محوری پیش روی فعالان بازار قرار دارد؛ آیا اصلاح اخیر به نقطه پایانی خود رسیده و بورس در آستانه آغاز موج جدیدی از صعود قرار دارد، یا اینکه رشدهای گذشته به مرحلهای رسیدهاند که بازار برای بازیابی تعادل میان عرضه و تقاضا، به اصلاح قیمتی یا زمانی بیشتری نیاز دارد؟
به گفته وی، پاسخ به این پرسشها بدون بررسی همزمان ساختار تکنیکال شاخصها، کیفیت جریان نقدینگی و وضعیت بنیادی شرکتها امکانپذیر نیست.
سه سناریوی تکنیکال برای آینده بورس
فراقی در تشریح وضعیت تکنیکال بازار اظهار داشت: بورس پس از یک دوره رشد چندماهه و ثبت سطوح بالاتر در شاخص کل، وارد مسیر اصلاحی شد. شاخص کل که در مهرماه به محدوده ۸.۵ میلیون واحد نزدیک شده بود، در معاملات اخیر تا محدوده ۷.۶۵ میلیون واحد عقب نشست. با این حال، در معاملات روز سهشنبه ۱۲ آبان، بار دیگر شاهد تقویت تقاضا بودیم؛ بهطوریکه شاخص کل با رشد حدود ۲.۳ درصدی به محدوده ۷ میلیون و ۸۲۵ هزار واحد رسید و شاخص هموزن نیز افزایش قابلتوجهی را به ثبت رساند.
وی با اشاره به اهمیت این بازگشت قیمتی افزود: واکنش مثبت بازار در سطوح پایینتر نشان میدهد که بخشی از تقاضای بالقوه در این محدودهها فعال شده است؛ با این وجود، یک روز معاملاتی مثبت برای اعلام پایان اصلاح کفایت نمیکند. آنچه میتواند اعتبار بیشتری به احتمال بازگشت روند صعودی ببخشد، تداوم ورود نقدینگی، افزایش ارزش معاملات و توانایی شاخصها در تثبیت سطوح بالاتر است.
این کارشناس بازار سرمایه با تفکیک سناریوهای پیشروی بازار گفت: در شرایط فعلی میتوان سه مسیر اصلی را برای ادامه حرکت بورس در نظر گرفت؛
سناریوی نخست؛ تداوم اصلاح و شکلگیری موج نزولی دیگر
فراقی در تشریح سناریوی نخست اظهار داشت: در این حالت، رشد اخیر بازار نه بهعنوان نشانهای از تغییر روند، بلکه بهمثابه یک بازگشت موقت در جریان اصلاح کوتاهمدت ارزیابی میشود. بر این اساس، شاخصها ممکن است پس از بازیابی بخشی از افت اخیر، بار دیگر با افزایش عرضه مواجه شوند و مسیر نزولی خود را ادامه دهند.
وی افزود: چنانچه فشار فروش همچنان بر معاملات غلبه داشته باشد و تقاضای شکلگرفته در محدودههای فعلی از قدرت و پایداری لازم برای حفظ قیمتها برخوردار نباشد، احتمال حرکت مجدد شاخص کل به سمت حمایتهای پایینتر تقویت خواهد شد.
این تحلیلگر بازار سرمایه با اشاره به ساختار موجی قیمتها بیان کرد: یکی از الگوهای قابل بررسی در شرایط کنونی، تکمیل یک اصلاح سهموجی است؛ به این معنا که بازار پس از تجربه موج نخست نزولی و یک بازگشت موقت، ممکن است وارد موج نزولی دیگری شود. البته تأیید چنین الگویی صرفاً با مشاهده افت قیمتها و یک حرکت بازگشتی امکانپذیر نیست و بررسی ساختار امواج، محدودههای حمایتی و رفتار قیمت در معاملات آتی ضرورت دارد.
به گفته فراقی، در صورت تحقق این سناریو، بازگشتهای مقطعی میتوانند فرصتی برای بازنگری در ترکیب پرتفوی سرمایهگذاران فراهم کنند؛ بهویژه در مورد نمادهایی که از ضعف بنیادی برخوردارند، در دوره رشد گذشته افزایش قیمت نامتناسبی را تجربه کردهاند یا از منظر تکنیکال با نشانههای نامطلوب مواجه هستند.
سناریوی دوم؛ پایان اصلاح و آغاز موج تازه صعودی
فراقی در تشریح سناریوی دوم اظهار داشت: در سوی مقابل، احتمال پایان اصلاح و شکلگیری موج جدید صعودی نیز قابل چشمپوشی نیست. رشد همزمان شاخص کل و شاخص هموزن در معاملات اخیر میتواند نشاندهنده آن باشد که تقاضای ایجادشده صرفاً به چند نماد بزرگ و شاخصساز محدود نبوده و دامنه گستردهتری از بازار را دربر گرفته است.
وی ادامه داد: در صورتی که این روند با افزایش پایدار ارزش معاملات، استمرار ورود پول حقیقی و عبور شاخصها از مقاومتهای کوتاهمدت همراه شود، میتوان با اطمینان بیشتری احتمال پایان اصلاح را مورد بررسی قرار داد.
این تحلیلگر بازار سرمایه خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، افت اخیر میتواند بیش از آنکه نشانه تغییر جهت روند اصلی باشد، ماهیتی قیمتی و زمانی داشته باشد؛ به این معنا که بازار پس از رشد پرشتاب ماههای گذشته، برای بازتنظیم تعادل عرضه و تقاضا به دورهای از استراحت و نوسان نیاز داشته و اکنون در آستانه ازسرگیری مسیر صعودی قرار گرفته باشد.
فراقی تأکید کرد: با وجود این، تأیید سناریوی صعودی مستلزم بررسی مجموعهای از نشانهها، از جمله رفتار شاخص کل و هموزن، عملکرد صنایع پیشرو، کیفیت معاملات و توان بازار در حفظ حمایتهای مهم است. بنابراین، حتی رشد قابلتوجه یکروزه شاخصها نیز بهتنهایی نمیتواند مبنای قطعی برای اعلام تغییر روند باشد.
سناریوی سوم؛ تخلیه هیجان از مسیر اصلاح زمانی
این کارشناس بازار سرمایه سومین سناریوی احتمالی را اصلاح زمانی دانست و اظهار داشت: این سناریو بهویژه در مورد نمادهایی اهمیت پیدا میکند که پیش از آغاز افت اخیر بازار، بخش قابلتوجهی از اصلاح قیمتی خود را پشت سر گذاشتهاند.
وی افزود: در چنین وضعیتی، ممکن است شدت عرضه در برخی نمادها محدود شود و بهجای تداوم افت قیمت، شاهد ورود آنها به یک دوره نوسان خنثی باشیم. در واقع، قیمتها برای مدتی در یک محدوده مشخص نوسان میکنند تا با گذشت زمان، هیجانات ناشی از معاملات تخلیه شود و تعادل تازهای میان عرضه و تقاضا شکل بگیرد.
فراقی با بیان اینکه این سناریو قابلیت تعمیم به تمام نمادهای بازار را ندارد، تصریح کرد: تفاوت در کیفیت بنیادی شرکتها، میزان رشد قبلی قیمت، سطح نقدشوندگی، ترکیب سهامداران و رفتار جریان نقدینگی میتواند به شکلگیری مسیرهای متفاوتی در میان سهام منجر شود؛ بهگونهای که برخی نمادها همچنان در معرض افت بیشتر قرار داشته باشند، در حالی که گروهی دیگر صرفاً یک دوره استراحت زمانی را تجربه کنند.
وی تأکید کرد: از همین رو، تحلیل وضعیت شاخص کل بهتنهایی برای ارزیابی تمام بازار کفایت نمیکند و تصمیمگیری درباره هر سهم باید با در نظر گرفتن ویژگیهای اختصاصی همان شرکت صورت گیرد.

نقدینگی؛ حلقه تعیینکننده در تداوم روند صعودی
فراقی در ادامه، جریان نقدینگی را یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده مسیر کوتاهمدت بورس دانست و اظهار داشت: صرف افزایش ارتفاع شاخصها نمیتواند بهتنهایی نشانهای معتبر از بهبود وضعیت بازار باشد؛ بلکه کیفیت تقاضا و میزان مشارکت سرمایهگذاران در شکلگیری روند افزایشی اهمیت بیشتری دارد.
وی افزود: رشد شاخصها زمانی از پشتوانه قابلاتکاتری برخوردار خواهد بود که با افزایش ارزش معاملات، گسترش مشارکت سرمایهگذاران و ورود مستمر پول حقیقی همراه شود. در مقابل، چنانچه شاخص کل در مسیر صعودی قرار گیرد، اما ارزش معاملات از پویایی لازم برخوردار نباشد یا بخش قابلتوجهی از نمادها همچنان با غلبه عرضه مواجه باشند، باید نسبت به پایداری این رشد با احتیاط بیشتری قضاوت کرد.
این تحلیلگر بازار سرمایه ادامه داد: یکی دیگر از موضوعات مهم، تفاوت میان عملکرد شاخص کل و وضعیت عمومی سهام است. به دلیل وزن بالای شرکتهای بزرگ در محاسبه شاخص کل، ممکن است حرکت این نماگر تصویر کاملی از وضعیت بخش عمدهای از بازار ارائه نکند. از این منظر، بررسی همزمان شاخص هموزن، نسبت نمادهای مثبت به منفی، گردش نقدینگی در صنایع مختلف و عملکرد سهام کوچک و متوسط، تصویر دقیقتری از عمق و گستردگی تقاضا به دست میدهد.
به گفته فراقی، در روزهای پیشرو، توجه به پایداری جریان تقاضا و میزان مشارکت بخشهای مختلف بازار باید در کنار تغییرات شاخص کل قرار گیرد؛ چراکه کیفیت رشد، بهمراتب گویاتر از صرفاً میزان افزایش شاخصهاست.
ارزندگی بنیادی؛ آیا سهام همچنان ظرفیت رشد دارند؟
این کارشناس بازار سرمایه با تأکید بر ضرورت بررسی همزمان متغیرهای بنیادی اظهار داشت: در کنار تحلیل تکنیکال، ارزیابی وضعیت سودآوری و ارزشگذاری شرکتها از اهمیت ویژهای برخوردار است. بخشی از شرکتهای بورسی، با توجه به قیمت معاملاتی، ظرفیت سودسازی، چشمانداز فعالیت و ارزش داراییهای خود، همچنان میتوانند از جذابیت بنیادی برخوردار باشند؛ با این حال، نمیتوان این ویژگی را به تمام نمادهای بازار تعمیم داد یا صرفاً بر مبنای رشد سود اسمی شرکتها درباره ارزندگی سهام اظهارنظر کرد.
فراقی با اشاره به تأثیر تورم بر عملکرد بنگاههای بورسی گفت: تورم یکی از متغیرهای کلیدی اثرگذار بر بازار سرمایه ایران است. افزایش سطح عمومی قیمتها میتواند در بلندمدت موجب رشد درآمدهای اسمی شرکتها، افزایش ارزش داراییها و تغییر هزینه جایگزینی تجهیزات شود؛ اما شدت و جهت این اثرگذاری در صنایع مختلف یکسان نیست.
وی توضیح داد: شرکتهایی که از قدرت قیمتگذاری مناسب، مزیت رقابتی و توان انتقال افزایش هزینهها به نرخ فروش برخوردارند، طبیعتاً شرایط متفاوتی نسبت به بنگاههایی خواهند داشت که با محدودیتهای قیمتگذاری، افزایش بهای مواد اولیه یا کاهش حاشیه سود مواجه هستند.
این تحلیلگر بازار سرمایه افزود: در صنایع صادراتمحور، متغیرهایی همچون نرخ ارز، قیمتهای جهانی، هزینه انرژی، محدودیتهای تجاری و شرایط فروش محصولات، نقش مستقیمی در تعیین چشمانداز سودآوری دارند. در مقابل، عملکرد برخی شرکتهای داخلی بیش از هر چیز تحت تأثیر قدرت خرید مصرفکنندگان، نرخهای فروش داخلی، سیاستهای تنظیم بازار و هزینه تأمین مالی قرار میگیرد.
وی تصریح کرد: بنابراین، نمیتوان افزایش تورم یا رشد نرخ ارز را بهتنهایی معادل افزایش ارزش تمام سهام دانست. معیار اصلی، میزان تأثیر این متغیرها بر سود واقعی، جریان نقدی، حاشیه سود و ارزشگذاری هر شرکت است.
ریسکهای سیاسی و اقتصادی؛ چرا ارزندگی سهام برای رشد کافی نیست؟
فراقی در ادامه با اشاره به نقش ریسکهای سیاسی و اقتصادی در رفتار معاملهگران اظهار داشت: یکی از چالشهای مهم بازار سرمایه در شرایط کنونی، تداوم ابهامات مرتبط با تحولات داخلی و روابط بینالملل است. این متغیرها از مسیرهای مختلفی همچون تغییر انتظارات تورمی، نوسانات نرخ ارز، افزایش صرف ریسک سرمایهگذاری و بازنگری در برآورد سودآوری شرکتها بر تصمیم سرمایهگذاران اثر میگذارند.
وی افزود: در چنین فضایی، حتی سهامی که از منظر بنیادی در محدودههای ارزنده قرار دارند نیز ممکن است برای مدتی تحت فشار فروش باقی بمانند. علت آن است که بازار صرفاً بر مبنای ارزش فعلی شرکتها قیمتگذاری نمیشود، بلکه انتظارات آتی و میزان اطمینان سرمایهگذاران نسبت به چشمانداز اقتصادی نیز در شکلگیری قیمتها نقش تعیینکننده دارد.
این تحلیلگر بازار سرمایه خاطرنشان کرد: در نقطه مقابل، کاهش سطح ابهامات سیاسی، بهبود انتظارات اقتصادی و انتشار گزارشهای مالی فراتر از پیشبینیها میتواند زمینهساز تقویت تقاضا و افزایش تمایل سرمایهگذاران به پذیرش ریسک شود.
به گفته فراقی، در نتیجه، مسیر کوتاهمدت بورس تنها تابع ارزش ذاتی شرکتها نیست؛ بلکه چگونگی تغییر انتظارات و میزان انعکاس ریسکهای موجود در قیمت سهام نیز از عوامل تعیینکننده جهت حرکت بازار به شمار میروند.
استراتژی سرمایهگذاری؛ اولویت با مدیریت ریسک و انتخاب سهم
این کارشناس ارشد بازار سرمایه با اشاره به ضرورت اتخاذ رویکردی متناسب با شرایط فعلی اظهار داشت: تعدد سناریوهای پیشروی بازار، تصمیمگیری را به موضوعی وابسته به افق سرمایهگذاری، سطح ریسکپذیری و ترکیب داراییهای هر سرمایهگذار تبدیل کرده است. از این رو، نمیتوان یک راهبرد واحد را برای تمام فعالان بازار تجویز کرد.
وی افزود: برای سرمایهگذاران ریسکپذیر، نوسانات کوتاهمدت میتواند فرصتهایی برای معاملات فعال ایجاد کند؛ اما بهرهگیری از این فرصتها مستلزم تعیین حد زیان، مدیریت حجم موقعیتهای معاملاتی و پرهیز از ورود هیجانی به نمادهایی است که صرفاً به واسطه رشد روزانه در کانون توجه بازار قرار گرفتهاند.
فراقی ادامه داد: در مقابل، برای سرمایهگذاران محافظهکارتر، شرایط فعلی میتواند فرصتی برای بازبینی ساختار پرتفوی و ارزیابی مجدد کیفیت داراییها باشد. چنانچه بخش قابلتوجهی از سبد سرمایهگذاری به نمادهایی اختصاص یافته باشد که از منظر بنیادی با ضعف مواجهاند یا در دوره صعود گذشته رشدی فراتر از ظرفیت سودآوری خود تجربه کردهاند، بازنگری در وزن این موقعیتها میتواند بخشی از فرآیند مدیریت ریسک باشد.
وی در عین حال تأکید کرد: تصمیم به خروج از سهام صرفاً بر مبنای احتمال تداوم اصلاح نیز میتواند به از دست رفتن فرصتهای سرمایهگذاری منجر شود. بنابراین، مبنای تصمیمگیری باید ترکیبی از معیارهای ارزشگذاری، وضعیت تکنیکال، چشمانداز سودآوری و میزان ریسکپذیری سرمایهگذار باشد.
این تحلیلگر بازار سرمایه درباره سهامی که پیشتر اصلاح قیمتی مناسبی را تجربه کردهاند، اظهار داشت: در مورد نمادهایی که از پشتوانه بنیادی قابلقبولی برخوردارند، نباید صرفاً انتظار افتهای عمیقتر قیمتی را مبنای تصمیمگیری قرار داد؛ چراکه احتمال ورود این دسته از سهام به دوره اصلاح زمانی و نوسان در محدودهای مشخص نیز وجود دارد.
وی افزود: در چنین شرایطی، رصد تدریجی فرصتهای سرمایهگذاری و پرهیز از ورود یکباره در یک سطح قیمتی مشخص، میتواند به توزیع بهتر ریسک و مدیریت مؤثرتر سرمایه کمک کند.
فراقی در ادامه با اشاره به معیارهای انتخاب سهام برای سرمایهگذاران جدید تصریح کرد: کیفیت کسبوکار شرکت، نسبت قیمت به سود، پایداری جریان نقدی، ساختار بدهی، سیاست تقسیم سود و چشمانداز صنعت، معیارهایی هستند که باید در اولویت بررسی قرار گیرند؛ نه اینکه صرفاً افت اخیر قیمت یک سهم، مبنای تصمیم برای خرید آن باشد.
جمعبندی؛ بورس میان اصلاح کوتاهمدت و تداوم چشمانداز صعودی
فراقی در جمعبندی ارزیابی خود از آینده بازار سرمایه اظهار داشت: بورس در شرایطی قرار گرفته است که هنوز نمیتوان درباره پایان قطعی اصلاح یا تداوم روند نزولی کوتاهمدت آن با اطمینان اظهارنظر کرد. بازگشت شاخصها در معاملات اخیر، نشانهای از فعالشدن تقاضا در سطوح پایینتر است؛ با این حال، تبدیل این واکنش مثبت به یک روند صعودی پایدار، به استمرار ورود نقدینگی و بهبود کیفیت معاملات وابسته خواهد بود.
وی افزود: بر اساس سناریوی محتاطانه، بازار ممکن است پس از یک بازگشت موقت، بار دیگر با موجی از اصلاح قیمتی مواجه شود و در ادامه، در سطوح پایینتر به دنبال برقراری تعادل میان عرضه و تقاضا باشد. در مقابل، در صورت تثبیت شاخصها، تداوم ورود نقدینگی و عبور از مقاومتهای کوتاهمدت، میتوان احتمال پایان اصلاح و آغاز مرحله جدیدی از رشد را تقویتشده ارزیابی کرد.
این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: در کنار این دو مسیر، احتمال اصلاح زمانی در بخشی از نمادها، بهویژه سهامی که پیشتر اصلاح قیمتی مناسبی را پشت سر گذاشتهاند، وجود دارد؛ بنابراین، ممکن است مسیر حرکتی همه سهمها با یک الگوی یکسان همراه نباشد.
فراقی با اشاره به متغیرهای اثرگذار بر چشمانداز میانمدت و بلندمدت بازار تصریح کرد: ظرفیت سودآوری شرکتها، ارزش داراییها، تحولات تورمی، نرخ ارز و شرایط حاکم بر صنایع، همچنان از مؤلفههای اصلی تعیینکننده مسیر بازار سرمایه خواهند بود. با این حال، وجود ظرفیتهای بنیادی به معنای رشد یکپارچه تمام نمادها یا استمرار صعود شاخصها بدون وقفه و اصلاح نیست.
وی در پایان تأکید کرد: در شرایط فعلی، نه میتوان صرفاً با اتکا به رشدهای گذشته، تداوم صعود بورس را قطعی دانست و نه باید اصلاح اخیر را نشانه پایان روند بلندمدت بازار تلقی کرد. آنچه میتواند مبنای تصمیمگیری منطقیتر قرار گیرد، رصد مستمر دادههای معاملاتی، ارزیابی دقیق تفاوتهای بنیادی شرکتها، سنجش کیفیت جریان نقدینگی و پایبندی به اصول مدیریت ریسک است.







نظر شما