امید مستوفی راد، دکتری جغرافیای سیاسی؛ بازار: صنایع دستی این سرزمین، تنها یک صنعت نیست، بلکه روایتی است از هویت، ذوق و ظرافتی که نسل به نسل از دستان هنرمند مردمان این خاک به ما رسیده است. پشت هر فرش، هر قلمزنی و هر سفال، ساعتها صبر و عشق نهفته است. اما این روزها، این هنر-صنعت که خود نمادی از صبر و حوصله است، بیش از هر زمان دیگری به همراهی و توجه مسئولان در حوزه های سیاستگذاری کلان کشور نیاز دارد.
میدانیم که بسیاری از برنامههای توسعه صنایع دستی کشور ، ماهیتی بلندمدت دارند. این ویژگی ذاتی این حوزه است. نمیتوان انتظار داشت که یک طرح جامع توسعه صادرات یا توانمندسازی هنرمندان در کوتاه مدت به نتیجه برسد. چنین برنامههایی نیازمند صبر، حوصله و تعامل مستمر با حوزههای بخشی و فرا بخشی هستند.از آموزش و پرورش گرفته تا وزارت صمت، کار و بخش های مختلف داخلی مانند میراث فرهنگی و گردشگری و حتی سیاستهای خارجی کشور. باید این واقعیت را بپذیریم که صنایع دستی، میوهای است که درختش سالها زمان میبرد تا به بار بنشیند.
اما در زمان جنگ که این روزها درگیر آن هستیم داستان متفاوت میشود و معادلات تغییر میکنند. وقتی جنگی رخ میدهد ، اولویتها جابهجا میشوند، از برنامهریزی در خانواده گرفته تا تغییر اولویتها در دولتها، نهادها و حتی سازمانهای ملی و بینالمللی. این یک واقعیت انکارناپذیر است که در شرایط اضطراری، منابع و توجهات به سمت رفع فوریترین نیازها هدایت میشوند.
این تغییر اولویتها اما در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و به طور خاص در حوزه صنایع دستی، آنگونه که باید و شاید صورت نمیگیرد. گویی این حوزه، هنوز بر مدار برنامههای بلند مدت خود میچرخد، در حالی که اطرافش جهانی در حال تغییر است. سایه جنگ و ناامنی به واسطه زیاده خواهی زورگویان بر کشور عزیزمان سایه افکنده است و هر آن، بیم هر گونه اتفاق ناگواری وجود دارد. در چنین شرایطی، اصرار بر ادامه برنامههای بلندمدت، نه تنها منطقی نیست، بلکه میتواند فرصتها را نیز از دست بدهد.
بانک مرکزی، وزارت صمت، متولیان بیمه و سایر نهادهای مرتبط، در این شرایط اولویتهای مهمتری پیدا کردهاند. تمرکز بر تثبیت نرخ ارز و مدیریت بحرانهای اقتصادی ، این روزها ذهن مسئولان را به خود مشغول کرده است. و انصاف نیست اگر از کنار اولویتهای این قشر و بدون تشکیل اتاق بحران و رسیدگی ضروری به اوضاع معیشتی صنعتگران صنایع دستی به سادگی عبور کنیم. صنعتگرانی که بسیاری از آنها امروز با چالشهای جدی در فروش محصولات و حتی گذران زندگی روزمره مواجهاند.
پیشنهاد میشود: در چنین شرایطی، در گام اول، برای سه ماه پیش رو، تمامی برنامههای عملیاتی و زودبازده برای ارتقای معیشت و تثبیت اوضاع کسب و کار در اولویت قرار داده شود. برنامههایی که بتوانند در کوتاهمدت، اثر ملموسی بر زندگی هنرمندان بگذارند، از تسهیل دسترسی به مواد اولیه گرفته تا ایجاد بازارهای موقت فروش و ارائه بستههای حمایتی معیشتی.
در گام دوم : برنامهریزیهای طولانیمدتی که احتمال ریسک انجام نشدن و اتلاف وقت و سرمایه را دارند، تا تثبیت آرامش در کشور متوقف شوند. این توقف، به معنای رها کردن زیر ساخت های صنایع دستی نیست؛ بلکه به معنای هوشمندی در زمانبندی و اولویتبندی است چرا که وقتی زمین لرزان است، باید دیوارهای کوتاهتر ساخت.
این روزها، همدردی و همراهی با هنرمندان صنایع دستی، حتی گاهی با یک تماس تلفنی از سوی یک مدیر و شنیدن درد دلها و درک نگرانیهایشان، میتواند آبی بر آتش اقتصاد نیمهجان این صنعت باشد. یادمان باشد صنایع دستی، فقط با بودجه و برنامه زنده نمیماند، گاه با دلگرمی و توجه هم میتواند به زندگی اش ادامه دهد.




نظر شما