هشدار سپاه درباره هفت کابل اینترنت تنگه هرمز؛ از نفت به داده، میدان جدید بازدارندگی
تنگه هرمز؛ از گلوگاه انرژی تا گلوگاه دیجیتال

هشدار سپاه درباره هفت کابل اینترنت تنگه هرمز؛ از نفت به داده، میدان جدید بازدارندگی

فرماندهان سپاه با هشدار درباره کابل‌های اینترنت تنگه هرمز، معادله بازدارندگی را از نفت به داده گسترش داده‌اند؛ اهرمی نامتقارن که می‌تواند شریان دیجیتال خلیج فارس را فلج کند.

بازار؛ گروه اقتصاد دیجیتال: تهران در هفته‌های اخیر بار دیگر معادله قدرت در تنگه هرمز را بازتعریف کرده است. این بار، اما، موضوع نه نفتکش‌ها و نه نفت خام است؛ بلکه هفت کابل فیبر نوری که در بستر این آبراهه راهبردی، اقتصاد دیجیتال خلیج فارس را به جهان متصل می‌کنند. یگان‌های دریایی سپاه پاسداران با هشدار درباره هدف قرار دادن این کابل‌ها، پیامی روشن به واشنگتن و تل‌آویو مخابره کرده‌اند: هزینه هر حمله جدید به زیرساخت‌های ایران، فلج کردن شریان‌های دیجیتال منطقه خواهد بود. گزارش تحلیلی «جک داتن» در پایگاه المانیتور این تحول را در چارچوب گسترش دکترین بازدارندگی متقابل تهران و شکنندگی زیرساخت‌های حیاتی منطقه واکاوی کرده است.

تهدید کابل‌های اینترنت تنگه هرمز، معادله بازدارندگی ایران را از حوزه انرژی به حوزه داده گسترش داده است. برخلاف نفت که تأثیر آن بر بازارهای جهانی تدریجی است، قطع کابل‌های فیبر نوری می‌تواند در عرض چند ساعت، تراکنش‌های بانکی، خدمات ابری و ارتباطات نظامی منطقه را مختل کند.

هفت کابل، یک گلوگاه دیجیتال

تنگه هرمز اگرچه در مقایسه با دریای سرخ، سهم کوچکی از پهنای باند بین‌المللی جهان را در اختیار دارد—کمتر از یک درصد—اما همین سهم کوچک، برای کشورهای حاشیه خلیج فارس به مثابه شریان حیاتی است. بر اساس داده‌های کمیته بین‌المللی حفاظت از کابل و شرکت تحقیقاتی تله‌جئوگرافی، پنج تا هفت بخش فعال کابل زیردریایی از این تنگه عبور می‌کنند و سه سامانه اصلی، شامل AAE-1، فالکون (FALCON) و پل بین‌المللی خلیج (GBI)، ستون فقرات اتصال اینترنتی منطقه را تشکیل می‌دهند.

از منظر ظرفیت فنی، این کابل‌ها وزن سنگینی در شبکه منطقه دارند. کابل AAE-1 با طولی نزدیک به ۲۵ هزار کیلومتر و ظرفیت ۱۰۰ ترابیت بر ثانیه، مدرن‌ترین و طولانی‌ترین کابل مسیر محسوب می‌شود و از عمان، امارات، قطر و عربستان عبور می‌کند. کابل فالکون با طول ۱۱ هزار و ۸۵۹ کیلومتر و ظرفیت ۲.۵۶ ترابیت بر ثانیه، قدیمی‌ترین کابل عبوری از تنگه است و هند، سریلانکا، عمان، کویت، بحرین، قطر و عربستان را به یکدیگر متصل می‌کند. کابل GBI نیز با ظرفیت پنج ترابیت بر ثانیه، ساختاری حلقه‌ای برای اتصال کشورهای خلیج فارس طراحی شده و شاخه‌هایی به ایران، عراق و هند دارد. نکته راهبردی این است که این کابل‌ها به دلیل ملاحظات سیاسی و دشواری روابط با ایران، از آب‌های عمان عبور داده شده‌اند؛ یعنی عملیات خرابکاری علیه آن‌ها از نظر فنی در آب‌های کم‌عمق و تحت نظارت، برای یگان‌های دریایی ایران بسیار آسان‌تر از دفاع پدافندی از شبکه در برابر چنین تهدیدی است.

کویت، بحرین و قطر تقریباً به طور کامل به کابل‌های عبوری از این تنگه وابسته‌اند و شبکه‌های زمینی جایگزین ظرفیت کافی برای جبران ترافیک مختل‌شده را ندارند. عربستان از مسیر دریای سرخ و امارات از هاب فجیره خارج از تنگه استفاده می‌کنند، اما حتی این کشورها نیز از پیامدهای غیرمستقیم یک قطعی گسترده در امان نیستند.

شکنندگی اقتصاد دیجیتال خلیج فارس در برابر اهرم نامتقارن

تهدید کابل‌های هرمز را نباید صرفاً یک مانور رسانه‌ای دید. پیامدهای اقتصادی آن، به ویژه برای اقتصادهای عربی خلیج فارس، می‌تواند بسیار سنگین‌تر از آن باشد که تصور می‌شود. زیرساخت‌های دیجیتال منطقه، از تراکنش‌های بانکی برون‌مرزی و سامانه‌های پرداخت گرفته تا خدمات رایانش ابری و توسعه پروژه‌های هوش مصنوعی، همگی به این کابل‌ها وابسته‌اند. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ارزش زیرساخت‌های فناورانه مرتبط با آمریکا در امارات و اطراف تنگه هرمز را بیش از دو تریلیون دلار تخمین زده است؛ رقمی که نشان‌دهنده عمق سرمایه‌گذاری غرب در این زیرساخت‌ها و در نتیجه، آسیب‌پذیری آن‌هاست.

با این حال، تصویر آسیب‌پذیری یکدست نیست. عربستان سعودی بخش عمده پهنای باند خود را از سواحل دریای سرخ تأمین می‌کند و هاب اصلی امارات در بندر فجیره، خارج از تنگه هرمز قرار دارد. اما کویت، بحرین و قطر به شدت به مسیر هرمز وابسته‌اند. شبکه‌های ترانزیت زمینی جایگزین نیز ظرفیت کافی برای جذب کامل ترافیک مختل‌شده را ندارند؛ مسئله‌ای که شرکت مایکروسافت نیز با اعلام سرمایه‌گذاری بیش از ۴۰۰ میلیون دلاری در اتصالات زیردریایی و زمینی خاورمیانه تا سال ۲۰۳۰ به آن اذعان کرده است. به عبارت دیگر، تهدید کابل‌های هرمز یک تهدید منطقه‌ای است، نه یک قطعی سراسری اینترنت جهانی؛ اما همین تهدید منطقه‌ای، دقیقاً همان جایی را هدف می‌گیرد که اقتصاد پس از نفت خلیج فارس بر آن استوار شده است.

دوحه در حالی که خواستار خویشتن‌داری تهران است، یادآوری می‌کند که آمریکا از تنگه دور است و اسرائیل به آب‌های خلیج فارس وابسته نیست؛ بنابراین قربانی اصلی هرگونه قطعی کابل، کشورهای منطقه و حتی خود ایران خواهند بود. این موضع، نشان‌دهنده درک عمیق دوحه از شکنندگی زیرساخت‌های منطقه و خطرات یک جنگ دیجیتال فراگیر است.

قطر؛ صدای احتیاط در میان هیاهوی نظامی

در میان کشورهای منطقه، قطر نخستین صدای احتیاط را بلند کرد. وزارت خارجه قطر با موضع‌گیری رسمی هشدار داد که قربانی نهایی قطع کابل‌ها نه آمریکا و رژیم صهیونیستی، بلکه تمام کشورهای منطقه و حتی خود ایران خواهند بود. ابراهیم بن سلطان الهاشمی، مدیر اداره رسانه و ارتباطات وزارت خارجه قطر، با طرح این پرسش که «هرگاه مینی در تنگه منفجر شود یا کابل اینترنت قطع شود، چه کسی بیشترین آسیب را می‌بیند»، بر این نکته تأکید کرد که آمریکا از نظر جغرافیایی از تنگه دور است و اسرائیل نیز به آب‌های خلیج فارس وابسته نیست.

این موضع‌گیری، بیش از آنکه نشانه‌ای از مخالفت با تهران باشد، بازتاب نگرانی عمیق دوحه از پیامدهای یک جنگ فراگیر بر امنیت آبی و اقتصادی منطقه است. قطر به عنوان میانجی فعال میان ایران و آمریکا، در همان حال که خواستار خویشتن‌داری از سوی تهران است، بر این باور است که بحران تنها از طریق گفت‌وگو حل می‌شود و راه‌حل نظامی ندارد. این موضع، شکاف درونی شورای همکاری خلیج فارس را نیز آشکار می‌کند: در حالی که برخی کشورها به دنبال همراهی با واشنگتن هستند، دوحه می‌داند که در یک درگیری دیجیتال، هیچ برنده‌ای در منطقه وجود نخواهد داشت.

تجربه تعمیر کابل‌های دریای سرخ در سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که بازسازی کابل‌های زیردریایی در شرایط جنگی می‌تواند ماه‌ها به طول انجامد.

تهدید به مثابه سلاح بازدارندگی محاسباتی

آنچه تهدید کابل‌های هرمز را از یک اقدام عملیاتی صرف متمایز می‌کند، جایگاه آن در دکترین بازدارندگی ایران است. تهران به خوبی آموخته است که در برابر برتری نظامی متعارف آمریکا و اسرائیل، اهرم‌های نامتقارن—از تهدید تنگه هرمز تا جنگ سایبری—می‌توانند هزینه تجاوز را به شکل چشمگیری افزایش دهند. تجربه آسیب دیدن کابل‌های دریای سرخ در سال ۲۰۲۴ و فرآیند طولانی بازسازی آن، حساسیت فوق‌العاده این زیرساخت‌ها را اثبات کرده است. بر اساس داده‌های کمیته حفاظت از کابل، میانگین زمان تعمیر کابل در دریای سرخ در سال ۲۰۲۴ حدود ۵۲ روز بوده است و این رقم در سال ۲۰۲۵ به ۴۹ روز کاهش یافته؛ با این حال، در شرایط جنگی، ورود کشتی‌های تعمیرکار به آب‌های پرخطر نیازمند مجوزهای پیچیده و حضور ثابت و آسیب‌پذیر در منطقه است.

نکته کلیدی اینجاست که ایجاد قطعی سراسری در تنگه هرمز نیازمند انهدام هم‌زمان چندین مسیر کابل است؛ امری که در آبراهه‌ای با نظارت سنگین بین‌المللی، مخاطرات نظامی و دیپلماتیک بالایی را متوجه تهران می‌کند. به همین دلیل است که تحلیلگران غربی نیز اذعان دارند این هشدارها بیش از آنکه یک برنامه قطعی عملیاتی باشند، «سلاح بازدارندگی محاسباتی» برای جلوگیری از حمله مجدد به زیرساخت‌های ایران هستند. تهدید به فلج کردن شریان دیجیتال خلیج فارس، در واقع پیامی است به واشنگتن و تل‌آویو که هر ماجراجویی جدید، نه فقط با پاسخ موشکی، بلکه با شوک اقتصادی به متحدان عرب آن‌ها همراه خواهد بود.

تحلیلگران اذعان دارند که تهدید کابل‌های هرمز بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی قطعی باشد، یک «سلاح بازدارندگی محاسباتی» است. هدف ایران، نه قطع کردن اینترنت جهانی، بلکه افزایش هزینه تجاوز و پیوند زدن امنیت منطقه به امنیت زیرساخت‌های خود است.

قدرت بازدارندگی و مدیریت ریسک

برای ایران، این معادله جدید هم فرصت است و هم مسئولیت. از یک سو، تهدید کابل‌های هرمز به تهران اهرمی داده است که فراتر از نفت عمل می‌کند و کشورهای خلیج فارس را—که میزبان زیرساخت‌های فناورانه غرب هستند—به طور مستقیم در معادله هزینه جنگ شریک می‌کند. این اهرم، بدون نیاز به هزینه‌های سنگین نظامی، می‌تواند محاسبات واشنگتن را پیچیده‌تر کند و توان بازدارندگی ایران را در سطحی بالاتر بازتولید کند.

از سوی دیگر، تهران باید مراقب پیامدهای معکوس باشد. قطع کابل‌ها، همان‌گونه که قطر هشدار داده است، می‌تواند به خود ایران نیز آسیب بزند؛ زیرا بخشی از اتصالات اینترنتی ایران نیز از همین مسیرها تأمین می‌شود. افزون بر این، هرگونه اقدام عملیاتی علیه کابل‌ها می‌تواند بهانه لازم را برای تشدید فشار بین‌المللی و حتی اقدام نظامی گسترده‌تر فراهم کند. بنابراین، منطق حاکم بر تهدید ایران، بیش از آنکه عملیاتی باشد، محاسباتی و بازدارنده است: نمایش توانایی، بدون عبور از آستانه‌ای که هزینه‌ای غیرقابل مهار برای تهران ایجاد کند.

تهران به خوبی می‌داند که در میدان جدید—میدان داده‌ها—همان‌قدر که کابل‌ها می‌توانند ابزار فشار باشند، می‌توانند نقطه آسیب‌پذیر خودش نیز باشند. هنر راهبردی، در نگه داشتن این اهرم در وضعیت «آماده به شلیک» و نه «شلیک‌شده» است؛ دقیقاً همان جایی که بازدارندگی معنا پیدا می‌کند.

کد خبر: ۴۳۶٬۰۹۴

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha