بازار؛ گروه صنعت: نوید ایزدپناه، نایب رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران در گفتوگو با خبرنگار بازار درخصوص تاثیر جهشهای ارزی بر وضعیت بخش تولید، گفت: متاسفانه بانک مرکزی در چند سال گذشته منافع کوتاهمدت را به منافع بلندمدت ترجیح داده است. از آنجایی که اقتصاد معلم سختگیری است و در نهایت نتیجه تصمیمات را نشان میدهد، شاهد این هستیم که بعد از چند ماه آثار کوتاهمدت این سیاستها از بین میرود و آسیبهای بلندمدتی که به اقتصاد وارد شدهاند، نمایان میشود.
ایزدپناه توضیح داد: مشکل اساسی ما، قانونگذاری جدید در حوزه بانک مرکزی است؛ زیرا در این قانون، منافع کوتاهمدت بهعنوان هدف اصلی بانک مرکزی در نظر گرفته شده است. در حالی که در همه جای دنیا، اهدافی که در علم اقتصاد برای بانک مرکزی تعیین میشوند، اهداف بلندمدت نظیر رشد اقتصادی و کاهش نرخ بیکاری و پس از آن نیز تثبیت توان اقتصادی مطرح است. متاسفانه در قانون جدید بانک مرکزی بیتوجهی کاملی نسبت به مخالفتهای بخش خصوصی صورت گرفت و مشخصا در قانون نوشته شده است که هدف بانک مرکزی، حفظ ارزش پول ملی است.
سیاستهایی که مدیران بانک مرکزی اتخاذ میکنند، در بلندمدت چیزی جز کاهش تولید ناخالص داخلی ایجاد نمیکند که نتیجه آن جهشهای چندباره نرخ ارز خواهد بود. بانک مرکزی همچنان مسیر اشتباه خود را ادامه میدهد و اگر سیاستهای خود را تغییر ندهد، با یک فاجعه مواجه خواهیم شد
وی تصریح کرد: سیاستهایی که مدیران بانک مرکزی اتخاذ میکنند، در بلندمدت چیزی جز کاهش تولید ناخالص داخلی ایجاد نمیکند که نتیجه آن جهشهای چندباره نرخ ارز خواهد بود. بانک مرکزی همچنان مسیر اشتباه خود را ادامه میدهد و اگر سیاستهای خود را تغییر ندهد، با یک فاجعه مواجه خواهیم شد.
نایب رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران گفت: نخستین نکته، سیاستهای ضدصادراتی بانک مرکزی است که در چند ماه گذشته تشدید شده است. صادرکنندگان بزرگ که ارز را به کشور وارد میکردند، بهدلیل سازوکار نادرست بانک مرکزی با ساختار تعزیراتی و محدودیتهای شدیدی مواجه شدهاند. در نتیجه این وضعیت، صادرات در ایران با توجه به رفتارها و سیاستهای چندگانه و تغییراتی که اعمال میشود، توجیه خود را از دست میدهد.
ایزدپناه افزود: از سوی دیگر، بانک مرکزی در سامانههای خود نرخ تصنعی و نادرستی برای دلار ایجاد کرده است. هر چقدر فاصله میان نرخهای ارز افزایش یابد، علامت بیشتری برای کاهش صادرات صادر میشود. این فاصله همچنین نشانهای از شکلگیری رانت ارزی در واردات است. هر چقدر این فاصله بیشتر شود، نرخ دلار در بازار آزاد بالاتر میرود و تقاضا برای قاچاق نیز افزایش پیدا میکند. این سیاستها بهصورت غیرمستقیم از قاچاق کالا حمایت میکند. زمانی که امکان تبادل درست میان صادرکننده و واردکننده از بین میرود و اختلالات نابجا در این فرایند ایجاد میشود، تقاضای زیادی برای واردات شکل میگیرد و زمینه قاچاق کالا فراهم میشود. از سوی دیگر، تمایل صادرکننده کاهش مییابد و این شکاف ارزی بزرگتر میشود؛ در نهایت نیز با پدیده جهش ارزی مواجه میشویم که بدون شک، بانک مرکزی در شکلگیری این وضعیت سهم بزرگی دارد.
این فعال بخش صنعت در ادامه گفت: یکی دیگر از روشهای مهم کنترل تقاضا در دنیا، تبادل کالا و سازوکارهای مبتنی بر نرخ ارز خود کشورها است. بانک مرکزی بهاشتباه، امکان تبادل کالایی را نیز محدود کرده است. وقتی همه این موارد را در کنار یکدیگر قرار میدهیم، میبینیم که مجموعهای از سیاستهای نادرست شکل گرفته است و نتیجه آن نیز کاملا مشخص است. ما باید خود را برای جهشهای ارزی بزرگتر آماده کنیم.
تا زمانی که خردگرایی به ساختار اقتصادی ایران بازنگردد، جهشها متوقف نخواهند شد و حتی ممکن است نرخ ارز از ۳۰۰ هزار تومان نیز فراتر برود
به گفته ایزدپناه، تا زمانی که خردگرایی به ساختار اقتصادی ایران بازنگردد، جهشها متوقف نخواهند شد و حتی ممکن است نرخ ارز از ۳۰۰ هزار تومان نیز فراتر برود. تا زمانی که بانک مرکزی پایه پولی را بهدرستی کنترل نکند و تزریق پول را بهصورت صحیح در ساختار سرمایه انجام ندهد، این وضعیت ادامه پیدا میکند.
وی گفت: در چند سال گذشته سیاستهایی اجرا شدهاند که نرخ سرمایهگذاری در کشور را کاهش میدهند. چنین سیاستی ممکن است در کوتاهمدت به کنترل تورم کمک کند، اما در بلندمدت شرایط را بدتر خواهد کرد. متاسفانه گوش شنوایی برای این هشدارها وجود ندارد و خردگرایی در تصمیمگیریها غایب است.
تورم بزرگترین دشمن صنعت است، اندازه آن را کوچک میکند، توان تولیدی را کاهش میدهد و سفره مردم را کوچکتر میکند
ایزدپناه در بخش دیگری از صحبتهای خود گفت: تورم، معشوقه دولتها و دشمن تولید است. تورم، درآمدهای مالیاتی دولت ها را افزایش میدهد و ارزش واقعی بدهیهایشان را کاهش میدهد و امکان تامین مالی از طریق چاپ پول را فراهم میکند. در مقابل، تورم بزرگترین دشمن صنعت است، اندازه آن را کوچک میکند، توان تولیدی را کاهش میدهد و سفره مردم را کوچکتر میکند. این اتفاق در حال رخ دادن است و تا زمانی که حاکمیت به این نتیجه نرسد که باید تورم را کنار بگذارد و بهدنبال تقویت بخش تولید باشد، آسیب به بخش صنعت ادامه خواهد داشت.
صنعت کشور کاملا در وضعیت اضمحلال قرار دارد. اقتصاد ایران در هشت سال گذشته تقریبا به نصف رسیده است. وقتی نیمی از توان یک مجموعه از بین رفته است، استفاده از واژه تابآوری چندان معنایی ندارد
نایب رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران درخصوص وضعیت تابآوری صنایع، گفت: اساسا واژه «تابآوری» را در اینجا واژه درستی نمیدانم. به نظر میرسد واژه «اضمحلال» توصیف دقیقتری از وضعیت صنعت کشور است. صنعت کشور کاملا در وضعیت اضمحلال قرار دارد. اقتصاد ایران در هشت سال گذشته تقریبا به نصف رسیده است. وقتی نیمی از توان یک مجموعه از بین رفته است، استفاده از واژه تابآوری چندان معنایی ندارد. تابآوری زمانی معنا دارد که بتوان از شرایط دشوار عبور کرد و دوباره به وضعیت مطلوب بازگشت.
اقتصاد ایران تقریبا یک ششم اقتصاد ترکیه است
ایزدپناه عنوان کرد: ما زمانی از نظر اندازه اقتصاد، در سطحی نزدیک به ترکیه قرار داشتیم، اما اکنون اندازه اقتصاد ایران تقریبا یک ششم اقتصاد ترکیه است.
وی گفت: آنچه اکنون با آن مواجه هستیم، به نظر من بیشتر نوعی فلج اقتصادی است و تا زمانی که عقلگرایی به اقتصاد بازنگردد، تغییر محسوسی رخ نمیدهد. واقعیت این است که تا زمانی که روش حل مسئله را در ایران تغییر ندهیم، نمیتوانیم انتظار نتایج متفاوتی داشته باشیم. با سازوکار تنظیم قیمتها، محدود کردن سرمایهگذاری، دخالت در مسائل ارزی و اعمال محدودیتهای صادراتی، به نتایجی متفاوت از وضعیت فعلی نخواهیم رسید.
این فعال بخش صنعت در پایان تاکید کرد: البته همیشه امید وجود دارد و حتی اگر یک درصد امید داشته باشیم، باز هم باید تلاش کنیم. باید هر چقدر میتوانیم درباره این مسائل صحبت کنیم تا شاید تفکر مدیریت اقتصادی تغییر کند.




نظر شما