۱۷ مهر ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۰
عبور مس از سیکل‌های سنتی بازار؛ شمارش معکوس برای وقوع بحران کسری ساختاری عرضه
چرخش بنیادین در تراز عرضه و تقاضای فلز سرخ

عبور مس از سیکل‌های سنتی بازار؛ شمارش معکوس برای وقوع بحران کسری ساختاری عرضه

کنترل بر ذخایر فلز سرخ، به قدرتی هم‌تراز با تسلط بر شیرهای نفت و گاز در قرن بیستم میلادی تبدیل خواهد شد.

بازار؛ گروه صنعت: بازارهای بین‌المللی کامودیتی در آستانه یکی از بزرگ‌ترین گسست‌های تاریخی خود قرار گرفته‌اند. اگر تا پیش از این موتور متحرک پیش‌بینی‌ها صرفاً رشد فزاینده تقاضای ناشی از گذار انرژی بود، امروز کانون بحران به ناتوانی بخش بالادستی در تأمین سنگ معدنی تغییر مکان داده است. با تشدید بن‌بست‌های توسعه معادن، افت عیار خاک و موانع ژئوپلیتیک، برآوردهای تازه غول‌های مالی جهان از جمله یوبی‌اس و گلدمن ساکس حکایت از جهش قیمت هر تن مس به کانال‌های ۱۵ هزار دلاری و تعمیق کسری ساختاری دارند؛ پدیده‌ای که نقشه اقتصاد صنعتی دنیا را در سال‌های پیش‌رو بازآرایی خواهد کرد.

چرخش پارادایم تحلیلی؛ انتقال کانون شوک از فشار تقاضا به ناتوانی مزمن عرضه

برای بیش از یک دهه، مدل‌های اقتصادسنجی بازارهای مالی، نوسانات بهای مس را به عنوان «فشارسنج سلامت اقتصاد کلان» و در قالب سیکل‌های تجاری متداول تحلیل می‌کردند؛ چرخه‌هایی که رونق آن‌ها با انبساط بخش مسکن چین، تولید صنعتی و رشد تولید ناخالص داخلی جهانی همگام بود و رکود آن‌ها با افت تقاضا در فازهای انقباض پولی رقم می‌خورد. اما تحلیل‌های داده‌محور در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ خورشیدی نشان می‌دهد که محرک‌های پیشین جای خود را به یک «تغییر پارادایم ساختاری» داده‌اند. بازار دیگر نگران افت‌های مقطعی مصرف در یک منطقه جغرافیایی خاص نیست، بلکه شوک اصلی از عمق بخش بالادست و ناتوانی خطوط استخراج معدنی سرچشمه می‌گیرد.

گزارش‌های مستند نهادهای پژوهشی فلزات پایه حاکی از آن است که میانگین عیار ماده معدنی در بزرگ‌ترین کانسارهای فعال جهان در شیلی و پرو—که بیش از ۳۵ درصد تولید جهانی کنسانتره را تأمین می‌کنند—در طول دو دهه گذشته با کاهشی بالغ بر ۲۵ تا ۳۰ درصد روبرو شده است. این افت کیفیت به این معناست که شرکت‌های معدنی برای تولید هر تن مس محتوی، ناچار به جابه‌جایی حجم عظیمی از سنگ باطله، مصرف مضاعف انرژی و منابع آب شیرین و پرداخت هزینه‌های فزاینده محیط‌زیستی هستند. هم‌زمان، متوسط زمان لازم برای کشف، اکتشاف، دریافت مجوزهای زیست‌محیطی و راه‌اندازی یک معدن مس در مقیاس جهانی از ۹ سال در اوایل دهه ۱۳۸۰ خورشیدی، اکنون به بیش از ۱۶ تا ۱۸ سال افزایش یافته است. در نتیجه، عرضه کنسانتره از کشش قیمتی ساقط شده و قادر به پاسخگویی به تقاضای تجمیعی نیست.

میانگین عیار ماده معدنی در بزرگ‌ترین کانسارهای فعال جهان در شیلی و پرو—که بیش از ۳۵ درصد تولید جهانی کنسانتره را تأمین می‌کنند—در طول دو دهه گذشته با کاهشی بالغ بر ۲۵ تا ۳۰ درصد روبرو شده است. هم‌زمان، متوسط زمان لازم برای کشف و راه‌اندازی یک معدن مس در مقیاس جهانی از ۹ سال در اوایل دهه ۱۳۸۰ خورشیدی، اکنون به بیش از ۱۶ تا ۱۸ سال افزایش یافته است. در نتیجه، عرضه کنسانتره از کشش قیمتی ساقط شده و قادر به پاسخگویی به تقاضای تجمیعی نیست.

واگرایی شتابان تراز فیزیکی و چشم‌انداز تکانه‌های قیمتی در تحلیل موسسات مالی

تازه‌ترین گزارش‌های تحلیلی بانک‌های سرمایه‌گذاری تراز اول بین‌المللی، چشم‌انداز کم‌سابقه‌ای از عدم‌تعادل فیزیکی در بازار ترسیم می‌کنند. بانک سوئیسی یوبی‌اس (UBS) در جدیدترین ارزیابی خود از بازار کامودیتی‌ها اعلام کرده است که کسری عرضه در بازار جهانی مس از رقم ۲۱۹ هزار تن در سال ۲۰۲۶ میلادی (۱۴۰۵ خورشیدی) با یک جهش شدید حدود ۷۳ درصدی به بیش از ۳۷۹ هزار تن در سال ۲۰۲۷ میلادی (۱۴۰۶ خورشیدی) خواهد رسید. این انباشت سریع کسری فیزیکی، بازتاب‌دهنده عدم تقارن عمیق میان مصرف پایانه و زنجیره فرآوری است؛ روندی که بانک یوبی‌اس را بر آن داشته تا هدف قیمتی جسورانه ۱۵,۵۰۰ دلار در هر تن را برای معاملات آتی فلز سرخ در سال‌های آتی تثبیت کند.

کسری عرضه در بازار جهانی مس از رقم ۲۱۹ هزار تن در سال ۲۰۲۶ میلادی با یک جهش شدید حدود ۷۳ درصدی به بیش از ۳۷۹ هزار تن در سال ۲۰۲۷ میلادی خواهد رسید.

چالش‌های ژئوپلیتیک و تنگناهای عملیاتی در زنجیره استخراج جهانی

بحران عرضه تنها ناشی از عوامل زمین‌شناختی و فنی نیست، بلکه ریشه در ریسک‌های فزاینده ژئوپلیتیک و ملی‌گرایی منابع طبیعی دارد. تعطیلی غیرمنتظره معدن کبره پاناما متعلق به شرکت «فرست کوانتوم» در پی اعتراضات گسترده اجتماعی و ابطال قرارداد از سوی دادگاه عالی این کشور، در یک شب حدود ۴۰۰ هزار تن مس—معادل نزدیک به ۲ درصد از کل عرضه سالانه جهان—را از دسترس بازار خارج کرد؛ شوکی که زنجیره تأمین هنوز نتوانسته خلأ آن را جبران کند. هم‌زمان، مناقشات کارگری، افت ذخایر آبی برای فلوتاسیون در صحرای آتاکامای شیلی و افزایش حقوق دولتی و مالیات‌های بخش معدن در آمریکای لاتین و آفریقا، رغبت سرمایه‌گذاران بین‌المللی برای تزریق سرمایه‌های سنگین را کاهش داده است.

نمود عینی این بن‌بست، سقوط تاریخی کارمزد تصفیه و ذوب کنسانتره (TC/RC) در بازارهای نقدی آسیا به زیر صفر و محدوده منفی در ماه‌های اخیر است. کارمزدهایی که به‌طور سنتی باید رقمی بین ۷۰ تا ۹۰ دلار به ازای هر تن کنسانتره برای کارخانه‌های ذوب به همراه می‌داشتند، بر اثر رقابت مرگبار پالایشگاه‌ها برای خرید خاک خام به پایین‌ترین سطوح تاریخی سقوط کردند. کارخانه‌های بزرگ فرآوری در چین و هند اکنون ناچارند برای روشن نگه داشتن کوره‌های خود مبالغی را نیز به شرکت‌های معدنی سوبسید بدهند یا خطوط تولید کاتد را متوقف کنند. این واگرایی شدید بین ظرفیت ذوب نصب‌شده در جهان و کمبود کنسانتره فیزیکی، نشان‌دهنده یک گره کور عملیاتی در زنجیره ارزش فلز سرخ است.

در سمت دیگر معادله، محرک‌های مصرف با چنان شتابی رو به جلو حرکت می‌کنند که اثر کندی رشد در بخش‌های سنتی مانند ساخت‌وساز مسکن در شرق آسیا را کاملاً خنثی کرده‌اند. فرآیند کربن‌زدایی و حرکت به‌سوی اقتصاد بدون آلایندگی، به شدت مس‌محور است. یک خودروی تمام الکتریکی (BEV) به ازای هر دستگاه نیازمند ۷۵ تا ۸۵ کیلوگرم مس است.

تقاطع مگاترندهای عصر جدید؛ گذار سبز و انقلاب هوش مصنوعی

در سمت دیگر معادله، محرک‌های مصرف با چنان شتابی رو به جلو حرکت می‌کنند که اثر کندی رشد در بخش‌های سنتی مانند ساخت‌وساز مسکن در شرق آسیا را کاملاً خنثی کرده‌اند. فرآیند کربن‌زدایی و حرکت به‌سوی اقتصاد بدون آلایندگی، به شدت مس‌محور است. یک خودروی تمام الکتریکی (BEV) به ازای هر دستگاه نیازمند ۷۵ تا ۸۵ کیلوگرم مس است؛ رقمی که حدود ۴ برابر بیشتر از خودروهای احتراق داخلی سنتی (با میانگین ۲۰ تا ۲۵ کیلوگرم) برآورد می‌شود. هم‌زمان، مزارع بادی فراساحلی و نیروگاه‌های خورشیدی فتوولتائیک برای هر مگاوات ظرفیت نصب‌شده، بین ۴ تا ۹ تن مس مصرف می‌کنند که بخش عمده آن در خطوط انتقال فشار قوی، ترانسفورماتورها و مبدل‌های الکترونیکی قدرت به کار می‌رود.

علاوه بر این، در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ خورشیدی یک متغیر شتاب‌دهنده جدید معادلات را دگرگون ساخته است: «انفجار زیرساخت‌های محاسباتی و هوش مصنوعی». مراکز داده ابری و مزارع پردازش مدل‌های زبانی بزرگ، نیازمند شبکه‌های توزیع برق فوق‌متراکم، شینه‌های مسی عظیم و سیستم‌های خنک‌کننده مایع هستند. طبق برآوردهای تحلیل‌گران انرژی، توسعه مراکز داده هوش مصنوعی تا پیش از سال ۱۴۰۹ خورشیدی (۲۰۳۰ میلادی) می‌تواند سالانه بیش از ۱ تا ۱.۵ میلیون تن تقاضای مازاد برای مس فرآوری‌شده ایجاد کند. این تقاطع میان مگاترند گذار انرژی و اقتصاد داده، کف تقاضای سالانه را به سطوحی رسانده که هیچ افتی در چرخه‌های متداول اقتصادی قادر به مهار آن نخواهد بود.

علاوه بر این، یک متغیر شتاب‌دهنده جدید معادلات را دگرگون ساخته است: «انفجار زیرساخت‌های محاسباتی و هوش مصنوعی». مراکز داده ابری و مزارع پردازش مدل‌های زبانی بزرگ، نیازمند شبکه‌های توزیع برق فوق‌متراکم، شینه‌های مسی عظیم و سیستم‌های خنک‌کننده مایع هستند.

ناترازی سرمایه‌گذاری و ناتوانی در جایگزینی مواد در صنایع استراتژیک

یکی از سوالات بنیادین در تحلیل پایداری بازار این است که چرا واکنش سرمایه‌گذاری (CAPEX) به سیگنال‌های قیمتی تا این حد کند بوده است؟ بررسی داده‌های مالی ده غول برتر معدنی دنیا (از جمله بی‌اچ‌پی، ریوتینتو، گلنکور و فریبورت-مک‌موران) آشکار می‌سازد که بودجه‌های اختصاص‌یافته به توسعه میادین بکر (Greenfield) در طول پنج سال گذشته روندی نسبتاً محتاطانه داشته است. به جای توسعه معادن جدید و پذیرش ریسک‌های چند ده ساله، شرکت‌های بزرگ ترجیح داده‌اند جریان نقدینگی آزاد خود را صرف بازخرید سهام، پرداخت سودهای نقدی و ادغام و تملک (M&A) دارایی‌های موجود کنند؛ رویکردی که تولید کلی مس در جهان را یک تن هم افزایش نمی‌دهد.

از سوی دیگر، فرضیه جایگزینی مس با آلومینیوم در صنایع الکتریکی با موانع فنی غیرقابل عبور روبرو شده است. با وجود آنکه قیمت آلومینیوم به مراتب کمتر از مس است، اما مس به دلیل رسانایی الکتریکی و حرارتی بالاتر، مقاومت مکانیکی برتر و ضریب انبساط حرارتی بسیار پایین‌تر، در تجهیزات با ولتاژ بالا، ریزپردازنده‌ها، ترانسفورماتورهای فوق حساس و موتورهای پیشران الکتریکی غیرقابل جایگزینی است. استفاده از آلومینیوم در صنایع مدرن مستلزم افزایش دو برابری حجم کابل‌ها و افت شدید بازدهی انرژی است؛ امری که با اهداف جهانی بهره‌وری انرژی و استانداردهای سخت‌گیرانه اقلیمی همخوانی ندارد. بنابراین، صنعت چاره‌ای جز پذیرش هزینه‌های سرسام‌آور خرید مس نخواهد داشت.

در مقابل، چشم‌انداز طلایی پیش‌رو فرصتی کم‌نظیر برای اقتصادهای دارنده ذخایر مس فراهم می‌آورد. کشورهای دارای پتانسیل معدنی بالا—از کمربند مس آفریقای مرکزی در زامبیا و کنگو گرفته تا کشورهای منطقه خاورمیانه و ایران با دارا بودن ذخایر بزرگ پورفیری—می‌توانند با توسعه زیرساخت‌های اکتشافی، بهره‌گیری از فناوری‌های بیولیچینگ و جذب سرمایه‌های هوشمند، درآمدهای ارزی و موقعیت ژئواکونومیک خود را ارتقا دهند.

پیامدهای اقتصاد کلان و بازآرایی جریان ثروت در ژئواکونومیک انرژی

استمرار این کسری ساختاری پیامدهای عمیقی بر ساختار اقتصاد کلان بین‌المللی و جریان‌های تجاری بر جای خواهد گذاشت. برای کشورهای مصرف‌کننده عمده نظیر کشورهای اتحادیه اروپا، ژاپن و چین، جهش قیمت مس به محدوده بالای ۱۴ هزار تا ۱۵ هزار دلار در هر تن به معنای افزایش مستقیم هزینه‌های سرمایه‌گذاری (CAPEX) در توسعه شبکه‌های برق، ایستگاه‌های شارژ خودرو و خطوط انتقال تجدیدپذیر است. این امر به پدیده‌ای دامن می‌زند که اقتصاددانان آن را «گرینفلیشن» (Greenflation یا تورم ناشی از هزینه‌های گذار سبز) نامیده‌اند؛ عاملی که می‌تواند نرخ تورم هسته را در کشورهای پیشرفته برای دوره‌ای طولانی‌تر در سطوح بالا نگه دارد.

در مقابل، چشم‌انداز طلایی پیش‌رو فرصتی کم‌نظیر برای اقتصادهای دارنده ذخایر مس فراهم می‌آورد. کشورهای دارای پتانسیل معدنی بالا—از کمربند مس آفریقای مرکزی در زامبیا و کنگو گرفته تا کشورهای منطقه خاورمیانه و ایران با دارا بودن ذخایر بزرگ پورفیری—می‌توانند با توسعه زیرساخت‌های اکتشافی، بهره‌گیری از فناوری‌های بیولیچینگ و جذب سرمایه‌های هوشمند، درآمدهای ارزی و موقعیت ژئواکونومیک خود را ارتقا دهند. بازار جهانی مس از مرزهای یک نوسان کوتاه‌مدت عبور کرده و وارد عصر «محدودیت‌های ساختاری فیزیکی» شده است؛ عصری که در آن کنترل بر ذخایر فلز سرخ، به قدرتی هم‌تراز با تسلط بر شیرهای نفت و گاز در قرن بیستم میلادی تبدیل خواهد شد.

کد خبر: ۴۳۲٬۲۵۵

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha