بازار؛ گروه بینالملل: بدون تردید، فناوری مالی و هوش مصنوعی از مهمترین صنایعی هستند که ساختارهای اقتصادی، بهرهوری و رقابتپذیری اقتصادهای جهان را دگرگون میکنند. بر اساس برخی برآوردهای معتبر، حجم بازار جهانی هوش مصنوعی و فناوریهای مرتبط با آن تا سال ۲۰۲۷ به ۴۰۷ تا ۹۹۰ میلیارد دلار و تا اوایل تا میانه دهه ۲۰۳۰ نیز به محدوده ۱.۶ تا ۳.۶ تریلیون دلار افزایش یابد. نرخ رشد مرکب سالانه این بازار نیز بسته به دامنه و روش محاسبه، معمولا بین ۲۰ تا ۳۰ درصد برآورد میشود.
هوش مصنوعی مولد که امکان تولید محتواهایی مانند متن، تصویر، ویدئو و کدهای رایانهای را فراهم میکند نیز در همین دوره با رشد قابل توجهی روبرو خواهد شد. شتاب استفاده شرکتها از این فناوری نشان میدهد که هوش مصنوعی به سرعت از یک فناوری نوظهور به بخشی از فعالیتهای اصلی کسبوکارها تبدیل شده است.
از سوی دیگر، فناوریهای مرتبط با «فینتک» شامل حوزههایی مانند پرداختهای دیجیتال، پلتفرمهای وامدهی، ابزارهای مدیریت ثروت، نئوبانکها و کاربردهای مبتنی بر بلاکچین، به یکی از بخشهای مهم اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است. درآمد جهانی صنعت فینتک در سال گذشته حدود ۵۰۰ تا ۶۵۰ میلیارد دلار برآورد شده و رشد سالانه آن حدود ۲۲ درصد بود؛ رقمی که به شکل محسوسی بالاتر از رشد خدمات مالی سنتی است. تداوم این روند میتواند ارزش این صنعت را تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۲ تریلیون دلار برساند.
نشریه عرب نیوز در تازه ترین گزارش خود از آخرین وضعیت سرمایه گذاری در صنعت هوش مصنوعی خاورمیانه، فرصت ها و موانع پیش روی توسعه این صنعت استراتژیک در منطقه را مورد بحث و بررسی قرار داده که متن این گزارش در ادامه تثدیم حضور خواهد شد.
همگرایی فینتک و هوش مصنوعی
اهمیت این دو صنعت تنها به اندازه بازار آنها محدود نمیشود. هوش مصنوعی و فینتک میتوانند بهرهوری را در بخشهایی مانند سلامت، انرژی، لجستیک، خدمات عمومی و بازارهای سرمایه افزایش دهند.
با اینحال، نقطه قوت اصلی در همگرایی این دو حوزه قرار دارد. برای مثال، هوش مصنوعی میتواند توانایی تشخیص تقلب و ارائه خدمات مالی شخصیسازیشده را بهبود بخشیده و در مقابل، دادههای تولیدشده در پلتفرمهای فینتک میتواند به آموزش و اصلاح مستمر سامانههای هوش مصنوعی کمک کند.
در چنین شرایطی، کشورها و مناطقی که بتوانند در این دو حوزه جایگاهی ممتاز برای خود فراهم کنند، احتمالا سهم بیشتری از ارزشآفرینی، سرمایه، نیروی انسانی متخصص و نفوذ در اقتصاد دیجیتال آینده را به خود تخصیص خواهند داد.
مزیتهای ساختاری خاورمیانه برای توسعه هوش مصنوعی
خاورمیانه از چند مزیت ساختاری برخوردار است که میتواند به این منطقه برای تبدیل شدن به یکی از مراکز جهانی فینتک و هوش مصنوعی کمک کند. برخورداری از جمعیت جوان را باید نخستین مزیت این منطقه دانست. میانگین سنی نیمی از جمعیت کشورهای خاورمیانه کمتر از ۳۰ سال سن بوده و همین موضوع، ظرفیت بزرگی از نیروی کار، کارآفرینان و مصرفکنندگان دیجیتال را ایجاد میکند.
این وضعیت در مقابل روند پیرشدن جمعیت در اروپا و بخشهایی از شرق آسیا، یک مزیت جمعیتی بالقوه محسوب میشود؛ البته به شرط آنکه توسعه مهارتها و ایجاد فرصتهای شغلی متناسب با این جمعیت جوان پیش برود.
از سوی دیگر، صندوقهای توسعه ملی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، تریلیونها دلار در اختیار دارند که امکان سرمایهگذاری بلندمدت در زیرساختهای فناوری و اقتصاد دیجیتال را فراهم میکند.
انرژی نیز یکی دیگر از مزیتهای مهم منطقه است. توسعه مراکز داده هوش مصنوعی به حجم بالایی از برق و سامانههای خنککننده نیاز داشته و دسترسی خاورمیانه به منابع انرژی، میتواند هزینه و امنیت تامین انرژی این زیرساختها را به یک مزیت رقابتی تبدیل کند.
زیرساختهای دیجیتال منطقه نیز طی سالهای اخیر به سرعت توسعه یافتهاند. گسترش شبکههای ۵G، ظرفیتهای ابری و ساخت مراکز داده، در کنار موقعیت جغرافیایی خاورمیانه میان اروپا، آسیا و آفریقا، ظرفیت مناسبی برای اتصال بازارها، جابجایی نیروی انسانی متخصص و دسترسی به بازارهای جهانی ایجاد کرده است.
همزمان، توسعه برنامههای دانشگاهی و همکاریهای بینالمللی منجر به رشد ظرفیت نیروی انسانی متخصص در منطقه شده و این روند میتواند به یکی از پایههای شکلگیری اکوسیستمهای بومی هوش مصنوعی و فینتک تبدیل شوند.
پیشروی عربستان و امارات در توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی
کشورهای حوزه خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، طی سالهای اخیر اقدامات گستردهای برای ایجاد اکوسیستم هوش مصنوعی و فینتک به کار بستهاند.
در عربستان، سند چشمانداز ۲۰۳۰ بر تنوعبخشی اقتصاد و کاهش وابستگی به منابع سنتی درآمد از طریق توسعه اقتصاد دانشبنیان و فناوری تاکید دارد. سازماندهی دادههای مرتبط با هوش مصنوعی نیز راهبرد ملی عربستان در حوزه هوش مصنوعی محسوب می شود؛ راهبردی که بر جذب سرمایه، توسعه صدها استارتآپ فعال در حوزه داده و هوش مصنوعی و تربیت نیروی انسانی متخصص متمرکز است.
ظرفیت مراکز داده عربستان نیز به شکل قابل توجهی افزایش یافته و از چند ده مگاوات در ابتدای دهه جاری به چند صد مگاوات در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ رسیده است. همزمان، نیروی انسانی فعال در بخش فناوری رشد کرده و سال ۲۰۲۶ نیز در این کشور به عنوان «سال هوش مصنوعی» نامگذاری شده است.
سرمایهگذاریهای تحت حمایت دولت و همکاری با شرکتهای بزرگ فناوری جهانی نیز نشان میدهد که عربستان توسعه مدلهای هوش مصنوعی، از جمله مدلهای مرتبط با زبان عربی، را به یکی از محورهای راهبرد فناوری خود تبدیل کرده است.
امارات نیز از نخستین کشورهای فعال منطقه خاورمیانه در توسع صنعت هوش مصنوعی محسوب میشود. این کشور با انتصاب رسمی وزیر هوش مصنوعی و تدوین راهبرد ملی با هدف دستیابی به جایگاه پیشرو تا سال ۲۰۳۱، تلاش کرده است نقش خود را در اقتصاد دیجیتال آینده تثبیت کند.
دانشگاه هوش مصنوعی محمد بن زاید، گروه فناوری G۴۲ و پلتفرم سرمایهگذاری MGX از جمله نهادهایی هستند که در توسعه این اکوسیستم نقش مهمی ایفا میکنند. عربستان و امارات همچنین موفق به جذب سرمایه قابل توجهی برای توسعه هوش مصنوعی خود شده و به محل آزمایش کاربردهای هوش مصنوعی در حوزههایی مانند خدمات دولتی، انرژی و لجستیک تبدیل شدهاند.
فینتک اسلامی؛ یک مزیت منطقهای
در حوزه فینتک نیز همین بازارها توانستهاند اکوسیستمهای قابل توجهی ایجاد کنند. در همیسن راستا، فینتک اسلامی یکی از مهمترین مزیتهای منطقه در این زمینه محسوب می شود. حجم تراکنشهای جهانی فینتک اسلامی که بخش قابل توجهی از آن در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و دیگر کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی انجام میشود، تا اواسط دهه ۲۰۲۰ حدود ۲۰۰ میلیارد دلار برآورد شده و انتظار میرود با رشد دو رقمی تا پایان دهه به حدود ۳۴۰ میلیارد دلار برسد.
عربستان سعودی نیز در حال حاضر بزرگترین بازار این حوزه محسوب میشود و همین موضوع میتواند به کشورهای منطقه امکان دهد به جای رقابت صرف با مراکز فناوری جهان، بر حوزههایی متمرکز شوند که از مزیت بومی بیشتری برخوردارند.
مسیر کشورهای دیگر خاورمیانه
سایر کشورهای خاورمیانه نیز میتوانند با تکیه بر تجربه کشورهای پیشرو منطقه، راهبردهای مشخص و بلندمدتی برای توسعه این صنایع تدوین کنند. نخست، دولتها باید راهبردهای منسجم ملی در حوزه دیجیتال و هوش مصنوعی تدوین نموده و این راهبردها را با برنامههای گستردهتر توسعه اقتصادی خود هماهنگ سازند.
دوم، سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال محور باید در اولویت قرار گیرد. توجه به این نکته بسیار مهم است که توسعه مراکز داده، شبکههای ارتباطی، رایانش ابری و دسترسی پایدار به انرژی، پیششرط شکلگیری اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی به حساب میآید.
سوم، توسعه سرمایه انسانی اهمیت تعیینکنندهای دارد. گسترش آموزشهای STEM، ایجاد رشتهها و دورههای تخصصی در حوزه هوش مصنوعی و داده و فراهم کردن مشوقهایی برای افزایش مشارکت زنان در اقتصاد دیجیتال، میتواند ظرفیت نیروی انسانی منطقه را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
چهارم، سرمایههای داخلی و منطقهای باید به سمت این صنایع هدایت شوند. صندوقهای ثروت ملی، بانکها و سرمایهگذاران خصوصی منطقه میتوانند نقش مهمی در تامین مالی استارتآپها، زیرساختها و پروژههای بلندمدت ایفا کنند.
پنجم، کشورهای منطقه بهتر است به جای تلاش برای تکرار روندهای موجود در سایر نقاط جهان، بر مزیتهای تخصصی خود تمرکز کنند. فینتک اسلامی و پردازش زبان طبیعی عربی دو حوزهای هستند که میتوانند به مزیت رقابتی بومی خاورمیانه تبدیل شوند.
گشایش یک پنجره فرصت کمسابقه
علیرغم تمامی مزایای ذکر شده، خاورمیانه همچنان با چالشهای متعددی روبرو است؛ از کمبود نیروی انسانی متخصص و شکافهای آموزشی گرفته تا مسائل مرتبط با مقررات، حکمرانی داده و اعتماد عمومی.
با اینحال، همراهی چند فاکتور مهم از جمله نیروی انسانی جوان، منابع مالی قابل توجه، مزیت انرژی، زیرساختهای رو به توسعه و عزم سیاستگذاران، یک پنجره فرصت کمسابقه برای خاورمیانه ایجاد کرده است.
اگر کشورهای منطقه بتوانند این مزیتها را در قالب یک راهبرد منسجم به یکدیگر متصل کنند، خاورمیانه میتواند از یک مصرفکننده فناوریهای جدید به یکی از مراکز جهانی توسعه فینتک و هوش مصنوعی تبدیل شود؛ جایگاهی که نه تنها ارزش اقتصادی قابل توجهی ایجاد میکند، بلکه میتواند وزن منطقه را در اقتصاد دیجیتال آینده جهان نیز افزایش دهد.



نظر شما