۲۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۱
آتلانتیک: آمریکا برای جنگی طولانی آماده می‌شود| ترامپ از عدم تسلیم ایران عصبانی است

آتلانتیک: آمریکا برای جنگی طولانی آماده می‌شود| ترامپ از عدم تسلیم ایران عصبانی است

اگر روایت دولت دونالد ترامپ را بشنوید، جنگ با ایران تقریباً به پایان رسیده است. اما وضعیت نظامی آمریکا داستان متفاوتی را روایت می‌کند.

به گزارش بازار به نقل از نشریه آتلانتیک، اگر روایت دولت دونالد ترامپ را بشنوید، جنگ با ایران تقریباً به پایان رسیده است. اما وضعیت نظامی آمریکا داستان متفاوتی را روایت می‌کند: نیروی دریایی ایالات متحده در حال استقرار برای حضوری طولانی‌مدت، دست‌کم تا پایان سال، است؛ اقدامی که گزینه تشدید درگیری را کماکان باز نگه می‌دارد.

نیروی دریایی آمریکا در حال جابه‌جایی ناوهای هواپیمابر خود، که مهم‌ترین و شاخص‌ترین دارایی این نیرو محسوب می‌شوند، در سراسر جهان است تا در ماه‌های پایانی امسال بتواند دو ناو هواپیمابر را در خلیج فارس و اطراف آن مستقر کند. این امر به ایالات متحده امکان می‌دهد هم ایران و هم حوثی‌های یمن را هدف قرار دهد. هم‌زمان، ارتش آمریکا استقرار نیروهایی از لشکر ۸۲ هوابرد را که هم‌اکنون در منطقه حضور دارند، به دلیل «الزامات عملیاتی» تمدید کرده است.

این درگیری که اکنون وارد هفتمین ماه خود شده، بسیار طولانی‌تر از پیش‌بینی‌های اولیه رئیس‌جمهور مبنی بر پیروزی ظرف چند هفته ادامه یافته است. مقام‌های ارشد دولت نیز اخیراً تلاش کرده‌اند ابعاد این درگیری را کم‌اهمیت جلوه دهند؛ ظاهراً با این امید که موضوع به‌تدریج از تیتر اخبار کنار برود. جی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور، هفته گذشته به خبرنگاران گفت که آمریکا اساساً اصلاً در جنگ نیست. اندکی بعد، ترامپ این درگیری را «چیز کم‌اهمیتی» توصیف کرد—هرچند از آن زمان تاکنون خود او نیز از واژه «جنگ» استفاده کرده است.

پس از آنکه ایران یک ناو جنگی آمریکا را هدف قرار داد، نیروی دریایی ایالات متحده پنج نفتکش حامل نفت خام ایران را غرق کرد. در شرایطی که هیچ مذاکره‌ای در جریان نیست و پایانی برای خصومت‌ها در چشم‌انداز دیده نمی‌شود، نیروی دریایی آمریکا همچنان در وضعیت جنگی باقی خواهد ماند؛ آن هم برای مدت نامحدود. این وضعیت بار سنگینی را که پیش‌تر بر دوش نیروی دریایی و ذخایر مهمات آمریکا قرار گرفته بود، بیش از پیش افزایش می‌دهد.

استقرار غیرمعمول و طولانی ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» با مشکلات متعددی همراه بود. خدمه این ناو ۲۶۴ روز متوالی را در دریا سپری کردند و بیش از ۱.۵ میلیون پوند مهمات را مورد استفاده قرار دادند. این مأموریت با کمبود مواد غذایی و تجهیزات، مشکلات لوله‌کشی و کاهش روحیه خدمه مواجه بود. در نهایت، لینکلن عازم تایلند شد و ناو «یواس‌اس جورج واشنگتن» جایگزین آن شد.

ناو واشنگتن به حدود ۲۰ کشتی دیگر در خاورمیانه پیوست؛ از جمله ناو هواپیمابر «یواس‌اس جورج اچ. دبلیو. بوش» که از ماه آوریل در منطقه حضور داشته است. اکنون گروه رزمی ناو هواپیمابر «یواس‌اس تئودور روزولت» آماده می‌شود تا پایگاه خود در سن‌دیگو را ترک کند و جای واشنگتن را بگیرد؛ انتظار می‌رود واشنگتن مأموریت خود را تا پایان سال به پایان برساند.

به گفته مقام‌های آمریکایی که با آتلانتیک گفت‌وگو کردند، نیروی دریایی آمریکا برنامه‌ریزی کرده است دست‌کم تا پایان سال ۲۰۲۶، دو گروه رزمی ناوهای هواپیمابر را در خاورمیانه و در نزدیکی ایران حفظ کند. نیروی دریایی آمریکا از زمان اوج جنگ‌های افغانستان و عراق به‌ندرت چنین حضور نظامی قدرتمندی را در این منطقه داشته است. این مقام‌ها گفتند که این اقدام نشان‌دهنده آن است که دولت ترامپ در حال بررسی افزایش عملیات نظامی و حملات خود علیه ایران پس از ماه نوامبر است.

دریادار داریل کادل، رئیس عملیات نیروی دریایی آمریکا، اواخر ماه گذشته در گفت‌وگو با خبرنگاران، خدمه ناو روزولت را برای روزهای دشوار پیش رو و یک مأموریت طولانی در دریا آماده کرد؛ به‌ویژه اکنون که حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای حوزه خلیج فارس، رساندن ملوانان به ساحل را بسیار دشوارتر کرده است.

کادل اذعان کرد که نمی‌تواند بگوید مأموریت روزولت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و ممکن است این مأموریت بارها تمدید شود.

«اگر بدانیم که قرار است وارد منطقه خطر شویم، باید بتوانیم با دقت و قطعیت بیشتری پیش‌بینی کنیم که ناو هواپیمابر و گروه رزمی آن قرار است چه مدت در منطقه مأموریت باقی بمانند. ما این تمدیدها را در بازه‌های کوتاه و مرحله‌به‌مرحله انجام می‌دهیم و خانواده‌ها هیچ نقطه پایانی را نمی‌بینند تا بتوانند زندگی خودشان را برنامه‌ریزی کنند؛ این موضوع فشار روانی زیادی بر ملوانان ایجاد می‌کند.»

او افزود: من معمولاً طرفدار تمدید مأموریت نیستم و در برابر آن به‌شدت مقاومت می‌کنم. اما دشمن هم در این تصمیم نقش دارد.

ادامه‌دار شدن جنگ اصلاً چیزی نیست که کاخ سفید خواهان آن باشد. ترامپ ماه‌هاست تلاش می‌کند خود را از این جنگ خارج کند و بارها از این موضوع ناامید و خشمگین شده که نتوانسته ایران را با زور و فشار به تسلیم وادار کند؛ همچنین از اینکه تهران همچنان در برابر تهدیدهای پرطمطراق و اغراق‌آمیز او سرپیچی می‌کند، عصبانی است.

در هفته‌های اخیر، دولت آمریکا به کارزار فشار اقتصادی روی آورده است تا تهران را وادار کند تسلیم شود. مقام‌های آمریکایی مدعی شده‌اند که نشانه‌هایی وجود دارد که این رویکرد در حال نتیجه دادن است و اقتصاد ایران بیش از پیش در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. تهران این ادعاها را رد کرده است.

اما فشار اقتصادی ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها زمان ببرد تا اثر کامل خود را نشان دهد.

ترامپ اخیراً به نوعی به پایداری ایران اشاره کرده است. او پیش از سوار شدن به هواپیمای ریاست‌جمهوری «ایرفورس وان» به خبرنگاران گفت که اکنون معتقد است تهران تلاش خواهد کرد تا پس از انتخابات آمریکا نیز به مقاومت ادامه دهد. برخی از دستیاران او معتقدند این وضعیت ممکن است حتی بیش از این نیز ادامه پیدا کند.

ادامه‌دار شدن فشار اقتصادی شدید بر ایران می‌تواند برای دولت آمریکا مزایای سیاسی داشته باشد، زیرا باعث می‌شود این درگیریِ نامحبوب، در حالی که جمهوری‌خواهان در پاییز امسال برای انتخابات رقابت می‌کنند، تا حد زیادی از کانون توجه دور بماند. اما مشکل ذاتی این طرح آن است که تداوم وضعیت موجود احتمالاً قیمت بنزین را بالا نگه خواهد داشت؛ به همین دلیل است که دولت آمریکا تا این اندازه بر تنگه هرمز تمرکز کرده است؛ آبراهی حیاتی برای تأمین انرژی در سراسر جهان. ایران در روزهای نخست جنگ این مسیر استراتژیک را عملاً بست.

یک مقام ارشد کاخ سفید و یک مشاور خارج از دولت گفتند ترامپ در محافل خصوصی به مشاورانش گفته است که مشتاق است پیروزی را به نام خود ثبت کند و از این موضوع عبور کند، اما اذعان دارد تا زمانی که تنگه هرمز عمدتاً بسته باشد یا ایران همچنان آن را تهدید کند، نمی‌تواند چنین ادعایی را به‌طور معتبر مطرح کند. رئیس‌جمهور همچنین با اقدام نظامی در اطراف این آبراه موافقت کرده است تا پاسخی به تلاش‌های تهران برای خنثی کردن محاصره واشنگتن بدهد.

به گفته این مقام ارشد، دولت آمریکا همچنین آماده شدن برای این احتمال را آغاز کرده است که کارزار فشار اقتصادی، ایران را به تشدید حملات سوق دهد و در نتیجه نیاز به حضور نظامی گسترده‌تر ایالات متحده ایجاد شود. و اگرچه ترامپ ترجیح می‌دهد جنگ هرچه سریع‌تر پایان یابد، اما آمادگی خود را برای بررسی ازسرگیری یک کارزار نظامی گسترده‌تر و پایدارتر نشان داده است؛ هرچند احتمالاً این اقدام تنها پس از انتخابات میان‌دوره‌ای و زمانی انجام خواهد شد که پنتاگون بخشی از ذخایر تسلیحاتی تحلیل‌رفته خود را جایگزین کرده باشد.

در حال حاضر، به نظر می‌رسد تهران تشدید تنش را ترجیح می‌دهد.

در روزهای اخیر، نیروهای ایرانی به کشتی‌های تجاری حمله کرده‌اند، تهدید کرده‌اند که یک منطقه ممنوعه دریایی در خلیج فارس ایجاد خواهند کرد ــ اقدامی که برای آمریکا و دیگر کشورهای خلیج فارس به هیچ وجه قابل قبول نیست ــ موشک‌های بالستیک را به سوی کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا در نزدیکی منطقه نشانه گرفته‌اند و وعده داده‌اند «علیه هر تهدیدی اقدام کنند، حتی پیش از آنکه عملی شود». مجموع این اقدامات تهران حامل یک پیام بود: ما حاضریم برای رسیدن به یک توافق، تا هر اندازه لازم باشد پیش برویم.

ناوهای هواپیمابر تنها کشتی‌هایی نیستند که می‌توانند از محاصره آمریکا علیه تنگه هرمز پشتیبانی کنند. اما آنها چیزی در اختیار آمریکا می‌گذارند که دیگر کشتی‌ها ندارند: یک فرودگاه متحرک که قادر است به‌سرعت عملیات رزمی مستمر را آغاز کند، بدون آنکه به پایگاه‌هایی در کشورهایی متکی باشد که ممکن است هدف حمله ایران قرار بگیرند. در مقیاسی گسترده‌تر، ناوهای هواپیمابر نوعی ابزار بازدارندگی و نمایش قدرت و عزم آمریکا محسوب می‌شوند. با این حال، آنها می‌توانند محدودیت‌های توانمندی‌های آمریکا را نیز آشکار کنند.

تا زمانی که دو فروند از ۱۰ ناو هواپیمابر موجود آمریکا در نزدیکی خلیج فارس باشند، نیروی دریایی نمی‌تواند یک ناو هواپیمابر را در نقطه دیگری از جهان برای مدت طولانی مستقر نگه دارد، مگر اینکه فشار بسیار زیادی بر این نیرو وارد شود. سایر ناوهای هواپیمابر یا در کارخانه‌های کشتی‌سازی هستند یا در فاصله میان مأموریت‌ها در حال بازآماده‌سازی‌اند. هر بار که آمریکا مدت یک مأموریت دریایی را تمدید می‌کند، برنامه‌ریزی کارخانه‌های کشتی‌سازی برای ماه‌ها دچار اختلال می‌شود. این وضعیت همچنین فشار زیادی بر خانواده‌های نیروهای دریایی و خود ملوانان وارد می‌کند.

این بدان معناست که در اقیانوس آرام نیز ناو هواپیمابری وجود نخواهد داشت تا عزم آمریکا برای دفاع از متحدانش و تایوان در برابر تجاوز احتمالی چین را به نمایش بگذارد. همچنین در نیمکره غربی نیز ناو هواپیمابر مستقر نخواهد بود.

برایان کلارک، کارشناس دفاعی در مؤسسه هادسون، گفت: وقتی دولت تصمیم گرفت محاصره را به محور اصلی تلاش‌های خود تبدیل کند، همچنین به این نتیجه رسید که این یک کارزار طولانی‌مدت خواهد بود. اما نگه داشتن ناوهای هواپیمابر در خلیج فارس برای انجام حملات واکنشی، مانع از حفظ حضور ناوهای هواپیمابر در دیگر نقاط خواهد شد. ممکن است شاهد کاهش نفوذ آمریکا در مناطقی مانند حوزه آسیا-اقیانوسیه، از جمله ژاپن و تایوان، باشیم.

مقام‌های دفاعی نیز گفتند که متحدان آمریکا در حال حاضر نیز خود را برای حضور کم‌ثبات‌تر و نامنظم‌تر ناوهای هواپیمابر آمریکا در آسیا آماده می‌کنند و ژاپن و فیلیپین درباره راه‌هایی برای تقویت نیروهای دریایی خود در واکنش به تهدید چین گفت‌وگو دارند.

در همین حال، آمریکا برای عملیات خود در منطقه هند-اقیانوس آرام به ترکیب متفاوتی از کشتی‌ها متکی است؛ از جمله کشتی‌های رزمی ساحلی که معمولاً از خاورمیانه پشتیبانی می‌کنند، اما اندکی پس از آغاز جنگ ایران برای تعمیر و نگهداری به سنگاپور رسیدند. نیروی دریایی آمریکا تلاش کرده است برخی از این کشتی‌ها را نیز دوباره به سمت خلیج فارس حرکت دهد.

ملوانان ناوهای هواپیمابر مستقر در خلیج فارس با صحنه عملیاتی‌ای روبه‌رو خواهند شد که پایداری ایران آن را شکل داده است. در پی حملات تهران طی شش ماه گذشته، واشنگتن زیرساخت لازم برای پشتیبانی از چندین توقف بندری ناوهای هواپیمابر در مکان‌هایی مانند بحرین و امارات متحده عربی را از دست داده است.

در حال حاضر، تا زمانی که نیروی دریایی آمریکا محل‌های جایگزینی برای استراحت و مرخصی خدمه پیدا کند ــ در آفریقا و احتمالاً حتی در فاصله‌ای به دوری سنگاپور ــ گروه‌های رزمی ناوهای هواپیمابر در مأموریت‌های طولانی احتمالاً تنها دو توقف خواهند داشت: یکی در مسیر رفت و دیگری هنگام بازگشت به خانه.

و با وجود کاهش تعداد بنادر امن و نزدیک، تأمین مجدد آذوقه و تجهیزات باید از پایگاه‌های دورتری انجام شود؛ از جمله دیه‌گو گارسیا، قلمرو بریتانیا در بخش مرکزی اقیانوس هند.

مأموریت‌های معمول ناوهای هواپیمابر شش تا هشت ماه طول می‌کشند. اما تمدید مأموریت‌ها در خلیج فارس، تازه‌ترین مورد از مجموعه‌ای از مأموریت‌های طولانی‌تر طی یک دهه گذشته است؛ دوره‌ای که آمریکا تلاش کرده است حضور قدرتمند دریایی خود را در اروپا، آسیا، خاورمیانه و اکنون در نیمکره غربی حفظ کند.

ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرالد آر. فورد» ناوگانی را رهبری می‌کرد که در آستانه ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، در ماه ژانویه، برای اعمال فشار بر کاراکاس مستقر شده بود.

این مأموریت‌های طولانی‌تر در سراسر نیروی دریایی پیامدهای زنجیره‌ای ایجاد می‌کنند و از زمانی که در آینده برای تعمیر و نگهداری و آموزش در نظر گرفته شده بود، هزینه می‌کنند. این وضعیت به‌تدریج باعث کاهش آمادگی ملوانان شده است.

جان پندلتون، که بیش از یک دهه مسئول هدایت امور مربوط به آمادگی نظامی در دفتر پاسخگویی دولت آمریکا بود، گفت: وقتی بیش از حد از یک دارایی استفاده کنید، بالاخره باید هزینه آن را بپردازید.

نیروی دریایی آمریکا پیش از این نیز آثار چنین فشارهایی را تجربه کرده است. در سال ۲۰۱۷، پس از آنکه طی تنها دو ماه دو فروند ناوشکن در اقیانوس آرام در دو سانحه مرگبار با کشتی‌های دیگر برخورد کردند، مقام‌های نیروی دریایی اذعان کردند که سرعت بالای عملیات در وقوع این حوادث نقش داشته است: کشتی‌ها بارها برای پاسخگویی به نیازهای عملیاتی مأمور می‌شدند—آن هم در شرایطی که با کمبود آموزش، تعمیر و نگهداری و نیروی انسانی مواجه بودند؛ وضعیتی که باعث می‌شد خدمه بیش از حد تحت فشار قرار بگیرند و در برخی موارد به مرز فرسودگی برسند.

اکنون، تقریباً یک دهه بعد، خطر مشابهی در خلیج فارس وجود دارد.

کد خبر: ۴۲۷٬۷۴۶

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha