به گزارش بازار، سید آرش وکیلیان در خصوص جبهه جنوب لبنان و پیروزی های یمن نوشت:
من کسانی را که دوست دارند فقط شکست یا فقط پیروزی را روایت کنند، کنار میگذارم. فرضم این است مخاطب نوشتار در پی یک چارچوب تحلیلی فراگیر است که بتواند هم شکست ها و هم پیروزی ها را همزمان توضیح دهد و البته به تفاوت هر موقعیت هم توجه داشته باشد.
وضعیت لبنان:
اسرائیل سالهاست که برتری فوق العاده نظامی در هوا و زمین همراه با اشراف شدید اطلاعاتی داشته (موضوع پیجرها برای نمونه) در مقابل دولت بیروت حامی اسرائیل و علیه مقاومت است و حزب الله طی چند سال جنگ از ۲۰۲۳ فرسوده شده، عقبه حمایت از حزب الله با شکست سوریه بسیار محدود و امکان ارسال نیرو و تجهیزات بسیار سخت شده است.
وضعیت یمن:
انصارالله ، دولت یمن در صنعا را در اختیار دارد و قبایل متحد آن در جنگ یکپارچه هستند و موقعیت سوق الجیشی مستحکمی دارند. علی رغم سالها تحریم به نوعی خودکفایی رسیده اند. نیروهای مقابلشان در جنوب چندپاره اند (وابسته امارات، عربستان و القاعده) موقعیت سوق الجیشی ضعیفی دارند، امکان کمک به یمن از طریق دریا فراهم است. عربستان و امارات چندان توان نظامی فوق العاده ای ندارند.
نقش جمهوری اسلامی ایران:در هر دو مورد ایران مقاومت ملی و مذهبی را الهام بخشی و تا حدی سازماندهی کرده و به آنها امکانات و فناوری های نظامی داده و حمایت سیاسی فراهم کرده است. حزب الله به جهت اعتقادی، سیاسی و نظامی درهم تنیدگی بسیار بیشتری با ایران دارد و زمان طولانی تری تجهیز شده است.
روایت غلط:
چون ایران تمامیت ارضی لبنان را در تفاهم نامه گنجاند و یمن را ذکر نکرد، در نتیجه یمنی ها محدودیتی برای جنگ نداشتند و توانستند پیروز شوند اما در لبنان به امریکا اعتماد کردیم و شکست خوردیم.
واقعیت ماجرا:
تصریح بر موضوع لبنان در تفاهم نامه ایران و آمریکا برای حفظ تمامیت ارضی لبنان و اخراج متجاوزان صهیونیست بوده است. به این ترتیب، ایران هر صلحی را منوط به اخراج اسرائیل از لبنان کرده ، اما چنین شرطی برای عربستان نگذاشته است. در واقع حمایت سیاسی ایران از لبنان بسیار قویتر از یمن بوده است و حتی در خرداد ماه در پاسخ حمله صهیونیست ها به ضاحیه، اقدام به پرتاب موشک به اسرائیل کرده است.
اما مشکل آنجاست که اولا دولت بیروت به جای استفاده از تفاهم نامه با صهیونیست ها مذاکره کرده و اقدامات انها علیه مقاومت را عملا تایید نموده و جلوی کمک موثر نظامی ایران را گرفته است و ثانیا اسرائیل سالها برای مواجهه با حملات ایران آمادگی داشته و با پرتاب موشک نمی توان نیروی زمینی اش را متوقف نمود.
در مقابل در یمن ، ائتلاف جبهه معارض بسیار شکننده، قوایشان ضعیف و تاسیسات نفتی شان آسیب پذیر است، به طوری که انصارالله با امکاناتی کمتر از حزب الله هم می تواند به پیروزی چشمگیر برسد.
ایران از حزب الله نخواسته است که نجنگد، فقط به جهت شرایط میدانی امکان کمک موثر در برابر حملات زمینی را ندارد و از انصارالله نخواسته است که بجنگد اما به جهت شرایط میدانی امکان بیشتری برای کمک دارد. تفاهم نامه نه باعث شکست حزب الله شده و نه تاثیری بر پیروزی انصارالله داشته است. اگر تفاهم نامه ای هم منعقد نمیشد و جنگ ادامه می یافت، نه تنها ارتفاعات علی الطاهر دیر یا زود سقوط می کرد بلکه ضاحیه و بقاع هم تحت حملات شدید هوایی قرار میگرفت.
بنابراین عجیب است که عده ای تفاهم نامه با آمریکا را مقصر شکست در لبنان می دانند و می پندارند که علت وضعیت یمن عدم گنجاندن نامش در تفاهم نامه بوده است.



نظر شما