سمیه شوریابی؛ بازار: در حالی که اقتصاد ایران با چالشهای ساختاری در حوزه سیاستهای پولی و ارزی دستوپنجه نرم میکند، نگاه کارشناسان به نقش بازار سرمایه از یک بازار معاملاتی فراتر رفته و به سمت یک «ظرفیت راهبردی» تغییر جهت داده است. در این میان، مجید عبدالحمیدی مدیر تحقیق و توسعه بازار گروه مالی ثروت فدک و عضو هیئتمدیره ریل گردش ایرانیان، در تحلیل چرخه تأمین مالی و ارتباط آن با متغیرهای کلان اقتصادی، دیدگاههایی ارائه میدهد که میتواند نقشه راه آینده بازار را تبیین کند.
پیوند انتظارات، اعتماد و ارزشگذاری
عبدالحمیدی با تکیه بر تجربه خود در تحلیل بازار، معتقد است نقطه اتصال سیاستهای ارزی، نرخ بهره و چشمانداز بازار سرمایه، در مفهوم «انتظارات» و «اعتماد سرمایهگذار» نهفته است. به گفته وی، هرچه سیاستهای پولی و ارزی هماهنگتر و پیشبینیپذیرتر باشند، سرمایهگذار میتواند برآورد دقیقتری از سودآوری شرکتها داشته باشد.
وی در این زمینه میگوید: در ادبیات مالی، بخشی از بازدهی که سرمایهگذار مطالبه میکند، "صرف ریسک" است. کاهش ابهام در سیاستها میتواند این صرف ریسک را پایین بیاورد و شرایط مساعدتری برای ارزشگذاری شرکتها و تأمین مالی طرحهای توسعه ایجاد کند. از نظر وی، تقویت ثبات اقتصادی، فرصتی بیبدیل برای افزایش نقشآفرینی بازار سرمایه در اقتصاد است.
سیاست ارزی و فرضیه «تحلیلپذیری»
در بحث سیاستهای ارزی، عبدالحمیدی بر اهمیت «برنامهریزیپذیری» برای بنگاهها تأکید دارد. وی معتقد است شفافیت در قواعد تأمین ارز و بازگشت منابع صادراتی، به شرکتها اجازه میدهد تا هزینه مواد اولیه و جریان نقد آینده خود را با دقت بیشتری برآورد کنند.

او با نگاهی تخصصیتر خاطرنشان میکند که برای تحلیل شرکتهای بورسی، نباید تنها به تغییرات نرخ ارز اکتفا کرد، بلکه باید به «نرخ مؤثر تسعیر ارز» و میزان وابستگی شرکت به واردات توجه نمود. وی بر این باور است که اصلاحات ارزی به سمت کاهش فاصله نرخها، منجر به «تحلیلپذیرتر شدن» بازار میشود؛ بازاری که تحلیلپذیری آن، پیششرط اصلی برای ورود سرمایهگذاریهای بلندمدت است.
نرخ بهره و مسیر کاهش هزینههای توسعه
در حوزه سیاست پولی، این کارشناس بازار سرمایه معتقد است مدیریت نرخ بهره میتواند همزمان به مهار تورم و حمایت از بورس کمک کند. از نگاه عبدالحمیدی، با کاهش انتظارات تورمی و تعدیل پایدار نرخهای تأمین مالی، «هزینه سرمایه» بنگاهها کاهش مییابد و طرحهای توسعهای بیشتری از نظر اقتصادی توجیه پیدا میکنند. او تأکید دارد که حمایت پایدار از بورس، از مسیر تقویت سودآوری و بهبود شرایط تأمین مالی میگذرد.
بازار سرمایه به مثابه موتور تولید
یکی از محورهای کلیدی گزارش ما، نقش بازار سرمایه در مدیریت آثار تورم است. عبدالحمیدی تأکید میکند که بازار سرمایه ظرفیت عظیمی برای تبدیل پساندازها به منابع مورد نیاز تولید از طریق افزایش سرمایه، عرضههای اولیه و اوراق مالی دارد.
او با تفکیک نقش بازار اولیه و ثانویه، تصریح میکند که اگرچه ورود پول به معاملات به معنای تأمین مالی مستقیم نیست، اما نقش بازار ثانویه در ایجاد «نقدشوندگی» و «کشف قیمت»، بستر اصلی برای جذب سرمایه در بازار اولیه و تأمین مالی کارخانههاست.
از ابزارهای مالی تا صنایع زیرساختی (تجربه ریلی)
در بحث ابزارهای تأمین مالی، این فعال اقتصادی بر ضرورت «تطبیق سررسید منابع و مصارف» و مدیریت «ساختار سرمایه» تأکید دارد. او معتقد است گروههای مالی باید با طراحی ترکیب مناسب منابع، ارتباط مؤثرتری میان سرمایهگذاران و بنگاهها برقرار کنند.
این رویکرد در صنایع با افق بلندمدت، مانند حملونقل ریلی که وی در هیئتمدیره آن حضور دارد، اهمیت دوچندان مییابد. عبدالحمیدی میگوید: در پروژههای زیرساختی، علاوه بر بازده باید نسبت پوشش خدمت بدهی و مدیریت عدم تطابق درآمدهای ریالی و هزینههای ارزی را نیز بررسی کرد. او معتقد است طراحی دقیق مالی میتواند مشارکت مردم در پروژههای استراتژیک زیرساختی را تسهیل نماید.
ترسیم نقشه راه: اعتماد و حرفهایگری
مدیر تحقیق و توسعه بازار گروه مالی ثروت فدک در نهایت برای تقویت مشارکت در بازار سرمایه، سه رکن «ثبات مقررات»، «شفافیت اطلاعات» و «احترام به حقوق سرمایهگذار» را الزامی میداند. همچنین توسعه سرمایهگذاریهای حرفهای از طریق صندوقها، سبدگردانی و تقویت حاکمیت شرکتی را از عوامل کلیدی ارتقای کیفیت بازار برمیشمارد.
عبدالحمیدی در جمعبندی دیدگاه خود، بازار سرمایه را ظرفیتی راهبردی برای پیوند دادن سرمایههای مردم با رشد واقعی اقتصاد میداند؛ پیوندی که در صورت محکم شدن، هم بنگاههای اقتصادی را به توسعه میرساند و هم منافع واقعی را به سرمایهگذاران بازمیگرداند.



نظر شما