بازار؛ گروه آب و انرژی: بازار نفت جهان که ماهها آرامش نسبی را تجربه میکرد و بهای نفت به کانال ۸۰ دلار کاهش قیمت داده بود، این بار با معادلات جدیدی مواجه شد؛ از سویی حوثیهای یمن توانستند بر بخشهای کلیدی آبراهه بابالمندب مسلط شوند و از سوی دیگر خط لوله انتقال نفت عربستان که تنگه هرمز را دور میزد، آماج حملات پهپادی قرار گرفت و جریان انتقال نفت از این خط لوله متوقف شد. این مسائل در حالی رخ داد که محاصره دریایی ایران ادامه دارد و تردد در تنگه هرمز همچنان مختل است. این امر توانست قیمت نفت را بار دیگر به بالای صد دلار برساند و جهان را در آستانه فصل سرد، نگران بازار انرژی کند. در سوی دیگر ماجرا تشدید درگیری ها شرایط را برای صادرات نفت ایران نیز سخت کرده است. علی شمس اردکانی فعال اقتصادی و کارشناس حوزه انرژی در اینباره می گوید:
تداوم تنش در دو آبراهه هرمز و بابالمندب میتواند عرضه نفت ایران به بازار جهان را متوقف کرده، سهم ایران از بازار جهانی نفت و کیک اقتصاد را روز به روز کوچک و کوچکتر کند و تأثیر آن سالهای طولانی بر اقتصاد کشور ماندگار شود. بنابراین ایران باید برای حلوفصل ماجرا هرچه سریعتر به میز مذاکره برگردد و با افزایش سطح تنش متأسفانه سطوح خسارت به کشور بالاتر میرود و جبران آن دشوارتر میشود. ضمن اینکه اعتماد به تجارت و سرمایهگذاری با ایران سلب میشود و این همان موضوعی است که اسرائیل به دنبال اثبات آن به جهان است که ایران نمیتواند کشور قابل اعتمادی باشد و درصدد ضربهزدن به تجارت و اقتصاد جهان است.
او بر این باور است که بیشترین فشار ناشی از افزایش قیمت نفت و اختلال در تنگههای هرمز و بابالمندب متوجه بازار آسیا و چین است و اروپا میتواند از این بحران عبور کند. بنابراین، ایران باید با در نظر گرفتن این واقعیات بازار نفت و اقتصاد، هرچه سریعتر به میز مذاکرات برگردد و اجازه ندهد سطح تنشها بالاتر برود.
البته هم زمان با کاهش درآمدهای صادراتی رشد قیمت نفت و دیگر حامل های انرژی در بازارهای جهانی به خصوص آمریکا نگرانی هایی را برای جمهوری خواه ها ایجاد کرده است. اما سوال اینجاست با وجود نیاز ترامپ به کاهش بهای سوخت و جلب رضایت حداکثری مردم در انتخابات پیش رو، چرا اقدام خاصی برای پایان تنش ها میان دو کشور صورت نمی گیرد.
دلیل اینکه دنیا برای پایان این جنگ فشار جدی نمیآورد، این نیست که نیازش به نفت خاورمیانه از بین رفته؛ دلیلش این است که بازار جهانی توانسته بخشی از ضربه را جذب کند و همین، فوریت را از بین برده است
مهدی عرب صادق کارشناس حوزه انرژی در اینباره به بازار می گوید: دلیل اینکه دنیا برای پایان این جنگ فشار جدی نمیآورد، این نیست که نیازش به نفت خاورمیانه از بین رفته؛ دلیلش این است که بازار جهانی توانسته بخشی از ضربه را جذب کند و همین، فوریت را از بین برده است.
او یادآور شد: آژانس بین المللی انرژی این اختلال را «بزرگترین شوک عرضه در تاریخ» نامیده بود، اما رشد تولید آمریکا و برزیل و برداشت سنگین از ذخایر استراتژیک آمریکا، صادرات غرب به شرق سوئز را سهونیم میلیون بشکه در روز بالا برد. خود این آژانس در اسفند گفته بود عرضه جهانی ۱.۱ میلیون بشکه رشد میکند؛ سه ماه بعد همین آژانس برآوردش را کاملاً برعکس کرد: کاهش ۳.۹ میلیون بشکه ای. این یعنی خسارت واقعی و عمیق است، فقط بخشی از آن پشت اعداد جبرانی پنهان شده نه همه اش.
این کارشناس ارشد حوزه انرژی ادامه داد: نکته هشداردهندهتر این است که پایان نیافتن جنگ فقط به بازار نفت مربوط نیست، به بن بست سیاسی مربوط است. دو آتشبس در این جنگ امضا و هر دو شکسته شده؛ کنگره آمریکا از اسفند تاکنون نه طرح برای پایان مخاصمات را رد کرده. این یعنی نه بازار نفت، نه افکار عمومی جهانی، هیچکدام به تنهایی برای واداشتن طرفین به توافق کافی نبوده اند.
پایان نیافتن جنگ فقط به بازار نفت مربوط نیست، به بن بست سیاسی مربوط است. دو آتشبس در این جنگ امضا و هر دو شکسته شده؛ کنگره آمریکا از اسفند تاکنون نه طرح برای پایان مخاصمات را رد کرده. این یعنی نه بازار نفت، نه افکار عمومی جهانی، هیچکدام به تنهایی برای واداشتن طرفین به توافق کافی نبوده اند
و اما ضرر ادامه این وضعیت برای ما، به شکل خطرناکی سنگین است. صادرات نفت ایران به حدود یک دهم سطح اسمی اش سقوط کرده. حمله به میدان گازی پارس جنوبی، دوازده درصد از تولید گاز کشور را حذف کرد و صادرات گاز به عراق را کاملاً متوقف کرد. تورم داخلی به مرز هفتاد درصد رسیده. نگرانی جدی من این است که تعطیلی طولانیمدت چاههای نفتی، بخشی از ظرفیت تولید ایران را برای همیشه نابود کند، آسیبی که حتی با پایان جنگ هم جبران پذیر نخواهد بود. و در چنین شرایطی، اعلام «عملیات اخراج اقتصادی» توسط واشنگتن در مرداد نشان میدهد فشار نه در حال کاهش، که در حال تشدید است.
گزارش های منتشر شده نشان می دهد که تا امروز، بخش مهمی از فشار ناشی از کاهش عرضه با استفاده از ذخایر نفتی جبران شده است. اما این ضربهگیر نیز نامحدود نیست. آژانس اعلام کرده ذخایر جهانی نفت در ماه اوت با سرعتی معادل ۳میلیون بشکه در روز کاهش یافته؛ نشانهای روشن از اینکه بازار برای حفظ جریان عرضه، در حال مصرف موجودیهای قبلی است. این عدد شاید از خود کاهش تولید مهمتر باشد. تولید میتواند در صورت کاهش تنش دوباره افزایش یابد، اما ذخایری که امروز مصرف میشوند، باید بعدا دوباره پر شوند. بنابراین حتی اگر درگیریها متوقف شود، بازار لزوما بهسرعت به نقطه پیش از بحران بازنمیگردد.
پرسش کلیدی این است: اگر بحران چند ماه دیگر ادامه پیدا کند، آیا بازار بازهم توانایی تطابق با آن را خواهد داشت؟



نظر شما