بازار؛ گروه آب و انرژی: بالاخره دولت هم که انگار در خواب بود، تصمیم گرفت نرخ سوم بنزین را به ۱۰ هزار تومان برساند؛ گویی با این عدد، قرار است خلأ ۲۵ میلیون لیتریِ روزانه را پر کند. اما در میانهی این بازیِ اعداد، سوال اصلی اینجاست: آیا این افزایش قیمت، یک راهکار هوشمندانه برای مدیریت بحران است یا صرفاً تلاش برای فرار از رویارویی مستقیم با واقعیتهای تلخِ بودجه و تولید؟ در این گفتگو، روحالله کهنهوشنژاد، کارشناس انرژی، با نگاهی واقعبینانه (و شاید کمی تلخ) به این موضوع میپردازد.
او این تصمیم را بهترین تصمیم در شرایط فعلی دانسته و می گوید: آمارها نشان می دهد که 60 تا 70 درصد مصرفکنندگان زیر سهمیه مصرف دارند. بنابر این رشد قیمت تاثیر چندانی روی سبد هزینه ها خانوارهای نخواهد داشت.
متن کامل گفتگو با روح الله کهن هوش نژاد کارشناس انرژی در ادامه می آید:
ما با یک شکاف تولید و مصرف حدود ۲۵ میلیون لیتری مواجه هستیم (تولید ۱۱۰ در مقابل مصرف ۱۳۵ میلیون لیتر). حتی اگر در شرایط جنگی و تحریم هم نبودیم، این شکاف وجود داشت و ما ناچار به واردات بودیم. حالا که هم تولید آسیب دیده و هم شرایط واردات به دلیل محاصره سختتر شده، این تصمیم – هرچند نه بینقص – در شرایط فعلی بهترین انتخاب ممکن است
آقای کهنهوشنژاد، با افزایش نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان، دولت بالاخره وارد میدان شده است. با توجه به شکاف تولید و مصرف، آیا این تصمیم واقعاً میتواند چارهساز باشد؟
ببینید، بیایید با واقعیت روبرو باشیم. ما با یک شکاف تولید و مصرف حدود ۲۵ میلیون لیتری مواجه هستیم (تولید ۱۱۰ در مقابل مصرف ۱۳۵ میلیون لیتر). حتی اگر در شرایط جنگی و تحریم هم نبودیم، این شکاف وجود داشت و ما ناچار به واردات بودیم. حالا که هم تولید آسیب دیده و هم شرایط واردات به دلیل محاصره سختتر شده، این تصمیم – هرچند نه بینقص – در شرایط فعلی بهترین انتخاب ممکن است.
در سالهای گذشته طرحهای مختلفی مثل سهمیهبندی بر اساس کد ملی مطرح شد؛ نظر شما درباره آن چیست؟
من شخصاً با آن طرح مخالفم. طرح کد ملی، در واقع تبدیل یارانهها به یک «حق مسلم» میشود که دولت تا ابد مجبور به پرداخت آن است. اما اینکه دولت سهمیههای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی را حفظ کرده و نرخ را به صورت تدریجی بالا برده، حرکت عاقلانهای است. آمار نشان میدهد ۶۰ تا ۷۰ درصد مصرفکنندگان زیر سقف سهمیهای هستند؛ پس فشار اصلی بر کسانی است که مصرف مازاد یا تعداد خودروی بالا دارند. البته باید بدانیم که حتی ۱۰ هزار تومان هم با بهای تمامشدهی واقعی (که بالای ۲۰ هزار تومان برآورد میشود) فاصله زیادی دارد.
همیشه بین دو دیدگاه «تثبیتگرایی» (قیمت ثابت) و «شوکدرمانی» (قیمت یکباره) در کشور گیر کردهایم. آیا این حرکتِ تدریجی، میتواند راه سومی باشد؟
دقیقاً! مشکل ما همیشه همین بوده؛ یا میخواستیم قیمت را ثابت نگه داریم که شکست خوردیم، یا میخواستیم با شوک قیمت را بالا ببریم که آسیبهای اجتماعی شدیدی داشت. این حرکتِ میانی و تدریجی، امیدوارم مسیری باشد که اجازه ندهد بودجهای که متعلق به آموزش، بهداشت و توسعه است، صرفاً در باک خودروها «بسوزد». ما نباید اجازه دهیم این بودجه هدر برود.
برای اینکه مردم با تغییرات قیمتی برخورد کنند و دچار شوک نشوند، چه پیشنهادی دارید؟
من معتقدم باید از «روانشناسی اعداد» استفاده کرد. مثلاً همان طرح بنزین سوپر؛ اینکه بنزین سوپر با قیمت آزاد و مطابق با بازار فروخته شود، نه اینکه از ابایی داشته باشیم. اینطوری مردم عادت میکنند که برای مصرف بالاتر از سهمیه، قیمت بالاتری بپردازند. ما نباید اجازه دهیم یک کالای استراتژیک مثل نفت، در ایران و جهان با پایینترین نرخ ممکن فروخته شود.
در نهایت، چه توصیه یا هشداری به سیاستگذاران دارید؟
هشدار من این است: منتظر بحران نمانید. نباید تا زمانی که به شرایط حساس و جنگی رسیدیم، تصمیمگیری کنیم و بعد بگوییم «بدترین زمان برای تصمیمگیری بود».
هدف از این تغییر قیمت این است که نه دچار بحرانهای اعتراضاتی مثل سال ۹۸ شویم و نه با کسری بودجه مزمن و آلودگی هوا دست و پنجه نرم کنیم
دولت باید از ابزارهای نوین، حتی هوش مصنوعی، برای تحلیل مطالبات واقعی مردم در شبکههای اجتماعی استفاده کند تا بتواند نرخها را بهینه کند. هدف این است که نه دچار بحرانهای اعتراضاتی مثل سال ۹۸ شویم و نه با کسری بودجه مزمن و آلودگی هوا دست و پنجه نرم کنیم.



نظر شما