بازار؛ گروه بورس: بازار سرمایه در روزهای اخیر، مصداق بارز «زیستن در میانه آشوب» بوده است. در حالی که سایه سنگین اخبار نظامی و نوسانات سیاسی، اعتماد سهامداران را نشانه رفته، برخی شواهد از جمله بازگشت خریداران حقوقی در محدودههای حمایتی و انتشار گزارشهای دورهای شرکتها، از احتمال بازگشت آرامش به تالار شیشهای حکایت دارد. تحلیل پیش رو به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که آیا اصلاح فعلی یک توقف تاکتیکی برای جهش دوباره است یا آغازی بر یک روند فرسایشی جدید؟
بازار سرمایه در روزهای اخیر، مصداق بارز «زیستن در میانه آشوب» بوده است. در حالی که سایه سنگین اخبار نظامی و نوسانات سیاسی، اعتماد سهامداران را نشانه رفته، برخی شواهد از جمله بازگشت خریداران حقوقی در محدودههای حمایتی و انتشار گزارشهای دورهای شرکتها، از احتمال بازگشت آرامش به تالار شیشهای حکایت دارد.
پوستاندازی بازار در مواجهه با روتینهای فرسایشی سیاسی
بازار سرمایه در معاملات دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵، بار دیگر ثابت کرد که قدرت انطباقپذیری بالایی با شرایط سخت دارد. اگرچه آغاز معاملات با سرخپوشی مفرط و ناامیدی همراه بود، اما هرچه زمان گذشت، تقاضا توانست بر عرضه غلبه کند. واقعیت این است که شنیدن اخبار تنشهای مرزی و گزارشهای شبانه از جابهجایی موشکها و پرواز جنگندهها، به بخشی از «روتین پوستی» سهامداران تبدیل شده است. این تکرار مدام باعث شده تا پوست بازار در برابر شوکهای خبری ضخیمتر شود. اگرچه هنوز ترس در چشمان تابلوی معاملات دیده میشود، اما اثرگذاری این اخبار نسبت به ماههای گذشته کاهش یافته است. بازار امروز پذیرفته است که باید با این نوسانات همزیستی داشته باشد، مگر آنکه اتفاقی خارج از استانداردهای فعلی رخ دهد.
بازار سرمایه در معاملات دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵، بار دیگر ثابت کرد که قدرت انطباقپذیری بالایی با شرایط سخت دارد. اگرچه آغاز معاملات با سرخپوشی مفرط و ناامیدی همراه بود، اما هرچه زمان گذشت، تقاضا توانست بر عرضه غلبه کند.
کالبدشکافی سهگانه ریزش؛ عبور از ضربه چکشی اولیه
بررسی دقیق رفتار بازار نشان میدهد که ریزشهای ناشی از ریسکهای سیستماتیک معمولاً در سه مرحله تخلیه میشوند. مرحله اول، «ضربه چکشی» است که با ریزشهای تند و صفوف فروش سنگین همراه است؛ مرحلهای که به نظر میرسد در روزهای ۲۲ و ۲۳ تیرماه به اوج خود رسیده و با دخالت صندوقهای تثبیت و توسعه در حال جمعوجور شدن است. موجهای دوم و سوم برخلاف موج اول، پرقدرت نخواهند بود و بیشتر جنبه نوسانی و کاهشی ملایم دارند. در این فاز، جریان پول هوشمند و گزارشهای مثبت ماهانه تیرماه در کدال، نقش ترمز را ایفا کرده و مانع از سقوط آزاد شاخص میشوند. تحلیلگران تکنیکال بر این باورند که محدوده ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تا ۴ میلیون و ۹۰۰ هزار واحد، سنگر مستحکمی است که میتواند نقطه پایان این اصلاح تند و تیز باشد.
در حالی که بسیاری از معاملهگران در صفوف فروش به دنبال خروج هستند، نخبگان بازار به دنبال شناسایی نقاط ورود میگردند. برای کسانی که در روزهای صعودی حسرت جاماندن از بازار را میخوردند، روزهای منفی جاری یک فرصت طلایی است.
۳استراتژی ورود پلکانی؛ صید فرصتها در غبار ناامیدی
در حالی که بسیاری از معاملهگران در صفوف فروش به دنبال خروج هستند، نخبگان بازار به دنبال شناسایی نقاط ورود میگردند. برای کسانی که در روزهای صعودی حسرت جاماندن از بازار را میخوردند، روزهای منفی جاری یک فرصت طلایی است. پیشنهاد میشود استراتژی خرید در ۳ یا ۴ پله تعریف شود. پله اول در قیمتهای منفی فعلی، پله دوم همزمان با انتشار گزارشهای میاندورهای و پله سوم پس از تثبیت گزارشهای ماهانه تیرماه. این نوع ورود باعث میشود میانگین خرید در محدودهای امن قرار گیرد. نباید فراموش کرد که حتی در دل بحرانیترین روزهای سال ۱۴۰۴ نیز، ارزندگی قیمتها در نهایت پیروز میدان شد و کسانی که با دیدگاه بنیادی خرید کردند، بازدهیهای چشمگیری نصیبشان شد.
روند صعودی یا تعادلی بازار قطعی نیست و تحت تاثیر سه عامل کلیدی قرار دارد. نخست، رفتار حقوقیها و صندوقهای حمایتی است. عامل دوم، وقوع رویدادهای غیرمنتظره سیاسی است که میتواند هر تحلیلی را در لحظه بیاعتبار کند. و عامل سوم که نقطه قوت بازار محسوب میشود، گزارشهای مالی است.
متغیرهای بازدارنده؛ سه ضلعی که پیشبینیها را تغییر میدهد
روند صعودی یا تعادلی بازار قطعی نیست و تحت تاثیر سه عامل کلیدی قرار دارد. نخست، رفتار حقوقیها و صندوقهای حمایتی است؛ اگر این بازیگران بزرگ به جای حمایت، صرفاً به تماشاگر تبدیل شوند، بازار راه سختی برای تعادل خواهد داشت. هرچند شواهد نشان میدهد این صندوقها در قیمتهای فعلی خریدارانی جدی هستند. عامل دوم، وقوع رویدادهای غیرمنتظره سیاسی است که میتواند هر تحلیلی را در لحظه بیاعتبار کند. و عامل سوم که نقطه قوت بازار محسوب میشود، گزارشهای مالی است. مجامع شرکتها و صورتهای مالی تیرماه میتوانند با تکیه بر سودآوری واقعی، حاشیه امنی برای قیمت سهام ایجاد کنند و مانع از ریزشهای غیرمنطقی ناشی از ترس شوند.
موتور محرک اقتصاد؛ از نرخ بهره تا واقعیتهای ارزی
اگر از پنجره اقتصاد کلان به بازار نگاه کنیم، سه متغیر نرخ بهره، سیاستهای قیمتی دولت و نرخ ارز، جهتنمای اصلی هستند. نرخ بهره بانکی که این روزها در محدوده ۴۰ تا ۴۵ درصد تثبیت شده، اگرچه بالاست اما بازار با آن کنار آمده و آن را در قیمتها لحاظ کرده است. از سوی دیگر، رشد ۱۰ درصدی نرخ دلار حواله از ابتدای سال ۱۴۰۵ تا کنون نشان میدهد که سیاست سرکوب ارزی گذشته تا حد زیادی تعدیل شده است. دولت فعلی نیز در دوراهی «تعطیلی صنایع» یا «پذیرش تورم»، به نظر میرسد مسیر دوم را انتخاب کرده تا با واقعیسازی نرخ محصولات، صنایع را سرپا نگه دارد. این تغییر رویکرد به معنای بهبود نسبی حاشیه سود شرکتها در بلندمدت است که خبری امیدوارکننده برای اهالی بهارستان به شمار میرود.
چرا مقایسه بورس با بازارهای موازی ناعادلانه است؟
بسیاری از منتقدان، بازدهی بورس را با طلا، مسکن و خودرو مقایسه میکنند، اما این یک قیاس معالفارق است. در هیچکدام از بازارهای رقیب، پدیدهای به نام «دولت» به عنوان شریک ناخوانده وجود ندارد که با نرخگذاری دستوری، قطعی برق و گاز، یا عوارض ناگهانی، حاشیه سود را ببلعد. در بازار خودرو یا ملک، کسی بابت سودهای چندصد درصدی از دلالان مالیات جدی نمیگیرد، اما در بورس، تمام ارکان شفاف و تحت فشار سیاستهای انقباضی هستند. با این حال، نکته مثبت اینجاست که دولت به دلیل کسری بودجه و نیاز به پایداری صنایع، به سمت اصلاح این فرآیندها حرکت کرده است. این سرعت کمِ اصلاح، نویدبخش آن است که ارزش دلاری شرکتها که در سه سال اخیر به شدت سرکوب شده، پتانسیل بالایی برای بازیابی و رسیدن به ارزش واقعی خود دارد.





نظر شما