بازار؛ گروه صنعت: بازار مس در آستانه یک چرخش مهم قرار گرفته است؛ چرخشی که دیگر صرفاً از سمت تقاضا توضیح داده نمیشود، بلکه ریشه آن در اختلالهای واقعی تولید و کاهش ظرفیت استخراج در معادن بزرگ جهان است. بازنگری تازه مؤسسات بزرگ مالی در برآورد عرضه جهانی، همراه با وقفههای عملیاتی در معادن کلیدی مانند گراسبرگ و کاموآ-کاکولا، تصویری تازه از آینده مس ترسیم میکند: بازاری که ممکن است در سالهای پیشرو با کسری عمیقتر، قیمتهای بالاتر و حساسیت بیشتر به هر شوک عرضه روبهرو شود.
بازار مس در آستانه یک چرخش مهم قرار گرفته است؛ چرخشی که دیگر صرفاً از سمت تقاضا توضیح داده نمیشود، بلکه ریشه آن در اختلالهای واقعی تولید و کاهش ظرفیت استخراج در معادن بزرگ جهان است.
بازنگری تازه در عرضه جهانی مس چه معنایی دارد؟
کاهش ۳۵۰ هزار تنی برآورد تولید معادن جهان از سوی مؤسسه سرمایهگذاری گلدمن ساکس در اواسط سال ۱۴۰۵، فقط یک تعدیل عددی ساده در صفحات آماری نیست؛ این تصمیم نشانهای آشکار از تضعیف بنیادین و ساختاری عرضه مس در سراسر جهان است. وقتی گلدمن ساکس چنین حجم عظیمی از تولید را از پیشبینیهای بلندمدت خود حذف میکند، در واقع به این واقعیت اعتراف دارد که چالشها و اختلالهای موجود در زنجیره تأمین مس از سطح ریسکهای احتمالی فراتر رفته و به فاکتورهای قطعی و اثرگذار بر بازار فیزیکی تبدیل شدهاند. برای درک بهتر این مقیاس، باید بدانیم که ۳۵۰ هزار تن مس تقریباً معادل با خروجی سالانه یک معدن بسیار بزرگ یا چند معدن متوسط در تراز جهانی است که حذف آن به معنای از دست رفتن بخش بزرگی از تغذیه کارخانههای ذوب و پالایش است.
بازار مس برخلاف بسیاری از کالاهای صنعتی دیگر، انعطافپذیری پایینی دارد و هیچ جایگزین سریع، ارزان و کارآمدی برای آن در صنایع استراتژیک وجود ندارد. مس به عنوان ستون فقرات برقرسانی جهانی، شبکههای نوین توزیع انرژی، خودروهای برقی، صنایع هوافضا، سیستمهای ذخیرهسازی انرژی و کابلهای پرسرعت در مراکز داده عمل میکند. تحلیل دادههای جاری در سال ۱۴۰۵ نشان میدهد که تقاضای جهانی برای مس تصفیهشده سالانه نزدیک به ۲۶ میلیون تن است و هرگونه تغییر منفی در سمت تولید معادن، بدون تأخیر بر تراز نهایی بازار فیزیکی اثر میگذارد. در گذشته بازارها بیشتر بر اساس نوسانات تقاضا و رشد اقتصادی کشورهایی نظیر چین جهتدهی میشدند، اما اکنون پویایی عرضه به متغیر اصلی پیشبینی قیمتها تبدیل شده است. تحلیلگران بر این باورند که مدلهای سنتی عرضه دیگر پاسخگوی اختلالات پیدرپی ژئوتکنیکی و زیستمحیطی نیستند و این امر سبب شده است تا فعالان بازار، فرضیات خود را درباره ثبات تولید در معادن بزرگ بازنگری کنند.
پیشبینی قبلی که میزان کسری مس در بازارهای خارج از ایالات متحده آمریکا را حدود ۶۰ هزار تن برآورد میکرد، اکنون به رقم خیرهکننده ۶۴۰ هزار تن تغییر یافته است. این جهش بیش از ده برابری در تخمین کسری عرضه، پیامی واضح به صنایع مصرفکننده مس در سراسر جهان صادر میکند مبنی بر اینکه دسترسی به کاتد مس در آینده بسیار دشوارتر و پرهزینهتر خواهد شد.
چرا کسری بازار مس از شصت هزار تن به ششصد و چهل هزار تن جهش کرد؟
پیشبینی قبلی که میزان کسری مس در بازارهای خارج از ایالات متحده آمریکا را حدود ۶۰ هزار تن برآورد میکرد، اکنون به رقم خیرهکننده ۶۴۰ هزار تن تغییر یافته است. این جهش بیش از ده برابری در تخمین کسری عرضه، پیامی واضح به صنایع مصرفکننده مس در سراسر جهان صادر میکند مبنی بر اینکه دسترسی به کاتد مس در آینده بسیار دشوارتر و پرهزینهتر خواهد شد. این میزان کسری فیزیکی، انبارها را به شدت تحت فشار قرار میدهد و موجودی مس بورسهای بزرگی چون بورس فلزات لندن و بورس کالای نیویورک را به پایینترین سطوح تاریخی خود نزدیک خواهد کرد که این وضعیت معمولاً پیشدرآمدی بر نوسانات شدید قیمت و رقابت شدید خریداران برای تصاحب محمولههای فیزیکی است.
جهش در ارقام کسری مس بازتابدهنده تقاطع دو جریان موازی است: اول، سرعت بالای سرمایهگذاری جهانی در پروژههای انتقال انرژی و توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی که مصرف مس را در کابلهای انتقال برق و مبدلها به شدت بالا برده است؛ و دوم، پیری معادن موجود و کاهش عیار سنگ معدن استخراجی در کشورهای بزرگی مانند شیلی و پرو. کارشناسان معتقدند افزایش کسری به بیش از ۶۰۰ هزار تن در سال ۱۴۰۵، نشاندهنده یک عدم توازن ساختاری عمیق است که با راهاندازی پروژههای کوچک یا بازیافت بیشتر مس به راحتی جبران نخواهد شد. در چنین سناریویی، خریداران صنعتی ناچارند برای تضمین زنجیره تأمین خود، قراردادهای بلندمدت با حق بیمه بالاتر منعقد کنند که این امر مستقیماً هزینه تمامشده محصولات نهایی را در صنایع پاییندستی افزایش میدهد و تورم تولیدکننده را تقویت میکند.
جهش در ارقام کسری مس بازتابدهنده تقاطع دو جریان موازی است: اول، سرعت بالای سرمایهگذاری جهانی در پروژههای انتقال انرژی و توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی که مصرف مس را در کابلهای انتقال برق و مبدلها به شدت بالا برده است؛ و دوم، پیری معادن موجود و کاهش عیار سنگ معدن استخراجی در کشورهای بزرگی مانند شیلی و پرو.
نقش گراسبرگ در تشدید نگرانیها چیست؟
معدن گراسبرگ واقع در کشور اندونزی، به عنوان یکی از بزرگترین و نمادینترین ذخایر مس و طلای جهان، همواره نقش تعیینکنندهای در توازن بازار جهانی داشته است. هرگونه تغییر در روند کارکرد این مجتمع عظیم معدنی که توسط شرکت فریپورت-مکموران مدیریت میشود، بلافاصله در تحلیلهای عرضه جهانی منعکس میشود. وقوع حوادث طبیعی ناگهانی مانند رانش شدید گل و سیلاب در بخشهای عملیاتی این معدن، برنامه استخراج سنگ مس را با چالشهای جدی فنی مواجه کرده و ظرفیت استخراج فیزیکی آن را به شدت کاهش داده است. اهمیت این رخداد در این است که بازگشت کامل گراسبرگ به ظرفیت تولید برنامهریزیشده قبلی تا سال ۱۴۰۷ طول خواهد کشید و این یعنی بازار برای چندین سال پیاپی از یک منبع تغذیه بزرگ محروم خواهد بود.
تأخیر طولانی در بازیابی کامل این معدن نشان میدهد که حل چالشهای فنی در اعماق زمین و گذار به روشهای استخراج زیرزمینی پیچیده، تا چه حد زمانبر و پرهزینه است. فرآیند بازسازی گراسبرگ نیازمند ایجاد تونلهای جدید، تقویت دیوارههای ایمنی و مدیریت زهکشی آبهای زیرزمینی در شرایط سخت جغرافیایی اندونزی است. این مسئله به سرمایهگذاران ثابت کرد که حتی معادن بزرگ با پشتوانه مالی عظیم نیز در برابر ریسکهای زمینشناختی و حوادث پیشبینینشده آسیبپذیرند. در نتیجه، بازار دیگر نمیتواند روی تولید پایدار و بدون وقفه این ابرپروژهها حساب باز کند و این شکنندگی عملیاتی، ریسک سرمایهگذاری در بخش فلزات پایه را به شدت افزایش داده است.
کاموآ-کاکولا چرا به یکی از نقاط حساس بازار تبدیل شد؟
پروژه کاموآ-کاکولا در جمهوری دموکراتیک کنگو، که توسط شرکت معدنی ایوانهو توسعه یافته است، در سالهای اخیر به عنوان امید اول بازار برای جبران کاهش تولید معادن سنتی شناخته میشد. عیار بسیار بالای مس در این کانسار غنی، توجه تمام فعالان بازار را به خود جلب کرده بود. با این حال، گزارشهای منتشرشده در سال ۱۴۰۵ نشان دادند که حتی این پروژه مدرن و بزرگ نیز از چالشهای فنی و زیستمحیطی مصون نمانده است. وقوع لرزههای فرعی زمین و آبگرفتگیهای پیاپی در بخشهای زیرزمینی، مدیریت معدن را ناچار کرد تا هدفگذاری تولید مس خود را برای سال ۱۴۰۵ کاهش دهد و بخشی از برنامههای توسعه فازهای بعدی را به سال ۱۴۰۶ موکول کند.
این عقبنشینی در برنامه توسعه کاموآ-کاکولا ضربه سختی به انتظارات بازار وارد آورد، چرا که بسیاری از خریداران روی عرضه فزاینده این معدن برای تعادلبخشی به تقاضای در حال رشد حساب کرده بودند. جمهوری دموکراتیک کنگو با وجود داشتن ذخایر غنی، همواره با چالشهای زیرساختی از جمله کمبود برق پایدار و مشکلات حملونقل مواجه بوده و بروز مشکلات فنی درونمعدنی نیز این محدودیتها را تشدید کرده است. وقتی پیشرفتهترین پروژههای معدنی با چنین بنبستهای موقتی روبهرو میشوند، این ایده در ذهن تحلیلگران تقویت میشود که مسیر رشد عرضه مس در آینده هموار نخواهد بود و بازار فیزیکی باید خود را با نرخ رشد بسیار کندتر عرضه سازگار کند.
در سالهای اخیر، کانون توجه رسانهها و تحلیلگران عمدتاً معطوف به بخش تقاضا و رشد پرشتاب مصرف مس در صنایعی چون انرژی ، باد، خودروهای الکتریکی و تجهیزات پیشرفته شبکه برق بوده است. اما واقعیتهای میدانی سال ۱۴۰۵ نشان میدهند که بحران واقعی در سمت عرضه فیزیکی در حال شکلگیری است.
آیا مشکل مس فقط تقاضاست یا بحران عرضه هم داریم؟
در سالهای اخیر، کانون توجه رسانهها و تحلیلگران عمدتاً معطوف به بخش تقاضا و رشد پرشتاب مصرف مس در صنایعی چون انرژی ، باد، خودروهای الکتریکی و تجهیزات پیشرفته شبکه برق بوده است. اما واقعیتهای میدانی سال ۱۴۰۵ نشان میدهند که بحران واقعی در سمت عرضه فیزیکی در حال شکلگیری است. کاهش مداوم عیار سنگهای معدنی در معادن بزرگ شیلی و پرو، افزایش شدید هزینههای سرمایهای برای احداث معادن جدید، و سختگیرانهتر شدن قوانین زیستمحیطی و اجتماعی در کشورهای معدنی، مانع از سرمایهگذاریهای جسورانه برای کشف و بهرهبرداری از ذخایر جدید شده است.
علاوه بر این، زمان طولانی مورد نیاز برای تبدیل یک کانسار کشفشده به یک معدن فعال که امروزه به طور متوسط بین دوازده تا پانزده سال برآورد میشود، امکان پاسخگویی سریع به نیازهای بازار را سلب کرده است. حتی با وجود قیمتهای جذاب مس در بازارهای جهانی، شرکتهای معدنی بزرگ به دلیل فشارهای ناشی از تورم هزینههای ساختوساز، کمبود آب برای فرآوری سنگ معدن و نوسانات سیاسی در آمریکای لاتین، در تصویب بودجههای عمرانی جدید بسیار محتاط عمل میکنند. بنابراین، بحران مس یک پدیده دوطرفه است که در آن شتاب تقاضای ناشی از گذار به اقتصاد کمکربن با دیواری سخت از محدودیتهای تولید فیزیکی و عملیاتی در سمت معادن برخورد کرده است.
تداوم روند فعلی و تشدید کسری عرضه مس، چشمانداز قیمت این فلز را در بورسهای کالایی به شدت صعودی نگه داشته است. بسیاری از موسسات مالی بزرگ جهان پیشبینی میکنند قیمت هر تن مس در بورس فلزات لندن در میانمدت به سطوح بیسابقهای صعود کند و حتی رکوردهای تاریخی گذشته را جابهجا نماید.
چشمانداز قیمت و پیامدهای راهبردی برای بازارهای جهانی چیست؟
تداوم روند فعلی و تشدید کسری عرضه مس، چشمانداز قیمت این فلز را در بورسهای کالایی به شدت صعودی نگه داشته است. بسیاری از موسسات مالی بزرگ جهان پیشبینی میکنند قیمت هر تن مس در بورس فلزات لندن در میانمدت به سطوح بیسابقهای صعود کند و حتی رکوردهای تاریخی گذشته را جابهجا نماید. این رشد قیمت برای زنجیره تأمین جهانی پیامدهای گستردهای خواهد داشت. صنایع کلیدی مانند خودروسازی و تولیدکنندگان تجهیزات برقی ناچار خواهند بود هزینههای مواد اولیه خود را بازتعریف کنند که این امر میتواند سرعت فرآیند برقرسانی و گذار به انرژیهای نو را در کشورهای مختلف کندتر کند.
از منظر استراتژیک و ژئوپلیتیک، دسترسی به منابع پایدار مس به یک اولویت امنیت ملی برای قدرتهای بزرگ اقتصادی تبدیل شده است. تلاش کشورها برای خرید سهام معادن در آفریقا و آمریکای لاتین، بستن قراردادهای خرید تضمینی بلندمدت و سرمایهگذاری کلان در بخش بازیافت مس، همگی نشان از رقابتی فشرده در پشت صحنه بازارهای کالایی دارد. در نهایت، دنیای صنعتی متوجه شده است که بدون تأمین مطمئن مس، تحقق اهداف زیستمحیطی و توسعه فناوریهای دیجیتال نوین امکانپذیر نخواهد بود و کسری فیزیکی این فلز سرخ، پتانسیل آن را دارد که به عنوان یک ترمز جدی در مسیر رشد اقتصادی جهان در دهههای آینده عمل کند.





نظر شما