بازار؛ گروه بین الملل: پس از سالها جنگ فرسایشی و چهار سال دوره کاهش نسبی تنش، رهبران انصارالله از ورود به مرحلهای تازه سخن میگویند؛ مرحلهای که هدف آن شکستن محاصره اقتصادی یمن و بازپسگیری منابع کشور عنوان شده است. این تهدید در شرایطی مطرح میشود که روند صلح تحت نظارت سازمان ملل در وضعیت رکود قرار دارد و توازن قدرت منطقهای نیز دستخوش تغییر شده است.
پس از حدود چهار سال کاهش نسبی درگیریها در جبهههای اصلی جنگ یمن، جنبش انصارالله از احتمال ورود به مرحلهای جدید خبر داده است؛ مرحلهای که رهبران این جنبش آن را «شکستن محاصره اقتصادی» و «آزادسازی مناطق تحت کنترل ائتلاف» توصیف میکنند.
پایان چهار سال «کاهش تنش» و ورود به مرحله جدید در بحران یمن
پس از حدود چهار سال کاهش نسبی درگیریها در جبهههای اصلی جنگ یمن، جنبش انصارالله از احتمال ورود به مرحلهای جدید خبر داده است؛ مرحلهای که رهبران این جنبش آن را «شکستن محاصره اقتصادی» و «آزادسازی مناطق تحت کنترل ائتلاف» توصیف میکنند. این موضعگیری نشاندهنده آن است که دورهای که از سال ۱۴۰۱ خورشیدی با آتشبس نسبی و مذاکرات غیرمستقیم میان صنعا و ریاض آغاز شد، اکنون با خطر فروپاشی روبهرو شده است.
جنگ یمن که از سال ۱۳۹۴ آغاز شد، به یکی از طولانیترین و پیچیدهترین بحرانهای ژئوپلیتیک خاورمیانه تبدیل شده است. در این جنگ، ائتلافی به رهبری عربستان سعودی از دولت مستقر در عدن حمایت میکند، در حالی که انصارالله کنترل بخش قابل توجهی از شمال و غرب کشور از جمله صنعا را در اختیار دارد. اگرچه از سال ۱۴۰۱ شدت درگیریهای میدانی کاهش یافت، اما بسیاری از مسائل کلیدی همچنان حلنشده باقی ماند؛ از جمله پرداخت حقوق کارمندان دولت، مدیریت درآمدهای نفتی و رفع محدودیتهای اقتصادی.
طبق برآوردهای سازمان ملل، تا سال ۱۴۰۴ بیش از ۳۷۰ هزار نفر در نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم جنگ یمن جان خود را از دست دادهاند و حدود ۲۴ میلیون نفر – معادل نزدیک به ۸۰ درصد جمعیت کشور – همچنان به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند. در چنین شرایطی، مسئله محاصره اقتصادی و محدودیتهای تجاری به یکی از محورهای اصلی مناقشه تبدیل شده است. اکنون با افزایش تنشهای سیاسی، احتمال بازگشت به چرخه تقابل نظامی بار دیگر در محافل منطقهای و بینالمللی مطرح شده است.
سید عبدالملک الحوثی، رهبر انصارالله، در پیامی که از طریق رسانههای وابسته به صنعا منتشر شد، از مردم یمن خواست برای مقابله با «چالشهای همهجانبه دشمنان» بسیج شوند. در این پیام، ایالات متحده و عربستان به عنوان بازیگران اصلی در شکلدهی به ساختار جنگ و فشار اقتصادی معرفی شدند. از نگاه رهبری انصارالله، ادامه محدودیتها بر صادرات نفت و گاز یمن به معنای ادامه جنگ اقتصادی علیه مردم این کشور است.
روایت صنعا از محاصره اقتصادی و مسئولیت عربستان
رهبران انصارالله در بیانیههای اخیر خود، عربستان سعودی را عامل اصلی تداوم محاصره اقتصادی یمن معرفی کردهاند. از نگاه این جنبش، محدودیتهای اعمالشده بر بنادر، صادرات نفت و انتقال درآمدهای ارزی، عملاً اقتصاد یمن را در وضعیت فلج قرار داده است. آنان معتقدند که حتی در دوره کاهش تنش نیز این فشارهای اقتصادی ادامه داشته و مانع از عادیسازی زندگی مردم شده است.
سید عبدالملک الحوثی، رهبر انصارالله، در پیامی که از طریق رسانههای وابسته به صنعا منتشر شد، از مردم یمن خواست برای مقابله با «چالشهای همهجانبه دشمنان» بسیج شوند. در این پیام، ایالات متحده و عربستان به عنوان بازیگران اصلی در شکلدهی به ساختار جنگ و فشار اقتصادی معرفی شدند. از نگاه رهبری انصارالله، ادامه محدودیتها بر صادرات نفت و گاز یمن به معنای ادامه جنگ اقتصادی علیه مردم این کشور است.
در سالهای اخیر، مسئله درآمدهای انرژی به یکی از محورهای اصلی اختلاف تبدیل شده است. یمن با وجود ذخایر محدود اما مهم نفت و گاز، بخش قابل توجهی از این منابع را در مناطق جنوبی و شرقی دارد؛ مناطقی که تحت کنترل دولت مورد حمایت ائتلاف قرار دارند. انصارالله معتقد است درآمد این منابع باید صرف پرداخت حقوق کارمندان سراسر کشور شود، در حالی که دولت مستقر در عدن این منابع را بخشی از ساختار مالی خود میداند.
از دیدگاه صنعا، این اختلاف مالی و اقتصادی به یکی از موانع اصلی تحقق توافق سیاسی تبدیل شده است. به همین دلیل، تهدید به «شکستن محاصره» را میتوان تلاشی برای تغییر توازن مذاکرات و افزایش فشار بر ریاض و متحدانش دانست.
بسیج داخلی و تلاش برای ایجاد اجماع اجتماعی در مناطق تحت کنترل انصارالله
فراخوان اخیر انصارالله تنها یک پیام سیاسی خارجی نبود؛ بلکه در سطح داخلی نیز بهعنوان تلاشی برای بسیج اجتماعی و تقویت مشروعیت سیاسی این جنبش ارزیابی میشود. در صنعا و سایر استانهای تحت کنترل این گروه، واکنشهای مثبتی نسبت به این فراخوان گزارش شده است.
برخی فعالان سیاسی در این مناطق معتقدند که پایان محاصره اقتصادی میتواند نقطه عطفی در وضعیت معیشتی مردم باشد. اقتصاد یمن در بیش از یک دهه گذشته با فروپاشی گسترده زیرساختها، کاهش ارزش پول ملی و بیکاری گسترده مواجه بوده است. طبق دادههای برنامه توسعه سازمان ملل، تولید ناخالص داخلی یمن در فاصله سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳ بیش از ۵۰ درصد کاهش یافته است.
در چنین شرایطی، شعار بازپسگیری منابع طبیعی و پایان دادن به محدودیتهای اقتصادی میتواند نقش مهمی در ایجاد حمایت عمومی داشته باشد. اعضای دفتر سیاسی انصارالله نیز در اظهارات جداگانهای این موضع را تکرار کردهاند. آنان تأکید میکنند که هدف از بسیج عمومی، پایان دادن به سالها فشار اقتصادی و بازگرداندن کنترل منابع ملی به دولت صنعا است.
از منظر جامعهشناسی سیاسی، این نوع فراخوانها معمولاً در شرایطی مطرح میشوند که یک بازیگر سیاسی قصد دارد مرحله جدیدی از تقابل یا مذاکره را آغاز کند. ایجاد انسجام داخلی در چنین شرایطی میتواند قدرت چانهزنی را در برابر طرف مقابل افزایش دهد.
تحولات منطقهای و جنگ رمضان بر معادله یمن تأثیر گذاشته است. کاهش نسبی تنش میان ایران و برخی کشورهای منطقه، تغییر اولویتهای امنیتی عربستان و افزایش نقش بازیگران بینالمللی در دریای سرخ، همگی در شکلدهی به آینده بحران یمن نقش دارند.
بنبست مذاکرات صلح و پیچیدگی معادله منطقهای
روند صلح یمن در سالهای اخیر عمدتاً تحت نظارت سازمان ملل و با میانجیگری کشورهای منطقه دنبال شده است. مذاکرات غیرمستقیم میان عربستان سعودی و انصارالله در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ امیدهایی را برای پایان جنگ ایجاد کرد. حتی برخی گزارشها از توافق اولیه بر سر پرداخت حقوق کارمندان و بازگشایی کامل فرودگاه صنعا خبر میدادند.
با این حال، این مذاکرات هرگز به توافق نهایی منجر نشد. اختلاف بر سر جزئیات اقتصادی، ساختار سیاسی آینده یمن و نحوه توزیع درآمدهای انرژی، روند گفتوگوها را متوقف کرد. در نتیجه، وضعیت کنونی به حالتی میان جنگ و صلح تبدیل شده است؛ وضعیتی که در آن درگیریهای گسترده متوقف شده اما هیچ توافق سیاسی پایداری نیز شکل نگرفته است.
همزمان، تحولات منطقهای و جنگ رمضان نیز بر این معادله تأثیر گذاشته است. کاهش نسبی تنش میان ایران و برخی کشورهای منطقه، تغییر اولویتهای امنیتی عربستان و افزایش نقش بازیگران بینالمللی در دریای سرخ، همگی در شکلدهی به آینده بحران یمن نقش دارند.
برخی تحلیلگران معتقدند که ریاض در سالهای اخیر تلاش کرده هزینههای جنگ یمن را کاهش دهد و تمرکز خود را بر پروژههای اقتصادی داخلی قرار دهد. با این حال، نگرانی از قدرت نظامی انصارالله و تهدید احتمالی مسیرهای انرژی در دریای سرخ همچنان یکی از دغدغههای اصلی عربستان باقی مانده است.
یکی از مهمترین ابعاد تهدید انصارالله، موقعیت ژئوپلیتیک آنها در مجاورت تنگه بابالمندب است. این گذرگاه دریایی یکی از مسیرهای کلیدی تجارت جهانی محسوب میشود. طبق دادههای مؤسسات حملونقل دریایی، روزانه حدود ۶ تا ۷ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای انرژی از این مسیر عبور میکند.
معادله دریای سرخ و اهمیت ژئوپلیتیک یمن در اقتصاد جهانی
یکی از مهمترین ابعاد تهدید انصارالل، موقعیت ژئوپلیتیک آنها در مجاورت تنگه بابالمندب است. این گذرگاه دریایی یکی از مسیرهای کلیدی تجارت جهانی محسوب میشود. طبق دادههای مؤسسات حملونقل دریایی، روزانه حدود ۶ تا ۷ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای انرژی از این مسیر عبور میکند.
در سالهای اخیر، هرگونه تنش در یمن تأثیر مستقیم بر امنیت دریای سرخ داشته است. حملات به کشتیها، تهدید خطوط کشتیرانی و افزایش هزینه بیمه حملونقل از جمله پیامدهای این وضعیت بوده است. به همین دلیل، بسیاری از قدرتهای جهانی از جمله ایالات متحده و کشورهای اروپایی تحولات یمن را نهتنها یک بحران منطقهای، بلکه مسئلهای مرتبط با امنیت تجارت جهانی میدانند.
در صورت آغاز دوباره درگیریها میان انصارالله و ائتلاف عربی، احتمال افزایش تنش در این مسیر دریایی نیز وجود دارد. چنین سناریویی میتواند پیامدهای اقتصادی گستردهای داشته باشد، از جمله افزایش هزینه حملونقل و فشار مضاعف بر بازار جهانی انرژی.
از همین رو، برخی تحلیلگران معتقدند تهدید انصارالله برای «شکستن محاصره» صرفاً یک پیام نظامی نیست، بلکه بخشی از راهبرد فشار بر بازیگران منطقهای و بینالمللی است که امنیت دریای سرخ برای آنها اهمیت حیاتی دارد.
سناریوی جدید – که در اظهارات اخیر رهبران انصارالله بازتاب یافته – بازگشت به تقابل نظامی گسترده است. در این حالت، احتمال هدف قرار گرفتن زیرساختهای اقتصادی و انرژی در منطقه افزایش مییابد و دریای سرخ نیز میتواند به یکی از کانونهای تنش تبدیل شود.
سناریوهای پیش رو؛ صلح شکننده یا بازگشت به جنگ گسترده
با توجه به وضعیت کنونی، آینده بحران یمن در برابر چند سناریوی اصلی قرار دارد. نخستین سناریو احیای مذاکرات و اجرای تدریجی نقشه راه سازمان ملل است؛ مسیری که میتواند به کاهش تدریجی محاصره اقتصادی و ایجاد سازوکارهای مشترک برای مدیریت درآمدهای نفتی منجر شود.
سناریوی دوم ادامه وضعیت فعلی است؛ یعنی حفظ یک آتشبس غیررسمی بدون دستیابی به توافق سیاسی جامع. این سناریو اگرچه از تشدید جنگ جلوگیری میکند، اما بحران اقتصادی و انسانی یمن را نیز حل نخواهد کرد.
سناریوی سوم – که در اظهارات اخیر رهبران انصارالله بازتاب یافته – بازگشت به تقابل نظامی گسترده است. در این حالت، احتمال هدف قرار گرفتن زیرساختهای اقتصادی و انرژی در منطقه افزایش مییابد و دریای سرخ نیز میتواند به یکی از کانونهای تنش تبدیل شود.
در نهایت، بسیاری از ناظران معتقدند که آینده یمن بیش از هر چیز به تصمیمات سیاسی بازیگران منطقهای وابسته است. اگر عربستان و انصارالله بتوانند بر سر مسائل اقتصادی و امنیتی به توافق برسند، امکان پایان دادن به یکی از طولانیترین جنگهای معاصر خاورمیانه وجود خواهد داشت. در غیر این صورت، تهدید «شکستن محاصره» ممکن است به فصل تازهای از درگیری در یمن تبدیل شود؛ فصلی که پیامدهای آن نهتنها برای این کشور، بلکه برای کل منطقه قابل توجه خواهد بود.





نظر شما