به گزارش بازار، ترامپ با شروع این جنگ مرتکب اشتباهی وحشتناک شد و آن را به شکلی بیپروا و در نافرمانی آشکار از قانون به پیش برد. نتیجه این جنگ برای آمریکا نه پیروزی، بلکه تضعیف نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی بوده است. ایالات متحده اکنون از این جنگ ضعیفتر خارج شده و هزینههای راهبردی آن تا سالها باقی خواهد ماند. این یک شکست تحقیرآمیز برای ترامپ و کشوری است که رهبری آن را برعهده دارد.
ترامپ از ابتدای جنگ وعدههای بزرگی داد: پیروزی کامل و تمامعیار، تسلیم بیقید و شرط ایران، تغییر حکومت در تهران، ممنوعیت کامل غنیسازی اورانیوم و حذف تمام مواد هستهای ایران. اما هیچکدام از این وعدهها محقق نشد. دولت ایران همچنان پابرجاست، جزئیات توافق هستهای به مذاکرات آینده موکول شده و به نظر میرسد شرایط نهایی شبیه توافق سال ۲۰۱۵ اوباما باشد، همان توافقی که ترامپ آن را بدترین توافق تاریخ خوانده بود. جنگ ویرانگر او در نهایت او را به توافقی رساند که دقیقا مشابه همان چیزی است که سالها به آن حمله میکرد.
بزرگترین دستاورد ترامپ در این چارچوب آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز است که قیمت انرژی را کاهش خواهد داد. اما این صرفا بازگشت به وضعیت قبل از جنگ است. ایران تنگه هرمز را در تلافی حملات بست تا به اقتصاد جهانی آسیب بزند و بر آمریکا فشار آورد؛ این حرکت کاملا موفقیت آمیز بود. رهبران ایران اکنون میدانند که یک سلاح اقتصادی قدرتمند در اختیار دارند و در صورت نیاز، میتوانند دوباره از آن استفاده کنند. این درس تلخی است که ترامپ به دشمنانش آموخته است.
در مجموع، ایران برنده راهبردی این جنگ چهار ماهه است. اگرچه خسارات سنگینی متحمل شد، از جمله نابودی بخشی از نیروی دریایی، نیروی هوایی، ظرفیت صنعتی-نظامی و کشته شدن رهبر عالی خود در روز اول جنگ، اما حکومت همچنان پابرجاست و اکنون میتواند بازسازی را آغاز کند. ایران نشان داد که میتواند از امواج حملات دو دشمن بزرگ خود جان سالم به در برد و هیچگاه مجبور به کنار گذاشتن جاه طلبیهای هستهای خود نشد. این دستاوردی است که هیچ بمبارانی نتوانست آن را از ایران بگیرد.
در مقابل، آمریکا در چشم جهان ضعیفتر از همیشه به نظر میرسد. ارتش آمریکا با وجود مصرف انبوه موشکهای دوربرد و رهگیرهای خود، نتوانست حریفی بسیار کوچکتر را در هم بکوبد. این ناتوانی، قدرت بازدارندگی آمریکا را در برابر سایر دشمنان بالقوه تضعیف کرده است. برای ترمیم این آسیب، آمریکا به ترمیم اتحادهای فرسوده خود در اروپا، خاورمیانه و آسیا نیاز دارد و پنتاگون باید خود را برای جنگهای آینده مدرن سازی کند. اما بعید است که هیچکدام از اینها در دوران ریاست جمهوری ترامپ رخ دهد.
قبل از شروع جنگ در ۲۸ فوریه، ایران در وضعیت بسیار متفاوتی قرار داشت. اما جنگ به ایران اهرم فشاری داد که در ابتدای سال نداشت: بقا در برابر حملات، حفظ جاهطلبیهای هستهای و کشف اینکه جهان حاضر به استفاده از زور نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز نیست. ترامپ در هر مرحله از برنامهریزی دقیق اجتناب کرد. او ارزیابی خوشبینانه نتانیاهو را پذیرفت که پیشبینی کرده بود حکومت به سرعت سقوط میکند، نظرات مشاورانی که این پیشبینی را مضحک میدانستند نادیده گرفت، از قانون اساسی سرپیچی کرد و مجوز کنگره را نگرفت، به متحدان مخالف جنگ گوش نداد، برای بسته شدن تنگه هرمز برنامهای نداشت و با تهدید به نابودی تمدن ایران، اعتبار اخلاقی آمریکا را کاهش داد.
نتیجه نهایی اینکه ترامپ با چارچوب صلحی موافقت کرده که تمام جهان میداند شکستی برای اوست. این شکست فقط برای ترامپ نیست؛ برای آمریکا هم یک عقب نشینی بزرگ محسوب میشود. ایران از این جنگ با اهرم فشاری قدرتمندتر خارج شده و درسهای مهمی درباره نقاط ضعف آمریکا آموخته است. تاریخ نشان خواهد داد که این جنگ، به جای پیروزی وعده داده شده، نقطه عطفی برای تضعیف جایگاه آمریکا در جهان بود.





نظر شما