بازار؛ گروه استانها؛ الهام قنبری: امنیت انرژی بار دیگر به خط مقدم دغدغههای دولتها، صنایع و حتی افکار عمومی بازگشته است. جنگها، تحریمها، شوکهای قیمتی، بحرانهای اقلیمی و شکنندگی زنجیرههای تأمین نشان دادهاند که تصور «دسترسی همیشگی، ارزان و مطمئن به انرژی» دیگر یک فرض بدیهی نیست. در چنین فضایی، بسیاری از سیاستگذاران نسخه آماده را در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر میبینند؛ اما تجربه سالهای اخیر بهوضوح نشان میدهد که گذار انرژی، اگر بدون نگاه سیستمی و بلندمدت طراحی شود، میتواند خود به منبع جدیدی از ناامنی تبدیل شود. درست در همین نقطه است که «اقتصاد چرخشی» از حاشیه مباحث محیطزیستی خارج میشود و به یک ابزار راهبردی برای امنیت انرژی بدل میشود.
اقتصاد چرخشی برخلاف تصور رایج، صرفاً به بازیافت زباله یا کاهش پسماند محدود نیست. این مفهوم، یک بازطراحی بنیادین در منطق تولید و مصرف است؛ منطقی که میگوید منابع باید تا حد امکان در چرخه بمانند، ارزش از اتلاف خلق شود و وابستگی به ورودیهای جدید به حداقل برسد. وقتی این منطق وارد بخش انرژی میشود، پیامدهای آن بسیار فراتر از کاهش انتشار کربن است. اقتصاد چرخشی میتواند بهطور مستقیم تابآوری سیستمهای انرژی را افزایش دهد و ریسکهای ژئوپلیتیک و اقتصادی را کاهش دهد.
در سالهای اخیر، شواهد علمی و تجربی بهتدریج این ادعا را تقویت کردهاند. پژوهشهای جدید نشان میدهند کشورهایی که در کنار توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، به شاخصهای اقتصاد چرخشی مانند استفاده مجدد از مواد، نوآوری در بازیافت تجهیزات انرژی و سرمایهگذاری در زیرساختهای لجستیکی توجه کردهاند، آسیبپذیری کمتری در برابر شوکهای انرژی داشتهاند. به بیان دیگر، امنیت انرژی فقط به «تولید بیشتر» وابسته نیست، بلکه به «مدیریت هوشمند منابع» گره خورده است.
انرژیهای تجدیدپذیر بدون اقتصاد چرخشی میتوانند به یک چالش تبدیل شوند چراکه پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی و باتریها، همگی به مواد خاص و اغلب وارداتی وابستهاند اگر برای پایانعمر این تجهیزات برنامهای وجود نداشته باشد، چند سال بعد با انبوهی از پسماندهای پرهزینه و کمبود مواد بحرانی مواجه خواهیم شد
نکته کلیدی اینجاست: انرژیهای تجدیدپذیر خود نیز بدون اقتصاد چرخشی میتوانند به یک چالش تبدیل شوند. پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی و باتریها، همگی به مواد خاص و اغلب وارداتی وابستهاند. اگر برای پایانعمر این تجهیزات برنامهای وجود نداشته باشد، چند سال بعد با انبوهی از پسماندهای پرهزینه و کمبود مواد بحرانی مواجه خواهیم شد؛ وضعیتی که نهتنها مزیت زیستمحیطی را زیر سؤال میبرد، بلکه امنیت انرژی را نیز تضعیف میکند. اقتصاد چرخشی دقیقاً در همین نقطه وارد عمل میشود: بازیافت پیشرفته، بازطراحی تجهیزات برای استفاده مجدد و ایجاد بازارهای ثانویه مواد، میتواند این ریسک را مهار کند.
با این حال، واقعیت میدانی نشان میدهد که فاصله قابل توجهی میان «گفتمان رسمی» و «اقدام واقعی» وجود دارد. بسیاری از دولتها و شرکتها در اسناد راهبردی خود از اقتصاد چرخشی، کربنزدایی و پایداری سخن میگویند، اما وقتی به سطح اجرا میرسیم، تصویر چندان درخشان نیست. گزارشهای پایداری در بخش انرژی اغلب پر از شعارها و اهداف کلی هستند، اما کمتر میتوان در آنها شاخصهای دقیق، دادههای قابل راستیآزمایی و توضیح روشن درباره اثر واقعی این اقدامات بر امنیت انرژی یافت. این شکاف، یکی از مهمترین موانع تبدیل اقتصاد چرخشی به یک ابزار عملیاتی است.
بدون سنجههای شفاف، اقتصاد چرخشی به یک مفهوم تزئینی بدل میشود
در واقع، بدون سنجههای شفاف و الزامآور، اقتصاد چرخشی به یک مفهوم تزئینی تبدیل میشود؛ مفهومی که در سخنرانیها و گزارشها حضور دارد، اما در تصمیمهای سرمایهگذاری و طراحی زنجیره ارزش غایب است. این در حالی است که امنیت انرژی دقیقاً به همین تصمیمهای ملموس وابسته است: اینکه چه فناوریهایی حمایت میشوند، چگونه زنجیره تأمین مدیریت میشود و چه میزان از منابع در داخل چرخه باقی میمانند.
از منظر سیاستگذاری، پیام روشن است. اگر امنیت انرژی بهعنوان یک اولویت ملی و منطقهای در نظر گرفته میشود، اقتصاد چرخشی باید به بخشی جداییناپذیر از سیاست انرژی تبدیل شود، نه یک پیوست اختیاری. این به معنای بازنگری در نظام مشوقها، مقررات و استانداردهاست. حمایت مالی از نوآوریهای چرخشی، الزام به طراحی قابل بازیافت تجهیزات انرژی، و ایجاد چارچوبهای گزارشدهی دقیق و قابل ممیزی، از جمله اقداماتی است که میتواند این رویکرد را از سطح شعار به سطح عمل برساند.
در این میان، نقش بخش خصوصی نیز تعیینکننده است. شرکتهای انرژی، اگر واقعاً به دنبال کاهش ریسکهای بلندمدت و افزایش تابآوری خود هستند، باید اقتصاد چرخشی را وارد هسته مدل کسبوکارشان کنند. این یعنی سرمایهگذاری در فناوریهای بازیافت، همکاری با تأمینکنندگان برای بهبود طراحی محصولات، و پذیرش شفافیت در گزارشدهی عملکرد. تجربه نشان داده است که شرکتهایی که زودتر به این مسیر وارد میشوند، نهتنها از منظر زیستمحیطی، بلکه از نظر اقتصادی و رقابتی نیز مزیت بهدست میآورند.
گذار انرژی و اقتصاد چرخشی، بدون توجه به اشتغال، مهارتآموزی و پذیرش عمومی، محکوم به شکست است در حالیکه اقتصاد چرخشی میتواند پلی میان امنیت انرژی، توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی باشد
بعد اجتماعی ماجرا نیز نباید نادیده گرفته شود. گذار انرژی و اقتصاد چرخشی، بدون توجه به اشتغال، مهارتآموزی و پذیرش عمومی، محکوم به شکست است. توسعه صنایع بازیافت، بازتولید و تعمیر میتواند فرصتهای شغلی جدیدی ایجاد کند و همزمان فشارهای اجتماعی ناشی از تغییرات ساختاری را کاهش دهد. به این ترتیب، اقتصاد چرخشی میتواند پلی میان امنیت انرژی، توسعه اقتصادی و عدالت اجتماعی باشد.
در نهایت، باید پذیرفت که جهان وارد دورهای از عدم قطعیت مزمن شده است. در چنین جهانی، امنیت انرژی دیگر با انبار کردن سوخت یا امضای قراردادهای کوتاهمدت تضمین نمیشود. آنچه میتواند کشورها و صنایع را در برابر شوکها مقاوم کند، توانایی آنها در مدیریت منابع، کاهش اتلاف و خلق ارزش از آن چیزی است که پیشتر «پسماند» تلقی میشد. اقتصاد چرخشی، اگر درست فهم و اجرا شود، دقیقاً همین توانایی را فراهم میکند.
شاید زمان آن رسیده باشد که اقتصاد چرخشی را نه یک انتخاب لوکس برای روزهای آرام، بلکه یک سلاح راهبردی برای دوران بحران بدانیم. سلاحی که میتواند امنیت انرژی را از یک مفهوم شکننده و وابسته، به یک مزیت پایدار و درونزا تبدیل کند.





نظر شما