سید محمدرضا موسوی؛ بازار: سالها بود که نبض بازار سرمایه با چند نماد بزرگ، بهویژه «خودرو»، تنظیم میشد. کافی بود این نماد در صف خرید یا فروش قرار گیرد تا موجی از هیجان سراسر بازار را فرا بگیرد و جهت معاملات بسیاری از سهمها را تعیین کند، اما امروز به نظر میرسد این معادله تاریخی در حال تغییر است.
بازار سرمایه پس از تجربه تلخ سال ۱۳۹۹، اردیبهشت سیاه ۱۴۰۲ و همچنین شوکهای سیاسی و اقتصادی سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، بخش قابل توجهی از سرمایهگذاران خرد را از دست داد و تنها سهامداران حرفهای و صبور در میدان باقی ماندند، همین موضوع باعث شد نگاه فعالان بازار از هیجانهای مقطعی به سمت متغیرهای بنیادی و سودآوری شرکتها تغییر کند.
در دو سال اخیر، بسیاری از نمادها و صنایع بدون توجه به لیدرهای سنتی بازار مسیر خود را طی کردهاند، سهام شرکتهایی از گروههای سیمانی، پتروشیمی، فلزی، غذایی و فناوری اطلاعات توانستهاند بازدهیهایی فراتر از نمادهای شاخصساز ثبت کنند؛ بازدهیهایی که بیش از هر چیز بر پایه رشد سودآوری شکل گرفته است.
اوج این بلوغ را میتوان در معاملات پس از جنگ مشاهده کرد؛ جایی که نمادهای دارای نسبت قیمت به سود آیندهنگر بسیار پایین، با استقبال گسترده سرمایهگذاران مواجه شدند، بیآنکه توجهی به رفتار نمادهای سنتی و شاخصساز داشته باشند. بررسی صفهای خرید قدرتمند بازار نیز نشان میدهد که پشتوانه اصلی آنها نه شایعات و پروژهسازی، بلکه گزارشهای مالی قوی فصلی، سالانه و ماهانه بوده است.
واقعیت این است که نقدینگی امروز بیش از هر زمان دیگری به دنبال سودآوری است، سرمایهها به سمت شرکتهایی حرکت میکنند که چشمانداز رشد سود در سال ۱۴۰۵ را پیش روی خود دارند؛ شرکتهایی که ارزش آنها نه با هیجان بازار، بلکه با عملکرد عملیاتی و مالیشان تعیین میشود.
در این میان، برخی هنوز از رشد بورس پس از جنگ شگفتزدهاند و آن را به حمایتهای دستوری نسبت میدهند، اما نگاهی به متغیرهای بنیادی تصویر متفاوتی ارائه میکند. بورس ایران در سال ۱۴۰۴ فاصله معناداری با نرخ تورم و رشد دلار پیدا کرد و عملاً از این متغیرها عقب ماند. از سوی دیگر، جهش تورم و افزایش ارزش داراییهای شرکتها، در کنار رشد قابل توجه فروش بنگاهها، زمینه لازم برای بازنگری در ارزش سهام را فراهم کرد.
عامل مهم دیگری که به کمک بازار آمد، حذف ارز ترجیحی و افزایش نرخ تسعیر درآمد شرکتها بود؛ اتفاقی که باعث شد درآمدهای دلاری بسیاری از بنگاهها با نرخهای بهمراتب بالاتری در صورتهای مالی منعکس شود و سودآوری آنها جهشی محسوس را تجربه کند.
به نظر میرسد بورس تهران در حال ورود به مرحلهای جدید است؛ مرحلهای که در آن سودآوری، جایگاه لیدرهای سنتی را به چالش کشیده و معیار اصلی ارزشگذاری سهام شده است. در چنین بازاری، برندگان آینده نه لزوماً بزرگترین نمادها، بلکه سودآورترین شرکتها خواهند بود.





نظر شما