بازار؛ گروه آب و انرژی: مسعود پزشکیان رییس جمهوری مدعی است که سالانه ۱۲۷ میلیارد دلار یارانه پنهان انرژی در ایران پرداخت می شود. رقمی که بخش عمده آن ناشی از شکاف میان قیمت داخلی حاملها و قیمتهای مرجع بینالمللی است. این سیاست که طی دههها استمرار یافته، آثار عمیقی بر بودجه دولت، تخصیص منابع و توزیع درآمد داشته است. در حالی که قوانین بالادستی بر اصلاح تدریجی قیمتها تأکید دارند، روند اجرای این اصلاحات با چالشهای جدی روبهرو بوده و بار مالی سنگینی بر اقتصاد تحمیل کرده است. در این میان برخی از کارشناسان مدعی اند که دولت ها حاضر نیستند عواقب اجتماعی این جراحی اقتصاد را به جان بخرند و همین مساله باعث ادامه اجرای این سیاست اشتباه در طول سال های گذشته شده است.
نصرت الله سیفی رییس اسبق سازمان بهینه سازی که ریشه بسیاری از مشکلات امروز را در اقتصاد ناکارآمد انرژی و قیمت ها می داند، می گوید یارانه انرژی آونتاژ دولت ها به ملت هاست که البته نماد پوولیستی است.
او که معتقد است قیمت های موجود نمی تواند پایدار باشد، در ادامه می افزاید: بسیاری از مردم حتی نمیدانند ماهانه چقدر برای گاز پرداخت میکنند. چنین قیمت هایی این پیام را به مردم می دهد که انرژی بیارزش است، در چنین شرایطی درخواست بهینهسازی یک حرفِ بیمعنا محسوب می شود.
به گفته سیفی، در ۲۵ سال گذشته تنها ۴۰ درصد سیاستهای انرژی محقق شده و در حوزه بهینهسازی این رقم فقط ۱۷ درصد است؛ که به معنای مردودی کامل در دو دهه گذشته است.
بخش دوم گفتگو با نصرت الله سیفی رییس اسبق سازمان بهینه سازی را در ادامه می خوانید:
اما بسیاری بر این باورند که غیر واقعی بودن قیمت ها، مصرف انرژی را تا این اندازه افزایش داده است. سوال این است که اگر اقتصاد انرژی اصلاح شده بود بازهم ما امروز ناچار به واردات انرژی بودیم.؟
به نظر من اصلاح اقتصاد انرژی در رودرواسی بین دولتملت قرار گرفته است، شاید هم یارانه انرژی را بتوان آونتاژ دولت ها به ملت ها دانست که البته نماد پوولیستی است.
البته این مساله در ماده ۱۲ قانون رفع موانع تولید حل شده بود. همچنین بر اساس بند «ق» بودجه ۹۳ قرار بود که از محل صرفه جویی سوخت سرمایه و سود آن به سرمایه گذاران بازگردد. در نتیجه طرح های مربوط به بهینه سازی اگر به درستی اجرایی می شد، توجیه پذیر بوده و به طور حتم نیازی نبوده که لزوماً قیمت انرژی را برای مردم افزایش دهند. دولت خود می توانست منابع حاصل برای کنترل مصرف را با اجرای طرح هایی از این دست تامین کند.
پایین بودن قیمت انرژی تنها معضل ما نیست. به باور من حتی اگر اقتصاد انرژی در ایران اصلاح شده و قیمت ها افزایش یابد، مادامی که اکو سیستم اقتصادی کشور اصلاح نکنیم، مشکلات ما نیز حل نخواهد شد
یعنی به باور شما قیمت انرژی در ایران منطقی است؟
منظور من این نیست؛ بدون شک قیمت نسبی سوخت های فسیلی در سبد اقلام مصرفی خانوار به شدت پایین است. به عنوان مثال نسبت قیمت انرژی به بهای پوشاک، خوراک به صورت غیرعادی پایین بوده و این قیمت ها باید اصلاح شود. اما پایین بودن قیمت انرژی تنها معضل ما نیست. به باور من حتی اگر اقتصاد انرژی در ایران اصلاح شده و قیمت ها افزایش یابد، مادامی که اکو سیستم اقتصادی کشور اصلاح نکنیم، مشکلات ما نیز حل نخواهد شد.
با توجه به شرایط حاکم بر اقتصاد به نظر شما قیمت انرژی تا چه اندازه باید رشد کند؟
همگی به خوبی می دانیم که قیمت واقعی سوختی همچون بنزین لیتری ۷۰ الی ۸۰ هزار تومان است. اما مساله اینجاست که بهای انرژی باید هضم پذیر بوده و مردم امکان خرید داشته باشند.
سوال اینجاست که آیا مردم توان پرداخت ۷۰ الی ۸۰ هزار تومان برای یک لیتر بنزین را دارند.؟ اقتصاددان ها بر این باورند که چنین قدرت مالی در مردم وجود ندارد. اما اینکه تا چه اندازه امکان رشد قیمت حامل های انرژی هم وجود دارد را هم باید اقتصاد دان ها پاسخ گو باشند.
ولی به طور قطع قیمت های فعلی قیمت پایداری نبوده و نیست و این قیمت ها نمی تواند دوام زیادی داشته باشد؛ این یک واقعیت اقتصادی است. بدون شک بهرهوری زمانی معنی دارد که یک کالا برای مصرفکننده ارزش داشته باشد. وقتی در زمستان ۸۰درصد گاز کشور در بخش خانگی مصرف میشود و قیمت آن در عمل نزدیک به صفر است، چگونه میتوان از مردم توقع داشت مصرف خود را اصلاح کنند؟ مردم حتی نمیدانند ماهانه چقدر برای گاز پرداخت میکنند. وقتی پیام قیمت این است که انرژی بیارزش است، درخواست بهینهسازی تبدیل به یک حرفِ بیمعنا میشود.
باید ابتدا زیرساخت های لازم برای مدیریت مصرف را برای مردم ایجاد کنیم؛ خودروهای کم مصرف در کشور تولید شود یا امکان واردات آن با قیمت های واقعی و مقرون به صرفه فراهم شود، از طرفی دولت موظف به توسعه شبکه حمل و نقل عمومی و استانداردسازی ساختمان سازی است. جدای از این باید مردم به تجهیزات روز و کم مصرف را داشته باشند. اگر این اقدامات انجام شود، قیمت ها را هم می توانیم هضم پذیرتر کنیم
اما با توجه به کاهش قدرت مالی خانوارها در طول سال های گذشته چطور می توان هضم پذیری قیمت انرژی را افزایش داد.؟
باید ابتدا زیرساخت های لازم برای مدیریت مصرف را برای مردم ایجاد کنیم. به عنوان مثال خودروهای کم مصرف در کشور تولید شود یا امکان واردات آن با قیمت های واقعی و مقرون به صرفه فراهم شود، از طرفی دولت موظف به توسعه شبکه حمل و نقل عمومی و استانداردسازی ساختمان سازی است. جدای از این باید مردم به تجهیزات روز و کم مصرف را داشته باشند. اگر این اقدامات انجام شود، قیمت ها را هم می توانیم هضم پذیرتر کنیم.
*همانطور که اشاره شد پیشتر سه نهاد در این حوزه فعال بودند؛ سازمان بهینهسازی مصرف سوخت در وزارت نفت، سازمان بهرهوری انرژی در وزارت نیرو، و سازمان ملی بهرهوری در زیرمجموعه سازمان برنامه. اما این سازمانها به دلیل وابستگی به وزارتخانهها نتوانستند همافزایی لازم را داشته باشند. سازمان جدیدی که اکنون ذیل ریاستجمهوری تشکیل شده است. با تشکیل این سازمان فکر می کنید که شدت مصرف انرژی در کشور کنترل شود؟
من فکر می کنم که تا حالا اعتقادی به مدیریت مصرف نبوده که اقدام خاصی انجام نشده است. باید مدل های اقتصادی حاکم در بهینه سازی درست شود و سازمان های مسئول در آن از محل صرفه جویی نفع ببرند. به عنوان مثال ساتبا می تواند بودجش از محل صرفه جویی تامین شود. کما اینکه در برخی از مفاد قانونی مثال ماده ۲۶ اصلاح الگوی مصرف دال بر این بود که بخشی از درآمد حاصل از صرفه جویی و جرایم ناشی از به شرکت بهینه سازی مصرف سوخت باید شود، البته همانطور که اشاره کردم قوانین را اجرایی نکردیم.
*برابر اخبار منتشرشده دولت با شکلدهی سازمان بهینهسازی انرژی به دنبال تغییر سیاستگذاری قیمتی و اصلاح قیمت انرژی است.
آقای رئیسجمهور گفته است که دولت باید دست از قیمتگذاری دستوری بردارد. سازمان بهینهسازی انرژی هم قرار است اصلاح سیاستها و بازارهای حوزه انرژی را تدوین و اجرا کند. اما به نظر من این شعارها عملی نخواهد شد.
مشکل ما یک ساختمان تازه یا یک عنوان جدید برای بهینه سازی نیست. حتی مساله این نیست که چه کسانی به آن ساختمان منتقل شوند. اگر همان نگاهها، همان روشها و همان الگوهای حکمرانی دوباره در قالب جدید تکرار شود نه تنها مشکلی حل نمیشود بلکه بر ابعاد آن نیز افزوده خواهد شد
مشکل ما یک ساختمان تازه یا یک عنوان جدید نیست. حتی مساله این نیست که چه کسانی به آن ساختمان منتقل شوند. اگر همان نگاهها، همان روشها و همان الگوهای حکمرانی دوباره در قالب جدید تکرار شود نه تنها مشکلی حل نمیشود بلکه بر ابعاد آن نیز افزوده خواهد شد.
*به نظر شما میزان موفقیت طرح ها و سیاست های مربوط به حوزه بهینه سازی چقدر بوده است؟
بررسی عملکرد ۲۵ سال گذشته نشان میدهد تنها ۴۰ درصد سیاستهای انرژی محقق شده و در حوزه بهینهسازی این رقم فقط ۱۷ درصد است؛ که با ارفاق به معنای مردودی کامل در دو دهه گذشته است.





نظر شما