سمیه شوریابی؛ بازار: در شرایطی که بازار سرمایه در آستانه بازگشایی پس از یک دوره تنش یا درگیری نظامی قرار دارد، پرسش اصلی فعالان اقتصادی این است که بورس چه مسیری را در پیش خواهد گرفت. تجربههای تاریخی نشان میدهد پیشبینی رفتار بازار پس از جنگ، همواره با سطح بالایی از عدم قطعیت همراه است؛ چرا که بازارها بیش از هر چیز بر پایه «انتظارات» حرکت میکنند و جنگ، مهمترین عامل تخریب یا دگرگونی این انتظارات است.
دکتر احمد غضنفری هرندی، کارشناس و تحلیلگر برجسته بازارهای مالی، با اشاره به شرایط خاص اقتصاد در دوران پساتنش، معتقد است میتوان آینده بازار سرمایه را در قالب سه سناریوی محتمل بررسی کرد؛
۱. سناریوی بازسازی و جهش رشد
به گفته این تحلیلگر، چنانچه تنشهای نظامی به صلح پایدار و ثبات سیاسی منجر شود، بازار سرمایه معمولاً با یک «رالی صعودی قدرتمند» مواجه خواهد شد.
وی در تشریح این سناریو میگوید: در دوره بازسازی، دولتها برای جبران خسارات و احیای زیرساختهای آسیبدیده به منابع مالی گسترده نیاز دارند، این تأمین مالی میتواند از مسیر انتشار اوراق قرضه، جذب سرمایه داخلی و حتی ورود سرمایهگذاران خارجی انجام شود، چنین روندی موتور محرک صنایع بزرگ و پروژهمحور خواهد بود.
غضنفری هرندی همچنین بر بازگشت اعتماد سرمایهگذاران تأکید میکند و میافزاید: با کاهش ابهامات سیاسی، سرمایهها از داراییهای امن نظیر طلا و ارز خارج شده و به سمت بازارهای مولد و پربازده همچون بورس حرکت میکنند، این تغییر جهت نقدینگی میتواند موجی از تقاضای مؤثر در بازار سهام ایجاد نماید، از منظر بخشی نیز صنایع پایه، ساختوساز، انرژی، حملونقل و فناوری، به دلیل نیاز گسترده به نوسازی و توسعه، بیشترین ظرفیت رشد را در این سناریو خواهند داشت.
۲. سناریوی رکود تورمی و فشار مضاعف بر بازار
در مقابل، اگر جنگ با تشدید تحریمها، تخریب عمیق زیرساختهای اقتصادی یا استمرار بیثباتی همراه باشد، بازار سرمایه با چالشهای جدی روبهرو خواهد شد، به گفته این کارشناس بازارهای مالی، در چنین شرایطی «فرار از ریسک» به رفتار غالب سرمایهگذاران تبدیل میشود، منابع مالی به سمت داراییهای سخت مانند طلا، ارز و مسکن حرکت میکند و بازار سهام با کمبود نقدینگی مواجه میشود.

وی توضیح میدهد: تورم شدید ناشی از جنگ، هزینههای تولید را افزایش میدهد، در حالی که قدرت خرید مصرفکننده کاهش مییابد، کما اینکه این شکاف، سودآوری شرکتها را تحت فشار قرار داده و در نهایت منجر به افت قیمت سهام میشود، همچنین در فضای جنگی، بخش قابل توجهی از نقدینگی در اختیار دولت برای تأمین هزینههای نظامی یا در اختیار خانوارها جهت حفظ ارزش داراییها قرار میگیرد، این موضوع ورود پول تازه به بازار سرمایه را دشوار کرده و ریسک رکود معاملاتی را افزایش میدهد.
۳. سناریوی تغییر ساختار و دگرگونی قواعد بازی
غضنفری هرندی سناریوی سومی را نیز محتمل میداند؛ سناریویی که در آن بازار سرمایه به وضعیت پیشین بازنمیگردد، بلکه «قواعد بازی» تغییر میکند، وی در این باره میگوید: در دوران پساجنگ، وزن صنایع در شاخص بازار دچار جابهجایی میشود. صنایعی که در دوران بحران نقش کلیدی ایفا کردهاند — از جمله صنایع دفاعی، دارویی، غذایی و انرژی — جایگاه پررنگتری پیدا میکنند، در حالی که صنایع وابسته به واردات گسترده یا کالاهای لوکس ممکن است با افت سهم و سودآوری مواجه شوند.
از نگاه این تحلیلگر، شرکتهایی که زنجیره تأمین داخلی قدرتمند دارند و وابستگی کمتری به فناوری یا مواد اولیه خارجی دارند، در چارچوب یک اقتصاد مقاومتر، برندگان اصلی خواهند بود، چنین تغییری میتواند ترکیب برندگان و بازندگان بازار سرمایه را به طور اساسی دگرگون نماید.
جمعبندی
دکتر احمد غضنفری هرندی تأکید میکند که مسیر آتی بورس بیش از هر چیز به کیفیت پایان تنشها، نحوه مدیریت اقتصادی دولت و سرعت بازگشت اعتماد عمومی وابسته است.
به گفته وی، بازار سرمایه در دوران پساتنش میتواند هم به سکوی جهش اقتصادی تبدیل شود و هم به آینهای از رکود و بیثباتی؛ آنچه تعیینکننده خواهد بود، «چشمانداز ثبات و سیاستگذاری هوشمندانه» است، در نهایت سرمایهگذاران برای تصمیمگیری در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحلیل سناریومحور، مدیریت ریسک و پرهیز از رفتارهای هیجانی خواهند بود.





نظر شما