سمیه شوریابی؛ بازار: فردین آقابزرگی، کارشناس و مدیرعامل سبدگردان نیکان، در تحلیلی عمیق، ریشههای اقتصادی تنشهای اخیر در منطقه خلیج فارس را واکاوی کرده و فرضیهای مبنی بر تلاش آمریکا برای مهار رشد اقتصادی چین را مطرح میکند.
وی میگوید: در حالی که تنشهای ژئوپلیتیک و بیثباتیهای سیاسی و منطقهای به طور طبیعی بر تمامی بازارها، از جمله بازارهای کامودیتی، نفت و طلا سایه افکنده است، تحلیل عمیقتر این وقایع، به ویژه در منطقه خلیج فارس، پرده از اهداف پیچیدهتر اقتصادی برمیدارد. به نظر میرسد در پس پرده این مناقشات، استراتژی کلانتری برای هدایت جریانهای اقتصادی جهانی، به ویژه در قبال رشد فزاینده چین، در جریان باشد.
مدیرعامل سبدگردان نیکان، با اشاره به کشمکشهای اخیر در منطقه خلیج فارس با حضور ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس، آمریکا و اخیراً کشورهای اروپایی، تأکید میکند که بیشترین آثار مخرب این تنشها ابتدا متوجه کشورهای چین و هند است؛ دو قدرت اقتصادی نوظهوری که اخیراً با قوت تمام، در قالب اتحادیه «بریکس»، پیگیر ایجاد واحد پولی مستقل از دلار و یورو به عنوان مبنای مبادلات خود بودهاند.
آقابزرگی با ارائه آماری تکاندهنده، بیان میکند که حدود ۴۵ درصد از نفت مورد نیاز هند از طریق خلیج فارس تأمین میشود. علاوه بر این، چین نیز یکی از بازیگران کلیدی در تلاش برای میانجیگری بین ایران و آمریکا بوده که این خود نشاندهنده عمق منافع این کشور در ثبات منطقه است.
فرضیه مهار چین
این کارشناس برجسته بازار سرمایه، فرضیهای را مطرح میکند که بر اساس آن، یکی از دلایل اصلی مخاصمات در خلیج فارس و خاورمیانه، خنثیسازی روند توسعه و پیشرفت چین است، او میگوید: طبق پیشبینیهای گذشته، چین تا سال ۲۰۳۰ قرار بود به رتبه اول اقتصاد دنیا دست یابد، اما با وقفه ایجاد شده در تأمین مواد اولیه، نفت و اختلال در زنجیره مبادلات بینالمللی با کشورهای حوزه خلیج فارس، نقشههای این کشور به طور محسوسی مخدوش شده است.

آقابزرگی معتقد است که آمریکا ممکن است از بهانههایی چون ایران و تنگه هرمز برای جلوگیری از رشد اقتصادی رقبای اصلی خود، به خصوص چین و در درجه بعدی اروپا، بهرهبرداری کند.
او این تحلیل را محتملترین سناریو دانسته و به اقدامات آمریکا در ونزوئلا، به عنوان اولین کشور دارای بیشترین ذخایر نفتی جهان، اشاره میکند؛ اقدامی که نشاندهنده اولویت آمریکا در کنترل ذخایر انرژی است.
تأثیر بر بازارهای جهانی و منافع آمریکا
این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه این استراتژی، هرچند با افزایش کوتاهمدت قیمت سوخت در داخل آمریکا همراه است، اما در بلندمدت به نفع اقتصاد این کشور تمام میشود، افزود: افزایش قیمت نفت برنت از حدود ۶۳ دلار به بالای ۱۰۶ دلار، که افزایشی ۷۰ تا ۸۰ درصدی را نشان میدهد، در حالی که باعث زیان اقتصادی چین و هند میشود، به نفع آمریکا است. فروش تسلیحات، مواد اولیه و حتی صادرات نفت با قیمتهای بالاتر، درآمدهای آمریکا را افزایش میدهد.
آقابزرگی همچنین در ادامه به تشدید فشارهای آمریکا بر مسیر عبور کشتیها، به خصوص کشتیهایی که از ایران به سمت شرق آسیا و چین میروند، اشاره کرده و گفت: این اقدامات، هرچند ممکن است از نگاه برخی به دلیل عدم دستیابی به اهداف نظامی آشکار، ناکارآمد به نظر برسد، اما در نهایت به نفع اقتصاد بلندمدت آمریکا عمل کرده و رابطه معکوس با منافع اقتصادی چین و هند دارد.
در نهایت، فردین آقابزرگی در یک جمعبندی خاطرنشان کرد: تنشهای اخیر در خلیج فارس، تنها یک مناقشه منطقهای نیست، بلکه بخشی از یک استراتژی نظامی-اقتصادی کلان آمریکا است که هدف اصلی آن گرفتن ضربه به رشد اقتصادی چین و ایجاد مشکلات عدیده برای اروپا است. این وضعیت، هرچند در کوتاهمدت قیمت کامودیتیها را تحت تاثیر قرار میدهد، اما در بلندمدت، بازیگران اصلی صحنه اقتصاد جهانی را دگرگون خواهد کرد، این تحلیل ابعاد پیچیده و چندلایهای تحولات ژئوپلیتیک را روشن ساخته و اهمیت درک روندهای اقتصادی پنهان در پس رویدادهای سیاسی را بیش از پیش نمایان میسازد.





نظر شما