بازار؛ گروه آب و انرژی: برآوردهای وزارت نفت و اتاق بازرگانی حاکی از این است که صنعت نفت به ۲۵۰ الی ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز دارد. البته این برآوردها پیش از جنگ اسراییل و آمریکا و خسارهای های وارده به صنایع نفتی، گاز و پتروشیمی بوده است. حالا میزان نیاز این صنعت حیاتی در اقتصادی ایران به طور قطع خیلی بیشتر از این حرف هاست. با این وجود اما سهم بازار سرمایه از تامین مالی پروژه های نفتی در بالادست بسیار پایین است. برخلاف تصور عموم کارشناسان انرژی می گویند که ای وزارت خود تمایلی به تامین مالی از این بازار نشان نمی دهد.
مدیر عامل سابق بورس انرژی می گوید: وزارت نفت عادت کرده که منابع مالی مورد نیاز خود را از صندوق توسعه ملی یا بانک مرکزی دریافت کند و نیازی به تامین مالی توسط بازار سرمایه نداشته است. دلیلش هم واضح است؛ او حاضر نیست قواعد شفاف و ضمانت ها و تعهدات بازار سرمایه را بپذیرد.
اما این تنها مشکل سرمایه گذاری در طرح های نفتی نیست چرا که قوانین دست و پاگیر و دخالت های دولت امکان ورود بخش خصوصی به این صنعت را هم گرفته است. نقوی در اینباره می افزاید: سرمایه گذار خصوصی که قرار است تامین مالی پروژه نفتی را انجام دهد انتظار دارد که اختیار دار نفت تولیدی بوده و اجازه فروش آن را هم داشته باشد. اما قوانین کشور و نوع حکمرانی وزارت نفت چنین اختیاری را به سرمایه گذار نمی دهد.
متن کامل گفتگو با علی نقوی کارشناس بازار انرژی و مدیرعامل سابق بورس انرژی را در ادامه می خوانید:
طی سال های گذشته ناترازی انرژی خسارت سنگینی را به واحدهای تولیدی وارد کرده است. در تابستان صنایع دچار قطعی برق در و زمستان با قطعی گاز دست و پنجه نرم می کنند. سوال اینجاست که اگر بورس انرژی کارکرد واقعی خود را داشت و بازارهای انرژی به درستی شکل گرفته بودند، امروز بازهم با کمبود سرمایه گذاری در حوزه بالادست نفت و گاز و این حجم از ناترازی در کشور مواجه بودیم؟
مساله در بورس انرژی نیست؛ ضمن اینکه این بازار با انتشار اوراق سلف و گواهی های سپرده نفت در تامین مالی بالادست اقدامات بزرگی انجام داده است. جالب است که بدانید در سال ۹۹ و ۱۴۰۰ حدود ۱۲ همت تامین مالی فقط برای بالادست نفت از طریق بورس انرژی انجام شد. در ۳ سال گذشته هم تامین مالی های خوبی در این حوزه انجام شده است.
دلیل اصلی نبود بی میلی سرمایه گذاران برای ورود به بالادست نبود توجیه اقتصادی لازم و البته ضمانت کافی برای منابع مالی آنهاست.
به هر ترتیب کسی که می خواهد سرمایه خود را وارد این حوزه کند یا کسی که می خواهد ابزارهای تامین مالی استفاده کند، انتظار منتفع شدن از منافع آن را هم دارد. به عنوان مثال سرمایه گذار خصوصی که قرار است تامین مالی پروژه نفتی را انجام دهد انتظار دارد که اختیار دار نفت تولیدی بوده و اجازه فروش آن را هم داشته باشد. اما قوانین کشور و نوع حکمرانی وزارت نفت چنین اختیاری را به سرمایه گذار نمی دهد. البته وزارت نفت می گوید مصوبات لازم برای تسهیل سرمایه گذاری اخذ شده و مکاتبات آن هم انجام شده اما وقتی پای عمل می رسد مدام مانع تراشی شده و سنگ اندازی می شود که در نهایت بخش خصوصی قید سرمایه گذاری در این حوزه را بزند.
با این اوصاف شما معتقدید که بسترهای لازم برای تامین مالی در بالا دست حوزه نفت و گاز در بورس وجود دارد. با این وجود چرا سرمایه گذاران همچنان به این حوزه ورود نمی کنند یا بهتر است بگویم کمتر ورود می کنند؟
مشکل نبود سرمایه گذار یا عدم استفاده از ابزارهای تامین مالی برای حوزه بالادست در وزارت نفت است نه بورس. بورس یک پلتفرم برای طراحی و معامله ابزارهای مالی در یک ساختار شفاف و قانونی است که در تمام دنیا از آن به خوبی استفاده می شود.
وزارت نفت به سرمایه گذار میدان نفتی می گوید که مدیریت و تصمیم گیری در مورد فروش و درآمد نفت حاصل از این سرمایه گذاری بر عهده خود او بوده و بخش خصوصی اجازه هیچ گونه دخل و تصرفی را در آن را ندارد. حتی مشخص نیست که وعده هایی که در مورد بازدهی می دهد تا چه اندازه ضمانت اجرایی دارد
به طور قطع تامین مالی در یک کشور زمانی شکل می گیرد که نرخ بهره منطقی باشد و بازدهی مناسبی برای سرمایه گذاری تعریف شده باشد. اما متاسفانه چنین امکاناتی در کشور ما فراهم نشده است. به عنوان مثال وزارت نفت به سرمایه گذار میدان نفتی می گوید که مدیریت و تصمیم گیری در مورد فروش و درآمد نفت حاصل از این سرمایه گذاری بر عهده خود او بوده و بخش خصوصی اجازه هیچ گونه دخل و تصرفی را در آن را ندارد. حتی مشخص نیست که وعده هایی که در مورد بازدهی می دهد تا چه اندازه ضمانت اجرایی دارد. در چنین شرایطی بخش خصوصی حاضر به ورود به این سرمایه گذاری نخواهد بود. چرا که سرمایه گذاری در این حوزه برای بخش خصوصی سود آور نیست.
خود وزارت نفت چرا از ابزارهای تامین مالی که در بورس تعریف شده برای سرمایه گذاری استفاده نمی کند؟
وزارت نفت عادت کرده که منابع مالی مورد نیاز خود را از صندوق توسعه ملی یا بانک مرکزی دریافت کند و نیازی به تامین مالی توسط بازار سرمایه نداشته است.
وزارت نفت حاضر نیست قواعد شفاف و ضمانت ها و تعهدات بازار سرمایه را بپذیرد. ترجیح او این است که از بانک یا صندوق توسعه پول ارزان بگیرد و در نهایت هم این پول ها را پس ندهد
دلیلش هم واضح است؛ او حاضر نیست قواعد شفاف و ضمانت ها و تعهدات بازار سرمایه را بپذیرد. ترجیح او این است که از بانک یا صندوق توسعه پول ارزان بگیرد و در نهایت هم این پول ها را پس ندهد. حتی یک بار به یکی از مدیران نفتی گفتم که اگر وزارت نفت به دنبال تامین مالی از بازار سرمایه است باید از برجی که در بالای آن قرار گرفته پایین بیاید. هر چند این سخن من خیلی به مذاق آن مدیر ارشد نفتی هم خوش نیامد اما واقعیت امروز این وزارتخانه همین است. بدون شک اگر به دنبال تغییر هستیم باید این ساختارها اصلاح شود و در غیر این صورت آینده تاریکی در انتظار اقتصاد ایران خواهد بود.





نظر شما