سهیلا روزبان؛ گروه آب و انرژی: «ایران با یک درصد جمعیت جهان، ۲.۲ درصد مصرف انرژی جهان را به خود اختصاص داده است.» این تنها یکی از گزاره های اعلامی از طرف مسئولین کشور است که نشان دهنده شدت بالای مصرف انرژی در ایران است. کشوری که خود دومین دارنده ذخایر هیدروکربوری است حالا با ناترازی شدید انرژی دست و پنجه نرم می کند. بر اساس آمار اعلامی ناترازی گاز به ۳۰۰ میلیون مترمکعب رسیده، کسری برق حدود ۲۴ هزار مگاوات تخمین زده می شود و دولت با کسری ۶ میلیارد دلاری واردات بنزین دست وپنجه نرم می کند.
برای مقابله با این بحران نسخه های متفاوتی پیچیده می شود. برخی از لزوم بهینه سازی و مدیریت مصرف سخن می گویند و برخی دیگر از حذف یا تعدیل یارانه های انرژی. بسیاری بر این باورند که واقعی شدن قیمت ها خود منجر به اصلاح مصرف انرژی خواهد شد. اما علی نقوی کارشناس بازار انرژی معتقد است که اصلاح اقتصاد انرژی مستلزم شکل گیری بازار انرژی است. اما مساله اینجاست وزارت نفت و صنایع متنفع از یارانه های انرژی تمایلی به شکل گیری این بازارها و ایجاد شفافیت در اقتصاد انرژی ندارد.
او که معتقد به بازنگری قوانین وزارت نفت است، گفته که متاسفانه مسئولین این وزارتخانه نمی خواهند از انحصار و قدرتی که طی سال های گذشته در اختیار داشته اند، دست بردارند.
متن کامل گفتگو با علی نقوی کارشناس بازار انرژی و مدیرعامل سابق بورس انرژی را در ادامه می خوانید:
حجم معاملات بازار انرژی افزایش یابد، باید قوانین وزارت نفت مورد بازنگری قرار گیرد. به نظر من همچنان یک نگاه قدیمی به ساختار بازار انرژی در وزارت نفت حاکم بوده و مسئولین این وزارتخانه نمی خواهند از انحصار و قدرتی که طی سال های گذشته در اختیار داشته اند، دست بردارند
*مقایسه ایران با بسیاری از کشورهای منطقه نشان می دهد که هنوز در بسیاری از بخش های بورس انرژی بلوغ لازم ایجاد نشده و این بازار نتوانسته به جایگاه واقعی خود در کشور ما دست یابد. دلیل این عقب ماندگی چیست؟
مساله اساسی این است که در کشور ما همواره انرژی به صورت حمایتی با تعرفه های یارانه ای در اختیار مصرف کنندگان قرار می گیرد. در چنین شرایطی نمی توان انتظار شکل گیری بازار انرژی به صورت واقعی، هدفمند و کارا را داشت. البته در چند سال گذشته با اصلاحاتی در ساختارها و مقررات شکل گرفت، شاهد شکل گیری بورس انرژی بودیم اما اگر می خواهیم حجم معاملات در این بازار افزایش یابد، باید قوانین وزارت نفت مورد بازنگری قرار گیرد. به نظر من همچنان یک نگاه قدیمی به ساختار بازار انرژی در وزارت نفت حاکم بوده و مسئولین این وزارتخانه نمی خواهند از انحصار و قدرتی که طی سال های گذشته در اختیار داشته اند، دست بردارند.
*دلیل این نگاه قدیمی در وزارت نفت چیست؟
سالهاست که در وزارت نفت (وزارت نیرو هم متولی تامین برق است اما خود این وزارتخانه نیز برای تامین سوخت نیروگاه ها وابسته به نفت است) به عنوان متولی اصلی تامین انرژی شاهد انحصار در تولید و توزیع هستیم. این انحصار سبب شده که آنها اجازه شکل گیری بازار رقابتی و افزایش تعداد عرضه کنندگان را ندهند. در واقع وزارت نفت به دنبال این است که مکانیزم تخصیص و تخفیف انرژی در اختیار خودش باشد و اینگونه قدرت خود را در اقتصاد حفظ کند. البته باید توجه داشت که داشتن چنین انحصاری و اصرار برای حفظ آن می تواند شبهه وجود فساد در این حوزه را هم ایجاد کند. دیر یا زود این دیدگاه باید در متولی اصلی تامین انرژی در کشور تغییر کرده و اجازه داده شود بازیگران حوزه تولید و توزیع انرژی در کشور افزایش یابد.
اما از آنجایی که نرخ حامل های انرژی در ایران بر اساس یک سازو کار یارانه ای قیمت گذاری می شود؛ سازو کار اقتصادی شفافی برای آن وجود نداشته است.
آیا ترس از دست دادن قدرت مانع اصلاحات ساختاری در وزارت نفت و قوانین حوزه انرژی شده است؟ یا اینکه آزاد سازی قیمت ها و حذف یارانه های انرژی در کشور مخالفان دیگری دارد؟
هر دو؛ وزارت نفت می خواهد قدرت خود را حفظ کرده و یکه تاز بازار انرژی ایران باشد. ازطرفی واقعی سازی و ایجاد بازار انرژی به صورتی که همه بازیگران اجازه ورود و فعالیت بدون دخالت دولت داشته باشند منافع عده ای را تهدید می کند.
سالهاست که در ایران فکر می کنیم توسعه در گرو ارزان فروشی انرژی است. همین یک استدلال برای اجرای سیاست های اشتباه در حوزه انرژی و یارانه پاشی بس است. به همین دلیل به محض اینکه صحبت از اصلاح قیمت انرژی می شود، صدای اعتراض صنایع هم بلند می شود
به هر حال درست یا اشتباه، سالهاست که در ایران فکر می کنیم توسعه در گرو ارزان فروشی انرژی است. همین یک استدلال برای اجرای سیاست های اشتباه در حوزه انرژی و یارانه پاشی بس است. اجرای این سیاست اشتباه اقتصاد ایران را در بستر بیماری مهلک قرار داده است. در این اقتصاد صنایع همان بیمارانی هستند که برای تسکین درد خود به مسکن های قوی نیاز دارند، اما خبری از درمان نیست. به همین دلیل به محض اینکه صحبت از اصلاح قیمت انرژی می شود، صدای اعتراض صنایع هم بلند می شود. در واقع آنها عادت کرده اند که در یک فضای غیر رقابتی به فعالیت پرداخته و هیچ گاه به دنبال مهندسی ارزش نبودند.
راه اندازی صنایع آب بر در شهرهای خشک و کم آب، تولید محصولات استوایی در مناطق سردسیر و ایجاد مجتمع های پتروشیمی در شهرهای دور از منابع تامین خوراک همگی به خوبی نشان می دهد که تامین انرژی سهم اندکی در هزینه تمام شده تولیدات ما داشته است. در غیر این صورت چرا باید میلیاردها مترمکعب گاز برای گرم کردن گلخانه ای در یک منطقه سردسیر هزینه کنیم که در نهایت یک محصول استوایی تولید کنیم یا به دنبال تولید یک محصول پتروشیمی با ارزش افزوده پایین اقتصادی در شمالی ترین نقطه کشور باشیم.
خیلی دردناک است که شدت بالای مصرف انرژی در ایران و استفاده از ابزارهای غیر بهره ور باعث شده که صاحبان صنایع به یکی از مخالفان اصلی شکل گیری بازار انرژی تبدیل شود. البته با شدت گرفتن ناترازی ها وقطعی های بالای برق، گاز و آب چند سالی است که صنایع به دنبال تامین پایدار انرژی رفته اند و سرمایه گذاری هایی هم در این حوزه ها انجام دادند. در واقع آنها به این باور رسیده اند تامین پایدار انرژی هزینه دارد و باید هر طور که شده این هزینه را بپردازند.
دو گروه عمده تمایلی به شفافیت ندارند. بخش اول خواهان این فضای غیر شفاف، مصرفکنندگان عمده انرژی هستند. برخی صنایع همچنان ذهنیتی مبتنی بر دریافت سهمیه داشته و تمایلی برای حضور در یک بازار رقابتی و شفاف از خود نشان نمیدهند. بخش دوم، بخشهایی از بدنه سنتی وزارت نفت و نیرو، بهویژه شرکت ملی نفت ایران. برخی افراد در این نهادها ترجیح میدهند متقاضیان انرژی مستقیم به آنها مراجعه کنند و سهمیهبندیها و تخصیصها به شیوهای غیرشفاف انجام شود
از سال ها پیش کارشناسان نسبت به وقوع ناترازی انرژی هشدار می دادند. چرا با این وجود بازهم اقدامی برای مقابله با ای ناترازی صورت نگرفت و توزیع انرژی در همین فضای غیر شفاف و یارانه ای ادامه پیدا کرده و سهم بورس به عنوان یک بستر شفاف از بازار انرژی و فرآورده های نفتی بسیار اندک است. دلیل اصرار به حفظ شرایط موجود چیست؟
در حوزه انرژی، دو گروه عمده تمایلی به شفافیت ندارند. همانطور که پیش از این نیز بدان اشاره کردم بخش اول خواهان این فضای غیر شفاف، مصرفکنندگان عمده انرژی هستند. برخی صنایع همچنان ذهنیتی مبتنی بر دریافت سهمیه داشته و تمایلی برای حضور در یک بازار رقابتی و شفاف از خود نشان نمیدهند. بخش دوم، بخشهایی از بدنه سنتی وزارت نفت و نیرو، بهویژه شرکت ملی نفت ایران. برخی افراد در این نهادها ترجیح میدهند متقاضیان انرژی مستقیم به آنها مراجعه کنند و سهمیهبندیها و تخصیصها به شیوهای غیرشفاف انجام شود. در نتیجه، آنها تمایلی ندارند که این فرایندها در بورس انجام شود. علاوه بر این، برخی از مالکان خصوصی حاملهای انرژی نیز رویکرد مشابهی دارند. در مجموع اینکه عرضه فراوردههای اصلی توسط شرکت های تابعه وزارت نفت با موانع بسیاری روبهروست. صاحبان پالایشگاههای کوچک و برخی صاحبان نیروگاهها که با قراردادهای دوجانبه خارج از بورس منافعی را جابهجا میکنند نیز همواره از شفافیت و عرضه در بورس فراری هستند.





نظر شما