سمیه شوریابی؛ بازار: علی حاتمی، کارشناس و فعال شناختهشده بازار سرمایه، در تحلیلی عمیق از وضعیت کنونی بورس تهران، تعطیلی ۶۰ روزه معاملات را نه تنها بازتابی از شوکهای اولیه ناشی از تنشهای نظامی، بلکه بحرانی مستقل و ناشی از فقدان سازوکارهای مدیریت بحران دانست.
وی با تأکید بر لزوم بازگشایی فوری بازار با نقشهای راه مشخص، نسبت به تخریب اعتماد سهامداران خرد به عنوان بزرگترین سرمایه بازار هشدار داد.
حاتمی در ابتدای این تحلیل به وضعیت بازار در آخرین روز معاملاتی پیش از تعطیلی اشاره کرد و گفت: آخرین روز معاملاتی بورس تهران پیش از تعطیلی، روز سیاه یا بحرانی نبود، بازار در کانالهای عادی خود حرکت میکرد، نقدشوندگی در نمادهای بزرگ و کوچک جریان داشت و شاخص کل در محدودهای متعادل نوسان میزد.
وی افزود: اما یک شبه، جنگ آغاز شد، تشدید ناگهانی تنشهای نظامی، معادلات را به هم ریخت و نهاد ناظر برای جلوگیری از ریزشهای هیجانی و فروش فوقالعاده، ناگزیر دکمه توقف را فشار داد.
این کارشناس بازار سرمایه، تصمیم به توقف معاملات در آن لحظه را «منطقی و قابل دفاع» توصیف کرد و گفت: هیچ بازار سرمایهای در جهان در برابر شوک نظامی ناگهانی بیواکنش نمیماند، اما آنچه یک اقدام کوتاهمدت و احتیاطی به نظر میرسید، به طولانیترین توقف معاملات در تاریخ بورس تهران تبدیل شد، ۶۰ روز گذشته و بازار همچنان در انجماد به سر میبرد. در این مدت، تنشهای نظامی تا حد زیادی فروکش کرده و سطح ریسک سیستماتیک کاهش یافته، اما معاملات هنوز بازگشایی نشده است. چرا؟
فقدان دستورالعمل مدیریت بحران؛ ریشه اصلی انجماد بازار
حاتمی، علت اصلی این وضعیت را «نبود دستورالعمل مدیریت بحران» دانست و اظهار داشت: بازار سرمایه ایران در طول سالهای گذشته با بحرانهای متعددی مواجه بوده است؛ از تحریمها و شوکهای ارزی گرفته تا بیماریهای سیستمیک مانند ناترازی بانکها، زیانده شدن خودروسازان، بخشنامههای شبانه و... اما آنچه این بار غائله را از بحرانهای قبلی متمایز میکند، فقدان هرگونه چارچوب از پیش تعیینشده برای مدیریت شرایط فوقالعاده (نظیر جنگ، حملات سایبری یا بلوکه شدن کامل داراییها) است.
وی با انتقاد از رویکرد سازمان بورس، تصریح کرد: سه دهه از تأسیس سازمان بورس میگذرد، اما هنوز یک «دستورالعمل جامع مدیریت ریسک سیستمی و بحران» که در سناریوهای مختلف، تکلیف همه بازیگران (سازمان بورس، شرکت سپردهگذاری، کارگزاران، بازارگردانها و سهامداران) را مشخص کند، تدوین نشده است. در عمل، همه تصمیمها به جلسات روزانه، مذاکرات پشت درهای بسته و تصمیمهای سلیقهای چند مقام محدود بدل شده است. کدام شرایط مجوز تعطیلی میدهد؟ چه کسی صادر میکند؟ حداکثر مدت تعطیلی چقدر است؟ مکانیسم بازگشایی پلکانی چگونه است؟ برای این پرسشهای اساسی، هنوز پاسخی مدون وجود ندارد!

سهامدار خرد؛ قربانی اصلی بلاتکلیفی
این فعال بازار سرمایه، آسیبپذیرترین حلقه بازار سرمایه، یعنی سهامداران خرد را بیش از همه در معرض آسیب دانست و گفت: آنها نه تیم حقوقی دارند، نه امکان لابی با نهاد ناظر، نه حتی توانایی پوشش ریسک. تنها دارایی آنها «اعتماد به بازار» و «شفافیت قوانین» است، تعطیلی ۶۰ روزه، این دو سرمایه اصلی را تخریب کرده است.
حاتمی در ادامه به تشریح وضعیت سهامدار خرد در این ۶۰ روز پرداخت و گفت: سرمایهای که شاید تمام عمر یک خانواده بود، حالا به عددی روی کاغذ تبدیل شده که نه میتوان آن را فروخت و نه حتی ارزش واقعیاش را دانست.
او خاطر نشان کرد: ریسکپذیرترین سرمایهگذاران بازار – که با آگاهی از نوسانات وارد شده بودند – حالا فرصت «خروج تاکتیکی» یا «تغییر سبد» را ندارند. آنها مانند مسافری در قطار قفلشدهای هستند که نمیدانند در ایستگاه چه خبر است.
وی در ادامه افزود: در شرایط عادی، سهامدار خرد میتوانست با دیدن اولین نشانههای بحران، حداقل بخشی از سرمایه خود را نقد کند اما در تعطیلی ۶۰ روزه، حتی حق واکنش هم از او گرفته شد که این بزرگترین بیعدالتی ممکن است.
خلق ریسک سیستمی جدید: از بحران جنگ به بحران اعتماد
این فعال اقتصادی هشدار داد که تعطیلی طولانیمدت، فارغ از علت اولیه خود (جنگ)، حالا تبدیل به یک بحران مستقل شده است، حتی چنانچه از امشب جنگ تمام شود و نیروهای مسلح به پادگانهای خود برگردند، میراث این ۶۰ روز انجماد همچنان باقی خواهد ماند. به عبارت دیگر، ما اکنون با یک ریسک سیستمی تازه مواجه هستیم: ریسک ازدسترفتن اعتماد سهامداران خرد.
وی با طرح پرسشهایی اساسی ادامه داد: سهامدار خردی که ۶۰ روز متحمل بلاتکلیفی شده، پس از بازگشایی با چه ترسی پای به بازار میگذارد؟ چه تضمینی وجود دارد که در بحران بعدی، دوباره شاهد انجماد چندماهه نباشیم؟ آیا ارزش ریسک کردن در بازاری را دارد که هر لحظه ممکن است قفل و کلید آن گم شود؟
حاتمی همچنین تأکید کرد: این بیاعتمادی، بهمراتب کشندهتر از هر شاخص ریزشی است، زیرا احیای اعتماد در بازار سرمایه، ماهها بلکه سالها زمان میبرد؛ در حالی که تخریب آن در ۶۰ روز ساده انجام شد.
راهکار فوری چیست؟
این فعال بازار سرمایه در راهکار فوری خود که به نهاد ناظر ارائه داد، اظهار داشت: دیگر منتظر نشستن جهت «بهبود کامل شرایط امنیتی» فایدهای ندارد، آنچه امروز بیش از صلح یا جنگ، بازار را نجات میدهد، یک سند شفاف و اجرایی است به نام «دستورالعمل مدیریت بحران بازار سرمایه».
حاتمی چارچوب پیشنهادی خود برای این دستورالعمل را به شرح زیر تشریح کرد:
۱.معیارهای عینی تعطیلی و بازگشایی: ترازنامهای از شاخصها (مانند نوسانگیری شاخص، حجم معاملات، نوسان نرخ ارز یا اعلام وضعیت جنگی توسط شورای عالی امنیت ملی) که به صورت خودکار تعیینکننده وضعیت بازار باشد.
۲.مکانیسم بازگشایی پلکانی: بازگشایی بازار نباید یکباره و به صورت کامل انجام گردد بلکه پیشنهاد میشود از دامنه نوسان بسیار محدود (مثلاً ۱± درصد) شروع و به تدریج طی دو هفته به دامنه عادی برسد. همچنین بازگشایی گروهی نمادها (ابتدا صندوقها، سپس بزرگترین شرکتها، سپس کل بازار) میتواند شوک را مدیریت نماید.
۳.تکلیف صندوقها: نهاد ناظر باید فوراً دستورالعملی برای نحوه تعیین ارزش دارایی صندوقها در دوره تعطیلی و مکانیسم تأمین نقدینگی اضطراری آنها ابلاغ نماید، سهامدار خرد نباید به خاطر توقف معاملات، متضرر شود.
۴.سازوکار جبران خسارت سهامداران خرد: در صورت اثبات قصور یا تأخیر غیرموجه نهاد ناظر در بازگشایی، باید صندوق تضمین سرمایهگذاری فعال گردد و یا تمهیداتی برای جبران بخشی از زیان ناشی از ارزشگذاری تحتالحمایه اندیشیده شود.
۵.الزام به شفافسازی و کدگذاری بحران: شرکتهای بورسی موظف شوند ظرف یک هفته پس از بازگشایی، خسارت مالی دقیق خود از تعطیلی (هزینههای ثابت، ازدسترفتن درآمد، تورم بر موجودی انبار و...) را به صورت شفاف افشا کنند تا سهامدار خرد بتواند تصمیم آگاهانه بگیرد.
حاتمی در پایان تأکید کرد: بازار را باز کنید، اما با برنامه. طولانیترین تعطیلی بورس تهران، درس تلخی به همه ما داد؛ قوانین و مقررات باید برای بدترین سناریوها هم از قبل نوشته شوند، در روزهای اول جنگ هیچ مقامی نمیتوانست پیشبینی کند تعطیلی به ۶۰ روز بکشد اما اکنون که زمان گذشته، تداوم انجماد بدون اعلام نقشه راه، دیگر اقدامی احتیاطی نیست؛ این قصور آشکار در مدیریت بحران و بیتوجهی به حقوق سهامداران خرد است.
وی همچنین خاطرنشان کرد: ما به سهامداران خرد مدیونیم. آنها در بهترین روزهای بازار، نقدینگی را به تولید تزریق کردند و در بدترین روزها، بدون هیچ چشم داشتی تاب آوردند. نباید اجازه داد اعتماد آنها به بازار سرمایه – که برای اقتصاد ایران یک نعمت حیاتی است – در بنبست اداری و خلأ قانونی گم شود، تدوین و ابلاغ فوری «دستورالعمل مدیریت بحران بازار سرمایه» دیگر یک پیشنهاد نیست؛ بلکه یک الزام فوری و آخرین فرصت جهت نجات آنچه از سرمایه اجتماعی بورس باقی مانده است، می باشد.





نظر شما