بازار؛ گروه بین الملل: انتصاب «نیک استوارت»، چهرهای شناختهشده در محافل ضدایرانی واشنگتن، به تیم مذاکرهکننده آمریکا در پرونده ایران، نشانهای از اقدام جدید لابی صهیونیستی برای به بن بست کامل کشاندن مذاکرات با ایران است. استوارت که پیشتر بازوی اجرایی بنیاد «دفاع از دموکراسیها» بوده، حالا با مأموریتی مشخص وارد میز مذاکرات شده است.
انتصاب «نیک استوارت»، چهرهای شناختهشده در محافل ضدایرانی واشنگتن، به تیم مذاکرهکننده آمریکا در پرونده ایران، نشانهای از اقدام جدید لابی صهیونیستی برای به بن بست کامل کشاندن مذاکرات با ایران است.
نیک استوارت؛ از سایهنشین واشنگتن تا چهره خط مقدم مذاکرات
نیک استوارت یکی از معماران اصلی سیاستهای ضدایرانی در دوران نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ بود؛ فردی که در پشت صحنه دولت جمهوریخواه، ساختار تحریمها را مهندسی و بر ارتباط میان اندیشکدههای محافظهکار و کنگره نظارت میکرد. او در سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۸ خورشیدی ریاست دفتر «گروه اقدام ایران» را در وزارت خارجه آمریکا برعهده داشت؛ نهادی که تصمیمسازیهای اصلی در زمینه تحریمهای نفتی، بانکی و فلزات علیه ایران را هدایت میکرد.
حضور استوارت در بازوی لابیگری بنیاد «دفاع از دموکراسیها» (FDD Action) او را به یکی از مغزهای راهبردی کمپینهای رسانهای و قانونی علیه ایران تبدیل کرد. این بنیاد از سال ۱۳۸۴ بهطور مداوم طرحهایی برای گسترش دامنه فشار اقتصادی علیه تهران به کنگره ارائه کرده است. با توجه به سوابق او، بازگشتش به ترکیب تیم مذاکرهکننده دولت آمریکا در اردیبهشت ۱۴۰۵ را نمیتوان اتفاقی ساده دانست؛ بلکه اقدامی مشخص از سوی لابی صهیونیستی در مرحلهای از مذاکرات است که به تعبیر دیپلماتهای اروپایی به «بنبست چندلایه» رسیده.
نیک استوارت یکی از معماران اصلی سیاستهای ضدایرانی در دوران نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ بود؛ فردی که در پشت صحنه دولت جمهوریخواه، ساختار تحریمها را مهندسی و بر ارتباط میان اندیشکدههای محافظهکار و کنگره نظارت میکرد.
ساختار بنیاد دفاع از دموکراسیها و نقش استوارت در مهندسی فشار
بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) طی دو دهه گذشته یکی از فعالترین اندیشکدههای نزدیک به جریان نومحافظهکار و لابی اسرائیل در واشنگتن بوده است. این نهاد در ظاهر با هدف رسمی «حمایت از دموکراسی در خاورمیانه» فعالیت میکند، اما در عمل به کانون طراحی و ترویج سیاستهای سخت علیه کشورهای محور مقاومت بدل شده است. بخش اجرایی لابیگری آن، موسوم به FDD Action، در سال ۱۳۹۷ با مأموریت ایجاد هماهنگی میان اندیشکدهها، رسانهها و سیاستمداران تندرو تشکیل شد.
استوارت در مقام مدیر اجرایی این بازو، مسئول ارتباط مستقیم با کنگره آمریکا بود و با دفتر کمیته روابط خارجی، کمیته بانکداری و حتی شورای امنیت ملی همکاری داشت. در دوره او، چندین طرح قانونی نظیر «قانون مقابله با تهدید رژیم ایران» و «مجازات ناقضان تحریمهای نفتی» از مسیر شبکههایی که او طراحی کرده بود، به تصویب رسید. این نقش نظاممند، جایگاهش را بهعنوان «مهندس فشار هدفمند» تثبیت کرد. اکنون او با ورود رسمی به ترکیب تیم مذاکرات، همان منطق سختگیرانه را از حوزه قانونگذاری به عرصه دیپلماسی عملی منتقل میکند.
استوارت در مقام مدیر اجرایی این بازو، مسئول ارتباط مستقیم با کنگره آمریکا بود و با دفتر کمیته روابط خارجی، کمیته بانکداری و حتی شورای امنیت ملی همکاری داشت. در دوره او، چندین طرح قانونی نظیر «قانون مقابله با تهدید رژیم ایران» و «مجازات ناقضان تحریمهای نفتی» از مسیر شبکههایی که او طراحی کرده بود، به تصویب رسید.
پیامدهای حضور استوارت برای چشمانداز گفتوگوهای ایران و آمریکا
تحلیلگران نزدیک به مراکز مطالعاتی نظیر بروکینگز و رَند بر این باورند که حضور استوارت میتواند سه پیامد مستقیم بر فرآیند مذاکرات داشته باشد:
نخست، کاهش انگیزه واشنگتن برای سازش سریع؛ زیرا چنین چهرهای بهطور طبیعی مدافع طولانیکردن روند گفتوگوها تا کسب امتیازات حداکثری است. دوم، افزایش نقش لابیهای ضدایرانی در تصمیمسازی درون کاخ سفید؛ از این پس طرحهای مرتبط با تحریم و کنترل صادرات فناوری ایرانی احتمالاً بدون بروکراسی طولانی تصویب خواهند شد. سوم، انسجام بیشتر جبهه جمهوریخواهان و دموکراتهای تندرو در مخالفت با هر توافقی که به کاهش محسوس تحریمها منجر شود.
بر اساس بررسی دادههای اندیشکده «شورای روابط خارجی آمریکا» در فروردین ۱۴۰۵، حدود ۶۱ درصد از اعضای کنگره در بیانیههای اخیر خود، خواهان «تداوم فشار اقتصادی و نظارت شدید بر فعالیتهای منطقهای ایران» شدهاند. این میزان نسبت به سال ۱۴۰۳ خورشیدی – که در حدود ۴۵ درصد بود – رشد قابل توجهی داشته است و با حضور استوارت، احتمالاً این اجماع سیاسی تثبیت خواهد شد.
تحلیلگران بر این باورند که حضور استوارت میتواند سه پیامد مستقیم بر فرآیند مذاکرات داشته باشد: نخست، کاهش انگیزه واشنگتن برای سازش سریع دوم، افزایش نقش لابیهای ضدایرانی در تصمیمسازی درون کاخ سفید سوم، انسجام بیشتر جبهه جمهوریخواهان و دموکراتهای تندرو در مخالفت با هر توافقی که به کاهش محسوس تحریمها منجر شود.
تأثیر انتخاب استوارت بر موازنه منطقهای و واکنشهای بینالمللی
واکنش اتحادیه اروپا محتاطانه بود: بروکسل اعلام کرد که حضور چهرههای تندرو در ترکیب مذاکرهکنندگان آمریکا، امیدها به احیای مسیر دیپلماسی را کاهش میدهد. در مقابل، تلآویو و برخی کشورهای خلیجفارس از این تصمیم استقبال کردهاند. وزارت خارجه اسرائیل در بیانیهای رسمی از آن بهعنوان «بازگشت عقلانیت عملی به سیاست خاورمیانه آمریکا» نام برد.
در سطح رسانهای نیز تحلیلها متنوع بودهاند. نشریه Foreign Policy در شماره فروردین خود نوشت: «استوارت شاید همان کسی باشد که بتواند راهبرد فشار حداکثری ترامپ را با نوعی انسجام نهادی در دولت بایدن بازآفرینی کند.» از منظر منطقهای، چنین انتصابی میتواند روابط محورهای مقاومت با واشنگتن را بیش از پیش سرد کند و مسیر گفتوگوی مستقیم ایران و آمریکا را دشوارتر سازد.
برای تهران، پیوستن نیک استوارت به تیم مذاکرهکننده نشانهای است از آنکه عرصه مذاکرات میان دو کشور وارد فاز بسته تری شده است. در واقع، با ورود فردی که سابقه طراحی سختترین طرحهای ضدایرانی را دارد، باید انتظار داشت که گفتوگوهای پیشرو نه بر محور امتیازدهی، بلکه بر محور آزمونِ تابآوری شکل گیرد.





نظر شما