به گزارش بازار، در حالی که عدهای خارج از مرزها منتظر بودند تا پس از بمبارانهای آمریکا و اسرائیل، رقصان و خندان برای خود مراسم تاجگذاری سیاسی بگیرند، نشست روز شنبه، تسلیمنامهٔ واشینگتن و مراسم به رسمیت شناختن هژمونی بلامنازع تهران است.
کالبدشکافی سه واقعیت از تغییر معماری قدرت در جهان:
۱. امضای هژمون؛
هژمون قبلی باید در یک «صلحنامه» منافع شما را رسماً بپذیرد. التماس جیدی ونس برای باز شدن هرمز در ازای امتیازدهی در اسلامآباد، نیازی به اعلامیهٔ رسمی ندارد؛ این در عمل، امضای سند «پایان تکقطبی آمریکا» و ورود رسمی ایران به باشگاه قدرتهای بزرگ است.
۲. قمار ویرانگر امارات اسب بازنده روی منوی غذا:
بزرگترین بازندهٔ این توافق کیست؟ امارات و اسرائیل به طور کامل از روند دیپلماسی اسلامآباد کنار گذاشته شدهاند. به یاد بیاورید که در اوج جنگ، تحلیلگرانی چون شاناکا فاش کردند که ابوظبی با تزریق سرمایهٔ هنگفت به صنایع نظامی آمریکا، سعی کرد روی «اسب برنده» شرطبندی کند و مطمئن بود ماشین جنگی پنتاگون، تهران را متلاشی میکند. امروز ورق برگشته است؛ ریاض واقعیت را پذیرفته، اما ابوظبی که روی نابودی تهران شرط بسته بود، بیرون در مانده است. در روابط بینالملل، اگر پشت میز مذاکره نباشی، قطعاً در «منوی غذا» روی میز هستی! امارات اکنون تنهاتر و آسیبپذیرتر از همیشه است.
۳. مرگ «تفکر گروهی» در پنتاگون:
بزرگترین خطای آمریکا در این جنگ ۳۸ روزه، باور کردن پروپاگاندای خودش بود. از ژنرالهای پنتاگون تا خبرنگاران، همه دچار توهم بودند که ایران ضعیف است و با چند بمب سنگرشکن فرو میپاشد. اما «آزمون میدان نبرد» ثابت کرد که سیستم عصبی ایران نه تنها فلج نمیشود، بلکه قادر است اقتصاد اروپا و آسیا را در هرمز گروگان بگیرد.
حرف آخر:
جنگها وضعیت قدرت را تغییر نمیدهند، بلکه قدرت پنهان را عریان میکنند. کسانی که به امید «آزادسازی توسط آمریکا» نشسته بودند، حالا باید تماشا کنند که چگونه فرستادهٔ ویژهٔ ترامپ، برای حفظ بقای اقتصاد غرب، مجبور است در برابر هرمز سر خم کند.





نظر شما