روحاله کهنهوش نژاد، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران؛ بازار: در قرآن کریم عبارتهای "ولوشاء الله" و "ولویشاء الله" به معنی "اگر خدا میخواست" بارها تکرار شده و جلوههایی از سنن الهی را بیان فرموده است. مثلاً در سوره مائده آیه ۴۸ میفرماید: "...اگر خدا میخواست همه شما را امتی یکدست (با یک دین) قرار میداد ولی چنین نکرد تا با آنچه (از نعمتها و استعدادهای مختلفی که) به شما داده امتحانتان کند..." که بر مشیت خداوند بر امتناع از یکدست کردن اجباری آدمیان تأکید میکند. یا اینکه در آیه ۳۵ سوره انعام میفرماید: "...اگر خدا میخواست همهشان (را به زور هم که شده) به راه راست میبرد..." که از موهبت اختیار و آزادی انتخاب انسان حکایت دارد.
یکی از این قبیل موارد در آیه ۴ سوره محمد (ص) موسوم به سوره قتال آمده که به موضوع جنگ اختصاص دارد. در این آیه پس از بیان لزوم رویارویی شدید با دشمنان در میدان نبرد میفرماید: "...این است (فرمان خدا) و اگر خدا میخواست خود از آنان انتقام میگرفت...". اما مشیت خداوند بر انتقام از دشمنان در بادی امر نیست، چرا؟ پاسخ در ادامه آیه آمده است: "ولی (فرمان دفاع داد) تا شما را به یکدیگر بیازماید..."
برای درک اینگونه آزمونهای الهی باید به این نکته توجه نمود که نقش مؤمن در زندگی چیست و مسئولیت او در برابر ایمان به خدا کدام است؟ آیا تنها این است که در فضای عبادی و معنوی تسلیم خداوند شود و در حالت آرامش و امنیت، به لذتهای روحانی بسنده کند؟ یا آنکه در مسیر رویارویی با چالشهای دشواری که نبرد میان ایمان و کفر برمیانگیزد، پیش رود و با نیرویی بایستد که از روحِ پیوندخورده با خدا میگیرد؟ در واقع این روحِ پیوندخورده تنها یک حالت درونی یا احساسی گذرا نیست، بلکه در عمق خود در برگیرنده موضعی متصل به قدرت و عظمت خداوند است.
دفاع و ایستادگی با از جان گذشتگی عدهای همراه خواهد بود. فراز پایانی آیه به صورت بشارتگونهای به این حقیقت اشاره دارد: "و آنان که در راه خدا کشته شدهاند، هرگز اعمالشان را تباه (و بی اثر) نمیکند." در واقع تلاش شهیدان کاملاً محفوظ است؛ دو آیه بعدی یعنی آیات ۵ و ۶ سوره محمد (ص) جلوهای از آن را بیان میکند: "به زودی آنان را (به طرف خوشبختی) راه خواهد نمود و حالشان را به سامان خواهد آورد. و آنان را به بهشتی که قبلاً برایشان توصیف کرده، وارد خواهد کرد."
ادامه دفاع و ایستادگی با نصرت الهی همراه خواهد بود. آیه ۷ پرده از این حقیقت برداشته است: "ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری خواهد کرد و گامهایتان را استوار خواهد ساخت." این آیه نخست از یاریرساندن انسانِ مؤمن به خدا سخن میگوید؛ و این یاری با یاری دادن دین او، دوستان او و موقعیتهای اطاعت و رضایت او تحقق مییابد. این همان موضع قاطع و سرنوشتسازی است که مؤمن ناگزیر است در میدانِ نبرد آن را اتخاذ کند.
آیا خداوند به یاری نیاز دارد، در حالی که او یاور مؤمنان است؟ مقصود از نصرت در اینجا یاریِ ذات الهی نیست، زیرا ذات او فراتر از همه جهانیان است؛ بلکه مقصود یاریِ موقعیت و جبههای است که به خداوند پیوند دارد، آنگاه که مؤمنان برای رویارویی با دشمنان خدا به حرکت درمیآیند.
در این صورت خداوند مؤمنان را با اسباب پیروزی و با نگاه مراقبت و عنایت خود یاری میکند و گامهایشان را استوار میسازد تا در برابر هراسهای هولناکی که دشمنان در برابرشان میآفرینند و ترسی که در اندیشهها و دلهایشان برمیانگیزند، نلرزند.
تا اینجا یک روی سکه را دیدیم. اما آن روی سکه نیز بشارتی برای مؤمنان دارد. دشمنان که در جبهه مقابل نقشه میکشند و حرکت میکنند، هرگز کامیاب نخواهند شد. در ادامه آیه ۸ میفرماید: "و کافران را نگونساری باد و خداوند اعمالشان را تباه (و بی اثر) میکند." در واقع آنان در گلولایِ تیرهبختی فرو رفتهاند که روحشان را سنگین میکند، و در هزارتوهای ناکامی، شکست و زیان گم شدهاند؛ و سرانجام مواضع و تلاشهایشان تباه میشود. چه بدبختیای سختتر از این که انسان به آیندهاش بنگرد و جز خلأیی مرگبار و گمگشتگی عظیم نبیند، و به سرنوشت خود نگاه کند و چیزی جز آتش نبیند، و به بالا چشم بدوزد و جز خشم و غضب خدا و نفرین به بدبختی مطلق در همه چیز نیابد؟ اعمال آنان تباه است زیرا این اعمال در ذات خود در مسیر گمراهیاند و هیچ پیوندی با رحمت خدا ندارند.
اکنون، در «جنگ رمضان» روزهای سخت و طولانی بر ملت ایران گذشته است. نزدیک به چهل روز است که آمریکا و اسرائیل آتش جنگی سنگین را گشودهاند؛ شهرها و زیرساختها را هدف گرفتهاند، فرماندهان برجسته و یاران مؤمن بسیاری به شهادت رسیدهاند، و داغ رهبر انقلاب بر دلها سنگینی میکند. امّا همه اینها، در منطق آیات، نشانه تعطیل شدنِ نصرت الهی نیست، بلکه مرحلهای از همان امتحانی است که خداوند در آیه ۴ سوره محمد (ص) بیان کرده است؛ امتحانی که در آن، خونها و صبرها و استقامتها وزن میشود و صفوف، خالص و غربال میگردد.
در این مدت، ایرانیان دقیقاً همان راهی را پیمودهاند که قرآن برای اهل ایمان ترسیم کرده است: ابتدا مرحله «ایستادگی و قتال»؛ یعنی رویارویی سخت با دشمن، بیآنکه از قدرت ظاهری او مرعوب شوند. پس از آن، مرحله «شهادت و تباه نشدن عمل»؛ مؤمنانی که در راه خدا به شهادت رسیدند، بر اساس وعده روشن آیات ۴ تا ۶ سوره محمد (ص)، در شمار کسانیاند که خدا اعمالشان را حفظ کرده، حالشان را به سامان میآورد و آنان را به بهشتی که از پیش برایشان توصیف کرده، وارد میسازد. و اکنون ملت، پس از عبور از این دو مرحله، در آستانه مرحله سوم ایستاده است: «انتظار نصرت الهی»؛ همان نصرتی که در آیه ۷ وعده داده شده است.
ایرانیان با یاری دین خدا، دفاع از سرزمین خود، و پاسداری از کرامت و آزادی خویش، عملاً به نصرت الهی لبیک گفتهاند و اکنون در میانه آتش، منتظر تحقق وعده خدایند؛ وعدهای که تا امروز در شکلِ استقامتِ شگفتانگیز و فرو نریختنِ اراده ملت، جلوههایی روشن از آن در میدان و خیابان آشکار شده است، هرچند پیروزی نهایی هنوز کامل نشده باشد.
در سوی مقابل، دشمنان آنان، یعنی آمریکا و اسرائیل و همه پشتصحنههای این جنگ، بهتدریج به همان حالتی دچار شدهاند که آیه ۸ سوره محمد برای کافران تصویر میکند: آنان در ظاهر با زرادخانههای بزرگ و ابزار رسانهای گسترده وارد میدان شدند و گمان میکردند با چند ضربه سنگین، اراده یک ملت را در هم میشکنند. اما هرچه جنگ رمضان طولانیتر شد، نشانههای نگونساری و تباهی اعمال در آنان آشکارتر گردید؛ نقشههای نظامیشان یکی پس از دیگری ناکام میماند، افکار عمومی جهان بهتدریج از روایتهای جعلیشان فاصله میگیرد، اختلافات درون ائتلافهایشان بیشتر میشود و از درون، دچار اضطراب و سرگردانی راهبردی میگردند. آنان با همه هزینهها و جنایتها، هنوز نتوانستهاند به هدفی روشن و پایدار دست یابند؛ و این همان معنای تباه شدنِ اعمال است: حرکتی پرهزینه، بیثمر، و جدا از مدار رحمت و رضایت الهی.
در حالی که ایرانیان در زیر باران آتش، با تکیه بر روحِ پیوندخورده با خدا، هنوز بر پای خود ایستادهاند و چشم به افقِ وعده الهی دارند، دشمنانشان در هزارتوی ناکامی و تردید فرو رفتهاند. آنان هرچه بیشتر میکوشند، فرو رفتنِ خود را در باتلاق شکست و بیاعتباری شتاب میبخشند؛ و این، تطبیق عینی همان وصفی است که آیات مذکور در موردشان میکند: فرورفتن در گلولای تیرهبختی، گم شدن در راههای باطل، و روبهرو شدن با آیندهای که جز خلأ و خسارت در آن دیده نمیشود.
بدینسان، جنگ رمضان تنها یک رویارویی نظامی نیست؛ صحنهای است که در آن، درسهای سوره محمد (ص) بهطور عینی و زنده تکرار میشود: ایستادگی مؤمنان در میدان امتحان، شهادت و حفظ اعمال شهیدان، انتظار نصرت الهی پس از نصرت دادن به خدا، و سرانجام، فرو رفتن دشمنان در شکست معنوی و تباهی تلاشها. ملت ایران، پس از پشت سر گذاشتن این مراحل، اکنون در مرتبه «انتظارِ صبورانه» قرار دارد؛ انتظاری که نه به معنای سکون و انفعال، بلکه ادامه همان نصرت و استقامت است، تا هنگامی که وعده خدا در نصرت نهایی و تثبیت گامها، در زمانی که او میخواهد و به شیوهای که او تدبیر میکند، به طور کامل تحقق یابد.





نظر شما