بازار؛ گروه بین الملل: تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران در حاشیه خود، حامل پیامی بزرگ به جهان بود: ایجاد شدیدترین واگرایی در سیاست خارجی بلوک غرب به رهبری ایالات متحده از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون! کافی است به یاد بیاوریم که در تجاوز نظامی آمریکا به افغانستان و عراق که تنها اندکی بیش از ۲۰ سال از آن وقایع میگذرد، نیروهای ناتو در حمله نظامی به خاک هر دو کشور مشارکت و سالها نیز در خدمت ارتش آمریکا در هر دو کشور حضور داشتند.
این نخستین باری است که نه تنها ناتو طی روزهای گذشته، چندین بار تاکید کرده که در جنگ حضور نخواهد یافت، بلکه رهبران اروپا نیز به صورت جداگانه اعلام کردند که آسمان خود را در اختیار جنگنده های عبوری آمریکایی قرار نمی دهند.
چرا اروپا در برابر آمریکا قرار گرفت؟
شرکای نظامی اروپایی ایالات متحده بنا به دلایل مختلف، ترجیح دادند برای نختسنی بار از سال ۱۹۴۵ به این سو، دست رد به درخواست رئیس جمور آمریکا برای مشارکت در یک عملیات نظامی غیر قانونی بزنند. اما سوال اینجاست که چرا اینبار، اروپا حاضر به انجام چنین مشارکتی نشد؟ در ادامه، به مهمترین این دلایل خواهیم پرداخت:
ناتو، از تصور ترامپ تا نگاه اروپا: ایالات متحده در سال ۲۰۰۱ موفق شد به بهانه حادثه مرموز ۱۱ سپتامبر، ناتو را وادار به مشارکت در جنگ علیه افغانستان کند. چراکه بر اساس مانیفست ناتو، حمله به هر یک از اعضا می بایست بر اساس اصل دفاع جمعی، با پاسخ تمامی متحدین علیه متجاوز همراه شود. ایالات متحده نیز به بهانه مبارزه به القاعده و طالبان به جرم ارتکاب حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر، ناتو را در آن قائله با خود همراه کرد. در سال ۲۰۰۳ نیز جورج بوش مدعی شد که صدام زرادخانه ای بزرگ از تسلیحات ممنوع شیمیایی است که به زودی با توسل یه آنها، ایالات متحده را هدف قرار خواهد داد. نهایتا جورج بوش موفق شد با راه اندازی کمپین جنگ علیه تروریسم (War on Terror) ناتو را با خود همراه سازد. حال آنکه اکنون، این ایالات متحده است که بدون ارائه هیچ شواهد مستدلی از هرگونه تهدید از سوی ایران، مرتکب تجاوز شده و توقع همراهی ناتو را دارد. ظاهرا رئیس جمهور آمریکا حتی زحمت یکبار مطالعه مانیفست کوتاه و ساده ناتو را به خود نداده است. همانطور که این پیمان نظامی نیز اعلام کرده، جنگ ایران جنگ ناتو نبوده و در این جنگ مشارکت نخواهد کرد!
اروپا در لبه پرتگاه تورم: افزایش قیمت بی رویه نفت در بازارهای جهانی اقتصادهای بزرگ و کشورهای صنعتی اروپا را تحت تاثیر فزاینده خود قرار داده است. تنها در روز جمعه ۳ آوریل، قیمت بنزین در آمریکا با ۱۳ درصد رشد آن هم طی یک روز مواجه شدو در اروپا نیز وضعیت به همین شکل اعلام شده است. بلومبرگ روز ۱۰ فروردین ماه به نقل از یک مقام آگاه در کاخ سفید، از پیش بینی افزایش قیمت نفت تا ۲۰۰ دلار در هر بشکه طی هفته های آتی خبر داد.
این در حالیست که اقتصاد اروپا همچنان زخم دوران کرونا را بر تن داشته و حتی قدرت های اقتصادی قاره سبز از مله ایتالیا، فرانسه و اسپانیا همچنان درگیر معضلات ناشی از تورم و رشد بیکاری هستند. بدیهی است که در چنین شرایطی، اقدام دونالد ترامپ برای تجاوز نظامی به ایران، از دید رهبران اروپا تنها حماقتی است که منجر به بروز بحران در اقتاد حوزه یورو خواهد شد. رهبران اروپا همچنین نگرانند که ادامه جنگ و رشد میزان ویرانی در خاورمیانه، موج تازه ای از مهاجران را به سمت مرزهای اروپا روانه سازد که در اینصورت، وضعیت اقتصادی آشفته اروپا به مراتب رو به افول بیشتر حرکت خواهد کرد.
جنگ اقتصادی ترامپ علیه اروپا: اقدامات خصمانه دونالد ترامپ در دولت دوم خود، تقریبا دامنگیر تمامی جهان شد. جنگ تعرفه وی اگرچه در ابتدای امر قرار بود متوجه چین باشد، اما در ادامه به شکلی دیوانه وار حتی دامنگیر اروپا نیز شد! این در حالیست که بر اساس آمار ارئه شده از سوی Eurostat، ایالات متحده به تنهایی، مقصد ۱۸ الی ۲۰ درصد صادرات قاره سبز بوده که همین امر، اروپا را تا حد زیادی به اقتصاد آمریکا وابسته ساخته است.
اعمال تعرفه واردات ۲۵درصد برای فولاد و ۱۰ درصدی برای آلومینیوم از اروپا به تنهایی کافی بود تا موجی از نارضایتی را در میان شرکای تجاری آمریکا در قاره سبز، به ویژه آلمان ایجاد کند. البته ترامپ در سال ۲۰۱۸ نیز اعلام کرد که وزارت بازرگانی آمریکا در حال بررسی اعمال تعرفه تا ۲۵ درصدی بر روی واردات خودرو از تمام کشورها (از جمله اروپا) به بهانه امنیت ملی است. این تهدید باعث نگرانی شدید در صنعت خودروسازی جهان، به خصوص در اروپا، شد.
با اینحال، این تعرفه ۲۵ درصدی به طور گسترده بر واردات خودرو از اروپا اجرایی نشد. دلیل اصلی آن، پیچیدگیهای سیاسی و اقتصادی و همچنین مذاکرات و رایزنیهایی بود که بین آمریکا و اتحادیه اروپا صورت گرفت. در نهایت، تعرفههای اعمال شده بیشتر بر روی فولاد و آلومینیوم (که مواد اولیه خودروسازی هستند) متمرکز بود، نه بر روی خودروهای کامل وارداتی از اروپا. در سال ۲۰۲۰، دولت ترامپ تعرفههای بیشتری را بر روی برخی کالاهای اروپایی وضع کرد که ارزش آنها حدود ۷.۵ میلیارد دلار برآورد میشود. این تعرفهها در پاسخ به تخصیص یارانه به شرکت هواپیماسازی ایرباس (Airbus) توسط اتحادیه اروپا اعمال و شامل کالاهایی مانند هواپیماهای مسافربری، قطعات هواپیما، شراب، روغن زیتون و برخی کالاهای صنعتی دیگر میشد. هرچند در سال ۲۰۲۱، دولت بایدن پس از روی کار آمدن، این تعرفههای مربوط به ایرباس را به حالت تعلیق درآورد و مذاکرات برای حل و فصل اختلافات تجاری ادامه یافت.
مجموع اقدامات دونالد ترامپ، رهبران اروپا را به این تیجه رسانده که دستکم، رئیس جمهوری فعلی آمریکا شریک تجاری قابل اعتمادی نبوده و ارمغان وی برای حوزه یورو، چیزی جز کاهش رشد اقتصادی و تورم نیست. پس منطقی است که به جای حمایت از سیاست های چنین دولتی در آمریکا، بروکسل به دنبال تضعیف پایه های سیاست خارجی و البته افزایش فشار داخلی بر دولت دونالد ترامپ باشد! آنچه مسلم است، حتی اگر بخشی از تهدیداتی که ترامپ مدعی وجود آنها برای امنیت اروپا بود، به صورت بالقوه حقیقت داشت، دولت آمریکا اکنون تهدیدی بلفعل و واقعی علیه اقتصاد اروپا به حساب می آید که حتما خطر آن برای بروکسل، بیش از ایران خواهد بود.





نظر شما