۱۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۰
آیا پایان نفوذ درهم در بازار ارز ایران نزدیک است؟
پیامدهای ژئواقتصادی جنگ رمضان برای بازار ارز ایران

آیا پایان نفوذ درهم در بازار ارز ایران نزدیک است؟

روندهای ژئوپلیتیکی منطقه نشان می‌دهد که در سال‌های آینده وزن امارات در تجارت خارجی ایران کاهش پیدا می کند.

بازار؛ گروه ایران: تشدید تنش‌های منطقه‌ای و سناریوی اخراج گسترده ایرانیان از امارات متحده عربی، بحث تازه‌ای را درباره آینده رابطه درهم–دلار–ریال در اقتصاد ایران ایجاد کرده است. اگر جریان سرمایه و حضور تجاری ایرانیان در دبی و سایر امارت‌ها محدود یا متوقف شود، یکی از مهم‌ترین کانال‌های غیررسمی تعیین نرخ ارز در ایران دچار تغییر می‌شود. این تحول می‌تواند پیامدهای خاصی برای تجارت خارجی، بازار ارز و ساختار مالی اقتصاد ایران داشته باشد؛ پیامدهایی که هم فرصت‌هایی تازه ایجاد می‌کنند و هم ریسک‌هایی به همراه دارند.

سناریوی اخراج گسترده ایرانیان از امارات متحده عربی، بحث تازه‌ای را درباره آینده رابطه درهم–دلار–ریال در اقتصاد ایران ایجاد کرده است.

چرا بازار درهم در سال‌های اخیر به مرجع غیررسمی نرخ ارز ایران تبدیل شد؟

برای درک پیامدهای احتمالی خروج سرمایه و فعالان اقتصادی ایرانی از امارات، ابتدا باید نقش «بازار درهم» در اقتصاد ایران را بررسی کرد. در دو دهه گذشته، به‌ویژه از اوایل دهه ۱۳۹۰ خورشیدی و پس از تشدید تحریم‌های مالی علیه ایران، امارات متحده عربی به مهم‌ترین مرکز واسطه‌ای تجارت خارجی ایران تبدیل شد. بخش بزرگی از واردات کالا، نقل‌وانتقال پول و حتی تسویه معاملات ارزی از طریق شبکه مالی و صرافی‌های دبی انجام می‌شد.

در چنین شرایطی، نرخ درهم در بازارهای امارات عملاً به یکی از شاخص‌های کلیدی تعیین نرخ دلار در بازار آزاد ایران تبدیل شد. دلیل این موضوع ساده بود: درهم امارات به دلار آمریکا با نرخ تقریباً ثابت متصل است و بانک مرکزی امارات سال‌هاست نرخ رسمی حدود ۳٫۶۷ درهم برای هر دلار را حفظ کرده است. بنابراین هر تغییری در قیمت درهم در بازارهای منطقه‌ای، مستقیماً بر قیمت دلار در بازار ایران اثر می‌گذاشت.

از سوی دیگر، بسیاری از صرافی‌های فعال در دبی با شبکه‌ای از صرافی‌ها در تهران، مشهد، شیراز و سایر شهرهای ایران ارتباط داشتند. این شبکه امکان انتقال پول، تسویه تجاری و حتی معاملات غیررسمی ارز را فراهم می‌کرد. به همین دلیل در بسیاری از روزها، نرخ درهم در دبی زودتر از نرخ دلار در تهران تغییر می‌کرد و فعالان بازار از آن به‌عنوان سیگنال استفاده می‌کردند.

برآوردها نشان می‌دهد در سال‌های اخیر بخش قابل توجهی از حواله‌های تجاری ایران از مسیر امارات عبور کرده است. طبق برخی گزارش‌های تجاری، امارات در چند سال گذشته همواره در میان سه شریک اصلی تجاری ایران قرار داشته و ارزش مبادلات دو کشور در برخی سال‌ها به بیش از ۲۵ میلیارد دلار رسیده است. همین حجم تعامل اقتصادی، جایگاه دبی را در تعیین انتظارات ارزی در ایران تقویت کرد.

در دو دهه گذشته، به‌ویژه از اوایل دهه ۱۳۹۰ خورشیدی و پس از تشدید تحریم‌های مالی علیه ایران، امارات متحده عربی به مهم‌ترین مرکز واسطه‌ای تجارت خارجی ایران تبدیل شد. بخش بزرگی از واردات کالا، نقل‌وانتقال پول و حتی تسویه معاملات ارزی از طریق شبکه مالی و صرافی‌های دبی انجام می‌شد. در چنین شرایطی، نرخ درهم در بازارهای امارات عملاً به یکی از شاخص‌های کلیدی تعیین نرخ دلار در بازار آزاد ایران تبدیل شد.

سرمایه و حضور اقتصادی ایرانیان در امارات چه ابعادی دارد؟

حضور اقتصادی ایرانیان در امارات سابقه‌ای چند دهه‌ای دارد. از دهه ۱۳۵۰ خورشیدی به بعد، دبی به یکی از مهم‌ترین مراکز تجاری ایرانیان در منطقه تبدیل شد. بسیاری از شرکت‌های بازرگانی، صرافی‌ها، شرکت‌های حمل‌ونقل و حتی شرکت‌های فناوری توسط ایرانیان در امارات تأسیس شده‌اند.

آمارهای رسمی و غیررسمی نشان می‌دهد جمعیت ایرانیان مقیم امارات در سال‌های اخیر بین ۴۰۰ هزار تا حدود ۶۰۰ هزار نفر برآورد شده است. این جامعه بزرگ علاوه بر نقش اجتماعی، نقش اقتصادی مهمی نیز در تجارت منطقه‌ای ایفا کرده است.

در حوزه سرمایه‌گذاری نیز ایرانیان در امارات فعال بوده‌اند. بر اساس برخی گزارش‌های بخش املاک، در برخی سال‌ها ایرانیان در میان پنج خریدار بزرگ ملک در دبی قرار داشتند. همچنین هزاران شرکت ثبت‌شده با مالکیت یا مشارکت ایرانیان در مناطق آزاد امارات فعالیت داشته‌اند.

با این حال، باید توجه داشت که برآوردهایی مانند خروج ۵۰۰ میلیارد دلار دارایی ایرانیان از امارات بسیار بزرگ و محل تردید است. کل تولید ناخالص داخلی امارات در سال ۲۰۲۴ میلادی حدود ۵۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. بنابراین چنین رقمی احتمالاً اغراق‌آمیز است و نیاز به بررسی دقیق‌تر دارد. با این حال حتی اگر بخش کوچکی از سرمایه ایرانیان از این کشور خارج شود، می‌تواند اثرات قابل توجهی بر شبکه‌های مالی مرتبط با تجارت ایران داشته باشد.

در صورتی که حضور مالی و تجاری ایرانیان در امارات به‌طور جدی محدود شود، یکی از نخستین پیامدها تضعیف نقش «درهم» در تعیین قیمت ارز در ایران خواهد بود.

اگر کانال درهم تضعیف شود، چه تغییری در بازار ارز ایران رخ می‌دهد؟

در صورتی که حضور مالی و تجاری ایرانیان در امارات به‌طور جدی محدود شود، یکی از نخستین پیامدها تضعیف نقش «درهم» در تعیین قیمت ارز در ایران خواهد بود. در چنین شرایطی، چند سناریوی مختلف قابل تصور است.

سناریوی نخست انتقال مرکز مبادلات ارزی به کشورهای دیگر منطقه است. در سال‌های اخیر نشانه‌هایی از این روند دیده شده است؛ برای مثال ترکیه، عمان، قطر و حتی عراق به‌تدریج نقش بیشتری در تجارت خارجی ایران پیدا کرده‌اند. اگر دبی جایگاه خود را از دست بدهد، احتمالاً بخشی از شبکه صرافی‌ها و شرکت‌های تجاری ایرانی به این کشورها منتقل می‌شود.

سناریوی دوم افزایش نقش بازارهای داخلی در تعیین نرخ ارز است. اگر وابستگی به حواله‌های درهم کاهش یابد، ممکن است بازار ارز ایران بیشتر تحت تأثیر عرضه و تقاضای داخلی قرار گیرد. در چنین وضعیتی، سیاست‌های بانک مرکزی می‌تواند نقش پررنگ‌تری در مدیریت بازار داشته باشد.

سناریوی سوم شکل‌گیری کانال‌های مالی جدید است. در سال‌های اخیر ایران تلاش کرده است از ابزارهایی مانند پیمان‌های پولی دوجانبه، استفاده از ارزهای محلی و توسعه تجارت با ارزهای غیر دلاری استفاده کند. کاهش وابستگی به درهم می‌تواند انگیزه این سیاست‌ها را افزایش دهد.

اگر وابستگی بازار ارز ایران به درهم کاهش پیدا کند، چند فرصت بالقوه برای اقتصاد کشور ایجاد می‌شود. نخستین فرصت، افزایش استقلال در سیاست‌گذاری ارزی است. در سال‌های گذشته، نوسانات بازار دبی گاهی به سرعت به بازار تهران منتقل می‌شد. کاهش این وابستگی می‌تواند تا حدی از انتقال شوک‌های خارجی جلوگیری کند.

فرصت‌های احتمالی برای اقتصاد ایران

اگر وابستگی بازار ارز ایران به درهم کاهش پیدا کند، چند فرصت بالقوه برای اقتصاد کشور ایجاد می‌شود. نخستین فرصت، افزایش استقلال در سیاست‌گذاری ارزی است. در سال‌های گذشته، نوسانات بازار دبی گاهی به سرعت به بازار تهران منتقل می‌شد. کاهش این وابستگی می‌تواند تا حدی از انتقال شوک‌های خارجی جلوگیری کند.

فرصت دوم، توسعه زیرساخت‌های مالی داخلی است. یکی از مشکلات تاریخی اقتصاد ایران، وابستگی به شبکه‌های مالی خارج از کشور برای انجام مبادلات تجاری بوده است. اگر مسیر امارات محدود شود، ممکن است فشار بیشتری برای ایجاد سیستم‌های تسویه منطقه‌ای، بانک‌های مشترک و پلتفرم‌های پرداخت بین‌المللی جایگزین ایجاد شود.

فرصت سوم، بازگشت بخشی از سرمایه‌های ایرانی به داخل کشور یا انتقال آنها به بازارهای جایگزین است. در صورت ایجاد شرایط مناسب، برخی از سرمایه‌گذاران ممکن است ترجیح دهند فعالیت اقتصادی خود را به ایران یا کشورهایی با روابط اقتصادی نزدیک‌تر منتقل کنند.

همچنین ممکن است این تحول باعث تقویت تجارت مستقیم با شرکای اصلی مانند چین، روسیه، هند و کشورهای آسیای مرکزی شود؛ بدون آنکه نیاز به واسطه‌های مالی در دبی وجود داشته باشد.

با توجه به ساختار فعلی تجارت ایران، کمتر محتمل است که رابطه درهم–دلار–ریال به‌طور ناگهانی و کامل از بین برود. این رابطه طی سال‌ها شکل گرفته و به شبکه‌ای گسترده از شرکت‌ها، صرافی‌ها و مسیرهای تجاری وابسته است.

ریسک‌ها و چالش‌های احتمالی چه هستند؟

در کنار فرصت‌ها، حذف یا تضعیف کانال امارات می‌تواند چالش‌های مهمی نیز ایجاد کند. مهم‌ترین ریسک، اختلال در زنجیره تجارت خارجی است. بسیاری از واردات ایران از مسیر دبی انجام می‌شود و قطع این مسیر می‌تواند در کوتاه‌مدت هزینه واردات را افزایش دهد.

ریسک دوم افزایش هزینه نقل‌وانتقال پول است. در شرایط تحریم، صرافی‌های دبی یکی از معدود کانال‌های عملی برای انتقال پول بوده‌اند. اگر این شبکه از بین برود، فعالان اقتصادی ممکن است با هزینه‌های بالاتر و زمان طولانی‌تر برای تسویه معاملات مواجه شوند.

چالش سوم افزایش بی‌ثباتی کوتاه‌مدت در بازار ارز است. هر تغییر ناگهانی در ساختار بازار می‌تواند باعث ایجاد عدم اطمینان شود. اگر فعالان اقتصادی کانال جایگزین مطمئنی پیدا نکنند، ممکن است فشار تقاضا بر بازار ارز داخلی افزایش یابد.

همچنین باید توجه داشت که نفوذ بازار امارات در نرخ ارز ایران تنها به حضور ایرانیان در این کشور محدود نمی‌شود. ساختار تجارت منطقه‌ای، شبکه صرافی‌ها و حتی روان‌شناسی بازار نیز در این موضوع نقش دارند. بنابراین حذف کامل این اثر در کوتاه‌مدت سخت به نظر می‌رسد و نیاز به زمان دارد.

با این حال، روندهای ژئوپلیتیکی منطقه نشان می‌دهد که در سال‌های آینده وزن امارات در تجارت خارجی ایران کاهش پیدا می کند. افزایش تجارت با شرق آسیا، توسعه کریدورهای حمل‌ونقل منطقه‌ای و تلاش برای استفاده از ارزهای محلی می‌تواند به تدریج نقش درهم را کمرنگ‌تر کند.

آینده رابطه درهم–دلار–ریال؛ تغییر تدریجی یا پایان یک دوره؟

با توجه به ساختار فعلی تجارت ایران، کمتر محتمل است که رابطه درهم–دلار–ریال به‌طور ناگهانی و کامل از بین برود. این رابطه طی سال‌ها شکل گرفته و به شبکه‌ای گسترده از شرکت‌ها، صرافی‌ها و مسیرهای تجاری وابسته است.

با این حال، روندهای ژئوپلیتیکی منطقه نشان می‌دهد که در سال‌های آینده وزن امارات در تجارت خارجی ایران کاهش پیدا می کند. افزایش تجارت با شرق آسیا، توسعه کریدورهای حمل‌ونقل منطقه‌ای و تلاش برای استفاده از ارزهای محلی می‌تواند به تدریج نقش درهم را کمرنگ‌تر کند.

اگر چنین تحولی رخ دهد، بازار ارز ایران وارد مرحله‌ای تازه خواهد شد؛ مرحله‌ای که در آن مراکز مختلفی برای مبادلات ارزی شکل می‌گیرد و وابستگی به یک مرکز مالی خاص کاهش می‌یابد.

در نهایت، تأثیر واقعی این تحولات به چند عامل کلیدی بستگی دارد: نحوه مدیریت سیاست ارزی در داخل کشور، توانایی ایجاد کانال‌های مالی جایگزین، و سطح روابط اقتصادی ایران با کشورهای منطقه. بدون این عوامل، صرف خروج سرمایه یا کاهش حضور ایرانیان در امارات لزوماً به معنای تقویت پایدار اقتصاد ایران نخواهد بود، اما می‌تواند نقطه آغاز تغییرات ساختاری مهمی در شبکه مالی و تجاری کشور باشد.

کد خبر: ۳۹۹٬۸۴۴

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha