به گزارش بازار، خاویر بلاس، تحلیلگر ارشد انرژی در بلومبرگ، در جدیدترین یادداشت خود اعلام کرد پنج هفته از آغاز جنگ سوم خلیج فارس میگذرد و محاسبات مربوط به عرضه و تقاضای نفت به بنبست سختی رسیده است. به گفته این تحلیلگر سرشناس، جهان در شرایط کنونی با کمبود جدی «طلای سیاه» روبرو است و اکنون نوبت به «تخریب تقاضا» رسیده است.
بلاس در پستی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) با اشاره به تحلیل خود در وبسایت بلومبرگ نوشت: «پنج هفته از جنگ سوم خلیج فارس میگذرد و ریاضیات شمارش بشکههای نفت غیرقابل حل شده است. جهان با کمبود نفت خام مواجه است. اکنون نوبت به تخریب تقاضا رسیده است.»
تعبیر «تخریب تقاضا» در ادبیات اقتصادی به شرایطی اطلاق میشود که قیمتها به حدی افزایش مییابند که مصرفکنندگان عملاً از بازار خارج شده و تقاضا به زور کاهش مییابد. این اصطلاح معمولاً در شدیدترین بحرانهای انرژی به کار میرود و نشاندهنده عمق اختلال در بازارهای جهانی است.
تحلیل بلاس در حالی منتشر میشود که از زمان بسته شدن عملی تنگه هرمز و تشدید درگیریها در منطقه، قیمت نفت برنت از محدوده ۷۰ دلار به بیش از ۱۱۵ دلار در هر بشکه صعود کرده است. این افزایش بیسابقه در حالی رخ داده که بازارهای جهانی پیش از این نیز با کاهش ذخایر استراتژیک و محدودیتهای عرضه از سوی تولیدکنندگان بزرگ روبرو بودند.
نکته قابل تأمل در تحلیل بلاس، اشاره به «جنگ سوم خلیج فارس» به عنوان یک واقعیت انکارناپذیر در معادلات جهانی انرژی است. این تعبیر نشان میدهد که تحلیلگران بینالمللی، تحولات اخیر منطقه را نه یک تنش زودگذر، بلکه جنگی تمامعیار با ابعاد پایدار میدانند که ساختار تأمین انرژی جهان را برای همیشه تغییر خواهد داد.
پیامد این کمبود جهانی نفت را میتوان در بازارهای مختلف مشاهده کرد. از افزایش بیسابقه قیمت بنزین در آمریکا و استرالیا که دولتهای این کشورها را به اجرای بستههای حمایتی چند میلیارد دلاری کشانده، تا کاهش تولید در صنایع انرژیبر و افزایش نرخ تورم در اقتصادهای بزرگ جهان.
کارشناسان معتقدند آنچه امروز به عنوان «تخریب تقاضا» در یادداشت بلاس ظاهر شده، تنها آغاز یک دوره طولانی از فشارهای تورمی و رکودی در اقتصاد جهانی است. در شرایطی که تنگه هرمز به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی جهان بسته باقی مانده و هیچ جایگزینی برای مسیرهای انتقال انرژی از خلیج فارس وجود ندارد، جهان باید خود را برای ادامه این مسیر پرچالش آماده کند.
تحلیلهایی از این دست در حالی منتشر میشود که کشورهای غربی با وجود تمام ادعاهای خود درباره استقلال انرژی، عملاً در برابر تحولات منطقه منفعل عمل کرده و نتوانستهاند جایگزینی برای مسیرهای مختل شده انرژی پیدا کنند. این واقعیت میدانی، وزن و جایگاه ژئوپلیتیک منطقه را در معادلات جهانی بیش از پیش برجسته ساخته است.





نظر شما