۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۵
مرشایمر: جنگ فقط با پذیرش شکست آمریکا پایان خواهد یافت

مرشایمر: جنگ فقط با پذیرش شکست آمریکا پایان خواهد یافت

نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل می‌گوید: معادله جنگ به طور کامل به نفع ایران تغییر کرده است؛ پس از این، جنگ فقط با پذیرش شکست تحقیرآمیز از سوی آمریکا متوقف خواهد شد.

به گزارش بازار، جان مرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگو و ازجمله منتقدین جدی نفوذ لابی صهیونیسم در ساختار سیاسی آمریکا بر این باور است که ایران با بهره‌گرفتن از یک راهبرد منطقی و منسجم، به تدریج برگ‌های برنده خود را وارد میدان کرده و موازنه قدرت اکنون به نفع ایران است و زمان به نفع این بازیگر سپری می‌شود؛ او تأکید می‌کند جنگ فقط با دادن امتیازاتی بزرگ و ملموس از سوی آمریکا و اعتراف ترامپ به پذیرش شکستی تحقیرآمیز، متوقف خواهد شد.

تغییر معادله جنگ به نفع ایران و به ضرر اسرائیل، مسجل شده است

مرشایمر در در ابتدای بحث تأکید می‌کند که ایران قادر است به موازات اعمال فشار بر کشورهای حاشیه خلیج فارس، خسارتی بسیار سنگین و فرساینده به اسرائیل وارد کند. از نگاه او، مسئله اصلی این است که ایران هنوز ذخیره و ظرفیت قابل توجهی در حوزه موشکی و تهاجمی در اختیار دارد، در حالی که اسرائیل به‌تدریج با فقدان موشک‌های پدافندی و رهگیر مواجه می‌شود؛ بنابراین در یک نبرد فرسایشی، توازن به زیان اسرائیل است؛ ایران توانسته به‌طور مستمر زیرساخت‌ها، مراکز حساس و عمق سرزمینی اسرائیل را زیر فشار نگه دارد و هزینه دفاع را برای تل‌آویو تشدید کند و این برای تغییر معادله جنگ به نفع ایران کافیست.

در تمام سناریوهای ممکن، اهرم فشار در اختیار ایران است

این استاد برجسته روابط بین‌الملل توضیح می‌دهد که از هر دو وجه نظامی و اقتصادی، گزینه‌های آمریکا به‌شدت محدود است. از یک‌سو، او تأکید می‌کند که بحث تهاجم زمینی علیه ایران اساساً فاقد اعتبار عملیاتی است؛ زیرا تجربه جنگ ۱۹۹۱ و حمله ۲۰۰۳ به عراق نشان می‌دهد که چنین عملیاتی مستلزم صدها هزار نیرو، یگان‌های سنگین و ماه‌ها آماده‌سازی لجستیکی است، و با اعزام چند هزار یا حتی چند ۱۰ هزار نیروی پیاده به نقاطی مانند خارک یا جزایر تنگه هرمز، نمی‌توان کاری انجام داد.

از سوی دیگر، حتی اگر چنین سناریویی فرض شود، آمریکا با یک تناقض راهبردی بزرگ مواجه است: واشنگتن در حالی ایران را هدف حملات قرار می‌دهد که هم‌زمان به جریان نفت ایران در بازار جهانی نیاز دارد و نمی‌تواند زیرساخت‌های انرژی آن را به‌طور واقعی نابود کند، زیرا این اقدام به جهش شدید قیمت‌ها و بحران اقتصادی جهانی منجر می‌شود. بنابراین، از نگاه مرشایمر، نه گزینه نظامی زمینی قابل اجراست و نه ابزار فشار انرژی به‌طور کامل در اختیار آمریکا قرار دارد؛ در نتیجه ایران از طریق موقعیت خود در بازار انرژی، اهرم فشار مؤثری علیه آمریکا حفظ می‌کند.

ایران از زمان هم به عنوان برگ برنده بهره‌برداری می‌کند

مرشایمر بر این نکته کلیدی تأکید می‌کند که در این جنگ، «زمان» به‌طور ساختاری به نفع ایران عمل می‌کند. از نگاه او، هرچه درگیری طولانی‌تر شود، فشارهای اقتصادی و سیاسی بر آمریکا تشدید می‌شود؛ اختلال در بازار انرژی، افزایش هزینه‌ها و بی‌ثباتی مالی، واشنگتن را در موقعیتی دشوار قرار داده است. در مقابل، ایران با استمرار حساب شده اقدامات و بهره‌برداری از برگ‌های برنده خود در زمان و مکان مناسب، در موقعیت چانه‌زنی قوی‌تری قرار می‌گیرد.

مرشایمر معتقد است که این روند، به‌تدریج ترامپ را به سمت استیصال سوق می‌دهد، زیرا نه می‌تواند به‌راحتی پیروزی اعلام کند و نه قادر است هزینه‌های فزاینده جنگ را مهار کند. در چنین شرایطی، ایران نه‌تنها انگیزه‌ای برای تسریع در رسیدن به توافق ندارد، بلکه کش دادن جنگ را راهی برای افزایش فشار بر طرف مقابل و کسب امتیازات بیشتر می‌داند.

پایان جنگ منوط به پذیرش شکستی تحقیرآمیز از سوی آمریکاست

مرشایمر استدلال می‌کند که اساساً به دلیل فاصله بسیار زیاد میان مطالبات ایران و آمریکا، فضای واقعی برای مذاکره تقریباً وجود ندارد؛ وضعیتی که او پیش‌تر در مورد جنگ اوکراین نیز به آن اشاره کرده بود. از نگاه او، هر دو طرف خواسته‌هایی دارند که با یکدیگر جمع‌پذیر نیست، بنابراین رسیدن به یک توافق سریع، متوازن و آبرومندانه عملاً بعید است. در چنین شرایطی، تنها سناریوی واقعی برای پایان جنگ این است که آمریکا و به‌ویژه شخص ترامپ به سمت امتیازدهی قابل توجه به ایران حرکت کند.

اما این امتیازدهی، در چارچوب تحلیل مرشایمر، نه یک مصالحه متوازن بلکه به‌معنای پذیرش نوعی شکست تحقیرآمیز برای واشنگتن تلقی می‌شود. همینجاست که گره اصلی شکل می‌گیرد: اگرچه توقف جنگ مستلزم عقب‌نشینی جدی آمریکاست، اما هزینه سیاسی چنین عقب‌نشینی برای ترامپ بسیار سنگین است.

آمریکا از روز اول جنگ در یک باتلاق گرفتار شد

از نظر مرشایمر خطای بنیادین آمریکا این بود که با تصور دستیابی به یک پیروزی سریع و قاطع وارد جنگ شد، تصوری که در تاریخ جنگ‌ها بارها تکرار شده و اغلب به بن‌بست انجامیده است. اما وقتی این سناریوی «ضربه سریع» محقق نشد، جنگ ناخواسته وارد فاز فرسایشی شد؛ جایی که به باور مرشایمر، ایران به‌دلیل ظرفیت‌های نامتقارن و اهرم‌های فشار فراوان، در جایگاه برتری قرار گرفته است. در چنین شرایطی، گزینه‌ای که معمولاً سیاستمداران برای خروج انتخاب می‌کنند، یعنی «اعلام پیروزی و عقب‌نشینی»، نیز کارایی ندارد، زیرا طرف مقابل بازیگر مستقلی است که به فشار ادامه می‌دهد، حضور نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار می‌دهد و اجازه نمی‌دهد روایت پیروزی به‌سادگی تثبیت شود.

بنابراین، از نگاه مرشایمر، آمریکا در وضعیتی گرفتار شده که نه می‌تواند پیروزی واقعی به‌دست آورد و نه حتی می‌تواند با یک اعلام پیروزی صوری از جنگ خارج شود.

کد خبر: ۳۹۹٬۶۸۵

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha