۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
از پنجه نقاب تا خشم حماسی؛ چهار دهه کوری استراتژیک آمریکا در برابر ایران
شکست یک امپراتوری در برابر منطق یک انقلاب

از پنجه نقاب تا خشم حماسی؛ چهار دهه کوری استراتژیک آمریکا در برابر ایران

حاصل عدم فهم غرب از انقلاب ایران، چیزی نبود جز زنجیره‌ای از شکست‌ها از «پنجه نقاب» تا «خشم حماسی»، شکست‌هایی که هر بار، به‌جای تضعیف ایران، به تثبیت موقعیت آن در منطقه انجامید.

بازار؛ گروه بین الملل: تقابل چهاردهه‌ای جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، صرفاً سیر نزولی قدرت یک ابرقدرت نیست؛ بلکه نمایش تمام‌عیارِ ناتوانی عمیق ساختار تصمیم‌سازی آمریکا در فهم پدیده‌ای است که با هیچ الگوی پیشین هم‌خوان نیست. واشنگتن با همان ابزارهای قرن بیستمی—کودتا، فشار نظامی، نبرد اطلاعاتی و تحریم—به مصاف انقلابی رفت که منطق آن بر بازدارندگی نامتقارن، قدرت نرم، بسیج اجتماعی و شبکه‌سازی منطقه‌ای استوار است. حاصل این عدم فهم، چیزی نبود جز زنجیره‌ای از شکست‌ها از «پنجه نقاب» تا «خشم حماسی»، شکست‌هایی که هر بار، به‌جای تضعیف ایران، به تثبیت موقعیت آن در منطقه انجامید.

تقابل چهاردهه‌ای جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، صرفاً سیر نزولی قدرت یک ابرقدرت نیست؛ بلکه نمایش تمام‌عیارِ ناتوانی عمیق ساختار تصمیم‌سازی آمریکا در فهم پدیده‌ای است که با هیچ الگوی پیشین هم‌خوان نیست.

میراث یک انقلاب فهم‌ناشده: ریشه‌های کوری استراتژیک آمریکا

قطع رابطه سیاسی ایران و آمریکا در روز بیست‌ودوم فروردین ۱۳۵۹، نه فقط پایان یک دوره و آغاز دوره‌ای دیگر، بلکه نقطه‌ای بود که در آن، واشنگتن در برابر پدیده‌ای قرار گرفت که با تمام الگوهای کلاسیک امنیتی‌اش تعارض داشت. ساختار تصمیم‌سازی ایالات متحده، از شورای امنیت ملی تا پنتاگون و دستگاه اطلاعاتی، هرگز نتوانست میان «انقلاب» و «دولت» تفاوت قائل شود. آنچه در ایران رخ داد، چیزی فراتر از تغییر یک رژیم بود؛ یک دگردیسی تمدنی، اجتماعی و ژئوپولیتیکی بود که بنیان‌های نظم منطقه‌ای مورد حمایت آمریکا را به چالش کشید.

از همان نخستین ماه‌ها، تحلیل‌گران آمریکایی، انقلاب اسلامی را «یک حادثه گذرا»، «یک شورش سیاسی قابل مهار»، یا نهایتاً «یک جابجایی قدرت قابل مدیریت» می‌پنداشتند. همین خطای اولیه، زمینه‌ساز تصمیم‌هایی شد که شکست در آنها، نه استثنا بلکه قاعده بود. آمریکا در دهه‌های بعد، در حالی‌که ایران ظرفیت‌های بازدارندگی خود را در حوزه‌های موشکی، سایبری، پهپادی و شبکه‌سازی منطقه‌ای توسعه می‌داد، همچنان با ساختار ذهنی دهه پنجاه خورشیدی به آن نگاه می‌کرد.

در دهه‌های اخیر، پژوهش‌های مؤسسات معتبر آمریکایی، از جمله «رَند»، «بروکینگز» و «شورای روابط خارجی»، بارها اعتراف کرده‌اند که واشنگتن دچار «Iran Blindness» یا «ایران‌نفهمی استراتژیک» شده است. داده‌های سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد که بیش از ۶۵ درصد تحلیل‌گران امنیتی آمریکایی معتقدند که سیاست ایالات متحده در قبال ایران «ناکام» یا «به‌شدت ناکارآمد» بوده است. این اعتراف، بازتاب شکست‌هایی است که نه در یک سال یا یک دهه، بلکه در چهاردهه انباشته شده‌اند.

در دهه‌های اخیر، پژوهش‌های مؤسسات معتبر آمریکایی، از جمله «رَند»، «بروکینگز» و «شورای روابط خارجی»، بارها اعتراف کرده‌اند که واشنگتن دچار «Iran Blindness» یا «ایران‌نفهمی استراتژیک» شده است.

از «پنجه نقاب» تا طبس: ناکامی ساختاری آمریکا در جنگ سخت

نخستین مواجهه سخت آمریکا با ایران، در همان سال‌های ابتدایی پس از انقلاب شکل گرفت. عملیات «پنجه نقاب»—نامی که از اسناد منتشرشده لانه جاسوسی به‌عنوان یکی از کودتاهای طراحی‌شده آمریکا علیه جمهوری اسلامی شناخته می‌شود—نقطه آغاز راهبردی بود که بر استفاده از ابزارهای سخت برای سرنگونی نظام استوار بود. اما این مسیر، از همان ابتدا محکوم به شکست بود.

حمله نظامی آمریکا در طبس در پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹، نخستین نمونه از «شکست با هزینه بالا» بود. گزارش بایگانی پنتاگون که در سال ۱۴۰۲ افشا شد، نشان می‌دهد طراحان عملیات باور داشتند «ایران به‌دلیل درگیری‌های داخلی، توان واکنش ندارد». این جمع‌بندی، همان خطای محاسباتی مزمنی بود که بعدها در حمایت همه‌جانبه از صدام نیز تکرار شد.

در جنگ تحمیلی، آمریکا هر کاری جز ورود رسمی به جنگ انجام داد. از تأمین اطلاعات برای ارتش عراق، تا چراغ سبز برای استفاده از سلاح شیمیایی، حمله مستقیم به ناوگان ایران در سال ۱۳۶۶، هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران در تیر ۱۳۶۷، و حمایت گسترده مالی از محور عربی–غربی علیه تهران. اما نتیجه چه شد؟ ایران نه تنها فرو نپاشید؛ بلکه پس از جنگ، پایه‌گذار یکی از منسجم‌ترین صنایع دفاعی مستقل منطقه شد.

امروز، در سال ۱۴۰۵ خورشیدی، بر اساس داده‌های پایگاه «گلوبال فایر پاور»، ایران در حوزه موشکی، پهپادی و جنگ نامتقارن در سه قدرت اول منطقه و در برخی شاخص‌ها در ده قدرت برتر جهان قرار دارد. این موقعیت، نتیجه مستقیم همان فشارهای نظامی اولیه آمریکا است که ناخواسته ایران را به سمت خودکفایی دفاعی و بازدارندگی پایدار سوق داد.

آنچه واشنگتن هرگز درک نکرد، پیوند ژرف ایدئولوژیک میان مردم و رهبری انقلاب بود. از حمایت از سازمان منافقین در دهه شصت، تا راهبردهای «فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا» در دهه هشتاد، و سپس سرمایه‌گذاری سنگین بر اعتراضات ۱۳۸۸ و اغتشاشات ۱۴۰۴، همه و همه بر یک تحلیل غلط بنا شده بود: این‌که جمهوری اسلامی «ضعیف»، «در آستانه فروپاشی»، یا «فاقد مشروعیت اجتماعی» است.

جنگ نرم، شکست بزرگ‌تر: از لانه جاسوسی تا عملیات «خشم حماسی»

اگر شکست آمریکا در جنگ سخت، آشکار و قابل رؤیت بود، شکست در جنگ نرم و اطلاعاتی، عمیق‌تر و ساختاری‌تر بوده است. تسخیر لانه جاسوسی در سیزدهم آبان ۱۳۵۸، ضربه‌ای به «مغز عملیات اطلاعاتی آمریکا در منطقه» بود. در همان سال‌ها، سازمان سیا در گزارش محرمانه‌ای نوشت: «ایران در حال تبدیل‌شدن به یک منطقه کور اطلاعاتی برای آمریکا است.» این وضعیت، تا سال ۱۴۰۵ نیز تقریباً ادامه یافته است.

آنچه واشنگتن هرگز درک نکرد، پیوند ژرف ایدئولوژیک میان مردم و رهبری انقلاب بود. از حمایت از سازمان منافقین در دهه شصت، تا راهبردهای «فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا» در دهه هشتاد، و سپس سرمایه‌گذاری سنگین بر اعتراضات ۱۳۸۸ و اغتشاشات ۱۴۰۴، همه و همه بر یک تحلیل غلط بنا شده بود: این‌که جمهوری اسلامی «ضعیف»، «در آستانه فروپاشی»، یا «فاقد مشروعیت اجتماعی» است.

اما نقطه اوج این کوری اطلاعاتی، عملیات نظامی «خشم حماسی» بود. براساس گزارش‌های منتشرشده از سوی شبکه خبری NBC و روزنامه گاردین، این عملیات توسط یک شبکه ترکیبی متشکل از بخش‌هایی از سازمان سیا، موساد و چند سرویس اروپایی طراحی شده بود و هدف آن «ایجاد خلأ رهبری و آغاز دومینوی فروپاشی داخلی» عنوان شده بود. اما پاسخ ایران—پاسخی که تحلیل‌گران غربی آن را «بزرگ‌ترین نمایش قدرت بازدارندگی ایران» نامیدند—تمام محاسبات آمریکا را فرو ریخت.

پس از این عملیات، مؤسسه «رَند» در گزارشی در سال ۱۴۰۵ نوشت: «ایران نشان داد که نه‌تنها آسیب‌پذیر نیست، بلکه توان ضربه زدن به منافع آمریکا را بیش از هر زمان دیگری دارد.»

نقطه اوج این کوری اطلاعاتی، عملیات نظامی «خشم حماسی» بود. این عملیات توسط یک شبکه ترکیبی متشکل از بخش‌هایی از سازمان سیا، موساد و چند سرویس اروپایی طراحی شده بود و هدف آن «ایجاد خلأ رهبری و آغاز دومینوی فروپاشی داخلی» عنوان شده بود. اما پاسخ ایران—پاسخی که تحلیل‌گران غربی آن را «بزرگ‌ترین نمایش قدرت بازدارندگی ایران» نامیدند—تمام محاسبات آمریکا را فرو ریخت.

تحریم‌ها؛ پروژه‌ای که به ضد خود تبدیل شد

تحریم‌های آمریکا علیه ایران، از ابتدای دهه شصت تا امروز، یکی از طولانی‌ترین رژیم‌های تحریمی در تاریخ معاصر است. واشنگتن تصور می‌کرد که با «فشار حداکثری» قادر خواهد بود اقتصاد ایران را فلج و مردم را علیه نظام تحریک کند. اما این پروژه، در عمل به بزرگ‌ترین شکست اقتصادی–سیاسی آمریکا تبدیل شد.

آمارهای جدید سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد:

- سهم ایران از بازار تجارت منطقه، علی‌رغم تحریم، بیش از ۲۵ درصد افزایش یافته است.

- صادرات غیرنفتی ایران در سال ۱۴۰۳ به بیش از ۶۰ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که در سال ۱۳۹۷ تنها ۴۴ میلیارد دلار بود.

- صنعت پهپادی ایران، به اذعان وزارت دفاع آمریکا، در سال ۱۴۰۳ «بزرگ‌ترین چالش تکنولوژیک برای ارتش‌های غربی» بوده است.

- ظرفیت غنی‌سازی ایران از ۳۰۰ کیلوگرم در سال ۱۳۹۴ به بیش از ۹۰۰۰ کیلوگرم در سال ۱۴۰۳ رسید.

تحریم‌ها نه تنها نتوانستند اقتصاد ایران را فرو بپاشند، بلکه موجب شکل‌گیری «اقتصاد مقاومتی»، تعمیق همکاری با شرق، کاهش وابستگی ارزی، و رشد صنایع دانش‌بنیان شدند. صندوق بین‌المللی پول در گزارش سال ۱۴۰۴ خود، نرخ رشد اقتصادی ایران را ۳/۱ درصد ارزیابی کرده است—رقمی که برای اقتصادی تحت شدیدترین تحریم‌های تاریخ، یک شکست آشکار برای استراتژی آمریکا محسوب می‌شود.

چهاردهه پس از انقلاب، نفوذ منطقه‌ای ایران، مهم‌ترین نشانه شکست سیاست‌های آمریکا به شمار می‌رود. واشنگتن با صرف تریلیون‌ها دلار در عراق، افغانستان، سوریه و خلیج فارس، نتوانست نظم مطلوب خود را ایجاد کند. اما ایران، بدون اشغال نظامی و بدون هزینه‌های عظیم، یک شبکه قدرت منطقه‌ای ایجاد کرد که امروز، ستون اصلی امنیت خاورمیانه است.

قدرت منطقه‌ای ایران: شکست راهبردی واشنگتن در قلب خاورمیانه

چهاردهه پس از انقلاب، نفوذ منطقه‌ای ایران، مهم‌ترین نشانه شکست سیاست‌های آمریکا به شمار می‌رود. واشنگتن با صرف تریلیون‌ها دلار در عراق، افغانستان، سوریه و خلیج فارس، نتوانست نظم مطلوب خود را ایجاد کند. اما ایران، بدون اشغال نظامی و بدون هزینه‌های عظیم، یک شبکه قدرت منطقه‌ای ایجاد کرد که امروز، ستون اصلی امنیت خاورمیانه است.

ایران اکنون بازیگری تعیین‌کننده در عراق، لبنان، یمن، فلسطین و حتی در معادلات آسیای مرکزی و قفقاز است. گزارش سال ۱۴۰۴ «مرکز مطالعات امنیتی اروپا» می‌گوید: «ایران تنها بازیگری است که در تمام بحران‌های غرب آسیا نقش فعال، پایدار و تأثیرگذار دارد.» این نفوذ، محصول قدرت سخت نیست؛ حاصل ترکیبی از مشروعیت اجتماعی، پیوندهای فرهنگی، حمایت مردمی و مدل بازدارندگی نامتقارن است.

اکنون دیگر واشنگتن در موضع حمله نیست؛ در موضع «مدیریت شکست» است. در حالی‌که ایران، وارد مرحله‌ای شده که تحلیل‌گران آن را «بلوغ راهبردی جمهوری اسلامی» می‌نامند—مرحله‌ای که در آن، تهران نه فقط یک قدرت منطقه‌ای، بلکه یک بازیگر تأثیرگذار جهانی است.

از گذشته تا آینده: پایان هژمونی آمریکا و ظهور ایران به‌عنوان بازیگر تعیین‌کننده

اگر از سال ۱۳۵۸ تا ۱۴۰۵ را یک دوره کامل در نظر بگیریم، می‌توان گفت که سیاست آمریکا در قبال ایران، یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های راهبردی تاریخ معاصر این کشور بوده است. از شکست در کودتا تا ناتوانی در تحریم، از ناکامی در مهار نفوذ منطقه‌ای تا شکست در عملیات‌های اطلاعاتی، از سوءبرداشت‌های سیاسی تا فهم غلط از ماهیت انقلاب، همه و همه نشان می‌دهد که آمریکا با یک واقعیت جدید روبه‌روست: ایران نه تهدیدی زودگذر، بلکه یک بازیگر تثبیت‌شده و قدرت‌مند منطقه‌ای است.

امروز، هژمونی آمریکا در غرب آسیا فرو ریخته است؛ نه به‌خاطر تصمیم ایران، بلکه به‌خاطر ناتوانی آمریکا در درک تحولات. نظم جدید منطقه‌ای بر محور «قدرت‌های مستقل» شکل گرفته و ایران، یکی از ستون‌های اصلی آن است.

از «پنجه نقاب» تا «خشم حماسی»، تهران در برابر هر فشار، قوی‌تر و منسجم‌تر شده است. این مسیر نشان داد قدرت‌های بزرگ، وقتی با فهمی غلط وارد میدان شوند، از ابزارهای فراوان خود نیز بهره‌ای نخواهند برد. تاریخ تقابل ایران و آمریکا، از این پس نیز ادامه دارد، اما شکل آن تغییر کرده است. اکنون دیگر واشنگتن در موضع حمله نیست؛ در موضع «مدیریت شکست» است. در حالی‌که ایران، وارد مرحله‌ای شده که تحلیل‌گران آن را «بلوغ راهبردی جمهوری اسلامی» می‌نامند—مرحله‌ای که در آن، تهران نه فقط یک قدرت منطقه‌ای، بلکه یک بازیگر تأثیرگذار جهانی است.

کد خبر: ۳۹۹٬۶۷۷

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha