بازار؛ گروه بین الملل: با گذشت بیش از ۲۲ روز از جنگ میان ایران با ائتلاف آمریکا و اسرائیل، بسیاری از فکت های موجود در میدان به نسبت روزهای نخست جنگ، دستخوش تغییرات بزرگی شده است. ایران که در نخستین روز جنگ، متحمل خسارات فراوان به ویژه شهادت رهبر شهید انقلاب شده و صدراعظم آلمان صراحتا نوید روزهای پسا جمهوری اسلامی را داده بود، از نیمه دوم به صورت آهسته و همراه با صبر استراتژیک، موفق شد ضربات سهمگینی به جبهه دشمن متخاصم وارد آورد. شکار جنگنده های F-۳۵ یا سامانه پدافندی تاد که تا همین یک ماه پیش، در اختیار داشتن چند فروند/دستگاه از آنها می توانست خیال هر کشوری را از توان نظامی خود آسوده سازد، اکنون به بزرگترین دغدغه سرمایه گذاران ناتو روی این پروژه های فوق گران آمریکایی تبدیل شده است.
تغییر میدان دیپلماسی با کمک میدان
چند روز پیش از آغاز جنگ و در جریان آخرین دور از مذاکرات اران و آمریکا در سوئیس، مقامت های ارشد کاخ سفید رئیس جمهور ایالات متحده صراحتا از بندهایی چون انتقال اورانیوم ذخیره شده با غنای بالای ایران به خارج، دست کشیدن تهران از حمایت محور مقاومت، محدودسازی صنعت موشکی و تعلیق فعالیت های هسته ای تا ۱۰ سال را به عنوان شروط خود مطرح کرده بودند، اکنون ظرف حدود یک ماه، در برابر شروط ایران برای پذیرش آتش بس قرار گرفته است.
آخرین پیش شرط های مطرح شده از سوی سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه و دیگر مقام های ارشد نظام، برای پذیرش مذاکرات آتش بس عبارتند از تعهد رسمی آمریکا و اسرائیل برای عدم تجاوز به خاک ایران، پرداخت خسارات وارد آمده به ایران، به رسمیت شناختن حق ایران برای فعالیت های هسته ای، تعریف رژیم حقوقی جدید برای تنگه هرمز و حتی برداشته شدن تحریم های وضع شده علیه تهران طی سال های گذشته.
این شرایط به وضوح نشانگر حرکتی معکوس در روند دیپلماسی میان ایران و آمریکا است که از طریق پاسخ موشکی تهران به سمت پایگاه های آمریکا و هدف قرار دادن سرزمین های اشغالی، ظرف مدت بسیار کوتاه به دست آمده است.
فردای پس از جنگ چه خواهد شد!؟
اما در این میان، سوالی که بیش از همه، ذهن ایرانیان را به خود معطوف ساخته این است که با فرض ادامه موفقیت ایران در دفاع و رفتن دو طرف به پای میز مذاکره، چه رخ خواهد داد؟ نخست اینکه باید در نظر داشت که هیچ جنگی در طول تاریخ دائمی نبوده و سرنجام هر نزاعی یک پایان نیز دارد. پس بازگشت تهران و واشنگتن به میز مذاکرات آتش بس، دیر یا زود اجتناب ناپذیر است.
اما همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، ماهیت و شرایط چنین مذاکراتی دستکم تا اینجای کار به نسبت روزهای پیش از جنگ کاملا تغییر کرده است. اگر ایران موفق شود شروط خود در مذاکرات آتش بس را به طرف مقابل بر اساس همین فهرست اعلام شده از سوی مقام های ارشد کشور تحمیل کند، باید گفت که خروجی چنین جنگی، ظهور نوعی قدرت میانی جدید در نظام بین الملل است که می توان آن را با دوران چین در زمان مائو مایسه کرد؛ قدرت نظامی نوظهوری که تنها چند دهه بعد به بزرگترین غول صنعتی جهان تبدیل شد. ایران نیز با برخورداری از موقعیت ژئوپولیتیک ویژه خود در غرب آسیا و برخورداری از فاکتورهایی چون نیروی انسانی متخصص و جوان، زیرساخت های صنعتی مناسب، دانش تولید بومی قوی و... و. می تواند در همان مسیر قرار بگیرد.
مهمتر اینکه جمهوری اسلامی ایران در جریان این جنگ ثابت کرد که قدرت ایران برای حفظ دارایی های سرمایه گذاران خارجی، با کشورهای عربی منطقه قابل قیاس نبوده که در صورت همراهی تسهیل مقررات سرمایه گذاری خارجی در کشور در دوران پس از جنگ، چنین کشوری برای سرمایه گذاران خارجی دقیقا همان نقش چین در دوران پس از جنگ جهانی دوم را ایفا خواهد کرد: امن، مستقل و مطمئن!





نظر شما