بازار؛ گروه بین الملل: با افزایش دامنه جنگ میان ایران با ائتلاف آمریکا و اسرائیل در خلیج فارس، شبکه سیانان به نقل از یک مقام ارشد ایرانی مدعی شده که ایران در حال بررسی اعطای اجازه عبور به تعداد محدودی از نفتکشها از تنگه هرمز است، مشروط به اینکه تمامی این معاملات نفتی با یوان چین انجام شود. این دومین باری است که طی روزهای گذشته، خبرگزاری های خارجی از مطرح شدن چنین شرطی به عنوان شرط عبور نفتکش کشورهای غیرمتخاصم خبر می دهند.
اما سوال اینجاست که چنین اقدامی چه ضربه ای به اقتصاد آمریکا وارد خواهد آورد و اساسا، هدف ایران از انجام چنین اقداماتی چیست؟
ضربه بزرگ اقدام ایران به اعتبار پترو دلار
بر اساس آخرین اطلاعات منتشر شده از سوی آژانس بین المللی انرژی (IEA)، دستکم بین ۲۰ الی ۲۵ درصد نفت جهان از تنگه هرمز عبور کرده و صادر شده که این مقدار، شامل ۲۰ الی ۲۱ میلیون بشکه نفت در روز می شود. با فرض ابقای قیمت نفت در محدوده بالای ۱۰۰ دلار، روزانه ۲.۱۱ میلیارد دلار نفت در شرایط غیر جنگی از این تنکه عبور می کند. از سوی دیگر، میزان صادرات گاز طبیعی از این تنگه نیز بیش از ۷۰ میلیارد دلار در سال برآورد شده و همچنین، سهم مبادلات غیر نفتی تنگه هرمز نیز بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار در سال است. مجموع این ارقام به بالای ۱.۳ تریلیون دلار در سال خواهد بود که اکنون، با وضع مقررات جدید اعلامی از سوی ایران، این حجم تجاری سنگین به سبد ارزی چین منتقل خواهد شد.
کاهش قدرت دلار و تبعات آن برای اقتصاد آمریکا
همانطور که می دانیم، شاخص دلار نشانگر میزان سهم ارز رسمی آمریکا از سبد فارکس است که افزایش این شاخص نشانگر رشد استفاده از دلار در مبادلات ارزی جهان بوده و برعکس. با این حساب، اگر ایران بتواند مقررات تازه خود را در تنگه هرمز اعمال کند، به طور طبیعی می بایست شاهد کاهش قدرت دلار و میزان تقاضا برای ارز رسمی ایالات متحده در مبادلات ارزی جهان باشیم. رابطه بین شاخص دلار (U.S. Dollar Index – DXY) و سوددهی اوراق قرضه دولتی آمریکا (U.S. Treasury Yields) یکی از مهمترین پیوندهای کلان مالی در اقتصاد جهانی است. این دو متغیر معمولاً در یک جهت حرکت میکنند. با این حساب، کاهش قدرت دلار معمولا می تواند منجر به کاهش میزان بازدهی اوراق قرضه در آمریکا شود. همین امر، میزان جذابیت سرمایه گذاری (به ویژه سرمایه گذاری خارجی) در بخش اوراق را تا حد زیادی کاهش داده و منجر به کاهش تقاضا برای دلار خواهد شد.
میزان کاهش تقاضا برای یک ارز رسمی همچنین می تواند تبعات دیگری همچون افزایش نقدینگی و یا هدایت بازار سرمایه به سمت بازارهایی چون فلزات گرنبها در پی داشته باشد. انتهای چنین مسیری نیز معمولا واضح است: افزایش نرخ تورم و کاهش اعتمادپذیری دلار برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی؛ تبعاتی که به نظر می رسد دونالد ترامپ و دولت وی می بایست به زودی خود را برای مواجهه با آنها آماده کنند.
جنگ و صلح، برای همه!
پیام ایران در وضع مقررات مربوط به لزوم پرداخت هزینه خرید نفت به دلار و یا اقداماتی مشابه مانند هدف قرار دادن شرکای نفتی آمریکا در کشورهای عربی، بسیار واضح است: جنگ یا صلح برای همه و نه تنها یک کشور!
همانطور که رهبر شهید انقلاب نیر بارها تاکید کردند، ماهیت جنگ در خاورمیانه تغییر کرده و شرایط کمتر شباهتی با زمان تجاوز نظامی آمریکا به عراق یا افغانستان دارد. واشنگتن به خوبی دریافته که هزینه جنگ نه تنها برای ایران، بلکه برای آمریکا و تمامی کشورهای منطقه نیز خواهد بود. نکته مهم اینکه در این میان، میزان خسارت وارد آمده به زیرساخت های اقتصادی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به مراتب بیش از ایران، به عنوان طرف اصلی این جنگ بوده است. جمهوری اسلامی ایران طی بیش از ۲ دهه گذشته، تحت سخت ترین تحریم های بین المللی به ویژه تحریم های یکجانبه آمریکا قرار داشته است. حقیقت امر این است که اقتصاد ایران به دلیل دوری بیش از حد از بازارهای جهانی، کمتر وابستگی به بازارهای جهانی و سرمایه گذاری های خارجی دارد. اما در کشورهای حاشیه خلیج فارس اوضاع کاملا برعکس است. این کشورها و حتی آمریکا و اسرائیل به عنوان آغاز کنندگان این جنگ، وابستگی بسیار زیادی به سرمایه گذاری های خارجی داشته و بازار سرمایه آنها نیز بر همین اساس تشکیل شده است. اکنون با رخت بر بستن شرکت های بزرگ سرمایه گذاری آمریکایی و اروپایی از این کشورها به ویژه امارات، امنیت اقتصادی و بازار سرمایه این کشورها آسیب بسیار قابل توجهی متحمل شده است؛ وضعیتی که می تواند در صورت ادامه روند جنگ برای هفته های آتی، تشدید شده و منجر به ورشکستگی بسیاری از شرکت های چند ملیتی واقع در این کشورها شود.





نظر شما