۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۲:۴۴
مرشایمر: تحریم‌های آمریکا طی نیم‌قرن ۳۸ میلیون قربانی گرفته است
تحریم به‌مثابه سلاح؛ بازخوانی انتقاد تند یک نظریه‌پرداز آمریکایی از سیاست خارجی واشنگتن

مرشایمر: تحریم‌های آمریکا طی نیم‌قرن ۳۸ میلیون قربانی گرفته است

مرشایمرتأکید کرده است که آمریکا از تحریم‌ها به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار گسترده بر جوامع استفاده می‌کند و این سیاست عملاً به مجازات جمعی ملت‌ها تبدیل شده است.

بازار؛ گروه بین الملل: اظهارات تند جان مرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل در آمریکا، بار دیگر بحث درباره ماهیت تحریم‌های اقتصادی واشنگتن را به صدر تحلیل‌های ژئوپلیتیک بازگردانده است. او با اشاره به آمارهایی از آثار انسانی تحریم‌ها در فاصله سال‌های ۱۹۷۱ تا ۲۰۲۱ می‌گوید سیاست فشار اقتصادی آمریکا نه‌تنها ابزار دیپلماسی نیست، بلکه به یکی از مرگبارترین ابزارهای اعمال قدرت در نظام بین‌الملل تبدیل شده است؛ ابزاری که به گفته او میلیون‌ها قربانی برجای گذاشته و حتی مشروعیت اخلاقی ایالات متحده را زیر سؤال برده است.

جان مرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگو و از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان مکتب رئالیسم تهاجمی، در اظهاراتی کم‌سابقه تأکید کرده است که ایالات متحده از تحریم‌ها به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار گسترده بر جوامع استفاده می‌کند. او معتقد است این سیاست عملاً به مجازات جمعی ملت‌ها تبدیل شده است.

تحریم اقتصادی؛ از ابزار دیپلماسی تا سلاح ژئوپلیتیک

در ادبیات رسمی سیاست خارجی آمریکا، تحریم اقتصادی معمولاً به‌عنوان جایگزینی برای جنگ مستقیم معرفی می‌شود؛ ابزاری که با هدف وادار کردن دولت‌ها به تغییر رفتار بدون توسل به نیروی نظامی به کار گرفته می‌شود. با این حال، طی دهه‌های اخیر بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی و اقتصاد سیاسی این روایت را به چالش کشیده‌اند.

جان مرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگو و از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان مکتب رئالیسم تهاجمی، در اظهاراتی کم‌سابقه تأکید کرده است که ایالات متحده از تحریم‌ها به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار گسترده بر جوامع استفاده می‌کند. او معتقد است این سیاست عملاً به مجازات جمعی ملت‌ها تبدیل شده است.

بر اساس تحلیل‌های دانشگاهی درباره سیاست تحریم‌ها، از دهه ۱۹۷۰ به بعد استفاده از این ابزار به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. در حالی که تا پیش از دهه ۱۹۹۰ تحریم‌ها بیشتر در چارچوب سازمان ملل اعمال می‌شدند، پس از پایان جنگ سرد ایالات متحده به بازیگر اصلی در طراحی و اجرای تحریم‌های یک‌جانبه تبدیل شد.

در این دوره، واشنگتن از تحریم‌ها علیه طیف گسترده‌ای از کشورها استفاده کرده است؛ از ایران و عراق گرفته تا کوبا، ونزوئلا، روسیه، سوریه و کره شمالی. نتیجه این روند، شکل‌گیری چیزی است که برخی تحلیلگران آن را اقتصاد تحریم جهانی می‌نامند؛ شبکه‌ای از محدودیت‌های مالی، بانکی و تجاری که می‌تواند اقتصاد یک کشور را در مدت کوتاهی فلج کند.

از دهه ۱۹۷۰ به بعد استفاده از ابزار تحریم به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. در حالی که تا پیش از دهه ۱۹۹۰ تحریم‌ها بیشتر در چارچوب سازمان ملل اعمال می‌شدند، پس از پایان جنگ سرد ایالات متحده به بازیگر اصلی در طراحی و اجرای تحریم‌های یک‌جانبه تبدیل شد.

آمار جنجالی ۳۸ میلیون قربانی؛ بحثی که دوباره زنده شد

یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های سخنان مرشایمر اشاره به آماری است که می‌گوید تحریم‌های آمریکا طی نیم‌قرن گذشته حدود ۳۸ میلیون نفر را به کام مرگ کشانده است. این عدد که در برخی پژوهش‌های دانشگاهی درباره پیامدهای انسانی تحریم‌ها مطرح شده، موضوع بحث‌های فراوانی در محافل علمی و سیاسی بوده است.

مطالعاتی که بر آثار انسانی تحریم‌ها تمرکز دارند معمولاً از روش‌های آماری برای بررسی افزایش مرگ‌ومیر، سوءتغذیه و فروپاشی سیستم‌های درمانی در کشورهای تحت تحریم استفاده می‌کنند. به‌عنوان مثال، بررسی‌هایی درباره تحریم‌های عراق در دهه ۱۹۹۰ نشان می‌دهد که محدودیت‌های شدید اقتصادی باعث کاهش دسترسی به دارو، تجهیزات پزشکی و مواد غذایی شد.

گزارش‌هایی که در سال‌های اخیر منتشر شده‌اند نشان می‌دهند در برخی کشورها، تحریم‌های مالی باعث شده حتی خرید داروهای حیاتی نیز با دشواری جدی مواجه شود. در چنین شرایطی، اثرات تحریم‌ها تنها به اقتصاد محدود نمی‌شود و به حوزه سلامت عمومی و رفاه اجتماعی نیز گسترش پیدا می‌کند.

از نگاه منتقدان، همین پیامدهای انسانی است که تحریم‌ها را به ابزاری بسیار بحث‌برانگیز تبدیل کرده است. آن‌ها معتقدند اگرچه هدف رسمی تحریم‌ها تغییر رفتار دولت‌هاست، اما در عمل بیشترین فشار بر شهروندان عادی وارد می‌شود.

در چارچوب سیاست خارجی آمریکا، تحریم‌ها معمولاً بخشی از یک استراتژی بزرگ‌تر به نام فشار حداکثری هستند. این رویکرد بر این فرض استوار است که اگر اقتصاد یک کشور به اندازه کافی تحت فشار قرار گیرد، جامعه داخلی علیه حکومت خود شورش خواهد کرد یا دولت مجبور به تغییر سیاست‌هایش می‌شود.

استراتژی فشار حداکثری و منطق پشت آن

در چارچوب سیاست خارجی آمریکا، تحریم‌ها معمولاً بخشی از یک استراتژی بزرگ‌تر به نام فشار حداکثری هستند. این رویکرد بر این فرض استوار است که اگر اقتصاد یک کشور به اندازه کافی تحت فشار قرار گیرد، جامعه داخلی علیه حکومت خود شورش خواهد کرد یا دولت مجبور به تغییر سیاست‌هایش می‌شود.

مرشایمر در سخنان خود به همین منطق اشاره کرده و می‌گوید تحریم‌ها عمداً طراحی می‌شوند تا فشار اقتصادی مستقیم بر مردم وارد کنند. به گفته او، هدف این است که شهروندان در نهایت دولت خود را مسئول شرایط اقتصادی بدانند و علیه آن اقدام کنند.

این رویکرد در سال‌های اخیر به‌ویژه در قبال ایران، ونزوئلا و روسیه به شکل برجسته‌ای دیده شده است. تحریم‌های بانکی، محدودیت‌های صادرات نفت، قطع دسترسی به سیستم مالی بین‌المللی و مسدودسازی دارایی‌ها از جمله ابزارهایی هستند که برای تشدید فشار اقتصادی استفاده می‌شوند.

با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که موفقیت چنین سیاستی همواره محل تردید بوده است. بسیاری از مطالعات نشان می‌دهند تحریم‌ها در موارد زیادی به تغییر رژیم یا تغییر سیاست اساسی منجر نشده‌اند و حتی گاهی باعث تقویت انسجام داخلی در کشور هدف شده‌اند.

مرشایمر در سخنان خود به همین منطق اشاره کرده و می‌گوید تحریم‌ها عمداً طراحی می‌شوند تا فشار اقتصادی مستقیم بر مردم وارد کنند. به گفته او، هدف این است که شهروندان در نهایت دولت خود را مسئول شرایط اقتصادی بدانند و علیه آن اقدام کنند.

تأثیر تحریم‌ها بر ساختار اقتصاد و جامعه کشورها

یکی از مهم‌ترین پیامدهای تحریم‌های گسترده، تغییر ساختار اقتصادی کشورهاست. زمانی که یک کشور با محدودیت‌های شدید مالی و تجاری مواجه می‌شود، معمولاً اقتصاد آن به سمت سازوکارهای غیررسمی و شبکه‌های جایگزین حرکت می‌کند.

در بسیاری از موارد، تحریم‌ها باعث افزایش تورم، کاهش ارزش پول ملی و افت شدید سرمایه‌گذاری خارجی شده‌اند. برای مثال، اقتصاد کشورهایی که تحت تحریم‌های سنگین قرار گرفته‌اند اغلب با کاهش رشد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری مواجه شده است.

در کنار پیامدهای اقتصادی، تحریم‌ها تأثیرات اجتماعی عمیقی نیز دارند. کاهش دسترسی به دارو، تجهیزات پزشکی و مواد غذایی می‌تواند مستقیماً بر سلامت عمومی تأثیر بگذارد. همچنین کاهش درآمد دولت‌ها اغلب به افت سرمایه‌گذاری در آموزش، بهداشت و زیرساخت‌ها منجر می‌شود.

این پیامدها باعث شده است بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری درباره استفاده گسترده از تحریم‌ها هشدار دهند و خواستار بازنگری در این سیاست شوند.

در بسیاری از موارد، تحریم‌ها باعث افزایش تورم، کاهش ارزش پول ملی و افت شدید سرمایه‌گذاری خارجی شده‌اند. برای مثال، اقتصاد کشورهایی که تحت تحریم‌های سنگین قرار گرفته‌اند اغلب با کاهش رشد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری مواجه شده است.

شکاف در داخل آمریکا؛ نقدهای فزاینده به سیاست تحریم

اظهارات مرشایمر تنها نمونه‌ای از موج رو به رشد انتقادها در داخل آمریکا نسبت به سیاست تحریم‌هاست. در سال‌های اخیر شماری از اقتصاددانان، تحلیلگران امنیتی و حتی برخی سیاستمداران آمریکایی درباره کارآمدی و پیامدهای اخلاقی این ابزار ابراز تردید کرده‌اند.

منتقدان می‌گویند تحریم‌های فراگیر می‌توانند به اعتبار بین‌المللی آمریکا آسیب بزنند. از دید آن‌ها، استفاده مکرر از تحریم‌های یک‌جانبه باعث شده بسیاری از کشورها به دنبال ایجاد سیستم‌های مالی جایگزین برای کاهش وابستگی به دلار باشند.

نمونه‌هایی از این روند را می‌توان در تلاش‌های برخی قدرت‌های اقتصادی برای گسترش تجارت با ارزهای محلی یا ایجاد شبکه‌های پرداخت مستقل مشاهده کرد. چنین اقداماتی در بلندمدت می‌تواند نفوذ اقتصادی آمریکا در نظام مالی جهانی را تضعیف کند.

به همین دلیل، برخی تحلیلگران معتقدند استفاده بیش از حد از تحریم‌ها ممکن است در نهایت به کاهش قدرت ژئوپلیتیک خود آمریکا منجر شود.

افزایش انتقادها از پیامدهای انسانی تحریم‌ها و ظهور سازوکارهای مالی جایگزین در حال تغییر دادن قواعد بازی هستند. اگر کشورها بتوانند وابستگی خود به سیستم مالی تحت کنترل آمریکا را کاهش دهند، اثرگذاری تحریم‌ها نیز کاهش خواهد یافت.

آینده تحریم‌ها در نظم جهانی در حال تغییر

تحولات ژئوپلیتیک سال‌های اخیر نشان می‌دهد جهان در حال ورود به دوره‌ای از رقابت قدرت‌های بزرگ است؛ دوره‌ای که در آن ابزارهای اقتصادی بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده‌اند. در چنین فضایی، تحریم‌ها احتمالاً همچنان یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ باقی خواهند ماند.

با این حال، افزایش انتقادها از پیامدهای انسانی تحریم‌ها و ظهور سازوکارهای مالی جایگزین در حال تغییر دادن قواعد بازی رهستند. اگر کشورها بتوانند وابستگی خود به سیستم مالی تحت کنترل آمریکا را کاهش دهند، اثرگذاری تحریم‌ها نیز کاهش خواهد یافت.

اظهارات تند جان مرشایمر را می‌توان نشانه‌ای از همین بحث در حال گسترش دانست؛ بحثی درباره اینکه آیا تحریم‌ها واقعاً ابزاری مشروع برای مدیریت روابط بین‌الملل هستند یا نوعی جنگ اقتصادی که هزینه اصلی آن را مردم عادی می‌پردازند.

پاسخ به این پرسش هنوز روشن نیست، اما یک نکته مشخص است: با افزایش رقابت ژئوپلیتیک و تغییر توازن قدرت در جهان، مناقشه بر سر مشروعیت و کارآمدی تحریم‌ها به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاست بین‌الملل در دهه‌های آینده تبدیل خواهد شد.

کد خبر: ۳۹۷٬۱۴۹

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha