۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۵۸
تغییر معادلات جهانی؛ چگونه جنگ غزه افکار عمومی را به نفع ایران متحول کرده است؟
ترک در کمپین جهانی علیه ایران

تغییر معادلات جهانی؛ چگونه جنگ غزه افکار عمومی را به نفع ایران متحول کرده است؟

جنگ غزه نه تنها یک بحران انسانی فاجعه‌بار، بلکه یک کاتالیزور قدرتمند برای دگرگونی معادلات ژئوپلیتیکی و افکار عمومی بوده است.

بازار؛ گروه بین الملل: جهان در ماه‌های اخیر شاهد یکی از بی‌سابقه‌ترین جنبش‌های همبستگی مردمی در تاریخ معاصر بوده است. جنگ غزه، با تصاویر دلخراش ویرانی‌ها و بحران انسانی فاجعه‌بار، اکثریت قریب به اتفاق جوامع جهانی را، از پایتخت‌های اروپایی گرفته تا خیابان‌های آمریکای لاتین و کشورهای آسیایی، در یک صف متحد علیه سیاست‌های دولت صهیونیستی قرار داد. این همگرایی بی‌نظیر، فراتر از یک حمایت کلاسیک از فلسطین رفته و به یک پدیده ژئوپلیتیکی پیچیده تبدیل شده است؛ پدیده‌ای که در آن، دشمنی دیرینه غرب صهیونیستی با جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت، به طرز غیرمنتظره‌ای در حال بازتعریف است.

به نظر می رسد همگرایی بی‌نظیرمردم جهان در جنگ غزه، فراتر از یک حمایت کلاسیک از فلسطین رفته و به یک پدیده ژئوپلیتیکی پیچیده تبدیل شده است؛ پدیده‌ای که در آن، دشمنی دیرینه غرب صهیونیستی با جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت، به طرز غیرمنتظره‌ای در حال بازتعریف است.

پارادایم فشار حداکثری و ساختن یک هیولای جهانی

برای درک عمق تغییر کنونی، باید به تصویری که پیش از ۷ اکتبر و آغاز جنگ غزه از ایران در سطح جهانی ترسیم شده بود، بازگردیم. در بیش از نیم دهه گذشته، یک کمپین رسانه‌ای و سیاسی بی‌سابقه با هدف ایران‌هراسی و معرفی ایران به عنوان تهدید اصلی صلح و امنیت جهانی به اجرا درآمد. این کمپین ستون‌های اصلی خود را از بازیگران کلیدی زیر دریافت می‌کرد:

۱. دولت دونالد ترامپ در آمریکا: با خروج یکجانبه از برجام و اجرای سیاست فشار حداکثری، دولت ترامپ تلاش کرد تا با اعمال شدیدترین تحریم‌های تاریخ، اقتصاد ایران را فلج و مردم را علیه جمهور اسلامی ایران بشوراند. این سیاست با یک جنگ روانی همه‌جانبه همراه بود که ایران را به عنوان حامی اصلی تروریسم، ناقض حقوق بشر و تهدیدی برای متحدان منطقه‌ای آمریکا به تصویر می‌کشید.

۲. دولت بنیامین نتانیاهو در اسرائیل: نتانیاهو، که خود با مشکلات داخلی دست و پنجه نرم می‌کرد، همواره ایران را به عنوان ابزاری برای منحرف کردن افکار عمومی داخلی و بین‌المللی و توجیه سیاست‌های تهاجمی اسرائیل به کار گرفت. سخنرانی‌های او در مجمع عمومی سازمان ملل، با نمایش کارتون‌ها و نمودارهای بمب‌آمیز، تلاش داشت تا برنامه هسته‌ای ایران را به عنوان یک خطر وجودی برای جهان و یهودیان معرفی کند.

۳. برخی دولت‌های اروپایی: کشورهایی مانند بریتانیا، فرانسه و آلمان، هرچند در ظاهر از حفظ برجام حمایت می‌کردند، اما در عمل به ائتلاف ضدایرانی پیوسته و در زمینه‌هایی مانند حقوق بشر، برنامه موشکی و ثبات‌زدایی در منطقه، سیاست‌های واشنگتن و تل‌آویو را تأیید می‌کردند. رسانه‌های بزرگ اروپایی نیز نقش مهمی در بازتولید این روایت ایفا کردند.

۴. دولت های عربی به محوریت عربستان سعودی: دولت های عربی که محور مقاومت به رهبری ایران را تهدیدی برای خود می شناختند با همراهی جریان های سلفی تبلیغات گسترده ای را در جهان اسلام علیه ایران و محور مقاومت سازماندهی می کردند.

۵. اپوزیسیون ایرانی، به ویژه سلطنت‌طلبان: بخش عمده اپوزیسیون ایرانی که در غرب فعالیت می‌کند، خود را به این ائتلاف گره زد. گروه‌های سلطنت‌طلب، با تأکید بر ناسیونالیسم ایرانی و مخالفت با اسلام، به طور کامل از سیاست‌های ترامپ و نتانیاهو استقبال کردند. آن‌ها در مصاحبه‌های رسانه‌ای و لابی‌های سیاسی، مدعی شدند که تنها راه رهایی ایران، فشار خارجی و حتی یک مداخله نظامی است. این گروه‌ها، با نادیده گرفتن جنبه‌های مقاومت‌مابانه سیاست خارجی ایران، خود را به عنوان جایگزینی دموکراتیک و غرب‌گرا برای نظام معرفی می‌کردند.

این ائتلاف پنج گانه توانست برای مدتی طولانی، یک تصویر یک‌سویه و منفی از ایران در افکار عمومی جهانی حاکم کند. در این پارادایم، ایران یک دولت منزوی، خطرناک و بی‌ثبات‌کننده بود که مردم آن نیز قربانیان یک رژیم سرکوبگر بودند و نیازمند نجات از سوی قدرت‌های خارجی بودند. اما این معادله، با یک طوفان از غزه، ترک برداشت و به تدریج سمت و سویی دیگر پیدا کرد.

ائتلاف پنج گانه توانست برای مدتی طولانی، یک تصویر یک‌سویه و منفی از ایران در افکار عمومی جهانی حاکم کند. در این پارادایم، ایران یک دولت منزوی، خطرناک و بی‌ثبات‌کننده بود که مردم آن نیز قربانیان یک رژیم سرکوبگر بودند و نیازمند نجات از سوی قدرت‌های خارجی بودند. اما این معادله، با یک طوفان از غزه، ترک برداشت و به تدریج سمت و سویی دیگر پیدا کرد.

غزه به مثابه کاتالیزور؛ شکستن روایت غالب

آغاز عملیات طوفان الاقصی و واکنش بی‌رحمانه و ویرانگر رژیم صهیونیستی، نقطه عطفی در روایت‌های ژئوپلیتیکی بود. تصاویر انتشاراتی از ویرانی‌های غزه، کشتار کودکان و زنان، و بحران گرسنگی، وجدان بیدار جهانی را برانگیخت. جهانی که تا دیروز درگیر مباحث پیچیده هسته‌ای یا تحلیل‌های داخلی ایران بود، ناگهان با یک ساده‌ترین و بنیادی‌ترین تقابل اخلاقی روبرو شد: یک قدرت نظامی فوق‌مسلح به رهبری آمریکا در مقابل یک جمعیت غیرنظامی محاصره‌شده و بی‌دفاع.

در این میان، موضع جمهوری اسلامی ایران، هرچند از سوی رسانه‌های غربی به عنوان حمایت از تروریسم تعبیر شد، اما در چشم میلیون‌ها انسان در سراسر جهان، معنای دیگری یافت. ایران، به عنوان تنها کشور قدرتمند و مستقلی که به طور علنی و بدون هیچ ابهامی از فلسطینیان دفاع می‌کرد و حمایت‌های لفظی و معنوی خود را از مقاومت ابراز می‌داشت، ناگهان از یک دولت تروریست به تنها صدای رسمی حامی مظلوم در صحنه بین‌المللی تبدیل شد.

این تغییر چگونه رخ داد؟

۱. تقابل روشن دشمنان: ائتلاف ضدایرانی (آمریکا، اسرائیل، اروپا، دولت های عربی و اپوزسیون جمهوری اسلامی) با حمایت قاطع و بی‌قید و شرط از جنایات جنگی اسرائیل، خود را به طور کامل در صف دشمنان افکار عمومی جهانی قرار داد. وقتی جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا، اسرائیل را پیشگام دموکراسی می‌خواند و محموله‌های تسلیحاتی را بی‌وقفه به تل‌آویو می‌فرستاد، و رهبران اروپایی و عربی در برابر این فجایع سکوت می‌کردند یا به بیانیه‌های ملایم اکتفا می‌کردند و اپوزسیون جمهوری اسلامی پرچم اسرائیل را سردست خود بلند می کرد، مردم جهان به این نتیجه رسیدند که این دولت‌ها و گروه ها نماینده ارزش‌های انسانی نیستند.

۲. ایران به عنوان دشمن دشمن: در روانشناسی جمعی، دشمن دشمن من، دوست من است. برای میلیون‌ها نفر از فعالان حامی فلسطین در سراسر جهان، که اکنون دولت‌های غربی و اسرائیل را به عنوان دشمن اصلی خود می‌دیدند، هر کشور. گروهی که در مقابل این جبهه بایستد، به طور خودکار جذابیت پیدا می‌کرد. ایران با ایستادگی در برابر این قطب قدرت، به نماد مقاومت در برابر ظلم و استکبار تبدیل شد.

۳. شکست رسانه‌های اصلی: نقش رسانه‌های جریان اصلی غربی در پوشش جانبدارانه از جنگ غزه، باعث شد اعتماد عمومی به آن‌ها به شدت آسیب ببیند. مردم برای دریافت اطلاعات و تحلیل‌های واقعی‌تر، به سمت رسانه‌های جایگزین، خبرنگاران مستقل و مهم‌تر از همه، شبکه‌های اجتماعی روی آوردند. این فضای جدید، بستری را برای شکستن انحصار روایت ضدایرانی فراهم کرد.

ائتلاف ضدایرانی (آمریکا، اسرائیل، اروپا، دولت های عربی و اپوزسیون جمهوری اسلامی) با حمایت قاطع و بی‌قید و شرط از جنایات جنگی اسرائیل، خود را به طور کامل در صف دشمنان افکار عمومی جهانی قرار داد. مردم جهان به این نتیجه رسیدند که این دولت‌ها و گروه ها نماینده ارزش‌های انسانی نیستند.

تحلیل گفتمان شبکه‌های اجتماعی؛ جبهه جدید جنگ روایت

شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر (X)، اینستاگرام، تیک‌تاک و تلگرام، به میدان اصلی نبرد برای جلب (قلب‌ها و ذهن‌ها) تبدیل شده‌اند. هرچند این شبکه های گرفتار الگوریتم های جهت دار و منحرف کننده اند اما تحلیل درست گفتمان حاکم بر این فضا، روایتی از تغییر جهت‌گیری افکار عمومی را به نمایش می‌گذارد.

۱. تحول هشتگ‌ها و محتوا: در هفته‌های اولیه جنگ، هشتگ‌هایی مانند #FreePalestine، #GazaUnderAttack و #StandWithPalestine ترند جهانی شدند. اما به تدریج، یک تحول معنادار در زیرمجموعه این هشتگ‌ها رخ داد. در بخش کامنت‌ها و پست‌های مرتبط، عبارات حمایتی از ایران به طور فزاینده‌ای ظاهر شدند. هشتگ‌هایی مانند #ThankYouIran، #StandWithIran و #IranIsTheOnlyTrueFriendOfPalestine در کنار هشتگ‌های حامی فلسطین، دیده می‌شوند.

کاربران از نقاط مختلف جهان، از آمریکای لاتین تا آفریقا و جنوب شرق آسیا، در کامنت‌های پست‌های رسانه‌های غربی می‌نویسند: ایران تنها کشوری است که جرئت دارد به اسرائیل و آمریکا «نه» بگوید، حالا فهمیدم چرا غرب از ایران متنفر است؛ چون ایران شکست ناپذیر است، تحریم‌ها علیه ایران به خاطر حمایت از فلسطین است، نه به خاطر برنامه هسته‌ای. این گفتمان، نشان‌دهنده یک جهش پارادایمی در درک مردم جهان از دلایل دشمنی غرب با ایران است.

۲. افول اعتبار اپوزیسیون وابسته: یکی از جالب‌ترین جنبه‌های این تحول، افول چشمگیر اعتبار بخشی از اپوزیسیون ایرانی، به ویژه جریان سلطنت‌طلب، در میان فعالان جهانی است. این گروه‌ها که سال‌ها تلاش می‌کردند خود را به عنوان چهره‌ای مدرن و دموکراتیک از ایران معرفی کنند، با سکوت یا حتی حمایت ضمنی از اسرائیل در جنگ غزه، اعتبار خود را از دست دادند.

تصاویری از چهره‌های شناخته‌شده سلطنت‌طلب در کنار شخصیت‌های نومحافظه‌کار آمریکایی یا صهیونیست‌ها، در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد و خشم فعالان حامی فلسطین را برمی‌انگیخت. برای این فعالان، اپوزیسیونی که با نتانیاهو و ترامپ هم‌صحبت است، هرگز نمی‌تواند نماینده مردم ایران باشد. این امر باعث شد تا پروژه ایران‌هراسی که با همکاری این گروه‌ها پیش می‌رفت، دچار ترک شود و مردم جهان، حرف‌های آن‌ها در مورد دیکتاتوری حاکم بر ایران را به عنوان بخشی از یک پروپاگاندای بزرگ‌تر علیه یک دولت مقاوم تلقی کنند.

۳. شکل‌گیری هویت ضد استکباری جهانی: جنگ غزه، هویت جدیدی در سطح جهانی شکل داد: هویت ضد استکباری. این هویت، بر پایه مخالفت با سلطه‌گری آمریکا، امپریالیسم غرب و صهیونیسم بنا شده است. در این چارچوب جدید، جمهوری اسلامی ایران، با شعارهای دیرینه خود مانند مرگ بر آمریکا و استکبارستیزی، ناگهان از یک شعار ایدئولوژیک منطقه‌ای به یک شعار جهانی تبدیل شد. جوانانی در پاریس، نیویورک یا لندن که در تظاهرات علیه جنایات اسرائیل شعار می‌دهند، در واقع همان پیامی را بازتاب می‌دهند که ایران برای دهه‌ها بر آن تأکید داشته است. این هم‌رنگی، یک پل ارتباطی ناخواسته اما قدرتمند میان مردم جهان و نظام سیاسی ایران ایجاد کرده است.

تصاویری از چهره‌های شناخته‌شده سلطنت‌طلب در کنار شخصیت‌های نومحافظه‌کار آمریکایی یا صهیونیست‌ها، در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد و خشم فعالان حامی فلسطین را برمی‌انگیخت. این امر باعث شد تا پروژه ایران‌هراسی که با همکاری این گروه‌ها پیش می‌رفت، دچار ترک شود و مردم جهان، حرف‌های آن‌ها در مورد دیکتاتوری حاکم بر ایران را به عنوان بخشی از یک پروپاگاندای بزرگ‌تر علیه یک دولت مقاوم تلقی کنند.

آینده‌نگری؛ از موج مجازی تا امواج مردمی در خیابان‌ها

سؤال کلیدی این است که آیا این موج حمایتی از ایران در فضای مجازی، به زودی به امواج بزرگ مردمی در دنیای واقعی تبدیل خواهد شد؟ شواهد موجود نشان می‌دهد که زمینه برای چنین تحولی در حال فراهم شدن است.

۱. از حمایت لفظی تا اقدام عملی: این احتمال وجود دارد که در ماه‌های آینده، شاهد تظاهراتی با شعارهای صریح حمایتی از ایران در پایتخت‌های غربی باشیم. تظاهراتی که نه تنها به خاطر فلسطین، بلکه به خاطر دفاع از حق حاکمیت ایران در برابر فشارهای آمریکا و اسرائیل سازماندهی شوند. این امر می‌تواند فشار عظیمی بر دولت‌های اروپایی و آمریکا برای بازنگری در سیاست‌های خصمانه خود علیه ایران ایجاد کند.

۲. فروپاشی پروژه تحریم‌ها: وقتی افکار عمومی جهانی تحریم‌ها علیه ایران را نه به خاطر برنامه هسته‌ای، بلکه به عنوان مجازاتی برای ایستادگی در برابر ظلم اسرائیل بفهمد، مشروعیت این تحریم‌ها از بین می‌رود. شرکت‌های چندملیتی و دولت‌ها برای ادامه همکاری با ایران، تحت فشار افکار عمومی قرار خواهند گرفت. این امر می‌تواند به تدریج به کارایی اقتصادی پروژه فشار حداکثری پایان دهد.

۳. تقویت جایگاه دیپلماتیک ایران: این موج حمایت مردمی، به ایران اهرم فشار جدیدی در عرصه دیپلماسی می‌دهد. ایران می‌تواند در مجامع بین‌المللی، با استناد به حمایت مردمی جهانی، سیاست‌های خود را به عنوان خواسته‌های ملت‌ها مطرح کند و انزوای دیپلماتیک خود را به هم بزند. کشورهای غیرمتحد که همواره از سیاست‌های قدرت‌های بزرگ به ستوه آمده‌اند، با انرژی بیشتری به سمت ایران گرایش خواهند داشت.

البته، این مسیر بدون چالش نیست. رسانه‌های اصلی و لابی‌های قدرتمند اسرائیل همچنان تلاش خواهند کرد تا با پروپاگاندای گسترده، این روند را معکوس کنند و چهره ایران را دوباره مخدوش نمایند. مشکلات داخلی ایران نیز همچنان به عنوان اهرم فشاری علیه جمهوری اسلامی به کار گرفته خواهد شد.

اگرچه پیش‌بینی آینده با قطعیت ممکن نیست، اما تمام شواهد حاکی از آن است که جهان به زودی شاهد شکل‌گیری امواج بزرگ مردمی خواهد بود که نه تنها فریاد فلسطین سر می‌دهند، بلکه در برابر ائتلاف ضدایرانی نیز ایستادگی می‌کنند. این پدیده، می‌تواند صف‌بندی‌های قدرت در جهان را برای دهه‌های آینده بازتعریف کند.

در آستانه یک دوران جدید

جهان در نقطه عطفی تاریخی قرار دارد. جنگ غزه نه تنها یک بحران انسانی فاجعه‌بار، بلکه یک کاتالیزور قدرتمند برای دگرگونی معادلات ژئوپلیتیکی و افکار عمومی بوده است. ائتلافی که برای فروپاشی جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته بود، با نابخشودنی‌ترین حمایت از یک رژیم آپارتاید، خود را در موضع دفاعی و در مقابل خشم جهانی قرار داد.

در این میان، جمهوری اسلامی ایران، به عنوان عمود اصلی محور مقاومت، ناگهان از یک منزوی به یک نماد جهانی در برابر ظلم تبدیل شد. شبکه‌های اجتماعی، این میدان نبرد نوین، شاهد شکل‌گیری یک گفتمان جدید است که در آن، حمایت از فلسطین و حمایت از ایران به هم گره خورده‌اند. اگرچه پیش‌بینی آینده با قطعیت ممکن نیست، اما تمام شواهد حاکی از آن است که جهان به زودی شاهد شکل‌گیری امواج بزرگ مردمی خواهد بود که نه تنها فریاد فلسطین سر می‌دهند، بلکه در برابر ائتلاف ضدایرانی نیز ایستادگی می‌کنند. این پدیده، می‌تواند صف‌بندی‌های قدرت در جهان را برای دهه‌های آینده بازتعریف کند و نشان دهد که قدرت‌تمرکزگرای غرب، دیگر قادر به کنترل کامل روایت‌های جهانی نیست. باد، در حال تغییر جهت است.

کد خبر: ۳۹۴٬۹۹۱

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 1
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • مصطفی IR ۱۵:۰۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۶
      0 0
      چیز عجیبی نیست که!!! هر کسی کوچکترین درکی از انسانیت و شرف و غیرت و خدا پرستی و البته سواد، تو وجودش داشته باشه،بدوم اما و اگر، بلافاصله پشت مردم مظلوم غزه و مردم غیور و شجاع و ازخودگذشته ایران وایمیسته.