۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰
ترامپ و وسوسه جنگ؛ راهی که آمریکا را دوباره به باتلاق می‌برد
هشدار فایننشال تایمز درباره وسوسه های خطرناک در گوش کاخ سفید

ترامپ و وسوسه جنگ؛ راهی که آمریکا را دوباره به باتلاق می‌برد

به عقیده فایننشال تایمز وسوسه استفاده از ابزار نظامی – به‌عنوان سریع‌ترین و نمایشی‌ترین ابزار قدرت – بار دیگر در حال غلبه بر عقلانیت راهبردی است.

بازار؛ گروه بین الملل: فایننشال تایمز در تحلیلی تند و کم‌سابقه هشدار داده که دولت دوم دونالد ترامپ، پس از پایان ماه عسل سیاسی، به‌سرعت در حال لغزیدن به همان دام‌هایی است که اسلاف جمهوری‌خواه و دموکرات او در خاورمیانه گرفتارشان شدند؛ دام غرور، ساده‌سازی واقعیت‌های پیچیده منطقه و توهم پیروزی‌های سریع نظامی. از نگاه این روزنامه، علاقه جدید ترامپ به جنگ نه‌تنها امنیت آمریکا را تقویت نخواهد کرد، بلکه می‌تواند به یک شکست فرسایشی و طولانی‌مدت با پیامدهای ژئوپلیتیک و اقتصادی گسترده منجر شود.

فایننشال تایمز در تحلیلی تند و کم‌سابقه هشدار داده که دولت دوم دونالد ترامپ، پس از پایان ماه عسل سیاسی، به‌سرعت در حال لغزیدن به همان دام‌هایی است که اسلاف جمهوری‌خواه و دموکرات او در خاورمیانه گرفتارشان شدند؛ دام غرور، ساده‌سازی واقعیت‌های پیچیده منطقه و توهم پیروزی‌های سریع نظامی.

پایان ماه عسل دولت دوم؛ برخورد شعارها با واقعیت‌های سخت قدرت

فایننشال تایمز تحلیل خود را با یک گزاره کلیدی آغاز می‌کند: «ماه عسل دولت دوم ترامپ به پایان رسیده است». این عبارت، صرفاً یک توصیف سیاسی نیست، بلکه اشاره‌ای است به الگوی تکرارشونده در سیاست آمریکا؛ الگویی که در آن، دولت‌ها در ماه‌های نخست، با اتکا به سرمایه سیاسی حاصل از پیروزی انتخاباتی، تصور می‌کنند می‌توانند وعده‌های ساده‌انگارانه انتخاباتی را بی‌هزینه محقق کنند.

ترامپ در کارزار انتخاباتی خود بار دیگر با شعار «پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان» رأی جمع کرد. او خود را منتقد سرسخت مداخلات پرهزینه آمریکا در عراق و افغانستان معرفی می‌کرد و از «حماقت نخبگان واشنگتن» در کشاندن آمریکا به جنگ‌های فرسایشی سخن می‌گفت. اما به‌محض عبور از مرحله شعار و ورود به واقعیت حکمرانی، همان تضادی آشکار شده که پیش‌تر برای بسیاری از روسای‌جمهور آمریکا رخ داده است: فاصله عمیق میان وعده‌های ساده و الزامات پیچیده قدرت.

فایننشال تایمز تأکید می‌کند که دولت دوم ترامپ اکنون در نقطه‌ای ایستاده که فشارهای امنیتی، لابی‌های داخلی، تعهدات ائتلافی و رقابت‌های ژئوپلیتیک، فضای مانور او را به‌شدت محدود کرده‌اند. در چنین شرایطی، وسوسه استفاده از ابزار نظامی – به‌عنوان سریع‌ترین و نمایشی‌ترین ابزار قدرت – بار دیگر در حال غلبه بر عقلانیت راهبردی است.

از نگاه این روزنامه، این همان لحظه‌ای است که بسیاری از دولت‌های آمریکا در آن لغزیده‌اند: جایی که رئیس‌جمهور، به‌جای پذیرش محدودیت‌ها و هزینه‌ها، تلاش می‌کند با یک اقدام قاطع نظامی، هم اقتدار داخلی خود را تثبیت کند و هم پیام قدرت به رقبا بفرستد. اما تجربه تاریخی نشان داده که این مسیر، به‌ویژه در خاورمیانه، به‌ندرت به نتایج وعده‌داده‌شده منتهی می‌شود.

فایننشال تایمز تأکید می‌کند که دولت دوم ترامپ اکنون در نقطه‌ای ایستاده که فشارهای امنیتی، لابی‌های داخلی، تعهدات ائتلافی و رقابت‌های ژئوپلیتیک، فضای مانور او را به‌شدت محدود کرده‌اند. در چنین شرایطی، وسوسه استفاده از ابزار نظامی – به‌عنوان سریع‌ترین و نمایشی‌ترین ابزار قدرت – بار دیگر در حال غلبه بر عقلانیت راهبردی است.

تکرار اشتباهات تاریخی؛ سایه جورج بوش پسر و جنگ عراق

یکی از محورهای اصلی تحلیل فایننشال تایمز، مقایسه ضمنی رفتار ترامپ با جورج بوش پسر در آستانه حمله به عراق است. آن زمان نیز کاخ سفید، با اعتماد به پیروزی‌های سریع نظامی و برآوردهای خوش‌بینانه اطلاعاتی، وارد جنگی شد که قرار بود کوتاه، کم‌هزینه و تعیین‌کننده باشد. نتیجه اما چیزی جز سال‌ها بی‌ثباتی، تلفات انسانی گسترده و تضعیف موقعیت آمریکا در منطقه نبود.

به‌زعم فایننشال تایمز، ترامپ امروز در معرض همان خطای شناختی قرار دارد: غرور ناشی از تصور «کنترل‌پذیری» بحران. این غرور، چشمان تصمیم‌گیران را بر پیچیدگی‌های اجتماعی، سیاسی و امنیتی خاورمیانه می‌بندد و باعث می‌شود سناریوهای بدبینانه – از جمله واکنش‌های نامتقارن، جنگ نیابتی و فرسایش تدریجی – دست‌کم گرفته شوند.

در تحلیل این روزنامه، خطر اصلی نه در آغاز یک حمله، بلکه در «پس‌لرزه‌های» آن نهفته است. حمله نظامی به ایران یا هر بازیگر قدرتمند منطقه‌ای، به‌ندرت به یک درگیری محدود و کوتاه ختم می‌شود. شبکه‌های متحدان، گروه‌های نیابتی و ظرفیت‌های نامتقارن، میدان نبرد را از یک نقطه جغرافیایی مشخص به کل منطقه گسترش می‌دهند.

فایننشال تایمز هشدار می‌دهد که همان‌طور که جنگ عراق، نظم منطقه‌ای را برای بیش از یک دهه مختل کرد و زمینه‌ساز ظهور بازیگران رادیکال شد، هرگونه اقدام نظامی شتاب‌زده علیه ایران نیز می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که نه‌تنها از کنترل واشنگتن خارج است، بلکه مستقیماً منافع بلندمدت آمریکا و متحدانش را تهدید می‌کند.

به‌زعم فایننشال تایمز، ترامپ امروز در معرض همان خطای شناختی قرار دارد: غرور ناشی از تصور «کنترل‌پذیری» بحران. این غرور، چشمان تصمیم‌گیران را بر پیچیدگی‌های اجتماعی، سیاسی و امنیتی خاورمیانه می‌بندد و باعث می‌شود سناریوهای بدبینانه – از جمله واکنش‌های نامتقارن، جنگ نیابتی و فرسایش تدریجی – دست‌کم گرفته شوند.

توهم پیروزی‌های سریع؛ از اعتماد به نفس کاذب تا تصمیم‌های پرریسک

یکی از نکات کلیدی تحلیل فایننشال تایمز، نقش «پیروزی‌های سریع» در شکل‌گیری اعتماد به نفس کاذب در ترامپ است. به باور این روزنامه، موفقیت‌های نظامی یا امنیتی اخیر – از جمله عملیات‌هایی که در فضای رسانه‌ای به‌عنوان دستاوردهای قاطع معرفی شده‌اند – ذهن رئیس‌جمهور را به این سمت سوق داده که ابزار نظامی، راه‌حلی کم‌هزینه و مؤثر است.

در این چارچوب، به نمونه‌هایی اشاره می‌شود که ترامپ آن‌ها را به‌عنوان شواهد کارآمدی سیاست‌های تهاجمی خود مطرح می‌کند. اما فایننشال تایمز یادآور می‌شود که بسیاری از این «موفقیت‌ها»، یا ماهیتی محدود داشته‌اند یا هنوز پیامدهای بلندمدتشان آشکار نشده است. تاریخ سیاست خارجی آمریکا بارها نشان داده که پیروزی‌های تاکتیکی کوتاه‌مدت، می‌توانند به شکست‌های راهبردی بلندمدت منجر شوند.

مشکل اصلی، از نگاه این تحلیل، تعمیم‌دادن تجربه‌های محدود به بحران‌های پیچیده است. درگیری با کشوری مانند ایران، نه از جنس عملیات‌های مقطعی علیه بازیگران ضعیف‌تر، بلکه مواجهه با یک قدرت منطقه‌ای دارای عمق راهبردی، شبکه متحدان و تجربه طولانی در جنگ نامتقارن است.

فایننشال تایمز هشدار می‌دهد که این اعتماد به نفس کاذب، ترامپ را به سمت جنگ‌هایی سوق می‌دهد که خود او در گذشته آن‌ها را محکوم می‌کرد. به بیان دیگر، رئیس‌جمهوری که با شعار ضدجنگ به قدرت رسیده، اکنون در حال بازتولید همان منطق مداخله‌گرایانه‌ای است که پیش‌تر آن را عامل تضعیف آمریکا می‌دانست.

فایننشال تایمز هشدار می‌دهد که اعتماد به نفس کاذب، ترامپ را به سمت جنگ‌هایی سوق می‌دهد که خود او در گذشته آن‌ها را محکوم می‌کرد. به بیان دیگر، رئیس‌جمهوری که با شعار ضدجنگ به قدرت رسیده، اکنون در حال بازتولید همان منطق مداخله‌گرایانه‌ای است که پیش‌تر آن را عامل تضعیف آمریکا می‌دانست.

محدودیت‌های واقعی قدرت نظامی آمریکا؛ فرسایش ذخایر و آسیب‌پذیری منطقه‌ای

بخش مهمی از تحلیل فایننشال تایمز به یادآوری محدودیت‌های عینی قدرت نظامی آمریکا اختصاص دارد؛ محدودیت‌هایی که در فضای هیجانی تصمیم‌گیری اغلب نادیده گرفته می‌شوند. این روزنامه به‌طور مشخص به کاهش قابل‌توجه ذخایر موشک‌های رهگیر آمریکا، از جمله سامانه‌هایی مانند «تاد»، اشاره می‌کند.

در سال‌های اخیر، درگیری‌های متعدد – از حمایت از اوکراین گرفته تا دفاع از متحدان در خاورمیانه – فشار بی‌سابقه‌ای بر انبارهای تسلیحاتی آمریکا وارد کرده است. تولید جایگزین این تسلیحات، زمان‌بر و پرهزینه است و نمی‌تواند در کوتاه‌مدت، کسری‌های ایجادشده را جبران کند.

فایننشال تایمز تأکید می‌کند که در صورت گسترش یک درگیری جدید، آمریکا ناچار خواهد بود میان اولویت‌های امنیتی خود دست به انتخاب بزند؛ انتخابی که می‌تواند هم توان بازدارندگی واشنگتن را تضعیف کند و هم پیام ضعف به رقبا ارسال کند.

علاوه بر این، حدود ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه و زیرساخت‌های حیاتی متحدان – از پایگاه‌های نظامی گرفته تا تأسیسات انرژی – در تیررس پاسخ‌های تلافی‌جویانه ایران قرار دارند. برخلاف تصور رایج، این پاسخ‌ها لزوماً مستقیم و کلاسیک نخواهند بود؛ بلکه می‌توانند به‌صورت حملات نامتقارن، سایبری، موشکی یا از طریق بازیگران نیابتی صورت گیرند.

این واقعیت، به‌زعم فایننشال تایمز، نشان می‌دهد که آغاز یک حمله، به‌معنای کنترل پایان آن نیست. هرگونه اقدام نظامی، زنجیره‌ای از واکنش‌ها را فعال می‌کند که مهار آن‌ها، مستلزم هزینه‌های انسانی، مالی و سیاسی بسیار بالاست.

یکی از استدلال‌های مهم فایننشال تایمز، نقد این فرض رایج در واشنگتن است که حمله نظامی می‌تواند به تضعیف حکومت ایران و تقویت مخالفان داخلی منجر شود. این روزنامه با ارجاع ضمنی به تجربه‌های تاریخی، این فرض را ساده‌انگارانه و حتی خطرناک می‌داند.

اثر معکوس جنگ؛ از تضعیف مخالفان تا همبستگی داخلی در ایران

یکی از استدلال‌های مهم فایننشال تایمز، نقد این فرض رایج در واشنگتن است که حمله نظامی می‌تواند به تضعیف حکومت ایران و تقویت مخالفان داخلی منجر شود. این روزنامه با ارجاع ضمنی به تجربه‌های تاریخی، این فرض را ساده‌انگارانه و حتی خطرناک می‌داند.

بر اساس این تحلیل، حمله خارجی در بسیاری از جوامع، به‌جای تشدید شکاف‌های داخلی، باعث فعال‌شدن حس ملی‌گرایی و همبستگی در برابر «دشمن بیرونی» می‌شود. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. در شرایط تهدید نظامی مستقیم، حتی گروه‌هایی که منتقد سیاست‌های داخلی هستند، ممکن است در برابر مداخله خارجی موضعی واحد اتخاذ کنند.

فایننشال تایمز یادآور می‌شود که نمونه‌های متعددی – از عراق تا یوگسلاوی سابق – نشان داده‌اند که بمباران و فشار نظامی، به‌ندرت به تغییر مطلوب رفتار یا ساختار قدرت منجر شده است. در عوض، این اقدامات اغلب به تقویت روایت‌های ضدغربی، مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های امنیتی سخت‌گیرانه و تضعیف نیروهای میانه‌رو انجامیده‌اند.

از این منظر، جنگ نه‌تنها ابزاری ناکارآمد برای تحقق اهداف سیاسی اعلامی است، بلکه می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد و موقعیت منطقه‌ای و داخلی ایران را پیچیده‌تر کند. این پیامد، دقیقاً همان چیزی است که فایننشال تایمز آن را «پایان بد» علاقه جدید ترامپ به جنگ توصیف می‌کند.

از این منظر، جنگ نه‌تنها ابزاری ناکارآمد برای تحقق اهداف سیاسی اعلامی است، بلکه می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد و موقعیت منطقه‌ای و داخلی ایران را پیچیده‌تر کند. این پیامد، دقیقاً همان چیزی است که فایننشال تایمز آن را «پایان بد» علاقه جدید ترامپ به جنگ توصیف می‌کند.

هشدار دوباره درباره آینده‌ای پرهزینه برای آمریکا و منطقه

تحلیل فایننشال تایمز، در مجموع، نه صرفاً نقدی به شخصیت یا سبک رهبری ترامپ، بلکه هشداری راهبردی درباره چرخه‌ای تکرارشونده در سیاست خارجی آمریکا است. چرخه‌ای که در آن، رؤسای‌جمهور با وعده‌های ساده وارد قدرت می‌شوند، اما در مواجهه با واقعیت‌های پیچیده، به همان ابزارهایی متوسل می‌شوند که پیش‌تر آن‌ها را عامل شکست می‌دانستند.

علاقه جدید ترامپ به جنگ، از نگاه این روزنامه، ترکیبی خطرناک از غرور، اعتماد به نفس کاذب و نادیده‌گرفتن محدودیت‌های واقعی قدرت است. این ترکیب، در منطقه‌ای مانند خاورمیانه که تاریخ آن مملو از درگیری‌های فرسایشی و پیامدهای ناخواسته است، می‌تواند به شکستی منجر شود که نه‌تنها دستاوردی برای آمریکا ندارد، بلکه هزینه‌های سنگینی بر امنیت جهانی، بازار انرژی و ثبات منطقه تحمیل می‌کند.

در نهایت، پیام ضمنی فایننشال تایمز روشن است: اگر دولت دوم ترامپ از تجربه‌های تلخ گذشته درس نگیرد، خطر آن وجود دارد که آمریکا بار دیگر وارد جنگی شود که آغازش ساده به نظر می‌رسد، اما پایانش نامعلوم، طولانی و پرهزینه خواهد بود؛ جنگی که شاید سال‌ها بعد، همانند عراق، به‌عنوان نمادی از یک خطای راهبردی بزرگ در تاریخ ثبت شود.

کد خبر: ۳۹۴٬۷۵۷

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha