بازار؛ گروه بین الملل: در یک تحول سایبری-نظامی بیسابقه که نشاندهنده عمق پیوندهای استراتژیک تهران و پکن است، گزارشها حاکی از انتقال و استقرار رادار پیشرفته YLC-8B ساخت چین در ایران است. این سامانه راداری، که قابلیت نفوذ به لایههای پنهانکاری فناوریهای رادارگریز آمریکایی (Stealth) را دارد، نقطه عطفی در بازتعریف امنیت فضای ایران در برابر عملیاتهای اطلاعاتی-نظامی آمریکا و اسرائیل محسوب میشود. این اقدام، که در پی آسیبپذیریهای امنیتی ایران در سالهای ۱۴۰۳ و اوایل ۱۴۰۴ در برابر خرابکاریهای وابسته به تلآویو صورت گرفته، نشان میدهد که چین امنیت خود را مستقیماً به ثبات ایران گره زده است.
در یک تحول سایبری-نظامی بیسابقه که نشاندهنده عمق پیوندهای استراتژیک تهران و پکن است، گزارشها حاکی از انتقال و استقرار رادار پیشرفته YLC-8B ساخت چین در ایران است.
افزایش نفوذ سایبری پکن؛ استراتژی چینیها برای «حاکمیت دیجیتال» ایران
پس از مجموعهای از حملات سایبری و اقدامات خرابکارانه منتسب به عوامل وابسته به رژیم صهیونیستی در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا اوایل ۱۴۰۴ (که آسیبپذیریهای زیرساختهای حساس ایران را آشکار ساخت)، پکن وارد فاز جدیدی از حمایتهای فناورانه شد. در ژانویه ۲۰۲۵، چین از تهران درخواست کرد تا سریعاً «حاکمیت دیجیتال» خود را با جایگزینی کامل نرمافزارهای غربی با سیستمهای رمزگذاریشده و بسته چینی تقویت کند. این اقدام با هدف کاهش شدید خطر نفوذ سایبری سازمانهای اطلاعاتی آمریکا (CIA) و اسرائیل (موساد) صورت گرفت.
حجم حملات سایبری به زیرساختهای ارتباطی ایران در سالهای اخیر، به عنوان یکی از شدیدترین تهاجمات سایبری جهانی ثبت شده است و لزوم حفاظت از این زیرساختها برای جلوگیری از سوءاستفادههای آتی، حیاتی تلقی میشود. گزارشهای رسمی در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که در حوزه دولتی، آمار تلاش برای نفوذ به سامانههای کنترل فرماندهی و ستادی ایران، رشدی بیش از ۲۰ درصد نسبت به سال ۱۳۹۹ داشته است.
همکاری چین تنها محدود به تبادل اطلاعات امنیتی نبوده، بلکه شامل استقرار فناوریهای پیشرفتهای نظیر سامانههای نظارتی و به ویژه ایستگاههای راداری پیشرفته است که هدف اصلی آنها مقابله با نفوذ هوایی غرب است. این همکاری دوجانبه، که متقابلاً شامل کمک ایران به چین در شناسایی و انهدام بخشی از شبکههای مخفی CIA در چین بوده است، نشان از یک اتحاد امنیتی عمیق و مبتنی بر منافع مشترک دارد که تحتالشعاع تهدیدات خارجی مشترک تعریف شده است.
استقرار این رادارها در مناطق کلیدی مرزی و استراتژیک ایران در سال ۱۴۰۴، به طور جدی محاسبه محور صلیبی یهودی را درباره امکان انجام «ماجراجویی» در آسمان ایران با تردید مواجه ساخته است.
YLC-8B؛ رادار چینی و پایان دوران پنهانکاری جنگندههای نسل پنجم آمریکا
مهمترین مؤلفه این همکاری دفاعی، انتقال سامانه راداری YLC-8B ساخت چین است. این سامانه که متعلق به نسل جدید رادارهای «آگاهی وضعیتی هوایی» (Air Situational Awareness) است، دارای توانایی منحصربهفردی در تشخیص و ردیابی اهداف با سطح مقطع راداری (RCS) بسیار پایین، مانند جنگندههای پنهانکار آمریکایی (F-35 و F-22)، است. در حالی که سامانههای راداری قدیمیتر معمولاً در تشخیص اهداف با RCS کمتر از ۰.۱ متر مربع دچار مشکل میشوند، YLC-8B با بهرهگیری از تکنیکهای پیشرفتهای مانند رادار آرایه فازی فعال (AESA) و پردازش سیگنال چند فرکانسی، قادر به شناسایی این جنگندهها در فواصل دور است. استقرار این رادارها در مناطق کلیدی مرزی و استراتژیک ایران در سال ۱۴۰۴، به طور جدی محاسبه محور صلیبی یهودی را درباره امکان انجام «ماجراجویی» در آسمان ایران با تردید مواجه ساخته است. این رادارها به عنوان یک لایه میانی، شکافی را پر میکنند که پیش از این توسط سامانههای راداری ایرانی یا سامانههای دوربرد روسی پر نشده بود. این انتقال نشان میدهد که چین اطمینان دارد توانایی نفوذپذیری هوایی غرب به ایران در حال کاهش است و این امر، به طور مستقیم امنیت سرمایهگذاریهای عظیم چین در منطقه را تضمین میکند.
این رادارها به عنوان یک لایه میانی، شکافی را پر میکنند که پیش از این توسط سامانههای راداری ایرانی یا سامانههای دوربرد روسی پر نشده بود. این انتقال نشان میدهد که چین اطمینان دارد توانایی نفوذپذیری هوایی غرب به ایران در حال کاهش است و این امر، به طور مستقیم امنیت سرمایهگذاریهای عظیم چین در منطقه را تضمین میکند.
استراتژی ناوبری و امنیت سایبری؛ قطع وابستگی به زیرساختهای تحت کنترل آمریکا
همگام با تقویت قابلیتهای پدافندی هوایی، پکن ایران را به سمت استقلال کامل از زیرساختهای حیاتی تحت کنترل غرب سوق میدهد. تشویق برای انتقال کامل به سیستم ناوبری ماهوارهای چینی «بیدو» به عنوان جایگزین GPS تحت کنترل آمریکا، بخشی از این استراتژی کلان است. در حالی که بخش نظامی ایران از چندین سال قبل عملاً از سامانه ناوبری آمریکایی جدا شده و از فناوریهای روسی و چینی استفاده میکند، بخش شهری و عمومی همچنان وابسته به GPS است. شایعاتی مبنی بر اختلالات گسترده در سرویس GPS عمومی ایران در ماههای اخیر، با این انتقال تکنولوژیک هماهنگ بوده است.
این اقدام، وابستگی راهبردی ایران به واشینگتن در حوزه اطلاعات مکانی را به صفر میرساند و هرگونه تهدید برای «قطع ارتباطات» در زمان بحران را بیاثر میسازد. از سوی دیگر، تقویت حاکمیت دیجیتال با استفاده از نرمافزارهای بسته چینی، امنیت پایگاههای داده حساس ایرانی، از جمله اطلاعات مربوط به شهروندان و گذرنامهها، را در برابر حملات احتمالی سایبری تضمین میکند. این رویکرد، یک رویکرد پیشگیرانه است که بر اساس این اصل بنا شده که در صورت بروز تنش نظامی، اولین هدف آمریکا نفوذ اطلاعاتی و سایبری خواهد بود.
همگام با تقویت قابلیتهای پدافندی هوایی، پکن ایران را به سمت استقلال کامل از زیرساختهای حیاتی تحت کنترل غرب سوق میدهد. تشویق برای انتقال کامل به سیستم ناوبری ماهوارهای چینی «بیدو» به عنوان جایگزین GPS تحت کنترل آمریکا، بخشی از این استراتژی کلان است.
شبکه دفاعی چند لایه؛ تبدیل آسمان ایران به «ناامنترین میدان نبرد»
استقرار رادار YLC-8B تنها بخشی از یک استراتژی جامع پدافندی است که چین به تقویت آن کمک کرده است. منابع آگاه تأکید میکنند که پکن تنها رادار نفروخته، بلکه در ایجاد یک «شبکه پدافندی چند لایه و یکپارچه» در ایران نقش داشته است. این شبکه شامل ترکیب قدرتمندی از فناوریهای بومی و وارداتی است که تهدیدات هوایی را در تمامی ارتفاعات و با سرعتهای مختلف رهگیری میکند. این ترکیب عبارت است از: ماهوارههای شناسایی، هواپیماهای آواکس (AWACS) مانند KG-500، رادار YLC-8B برای نفوذ به پنهانکاری، و سامانههای پدافند موشکی دوربرد و میانبرد مانند HQ-9B، HQ-19 و HQ-23 چینی، که در کنار سامانههای پدافندی پیشرفته ایرانی (مانند باور-۳۷۳ و سایر تجهیزات بومی) یک پوشش دفاعی متراکم ایجاد کردهاند. این آرایش چند لایه، همراه با دهها فروند جنگنده مدرن، فضای هوایی ایران را به یک «منطقه ممنوعه» تبدیل کرده است که در آن، هر مهاجمی با تهدید چندگانه و همزمان مواجه خواهد شد. این سطح از دفاع، به معنای آن است که هرگونه ریسکپذیری نظامی توسط محور غرب، با احتمال بسیار بالای انهدام تجهیزات پیشرفته آنها مواجه خواهد شد و دیگر «بازگشت از دره مرگ» به سادگی امکانپذیر نخواهد بود. این تغییر بنیادین در توازن قدرت، محاسبات نظامی واشینگتن و تلآویو را به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.
حمایت فناورانه چین از ایران، صرفاً یک معامله نظامی نیست؛ بلکه ریشه در ملاحظات ژئوپلیتیک و اقتصادی گستردهتری دارد که پکن آن را در قالب پروژه «یک کمربند، یک راه» تعریف کرده است. پکن به صراحت هشدار داده است که هرگونه حمله نظامی به ایران، منطقه را بیثبات کرده و امنیت سرمایهگذاریهای عظیم چین، به ویژه در حوزه انرژی و مسیرهای تجاری آسیای مرکزی و خاورمیانه، را به خطر میاندازد.
مخالفت سیاسی پکن و نقش نیروی تعادلی در امنیت انرژی جهانی
حمایت فناورانه چین از ایران، صرفاً یک معامله نظامی نیست؛ بلکه ریشه در ملاحظات ژئوپلیتیک و اقتصادی گستردهتری دارد که پکن آن را در قالب پروژه «یک کمربند، یک راه» تعریف کرده است. پکن به صراحت هشدار داده است که هرگونه حمله نظامی به ایران، منطقه را بیثبات کرده و امنیت سرمایهگذاریهای عظیم چین، به ویژه در حوزه انرژی و مسیرهای تجاری آسیای مرکزی و خاورمیانه، را به خطر میاندازد. این موضع، چین را به صورت سیاسی به عنوان «نیروی تعادلی» در برابر تمایلات نظامیگرایانه آمریکا معرفی میکند که به دنبال حفظ وضعیت موجود و جلوگیری از وقوع یک جنگ تمامعیار است. این موضعگیری نشاندهنده درک عمیق پکن از نقش کلیدی ایران در ثبات قیمتها و جریان انرژی جهانی است.
تقویت توان دفاعی ایران، در واقع بیمهنامهای است برای امنیت مسیرهای انتقال کالا و انرژی چین. بنابراین، کمک به ایران در تقویت آسمانش، اقدامی در راستای حفظ منافع درازمدت اقتصادی چین در مقابل هرگونه ماجراجویی نظامی محور غربی است. این تعهدات متقابل، که در سال ۱۴۰۴ تقویت شده، نشان میدهد که ایران دیگر در رویارویی با فشارهای خارجی، تنها نیست و از حمایتهای تکنولوژیک و سیاسی یک ابرقدرت جهانی برخوردار است که منافعش در حفظ صلح و جلوگیری از تشدید تنشهاست. باید دید که با این استحکام دفاعی جدید، آیا طرفهای متخاصم بار دیگر شانس خود را برای آزمودن عزم ایران آزمایش خواهند کرد و آیا شکست ماجراجویی خرداد ماه ۱۴۰۴، تکرار نخواهد شد.




نظر شما