۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
خیال راحت کاخ سفید از بازار نفت؟ چرا سلاح نفت ایران هنوز می‌تواند بازی ترامپ را به‌هم بزند
انرژی، جنگ و خطای محاسباتی

خیال راحت کاخ سفید از بازار نفت؟ چرا سلاح نفت ایران هنوز می‌تواند بازی ترامپ را به‌هم بزند

صرف این‌که دونالد ترامپ در سال گذشته توانست بدون انفجار قیمت نفت به ایران حمله کند، به این معنا نیست که تکرار همان سناریو در سال ۱۴۰۵ نیز کم‌هزینه خواهد بود.

بازار؛ گروه آب و انرژی: تحلیل تازه بلومبرگ به قلم خاویر بلس هشدار می‌دهد که آرامش کنونی بازار نفت، لزوماً نشانه مصونیت آن در برابر جنگ نیست. این‌که در سال ۱۴۰۴ و پس از بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران، قیمت نفت جهش پایداری نداشت، می‌تواند واشنگتن را به خطای خطرناکی بکشاند: این تصور که «نفت دیگر مانع تصمیمات نظامی نیست». اما اگر بقای ایران به‌طور واقعی تهدید شود، «سلاح نفت» همچنان ظرفیت برهم‌زدن محاسبات کاخ سفید را دارد.

هشدار وال‌استریت به کاخ سفید: گذشته تضمین آینده نیست

خاویر بلس یادداشت خود را با جمله‌ای آغاز می‌کند که در ذهنیت وال‌استریت ریشه‌ای عمیق دارد: «نتایج گذشته تضمینی برای نتایج آینده نیست». این گزاره که معمولاً به سرمایه‌گذاران برای مهار خوش‌بینی افراطی گوشزد می‌شود، این‌بار مستقیماً خطاب به کاخ سفید است. استدلال بلس روشن است: صرف این‌که دونالد ترامپ در سال گذشته توانست بدون انفجار قیمت نفت به ایران حمله کند، به این معنا نیست که تکرار همان سناریو در سال ۱۴۰۵ نیز کم‌هزینه خواهد بود.

بازار انرژی در ظاهر آرام است؛ نفت برنت در بازه‌ای محدود نوسان می‌کند و «حق بیمه جنگ» که زمانی با هر بحران خاورمیانه به سرعت فعال می‌شد، کاهش یافته است. اما این آرامش، بیش از آن‌که نشانه حذف ریسک باشد، محصول انباشت فرضیات خوش‌بینانه است. بلومبرگ هشدار می‌دهد که اگر تصمیم‌سازان امریکایی، داده‌های گذشته را بدون توجه به تغییر شرایط راهبردی ایران تعمیم دهند، ممکن است سناریوهای پرهزینه‌ای را نادیده بگیرند.

بازار انرژی در ظاهر آرام است؛ نفت برنت در بازه‌ای محدود نوسان می‌کند و «حق بیمه جنگ» که زمانی با هر بحران خاورمیانه به سرعت فعال می‌شد، کاهش یافته است. اما این آرامش، بیش از آن‌که نشانه حذف ریسک باشد، محصول انباشت فرضیات خوش‌بینانه است.

چرا دولت ترامپ احساس امنیت می‌کند؟ انقلاب شیل و توهم وفور

به‌راحتی می‌توان فهمید چرا واشنگتن امروز احساس امنیت بیشتری نسبت به شوک‌های نفتی دارد. تولید نفت امریکا به‌واسطه انقلاب شیل، در سال ۱۴۰۴ به رکوردی بالاتر از ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید؛ سطحی که امریکا را عملاً به بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان بدل کرده است. این «ثروت انرژی» شرایطی کم‌نظیر را رقم زده که رؤسای‌جمهور پیشین از ریچارد نیکسون تا جرج دبلیو بوش هرگز تجربه نکردند.

از منظر تاریخی نیز، نفت ارزان‌تر از بسیاری دوره‌های بحرانی گذشته است. در چنین فضایی، شعارهای ضد امریکایی در خاورمیانه دیگر معامله‌گران را به خرید هیجانی وادار نمی‌کند. خاویر بلس در گفت‌وگو با کریس رایت، وزیر انرژی امریکا، همین پرسش را مطرح می‌کند: آیا آغاز جنگ با ایران می‌تواند قیمت نفت را به‌طور جدی بالا ببرد؟ پاسخ رایت – اگر بازتاب‌دهنده نگاه کاخ سفید باشد – نشان می‌دهد که دولت امریکا نفت را مانعی برای گزینه‌های نظامی خود نمی‌بیند؛ و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که تحلیل بلومبرگ آن را خطرناک می‌داند.

بلومبرگ هشدار می‌دهد که اگر تصمیم‌سازان امریکایی، داده‌های گذشته را بدون توجه به تغییر شرایط راهبردی ایران تعمیم دهند، ممکن است سناریوهای پرهزینه‌ای را نادیده بگیرند.

تجربه جنگ دوازده‌روزه و استدلال وزیر انرژی امریکا

کریس رایت برای اثبات ادعای خود به جنگ دوازده‌روزه سال گذشته اشاره می‌کند؛ جنگی که در خرداد ۱۴۰۴ میان ایران و اسرائیل درگرفت و پس از بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط امریکا پایان یافت. به گفته او، این «یک درگیری جدی با یک تولیدکننده بزرگ نفت» بود، اما قیمت نفت تنها اندکی بالا رفت و سپس کاهش یافت. از نگاه رایت، این بهترین گواه «برنامه سلطه انرژی ترامپ» است: افزایش تولید داخلی امریکا و بازسازی روابط انرژی با بازیگران کلیدی خاورمیانه نظیر عربستان سعودی، امارات، قطر و کویت.

اما بلس یادآور می‌شود که استدلال رایت، بیش از آن‌که یک قانون کلی باشد، به یک نمونه خاص تکیه دارد. جنگ دوازده‌روزه ۱۴۰۴، به دلایل مختلف – از جمله خویشتن‌داری حساب‌شده ایران – به یک درگیری وجودی تمام‌عیار تبدیل نشد. تعمیم این تجربه به هر سناریوی آینده، نادیده گرفتن تفاوت‌های بنیادین میان «درگیری محدود» و «تهدید بقا» است.

جنگ دوازده‌روزه ۱۴۰۴، به دلایل مختلف – از جمله خویشتن‌داری حساب‌شده ایران – به یک درگیری وجودی تمام‌عیار تبدیل نشد. تعمیم این تجربه به هر سناریوی آینده، نادیده گرفتن تفاوت‌های بنیادین میان «درگیری محدود» و «تهدید بقا» است.

چرا بازار نفت جنگ‌های خاورمیانه را نادیده می‌گیرد؟

بلومبرگ به درستی اشاره می‌کند که در دو سال گذشته، بازار نفت واکنش سردی به تنش‌های خاورمیانه نشان داده است. از ترور قاسم سلیمانی در دی ۱۳۹۸ گرفته تا حملات موشکی ایران به تل‌آویو در ۱۴۰۳ و بمباران تأسیسات هسته‌ای در ۱۴۰۴، قیمت نفت هر بار یا ثابت مانده یا پس از جهشی کوتاه، کاهش یافته است.

این الگو معامله‌گران را به یک استراتژی سودآور رسانده: «فروش در زمان جنگ». شرط‌بندی روی کاهش قیمت نفت، حتی زمانی که موشک‌ها در حال پرواز بوده‌اند، در بسیاری موارد نتیجه داده است. اما بلس هشدار می‌دهد که این موفقیت‌های گذشته می‌تواند خود به منبع خطای جمعی تبدیل شود. بازار، با تکیه بر تجربه‌های اخیر، فرض کرده که هر بحران جدید نیز قابل مدیریت است؛ فرضی که اگر یک‌بار نقض شود، پیامدهای آن می‌تواند بسیار بزرگ‌تر از گذشته باشد.

بازار، با تکیه بر تجربه‌های اخیر، فرض کرده که هر بحران جدید نیز قابل مدیریت است؛ فرضی که اگر یک‌بار نقض شود، پیامدهای آن می‌تواند بسیار بزرگ‌تر از گذشته باشد.

ایران و سناریوی «سلاح نفت»: وقتی بقا در خطر است

نگرانی اصلی تحلیل بلومبرگ از همین‌جا آغاز می‌شود: این احتمال که واشنگتن ظرفیت ایران برای واکنش شدیدتر را دست‌کم بگیرد. اگر جمهوری اسلامی احساس کند که بقایش به‌طور واقعی تهدید شده، صنعت انرژی منطقه می‌تواند به هدفی مستقیم تبدیل شود.

امروز ایران نزدیک به ۵ میلیون بشکه در روز نفت خام و مایعات نفتی تولید می‌کند؛ رقمی معادل حدود ۵ درصد تولید جهانی. اما اهمیت ایران تنها به تولید مستقیم محدود نیست. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در کنار تنگه هرمز – شاهراه عبور نزدیک به ۲۰ درصد تجارت نفت جهان – به تهران اهرمی می‌دهد که در شرایط وجودی می‌تواند فعال شود.

بلس یادآوری می‌کند که مقامات ایرانی طی هفته‌های اخیر، از طریق مانورهای نظامی، به‌طور تلویحی پیام داده‌اند که نفت بخشی مرکزی از پاسخ احتمالی خواهد بود. در سال ۱۴۰۴، تهران واکنش خود را به شلیک نمادین موشک به پایگاه‌های امریکایی در قطر و عراق محدود کرد؛ اما هیچ تضمینی وجود ندارد که در سناریوی آینده نیز همین سطح خویشتن‌داری تکرار شود.

آیا کاخ سفید اسیر آرامش ظاهری بازار شده، یا آگاهانه در حال بازی با آتش است؟ پاسخ این پرسش، نه فقط آینده روابط ایران و امریکا، بلکه ثبات بازار جهانی انرژی در سال‌های پیش‌رو را رقم خواهد زد.

مقاومت بازار یا مصونیت؟ خط باریک میان جنگ روانی و واقعیت

بلومبرگ در جمع‌بندی خود به یک نکته ظریف اشاره می‌کند: بازار امروز نفت، بی‌تردید نسبت به گذشته مقاوم‌تر شده است. تولید بالای امریکا، آمادگی واشنگتن برای استفاده از ذخایر استراتژیک، توان بازیابی سریع عربستان – که در حملات ۱۳۹۸ به ابقیق و خریص ظرف چند روز عرضه را احیا کرد – و حتی ابزارهایی مانند بازار نقدشونده اختیار معامله و تصاویر ماهواره‌ای تجاری، همگی ریسک را کاهش داده‌اند.

اما کاهش ریسک به معنای حذف آن نیست. مقاومت را نباید با مصونیت اشتباه گرفت. کریس رایت، که سابقه مدیریت در صنعت شیل را دارد، این تمایز را به‌خوبی می‌شناسد. از همین‌رو، خاویر بلس احتمال می‌دهد که پیام آرامش‌بخش کاخ سفید، بخشی از جنگ روانی با تهران باشد: تلاشی برای متقاعد کردن ایران که امریکا از «سلاح نفت» نمی‌ترسد؛ حتی اگر در واقعیت، ترس وجود داشته باشد.

در نهایت، پرسش اصلی این است: آیا کاخ سفید اسیر آرامش ظاهری بازار شده، یا آگاهانه در حال بازی با آتش است؟ پاسخ این پرسش، نه فقط آینده روابط ایران و امریکا، بلکه ثبات بازار جهانی انرژی در سال‌های پیش‌رو را رقم خواهد زد.

کد خبر: ۳۹۴٬۰۶۲

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha