بازار؛ گروه آب و انرژی: تأکید دوباره مدیرکل روساتم بر تکمیل واحدهای ۲ و ۳ نیروگاه هستهای بوشهر، در میانه تحریمها و تحولات ژئوپلیتیکی، بار دیگر این پرسش را پیش میکشد که این پروژه چه اهمیتی برای امنیت انرژی ایران، جایگاه منطقهای روسیه و معادلات جهانی هستهای دارد و چرا با وجود همه چالشها همچنان در اولویت دو طرف باقی مانده است.
ایران بر اساس اسناد بالادستی انرژی، از جمله سیاستهای کلی ابلاغی و برنامههای توسعه، دستیابی به ۲۰ هزار مگاوات ظرفیت برق هستهای را بهعنوان بخشی از سبد متنوع انرژی دنبال میکند.
بوشهر؛ از پروژهای تاریخی تا ستون امنیت انرژی ایران
نیروگاه هستهای بوشهر را باید یکی از نمادهای پیچیدهترین پروژههای زیرساختی ایران در چهار دهه اخیر دانست. واحد نخست این نیروگاه که در دهه ۱۳۹۰ به بهرهبرداری رسید، نهتنها اولین نیروگاه هستهای فعال کشور بود، بلکه نقطه تلاقی سیاست، فناوری و دیپلماسی محسوب میشد. این واحد با ظرفیت اسمی حدود ۱۰۰۰ مگاوات، سهمی معنادار در تأمین برق پایدار جنوب کشور پیدا کرد و در سالهای اخیر بهطور متوسط سالانه بیش از ۷ میلیارد کیلوواتساعت برق به شبکه سراسری تزریق کرده است.
اهمیت بوشهر اما صرفاً در واحد نخست خلاصه نمیشود. ایران بر اساس اسناد بالادستی انرژی، از جمله سیاستهای کلی ابلاغی و برنامههای توسعه، دستیابی به ۲۰ هزار مگاوات ظرفیت برق هستهای را بهعنوان بخشی از سبد متنوع انرژی دنبال میکند. در شرایطی که مصرف برق کشور در تابستانهای دهه ۱۴۰۰ بارها رکوردهای جدیدی را ثبت کرده و رشد سالانه تقاضا حدود ۵ تا ۶ درصد برآورد میشود، انرژی هستهای بهدلیل تولید پایدار و بدون وابستگی به شرایط اقلیمی، جایگاهی راهبردی یافته است.
در این چارچوب، واحدهای ۲ و ۳ بوشهر هر کدام با ظرفیت تقریبی ۱۰۵۰ مگاوات، میتوانند در مجموع بیش از ۲۰۰۰ مگاوات به ظرفیت تولید برق کشور بیفزایند؛ رقمی که معادل چندین نیروگاه بزرگ حرارتی است، با این تفاوت که وابستگی به سوختهای فسیلی و فشار بر منابع گازی کشور را کاهش میدهد.
شرکت دولتی روساتم امروز یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین بازیگران صنعت هستهای جهان بهشمار میرود. بر اساس آمارهای منتشرشده تا سال ۱۴۰۴ خورشیدی، این شرکت در ساخت یا مشارکت در بیش از ۳۰ واحد نیروگاهی در خارج از روسیه نقش دارد و سهمی نزدیک به ۴۰ درصد از بازار جهانی صادرات فناوری هستهای را در اختیار گرفته است.
روساتم؛ بازیگر کلیدی صنعت هستهای جهانی
شرکت دولتی روساتم امروز یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین بازیگران صنعت هستهای جهان بهشمار میرود. بر اساس آمارهای منتشرشده تا سال ۱۴۰۴ خورشیدی، این شرکت در ساخت یا مشارکت در بیش از ۳۰ واحد نیروگاهی در خارج از روسیه نقش دارد و سهمی نزدیک به ۴۰ درصد از بازار جهانی صادرات فناوری هستهای را در اختیار گرفته است. از ترکیه و مصر گرفته تا چین، هند و بنگلادش، ردپای روساتم در پروژههای هستهای متعددی دیده میشود.
برای مسکو، همکاری هستهای با ایران فقط یک قرارداد اقتصادی نیست. این همکاری بخشی از راهبرد کلان روسیه برای حفظ نفوذ در بازار انرژی جهانی، متنوعسازی شرکای راهبردی و مقابله با فشارهای غرب است. پس از تشدید تحریمهای غرب علیه روسیه در پی جنگ اوکراین، اهمیت پروژههایی مانند بوشهر دوچندان شده است؛ چرا که نشان میدهد مسکو همچنان قادر است پروژههای پیچیده فناورانه را در خارج از مرزهایش پیش ببرد.
اظهارات اخیر الکسی لیخاچف، مدیرکل روساتم، مبنی بر اینکه «ساخت واحدهای ۲ و ۳ بوشهر دیر یا زود با موفقیت تکمیل خواهد شد»، در همین چارچوب قابل تحلیل است. این پیام نهتنها خطاب به ایران، بلکه به بازیگران بینالمللی نیز مخابره میشود: روسیه قصد ندارد از پروژههای راهبردی خود عقبنشینی کند.
واحدهای جدید نیروگاه بوشهر بر پایه فناوری VVER-۱۰۰۰/۱۲۰۰ طراحی شدهاند؛ فناوریای که نسلهای جدید آن با استانداردهای ایمنی پسافوکوشیما همخوانی دارد.
واحدهای ۲ و ۳ بوشهر؛ ویژگیهای فنی و ظرفیتهای پنهان
واحدهای جدید نیروگاه بوشهر بر پایه فناوری VVER-۱۰۰۰/۱۲۰۰ طراحی شدهاند؛ فناوریای که نسلهای جدید آن با استانداردهای ایمنی پسافوکوشیما همخوانی دارد. این راکتورها به سیستمهای ایمنی فعال و غیرفعال مجهز هستند و در برابر حوادث طبیعی شدید، از جمله زلزلههای بزرگ، طراحی مقاوم دارند؛ نکتهای که با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران اهمیت مضاعف پیدا میکند.
از منظر اقتصادی نیز، تکمیل این واحدها میتواند در بلندمدت صرفهجویی قابلتوجهی برای ایران به همراه داشته باشد. هر واحد هستهای با ظرفیت حدود ۱۰۰۰ مگاوات، سالانه معادل مصرف چند میلیارد مترمکعب گاز طبیعی برق تولید میکند. در شرایطی که گاز ایران همزمان باید نیاز خانگی، صنعتی و صادراتی را پوشش دهد، آزادسازی این حجم از گاز میتواند به افزایش صادرات یا توسعه صنایع پاییندستی کمک کند.
افزون بر این، پروژه بوشهر بستری برای انتقال دانش فنی و تربیت نیروی انسانی متخصص فراهم کرده است. صدها مهندس و کارشناس ایرانی در طول اجرای این پروژه آموزش دیدهاند و تجربه کار با فناوریهای پیشرفته هستهای را کسب کردهاند؛ سرمایهای انسانی که فراتر از یک نیروگاه ارزشگذاری میشود.
از منظر اقتصادی نیز، تکمیل این واحدها میتواند در بلندمدت صرفهجویی قابلتوجهی برای ایران به همراه داشته باشد. هر واحد هستهای با ظرفیت حدود ۱۰۰۰ مگاوات، سالانه معادل مصرف چند میلیارد مترمکعب گاز طبیعی برق تولید میکند.
چالشها؛ از تحریم تا پیچیدگیهای مالی و لجستیکی
با وجود همه مزایا، مسیر تکمیل واحدهای ۲ و ۳ بوشهر هموار نبوده است. تحریمهای بینالمللی علیه ایران و روسیه، یکی از مهمترین موانع پیشروی این پروژه بهشمار میرود. محدودیتهای بانکی، دشواری در انتقال تجهیزات حساس و بیمه پروژه، و افزایش هزینههای لجستیکی، همگی باعث کندی روند اجرا شدهاند.
از سوی دیگر، پروژههای هستهای ذاتاً پروژههایی بلندمدت و پرهزینه هستند. برآوردها نشان میدهد هزینه ساخت هر واحد نیروگاه هستهای مدرن ممکن است به چندین میلیارد دلار برسد. در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیت منابع ارزی مواجه است، تأمین مالی پایدار پروژه اهمیت حیاتی دارد. همکاری با روساتم، که معمولاً بستههای مالی و فاینانس بلندمدت ارائه میدهد، یکی از راهکارهای عبور از این چالش بوده است.
با این حال، تأخیرهای زمانی نیز انتقادهایی را در داخل کشور برانگیخته است. برخی منتقدان معتقدند وابستگی بیش از حد به یک شریک خارجی میتواند ریسکهای سیاسی و اجرایی ایجاد کند. در مقابل، حامیان پروژه تأکید میکنند که در صنعت هستهای، تنوعبخشی به شرکا همواره آسان نیست و همکاری با بازیگری مانند روساتم که تجربه عملیاتی گسترده دارد، منطقیترین گزینه بوده است.
برای ایران، تکمیل واحدهای ۲ و ۳ پیام روشنی دارد: برنامه هستهای صلحآمیز کشور متوقف نشده و حتی در شرایط فشار نیز مسیر توسعه خود را ادامه میدهد. برای روسیه نیز، این پروژه نشانهای از توان حفظ و گسترش نفوذ در خاورمیانه است؛ منطقهای که بهطور سنتی عرصه رقابت قدرتهای بزرگ بوده است.
پیامدهای ژئوپلیتیکی؛ بوشهر در معادلات منطقهای و جهانی
نیروگاه بوشهر و توسعه آن، صرفاً یک موضوع داخلی یا دوجانبه نیست. این پروژه در متن رقابتهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه و نظام عدم اشاعه هستهای قرار دارد. از نگاه غرب، هرگونه گسترش زیرساخت هستهای ایران با حساسیت ویژه دنبال میشود، حتی اگر این زیرساختها تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی و برای اهداف صلحآمیز باشد.
برای ایران، تکمیل واحدهای ۲ و ۳ پیام روشنی دارد: برنامه هستهای صلحآمیز کشور متوقف نشده و حتی در شرایط فشار نیز مسیر توسعه خود را ادامه میدهد. برای روسیه نیز، این پروژه نشانهای از توان حفظ و گسترش نفوذ در خاورمیانه است؛ منطقهای که بهطور سنتی عرصه رقابت قدرتهای بزرگ بوده است.
در سطح منطقهای، افزایش ظرفیت برق هستهای ایران میتواند به ثبات بیشتر شبکه انرژی کمک کند و حتی در آینده، امکان همکاریهای فرامرزی در حوزه برق را فراهم آورد. این موضوع بهویژه در زمانی اهمیت دارد که بسیاری از کشورهای منطقه با چالشهای مشابهی چون رشد مصرف و تغییرات اقلیمی مواجه هستند.
با توجه به اظهارات اخیر مدیرکل روساتم، میتوان گفت اراده سیاسی دو طرف برای تکمیل واحدهای ۲ و ۳ بوشهر همچنان وجود دارد. سناریوی محتمل این است که پروژه، هرچند با سرعتی کمتر از برنامه اولیه، در نیمه دوم دهه ۱۴۰۰ به مراحل نهایی نزدیک شود.
آینده پروژه؛ سناریوهای محتمل و چشمانداز پیشرو
با توجه به اظهارات اخیر مدیرکل روساتم، میتوان گفت اراده سیاسی دو طرف برای تکمیل واحدهای ۲ و ۳ بوشهر همچنان وجود دارد. سناریوی محتمل این است که پروژه، هرچند با سرعتی کمتر از برنامه اولیه، در نیمه دوم دهه ۱۴۰۰ به مراحل نهایی نزدیک شود. در این صورت، ایران یک گام مهم دیگر به سمت تحقق هدف چند هزار مگاوات برق هستهای برخواهد داشت.
سناریوی خوشبینانهتر، به بهبود شرایط بینالمللی و کاهش فشار تحریمها گره خورده است؛ وضعیتی که میتواند تأمین مالی و انتقال فناوری را تسهیل کند. در مقابل، در سناریوی بدبینانه، تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی ممکن است به تأخیرهای بیشتر منجر شود، هرچند بعید است پروژه بهطور کامل متوقف شود.
در مجموع، واحدهای ۲ و ۳ نیروگاه بوشهر را باید پروژهای دانست که فراتر از یک نیروگاه برق، به نمادی از تلاقی انرژی، سیاست و راهبرد ملی تبدیل شده است. تأکید روساتم بر تکمیل این پروژه، نشان میدهد که بوشهر همچنان یکی از نقاط کانونی همکاری تهران–مسکو باقی خواهد ماند؛ همکاریای که آینده آن، بخشی از معادله بزرگتر نظم انرژی و ژئوپلیتیک قرن بیستویکم است.




نظر شما