به گزارش بازار، سیدمهدی طالبی ، پژوهشگر حوزه بینالملل نوشت:
اگر ایران تحرک آمریکا را با جنگ فراگیر، جنگ منطقهای و غرقکردن ناوها پاسخ میدهد، پس آنچه هماکنون در آبهای جنوب جریان دارد، چیزی جز آمادگی برای اجرای چنین اهدافی نیست. ازسویدیگر، اگر چنین اهدافی ترسیم شدهاند، مسدودشدن تنگه هرمز روی شناورهای آمریکایی امری قطعی خواهد بود.
نکات
درباره تحولات در جریان نکات ذیل حائز اهمیتاند.
۱ در شرایطی که آمریکا نفتکش و کشتیهای مرتبط با چین، روسیه و ایران را توقیف میکند و اروپا درپی توقیف کشتیهای روسی است، اقدام متقابل شرق باید در تنگه هرمز یا بابالمندب صورت بگیرد. این اقدام ضرورتاً ارتباطی با وقوع جنگ ندارد و به کشمکش کنونی در دریاها مربوط است. پاسخ شرقی به غرب الزاماً نباید شامل اجراییکردن توقیف شود، بلکه برگزاری رزمایش که نشاندهنده آمادگی و اراده است، اثراتی بر طرف مقابل و بر برداشت افکار عمومی دارد.
۲ بستهشدن تنگه هرمز به این معناست که آمریکا باید با جنگندههایی که تدارکاتشان از مسیر هوایی میرسد و ناوهای هواپیمابر در دریاها بجنگد؛ پس جنگندههای مستقر روی زمین و ناوهای هواپیمابر برای جنگ طولانیمدت چندماهه قابلاستفاده نیستند و برای نبردی چندماهه به کار نمیآیند. اگر محور مقاومت دست به تحرک زمینی بزند، آمریکا مجبور میشود در جغرافیای گستردهتری عملیات کند که به معنای فشار تدارکاتی بیشتر است؛ به این مسئله احتمال سقوط برخی پایگاههای هوایی آمریکا را باید اضافه کرد. توانمندی دریایی محور مقاومت حتی اگر به تنگه هرمز و اطراف آن، یعنی خلیجفارس و دریای عمان محدود گردد، آمریکا به دلیل این توانمندی قادر به ورود پرتعداد به منطقه و تأمین تدارکاتش برای جنگ طولانیمدت نیست.
3- ایران از دو منظر قادر به حملات زمینی در منطقه است. نخست آنکه برخی سرپلهای دشمن در نزدیکی آن قرار دارند و دومین موضوع، گروههای عضو محور مقاومت هستند. این نیروها در سراسر منطقه حضور داشته و اساس قابلیت آنها امکان هجومهای زمینی موجی و آلودهسازی محیط برای دشمن است. نکته اصلی در این میان، تحرکات مقاومت از مسیر دریاست؛ محور مقاومت باید نقاطی را که دشمن از آن آتش میریزد خفه کند و این جز با حمله زمینی امکانپذیر نیست؛ بااینحال در نقاطی دریاها میان محور مقاومت و دشمن فاصله انداختهاند و برای دسترسی زمینی به دشمن باید از آنها عبور کرد. اگر دریای سرخ و سواحل گسترده مقابل آن در دو سوی عربستان و مصر برای یمنیها قابل پیمایشاند و تلآویو وقوع این سناریو را جدی گرفته است، پس امکان حرکت ایران از خلیجفارس و تصرف پایگاههای آمریکایی در جنوب تا چه میزان ارزیابی میشود؟ باید توجه داشت سناریوی عبور از دریا به ایران اختصاص دارد، اما گروههای مقاومت عراقی با دورزدن بال غربی خلیجفارس قادر به دسترسی به طوق جنوبی آن هستند
4- قدرتهای شرقی با رزمایش در آبهای جنوب در حال نشان دادن اثر نزدیکی جغرافیایی در همگراییهای آتی هستند. این اتفاق موازنه فراساحلی آمریکا را با مشکل روبهرو میکند.رزمایش چین، روسیه و ایران که هرکدام نظام سیاسی متفاوتی دارند، نه بر مبنای ایدئولوژی بلکه بر اساس منافع جغرافیایی جدید شکل گرفته است. به نظر میرسد جاماندگی از این ویژگی است که باعث شده متفکران غربی با اتکا به تفاوت نگاههای ایدئولوژیک پکن، مسکو و تهران نزدیکشدن آنها به یکدیگر را بسیار دشوار ارزیابی کنند. آسیای کنونی، شبیه اروپا و شرق آسیا در دو جنگ جهانی یا جنگهای ناپلئونی نیست.
برگزاری رزمایش سپاه در تنگه هرمز مماس بر استقرار دریایی آمریکا به طور آشکاری در تقابل با این استقرار است. یک سناریو محتمل درباره نیات آمریکا تلاش برای اختلال در کشتیرانی ایران است که مقابله با آن، از راه اعمال کنترل هوشمند در کشتیرانی صورت میگیرد که محل اصلی آن تنگه هرمز است. این رزمایش همزمان نشان دادن مسدود بودن مسیر برای انتقال تدارکات آمریکا به منطقه است که سناریو جنگ فراگیر را از میز آمریکا برمیدارد.
6- رزمایش دریایی مشترک چین، روسیه و ایران امری روتین طی سالهای گذشته بوده، اما عواملی آن را به قضایای کنونی مرتبط میکنند؛ این رزمایش از ابتدای شکلگیری نمادی از همگرایی قدرتهای شرقی بود و روتین بودن آن در سالهای گذشته، ارتباط آن با استقرار کنونی آمریکا را قطع نمیکند. ازسویدیگر، ایران برای چین و روسیه از نظر ژئوپلیتیکی اهمیت داشته و با تحرکات سالهای اخیر آمریکا این مسئله تشدید شده است.




نظر شما